آگاپه | Agape
برایبارهزارم ؛ ازهمهچیبراممهمتری
برایبارهزارم ؛ هیشکیوبهاندازهتودوستندارم!
آگاپه | Agape
تونمیدونیوهیچوقتمنخواهیفهمید ولیمنتکتکلحظههایِعمرمودارمبا خیالِتووفکرکردنبهتمیگذر
عشق!
کلمهایکهشایدیکیازشبهعنوانبهترین
وقشنگریناتفاقیادکنهویکنفرِدیگهبه
عنوانِبزرگتریندردیکهتجربهکرده؛
عشقهممیتونهبهگرمایتابستونوصلت
کنه،هموجودتروپرازیخِسردکنه؛
میتونهباعثبشهتوخودتُبهچشمخوشبخت
ترینآدمدنیاببینی؛روزاتقشنگترمیشن؛
شباراحتترمیتونیبخوابیُحالتکوکِکوکه.
اما.امانازحالتِدومعشق!
عشقیکهمیدونیغلطه،میدونیدرست
نیست،میدونیوصالدرکارنیستولی
اینقلبِلعنتیکهحرفِحسابحالیشنمیشه!
شبُروزازخوابوخوراکمیفتیوفقطبهاون
فکرمیکنی؛یعنیالاندارهچیکارمیکنه؟حالش
خوبه؟خوشحاله،خوشبخته؟اگهکنارهمبودیم
همهچیزقشنگتربود؟
نمیدونی!خودتمجوابسوالاتُنمیدونیُ
صبحتاشبتوسرتمیچرخن.سوالایبی
جوابیکهشایداگهعاشقنمیشدیفکرتو
درگیرنمیکردن؛
ولیتوحاضریدردبکشی،اذیتبشی،قلبتُ
دستیدستیبهبادبدی،ولیبهشفکرکنی
وآرومبگیری.
واینیعنیعشق. . . !
-رویـا
میشه بیای منو با خودت ببری؟ بریم یه جایی که فقط من باشم تو باشی ُ دو لیوان چایی.