💠 #صادق_هدایت از سیزده دردِ
مشترکِ ایرانیان چنین مینویسد:
۱. اکثر ما ایرانیها تخیل را به تفکر ترجیح میدهیم.
۲. منافعِ شخصی را به منافعِ ملی ترجیح میدهیم.
۳. با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.
۴. به بدبینی بیش از خوشبینی تمایل داریم.
۵. نواقص را میبینیم؛ اما در رفعِ آنها اقدام نمیکنیم.
۶. در هر کاری اظهار فضل میکنیم و از گفتنِ " نمیدانم" شرم داریم.
۷. کلمه "من" را بیش از "ما" بهکار میبریم.
۸.مهارت را به دانش ترجیح میدهیم.
۹. بیشتر در گذشته بهسر میبریم
۱۰. از دوراندیشی و برنامهریزی عاجزیم
۱۱. عقبافتادگیمان را به گردنِ دیگران و توطئه دشمن میاندازیم.
۱۲. دائماً دیگران را نصیحت میکنیم اما خودمان عمل نمیکنیم.
۱۳. همیشه آخرین تصمیم را در دقیقه آخر میگیریم
@Aghmiun
🌱اگر فرزند خردسال دارید نه نگویید!
⛔️بچهها فوقالعاده سَرکِشند. تا به آنها «نه» بگویید دلخور و رنجور میشوند. بنابراین نه نگویید! برای این که بچههایتان آن طور که میخواهید بار بیایند، باید در سختگیری و عادتهای خود اصلاحاتی انجام دهید. بنابراین، عادت کنید بگویید «بله، اما... ».
⛔️وقتی فرزندتان از شما میخواهد کاری را که نمیخواهید انجام دهید، مستقیماً از این کار امتناع نورزید. فقط بگویید: «باشه، اما شما باید قبل از آن تکلیف خود را انجام بدهی.» این کار، یک روش تربیتی مثبت است و فرزندتان سعی خواهد کرد آن چه را که به او میگویید درک کند.
@Aghmiun
✔️ فرد مثبت همیشه برنامه دارد، فرد منفی همیشه بهانه دارد.
✔️فرد مثبت همیشه خود جزئی از جوابهاست،
❌ فرد منفی همیشه خود بخشی از مشکلات است.
✔️فرد مثبت در کنار هر سنگی سبزه ای میبیند،
❌ فرد منفی در کنار هر سبزه ای سنگی میبیند.
✔️فرد مثبت برای هر مشکلی راهکاری مییابد،
❌فرد منفی برای هر راهکاری مشکلی میبیند.
✔️فرد مثبت همیشه دوستی ها را زیاد میکند،
❌فرد منفی دشمنی ها را زیاد می کند.
✔️فرد مثبت می گوید اجازه بده انجام پذیر است،
❌ فرد منفی میگوید نمی توانم انجام پذیر نیست.
✔️فرد مثبت همیشه با صبر مشکلات را حل میکند،
❌فرد منفی همیشه با خشم مشکلات را زیاد میکند.
@Aghmiun
,,مفاخر آغمیون,,
اول ماه محرم الحرام, در حسینیه ائمه اطهار ع, بعد از نماز مغرب وعشا , مردی با سیمای خندان و بی نهایت مهربان, در گوشه ای نشسته و با چند نفر از دوستان و همسایگان قدیم , گپ خودمونی می زنند, نزدیکشان شدم و سلام و احوالپرسی و روبوسی و لعنت بر یزید و آل یزید.
جناب آقای حاج صابر سایر, پسر حاج علی اکبر سایر, یا کاملتر معرفی کنم , پسر عزیز سیده خانم عشرت ,که همه آغمیونی ها ارادت خاصی به این خاندان اصیل و اولاد پیامبر دارند, حاج صابر را به سختی راضی کردم تا ایشان را بعنوان اولین فخر آغمیونیها معرفی کنم , البته از پارسال دنبال این کار نیک بودیم , ولی حاج صابر راضی نمی شدند, ایشان نه تنها از نظر شغلی و موقعییت کاری و جایگاه ویژه , یک الگو هستند بلکه از نظر اخلاق و کردار, مثال زدنی هستند , حسن اخلاق , ادب , و نزاکتشان قابل وصف هست, اگر روزی برای رفع مشکلی به محل کارشان مراجعه کنید تمام گفته های بنده را تصدیق خواهید کرد, کسی که در آن شغل قابل توجه , خود را از دید هم ولایتی هایش پنهان نمی کند بلکه با احترام به استقبالش می آید.
اگر در ماه محرم به حسینیه بروید و موقع زنجیر یا سینه زدن , به ناله های از دل برون آمده , حاج صابر گوش فرا دهید, پی به دل پاک و چشمان اشک آلودو گلوی بغض گرفته اش میشوید, آخرین سمت های این فرزند برومند آغمیون,
۱_رییس حوزه مدیر عامل بانک مسکن
۲- مدیر حوزه مدیر عامل بانک توسعه و تعاون
۳_نایب رییس هیات مدیره شرکت خدماتی و پشتیبانی بانک توسعه و تعاون
حقیر به نوبت خودم , به وجود نازنین این , عزیزافتخار میکنم و برای , ایشان و خانواده و والدین گرامیشان , از خداوند منان , سلامتی خواهانم.
کانال آناوطن آغمیون
@aghmiun
مخلص:محمود اسماعیلی
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آخرین کلیپی که مرحوم کربلایی بهروز قرایی چند روز قبل از فوت شان به کانال فرستاده بودند امروز در سومین روز درگذشت خودش جانمایی میگردد.
روحش قرین رحمت الهی....
انشاالله میهمان ابی عبدالله ....خواهند بود ....
@Aghmiun
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تصویر منحصر بفرد از شهرستان زیبای سلماس در آذربایجان
شهر سلماس منظم ترین شهر ایران 'با قدمتی بیش از ۹هزار سال.....
@Aghmiun
یک عکس قدیمی
آغمیون
آقایان : سید محمود ( میر آقا ) مصطفوی
و حمید افخمی
در حال خرد کردن علوفه در پشت بام
ممنون از دوست گرامی آقاسید میر آقا مصطفوی بابت این عکس زیر خاکی ...
شما هم اگر از این قبیل عکس های قدیمی دارید محبت کنید ارسال بفرمایید تا بماند بیادگاری در آرشیو کانال آنا وطن...
@Aghmiun
داستان کوتاه
پدربزرگ
پیرمردی با پسر، عروس و نوهی پنجسالهاش زندگی میکرد. دستان پیرمرد میلرزید و چشمانش خوب نمیدید و به سختی میتوانست راه برود. شبی هنگام خوردن شام، غذایش را روی میز ریخت و لیوانی را به زمین انداخت و شکست.
پسر و عروسش، از این خرابکاری پیرمرد ناراحت شدند و گفتند: باید دربارهی پدربزرگ کاری کنیم؛ وگرنه، تمام خانه را به هم میریزد. آنها یک میز کوچک در گوشهی اتاق گذاشتند و پیرمرد مجبور شد به تنهایی غذا بخورد. بعد که یک بشقاب و یک لیوان از دست پدربزرگ افتاد و شکست، دیگر مجبور بود غذایش را در کاسهی چوبی بخورد.
یک روز عصر، پدر متوجه پسر پنجسالهی خود شد که داشت با چند تکه چوب، بازی میکرد. پدر رو به پسرش کرد و گفت: پسرم، داری چی درست میکنی؟ پسر با شیرینزبانی گفت: دارم برای تو و مامان، کاسهی چوبی درست میکنم که وقتی پیر شدید، توش غذا بخورید! سپس تبسمی کرد و به کارش ادامه داد. از آن روز به بعد، همهی خانواده با هم سر یک میز غذا میخوردند.
من منم؟ داستانهای کوتاه و شگفتانگیز، امیررضا آرمیون، ج ۲، ص ۱۵۴ و ۱۵۵.
#داستانکوتاه
@Aghmiun
🔆کم کم ، موبایلها حذف خواهند شد !
⁉️🤔 جایگزین موبایل 👆
*از Ai Pin چه میدانید؟* آیپین (سنجاق هوش مصنوعی) تا قبل از پایان امسال (سال میلادی) روانه بازار گردیده و جایگزین گوشیهای موبایل میگردد
⬅️ یادتونه در روایات میخوندیم ،در آخرالزمان مردم در کف دست ، همه چیز را می بینند...
@Aghmiun