کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی #چشمان_زغالی #قسمت_دویستوچهلوسه مازار با تلخی پرسیدچشمت افتاد به گلسره
#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
#چشمان_زغالی
#قسمت_دویستوچهلوچهار
در ادامه حرفش با صدا خندید آدم هایی هم هستند که یکی بودنشان خیلی کم است از آنها باید چند نفر باشد. خدا باید چند نفر از آن یکنفر می ساخت وکنار می گذاشت هر وقت میخواست به یکی از بنده هایش جایزه ای حسابی بدهد یکی از آنها را میدادمازار از همان آدم ها بود جایزه آیلار از طرف خدا ،شاید برای پاک دامنی اش شاید برای صبوری هایش .با این مرد میشد زندگی را زیباتر از آنچه که بود ساخت و چقدر پایان بعضی قهرها زیادی زیبا بودند.نگاهی کنار دریاچه چرخاند و گفت اینجا هم خیلی قشنگه ها .کاش یک چیزی خریده بودیم نهار اینجا می خوردیم
مازار هم چرخید کنارش ایستاد شانه سمت چپ آیلار مماس با سینه اش بود
وگفت فکر بدی هم نیست میریم یک مقدار خوراکی میخریم بر می گردیم.آیلار از روی شانه نگاهش کرد و با اشتیاق گفت راست میگی ؟چه خوب دوباره به آبی های آرام رو به رویش خیره شد مازار گفت میدونستی این دریاچه تابستونا البته اگه آبی ازش بمونه صورتی میشه؟آیلار متعجب نگاهش کرد و متعجب گفت واقعا دریای صورتی ؟مازار پاسخ داد آره .بعضی از روزهای اردیبهشت هم آبش صورتی یا حتی گاهی بنفش میشه .آیلار ابرو بالا انداخت و گفت چقدر جالب .لازم شد حتما بیام ببینم . مازار سرش را به سمت آیلار خم کرد و گفت به امید
خدا تا اردیبهشت عروسی گرفتیم .دیگه همینجا هستی هر وقت دوست داشتی میاییم اینجاآیلار لبخند زدمازار دست در جیب کرد و سینه جلو داد و گفت تو نظرت چیه درباره اینکه زودتر عروسی بگیریم و
پیش هم باشیم ؟آیلار سینی چای را روی میز آشپزخانه گذاشت.یک فنجان چای مقایل مازار که سرش توی گوشی بودیک فنجان چای هم برای خودش گذاشت و روی صندلی نشست.مازار که حسابی در دنیای گوشی اش بود بنظر نمی رسید اصلا متوجه آمدن آیلار شده باشد سر بلند کرد چشمکی به دخترک زد وگفت دست خانوم خونه درد نکنه و دوباره به صفحه گوشی خیره شد قلب دختر در سینه ریزش کرد دلش برای تمام حرکات مازار تنگ شده بود بخصوص این چشمک زدن های قشنگش این اتفاق و دلخوری به او فهمانده بود که مازار در همین مدت کوتاه چطور خودش را در قلب او جا کرده.آمیزاد بنده محبت است محبت زودتر از هر چیز دیگری اثر می کندبخصوص که محبتهای مازار از دل می آمد و بر دل می نشست.آیلار لبخندی زدفنجان را به دست گرفت و برای اینکه حرف بزند تا مازار سرش را از گوشی بیرون بکشد گفت مازار نگفتی با شوهر موکلت چرا دعواتون شد؟مازار گوشی را روی میز گذاشت و گفت شوهره از این زبون نفهم های روزگاره .راضی نیست هیچ کس از حق زنش دفاع کنه .قبلا خانومش دوتا وکیل زن گرفته اما هر دوتا رو با تهدید و زور فرستاده رفتن .به خیال خودش با منم می تونه همین کارو بکنه آیلار به صندلی تکیه داد و گفت خوب مشکلشون چیه ؟مازار دستانش را روی میز در هم قفل کردگفت شوهره به بهانه فانتزی جنسی زنشو اذیت می کنه .ببین اصلا منظورم سادیسم و ازار جنسی و بیمارهای جنسی نیست .فقط به بهانه فانتزی های جنسی کارهایی رو از زنش میخواد که در توان زنش نیست .آیلار هنوز هم کمابیش از مازار خجالت می کشیدنگاهش را از ابی های مازار گرفت و به دستان در هم قفل شده اش دادمازار ادامه داد اینم آثار دیدن فیلم های پورن و داستان ها و رمان های پورنه که این روزا همه جا پر شده .یک آدم که معلوم نیست داره به چی فکر می کنه و افکارش حول چه چیزایی می چرخه میشینه چهارتا حرکت رو که توی عالم واقع احتمالش خیلی کمه توی فیلم با بازی بازیگری که بهترین کلاسهای ورزشی رفته و هزار جور آموزش دیده می سازه و پخش می کنه .مردم هم نگاه می کنن از روی جهل و نا آگاهی فکر می کنن می تونن از همسرشون توقع داشتن توانایی اون بازیگرو داشته باشن میدونی آیلار من خیلی آدم مذهبی نیستم .مذهبی بودنم در حد نماز و روزه ، همین .اما هر چی زمان می گذره بیشتر به این نتیجه می رسم *که واقعا آموزه های دینی درست و منطقی هستن .روی اصولن* به قول بابا خدایی که ما رو ساخته بهتر از خودمون می شناختتمون . وقتی دیدن این فیلم هاو عکس ها ،خوندن این رمان ها و قصه ها حرام اعلام شده چون می دونسته اینا باعث تنوع طلبی بی دلیل و نا به جا میشن .چشم انسان هرز میره جسمش سیری نا پذیر میشه.آیلار در پاسخ حرفهای مازار گفت راستش توی ده ما بخاطر نبود موبایل و اینترنت خیلی به این چیزا دسترسی نداریم اما اینطوری هم نبوده که ندیده باشیم.دخترخاله هام گاهی که می اومدن ده از این چیزا توی گوشی هاشون نشونم دادن . شاید باورت نشه که خدا رو شکر می کردم که به امکانات دسترسی نداریم و از این چیزا دوریم.مازار هم مثل آیلار به پشتی صندلی تکیه داد و گفت آره واقعا بهتر.تکنولوژی که قرار باشه ازش برای آموزش هرزگی استفاده بشه همون بهتره که به هیچ شهر و دیاری راه پیدا نکنه.
ادامه دارد....
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
@Aghmiun
تنها فرازمینی ها بالاتر از شهریار ایران؛
لیونل مسی با هتتریک برابر بولیوی از علی دایی اسطوره فوتبال ایران عبور کرد و به دومین گلزن برتر رقابت های ملی تبدیل شد.
همچنین لیونل مسی پس از کریستیانو رونالدو به دومین بازیکن تاریخ فوتبال در رده ملی تبدیل شد که 10 هتتریک با پیراهم کشورش به ثبت رسانده است.
📊#آمار
⚽️ ورزش سه ⚽️
@vrzsh3
@Aghmiun
☄️اما حتی فرازمینی ها هم به خوبی او نبودند!
علی دایی در طول دوران حرفه ای خود 109 گل در 149 بازی به ثمر رساند که میانگین خارقالعاده 0.73 گل در هر بازی را به ثبت رساند.
این عدد برای رونالدو 0.61 گل به ازای هر مسابقه | 133 گل در 216 مسابقه
برای مسی 0.59 گل به ازای هر مسابقه | 112 گل در 189 مسابقه
📊#آمار
⚽️ ورزش سه ⚽️
@vrzsh3
@Aghmiun