eitaa logo
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
4.5هزار دنبال‌کننده
14.9هزار عکس
17.1هزار ویدیو
116 فایل
شورانگیز ترین مهر، دلدادگی به زادگاه است... 👇👇 محمدفرازی @mfarazi20 ✏️✏️✏️ محموداسماعیلی @m_esmal
مشاهده در ایتا
دانلود
4_5981273393163407711.mp3
زمان: حجم: 53M
🥰 پادکست «بوسه زندگی» اپیزود پنجم: از تعارضات به سوی شفقت و مهربانی ... روابط همیشه درجاتی از تعارضات رو دارند، اما فراوانی، شدت و مدت اونهاست که متغیره و این نکته مهمه که زوجین در کنار هم تلاش کنند تا متوجه بشن مشکل کجاست و راه حل‌های اونها چیه. در نتیجه آروم آروم از تعارضات به سمت شفقت و مهربانی هم نسبت به خودشون و هم نسبت به طرف مقابل حرکت میکنند و صمیمیت و رضایتمندی در زندگی زناشوییشون افزایش پیدا میکنه. پس این اپیزود از پادکست "بوسه زندگی" رو از دست ندید ... @Aghmiun
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعضی وقتها به بارون نیاز داری... تا بدونی چقدر دلتنگ آفتابی! @Aghmiun
ازعزراییل پرسیدند: تابحال گریه نکردی زمانیکه جان بنی آدمی را میگرفتی؟ عزرائیل جواب داد: یک بارخندیدم، یک بارگریه کردم و یک بارترسیدم. ."خنده ام" زمانی بودکه به من فرمان داده شد جان مردی رابگیرم،اورادرکنارکفاشی یافتم که به کفاش میگفت:کفشم را طوری بدوز که یک سال دوام بیاورد! به حالش خندیدم وجانش راگرفتم.. "گریه ام"زمانی بود که به من دستور داده شدجان زنی رابگیرم،او را دربیابانی گرم وبی درخت وآب یافتم که درحال زایمان بود..منتظرماندم تا نوزادش به دنیا آمد سپس جانش را گرفتم..دلم به حال آن نوزاد بی سرپناه درآن بیابان گرم سوخت وگریه کردم.. "ترسم"زمانی بودکه خداوندبه من امرکردجان فقیهی را بگیرم نوری ازاتاقش می آمد هرچه نزدیکتر میشدم نور بیشترمی شد وزمانی که جانش را می گرفتم ازدرخشش چهره اش وحشت زده شدم..دراین هنگام خداوند فرمود: میدانی آن عالم نورانی کیست؟.. او همان نوزادی ست که جان مادرش راگرفتی. من مسئولیت حمایتش را عهده دار بودم هرگز گمان مکن که باوجودمن،موجودی درجهان بی سرپناه خواهد بود... 📲جناب اقای بهروز باهوش @Aghmiun
🟡دلایل چین و چروک پوست که هیچ ربطی به افزایش سن نداره چیه؟ ▫️نور خورشید ▫️آلودگی ▫️کمبود خواب ▫️استرس ▫️شکر ▫️جمع کردن چشم ها ▫️خوردن نوشیدنی با نی ▫️پوست خشک ▫️استعمال دخانیات‌ 📲جناب آقای سیدجبارمصطفوی @Aghmiun
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥ابزارهای جدید با سرعت عمل بالا و کارایی بیشتر!! 📲جناب آقای جبرائیل حضراتی @Aghmiun
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
😅😍این پسر آخرِ استعداده یکی از بهترین اجراهای صداتو همین بود😅. @Aghmiun
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
,,یادی از مرحوم فریدون گلچین و آقای صادق رهنورد ,, در ضلع جنوبی قلعه قاباغی, مغازه ای بود , که متعلق به مرحوم حاج محمود محمدی, فرزند مرحوم حاج علی اصغر, حاج علی اصغر پدر بزرگ پدری برادران محمدی که در میدان گمرگ مغازه دار هستند و کارشان خرید و فروش لوازم موتور و دوچرخه هست, که نسبت فامیلی نزدیک هم باهم داریم , و برادران زینالی نوه های دختری مرحوم حاج علی اصغر میباشند.مغازه حاج محمود محمدی را در قلعه باغی, در قدیم پسرشان علی آقا , که فردی دوست داشتنی و بسیار مهربان بود , میچرخانید.علی اقا که همه ما , از محبت زیاد , ایشان را علی عمو می گفتیم. مغازه علی عمو , شب ها پاتوق چند نفر از دوستان و فامیل همسن و سال میشد. میدانید از قدیم مرسوم است که در مغازه های بقالی روستا, یک عده پاتوق میکنند و تا پاسی ازشب در انجا گپ می زنند, شاید الان هم باشد. دو نفری که پای ثابت قضیه بودند, یکی مرحوم فریدون گلچین, و دیگری صادق رهنورد بودند , اینها می آمدند و ما هم دور و برشونو می گرفتیم. این دو نفر , فهم و شعور بنده می گوید, می توانستند برای همیشه در یاد و خاطره آغمیون بمانند! آن موقع این دو نفر یه کارهایی انجام میدادند که همه متحیر و انگشت به دندان می ماندیم, بقول امروزی:پانتومیم, و چشم بندی, و حرکت های آکروباتیک, الان چقدر , در آمد و چقدر طرفدار دارد؟این دو نفر اگر آن زمان تحت تعلیم کسی قرار میگرفتند و یا در کلاسی یا جایی آموزش می دیدند, شاید الان یکی از مشهورترین های , زمانه بودند, ولی افسوس و صد افسوس.....اگر در جمع کسانی که شاهد هنرنمایی های, خاموش و نشناخته انها بودید گفته های بنده را تصدیق می کردید, خیلی از آن افراد هستند میتوانید بپرسید, مثلا اقای قادر محمودی, یک شاهد حی و حاضر. اگر فقط از خاطرات این دو نفر بخواهم بنویسم , خیلی وقت و حوصله میخواهد ,شاید هم در اینده این کار را بکنم, اقای رهنورد, را خیلی سالهاست ندیده ام , خیلی دوست دارم ببینمشون, اقای رهنورد اولین نفری بودند دوربین عکاسی را به آغمیون اوردند, از همه عکس می گرفتند و من هنوز در البوم عکسی را دارم که ایشان گرفتند. شاید اولین گواهینامه بین المللی را ایشان از آغمیونی ها گرفتند و من یادمه , گواهینامه را اورده بود به همه نشان میداد, آدم بسیار مهربان و شاد و شوخ طبعی بودند , تیپ های روز سینما را ان موقع , میزد, عینک دودی با سبیل قیطونی. کیف سامسونت بدست. کت و شلوار چهار خانه درشت با کراوات , موهای فرفری , اقا فریدون خدا بیامرز هم همینطور. با قیافه مهربان و چهره معصوم و خندان, جفت عجیبی بودند , بدون هیچ عیب و نقصی, نمی دانم بنده خدا فریدون چرا و کجا فوت کرد, ولی دردناک بود , همه ناراحت بودند , آخه همه خاطرات خوبی ازش داشتتد, روحش شاد. و اما می دانید که اقای رهنورد یکی از برادران , سایری هستند , بلی حاج سایری ها. ایشون برادرمرحوم حاج حسن، حاج علی اکبر و حاج اقبال هستند ولی ناتنی هستند. مخلص:محمود اسماعیلی @Aghmiun
48.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔘گشتی دوباره در آلبوم عکس آغمیون 🌼چقدرزوددیرمیشود... 🌺قدرهمدیگروبدونیم. ⭐️ 8 @aghmiun