eitaa logo
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
4.5هزار دنبال‌کننده
14.9هزار عکس
17هزار ویدیو
115 فایل
شورانگیز ترین مهر، دلدادگی به زادگاه است... 👇👇 محمدفرازی @mfarazi20 ✏️✏️✏️ محموداسماعیلی @m_esmal
مشاهده در ایتا
دانلود
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی #نازبانو #قسمت_صدوبیستودوم دیگه دست روی دست گذاشتن فایده نداره زندگیش دا
بگو انشاءالله اینا میخوان جون من و آقاشونو بگیرن فکر کنن خوشی زده زیر دلشون دایه رضوان جلو دهنش و گرفت و گفت دم غروبه نفرین نکن زن با شنیدن حرفهایی که در مورد منیره بود خشکم زد بیچاره حسین همون موقع منیره که حرفهای مادرش و شنیده بود از اتاق بیرون اومد و دستش و به کمرش زد و با بی ادبی گفت کولی بازی در نیار فکر نکن من از اینکارهای تو میترسم و پا پس میکشم.من و حسین حرفهامونو زدیم و این زندگی دیگه برای هردومون خسته کننده شده اصلا میخوام اون به آرزوش که بچه دار شدن هست برسه منم میخوام از این به بعد خانوم خودم باشم نمیخوام مثل شماها تو پستو پچپو و زندگی کنم.فخر السادات که خونش به جوش اومده بود نگاهی با خشم به منیره کرد و کمی اینو و اونورش و نگاه کرد و لنگه کفشش و دراورد و به طرف منیره پرت کردلنگه کفش محکم به شیشه قدی اتاق خورد و شیشه خرد شدحال فخر السادات خیلی بد بود و منیژه جلوی پاش نشسته بود التماس میکرد اروم باشه و مدام دستهاشو میبوسید و میگفت مادر دعاشون کن دایه رضوان گفت منیره غلط کرده مگه زندگی بچه بازیه یه بار دیگه از این حرفها بزنه با من طرفه.منیره هیچ توجهی به شیون های مادرش نکرد و به اتاقش برگشت و نیر زود شیشه های شکسته رو جمع کردزندگی آروم و بی دغدغه فخر السادات یکباره زیرو رو شده بود.بعد کلی داد و فریاد کردن فخر السادات بلند شد و چادرش و سرش انداخت و همونطور که یه طرف چادرش روی زمین داشت کشیده میشد بدون هیچ حرفی به طرف خونه خودش رفت.دایه رضوان رو به من گفت تو هم بلند شو و بچه هاتو بردار و به اتاق خودت برو خیالت راحت ما هممون طرفدار تو هستیم.دایه هم بلند شد و طلا رو برداشت و داد زد نیر فکری برای شام بکن تا من برگردم علاقه ای به رفتن نداشتم اما خودمو جمع و جور کردم و راه افتادم دایه رضوان به اندازه خودش دردسرداشت و مودبانه عذرم و خواسته بودفخر السادات بی حال با چشم و بینی ورم کرده تو ایوون نشسته بود دایه در اتاقمو باز کرد و طلا رو برد داخل اتاق چه هوای سنگینی داشت از اون اتاق بیزار بودم دایه صورتمو بوسید و گفت همه چی درست میشه صبر داشته باش.برای بدرقه دایه تا جلوی در رفتم فخر السادات به دایه گفت بمون رضوان تا با آقاش حرف بزنیم من طاقتش و ندارم بخدا این مرد از غم منیره داره کمرش خم میشه طاقت مصیبت دیگه ای رو نداره میترسم سکته کنه از حرف زدن فخر السادات تعجب کردم یه جوری حرف میزد که انگار دیگه هیچی براش مهم نیست دایه رضوان اخم کرد و گفت لازم نیست به آقا چیزی بگی اکبر خطا کرده و با خانومی نازبانو برمیگرده و جبران میکنه.از حرف دایه رضوان جا خوردم فخر السادات گفت نه نمیشه باید آقاش بفهمه مگه میشه ازش پنهون کنیم فکر میکنی اگه از دهن یکی دیگه بشنوه و بدونه ما میدونستیم و نگفتیم چی میشه؟سر ماجرای منیره بهم گفته تو ازدخترت غافل شدی که اینطور سر به هوا شده انگار تو این خونه دیواری کوتاه تر از من نیست.دایه رضوان مونده بود چیکار کنه اونم انگار از عکس العمل آقامیترسید اما حرفی نزد و به ایوون رفت و با صدای بلند چند بار نیر و صدا زدنیر صداشو و شنید و از همون حیاط گفت جانم دایه؟دایه گفت یه قلیون چاق کن سرم داره از درد میترکه و کنار هووش نشست،نیر قلیون و اورد و دایه گفت برو به کارات برس و هواست به همه چی باشه اگه پسرهام اومدن شوهرمنیژه و منیره و سراغم و گرفتن بگو گوشهای احمد درد میکرد دایه دوا برده دلشوره داشتم و به اتاقم برگشتم.میدونستم اونا نمیخوان جلوی من در مورد منیره حرف بزنن یه ساعتی گذشت نه از اکبر خبری بود نه از آقا بچه ها رو خوابوندم به بهونه شستن دستهام از اتاق بیرون رفتم.فخر السادات و دایه با دیدن من حرفشونو قطع کردن و فقط صدای قل قل قلیونشون بود که شنیده میشدطوبی روی پای فخر السادات خواب بود بی هدف روی اولین پله ایوون نشستم.پای رفتن به اتاق و نداشتم از در و دیوار خونه غم میباریدصدای بهم خوردن در اومد و دلشوره گرفتم بلند شدم آقا به همراه اکبر و عمه بی بی وارد حیاط شدن.دایه رضوان چادرش و که روی شونه اش افتاده بود رو سرش انداخت و بلند شداما فخر السادات طلبکارانه بهشون نگاه میکرد از سر راه بلند شدم و سلام کردم و کنار کشیدم.عمه بی بی و آقا جوابمو دادن دایه رضوان عمه بی بی رو به بالای ایوون دعوت کردفخر السادات گفت نازبانو برو چای دم کن به مطبخ رفتم از قیافه حق به جانب اکبر آتیش گرفته بودم.فکر نمیکردم اکبر پیش دستی بکنه و عمه و آقا رو بیاره کمی تو مطبخ موندم تا حرفهاشونو بزنن فخر السادات با صدای بلند گفت دختر پس این چایی چی شد؟استکانها رو تو سینی چیدم و دایه رو صدا کردم سینی چای و بهش دادم و گفتم من باید به احمد سر بزنم و به اتاقم رفتم بچه هام تو خواب بودن خداروشکر میکردم که اونا آروم هستن
35.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خوراک مرغ فسنجونی که عاشقش میشی🙂‍↔️ به سبک مامان رقیه جان😍🌱 سبزی ها شامل: نعنا،جعفری،گشنیز،چوچاق،ریحان از ۱۰۰٪ : جعفری و گشنیز ۵۰٪ بقیه سبزی ها باهم ۵۰٪ مواد لازم: 🌻گردو: ۱پیمانه سر خالی 🌻سبزی: ۱مشت 🌻پیاز: ۱عدد 🌻رب الوچه یا انار: ۲قاشق غ خ 🌻مرغ: ۵تیکه متوسط 🌻آب: ۱پیمانه 🌻نمک فلفل زردچوبه به مقدار لازم 🌻بسته به سلیقتون کمی آب انار یا آب غوره هم میتونید اضافه کنید⁩. تقدیم به نگاهتون 🌱🌾🌳 @Aghmiun ❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌ ‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
14.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مگه داریم چیپس اینقدر ترد و خوشمزه و با کم ترین جذب روغن😍✅ ببین دقییا عین چیپس بازاری میشه پس همین الان پاشو درست کن😅 راستی بفرست واسه کسی که دوست داری برات چیپس درست کنه🤪 سیب زمینی✅ روغن✅ نمک✅ سرکه✅ تقدیم نگاهتون 🌱🌾🌳 @Aghmiun ❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌ ‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
14.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نگذارید مامانا از خودشون غافل بشن..... 💞💞💞💞 @Aghmiun ❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا بهش‌ میگن میدان نقش جهان؟ 🔵چون اینجا تجسمی از هنر، قدرت، دین و تجارته. 🟣عمارت عالیقاپو نماد حاکمیت 🟠مسجد شاه نماد مذهب 🟡مسجد شیخ لطف الله نماد علم 🟢و بازار قیصریه نماد اقتصاد شما وقتی وسط میدون بایستی، حاکمیت و مذهب و علم و اقتصاد رو در کنار هم میبینی. @Aghmiun ❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌
خزان به دیده‌ی ما چون بهار می‌گذرد غمت مباد غم روزگار می‌گذرد درخششی ابدی نیست در جهان بنگر که این ستاره‌ی دنباله‌دار می‌گذرد چه باک ازاینکه چنین رو گرفته است امشب به نور ماه قسم شام تار می‌گذرد در آزمون جدایی صبور باش ای دل که با عنایت پروردگار می‌گذرد دو روز با قفس زندگی مدارا کن بهار اگر برسد از حصار می‌گذرد سرکارخانم عبدی @Aghmiun ❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌
با سلام یک قطعه زمین چهار دیواری به متراژ ۵۰۶ مترواقع در روستای اغمیون روبروی مخابرات در محدوده بافت به فروش می‌میرسد با امتیاز آب وبرق شماره تماس زالی بیگی ۰۹۱۴۴۳۱۵۹۰۵ @Aghmiun
من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق خوشا آنان که باعزت ز گیتی بساط خویش برچیدند و رفتند ز کالاهای این آشفته بازار محبت را پسندیدند و رفتند. ایزد منان را سپاسگزاریم که در غمناک‌ترین روزهای زندگی‌مان ما را از نعمت حضورهمشهریان عزیز و دوستان و سرورانی مهربان بهره‌مند ساخت که همدردی‌شان التیامی است بر دل‌های داغدیده ما.ابراز همدردی و بذل محبت شما عزیزان با حضور در مراسم  خاکسپاری و مجالس ترحیم دایی عزیزم  حاج علی گلچین آغمیونی و یا ارسال گل و پیام‌های تسلیت تلفنی موجبات غرور و افتخار این حقیر را فراهم نمود، سزاوار قدردانی و سپاسگزاری است. اگر چه آرزو می‌کنیم در مجالس و محافل شادی عزیزان جبران زحمت نموده و تلاش می‌کنیم تا حضوراً توفیق عرض تشکر داشته باشیم، چنانچه به دلیل تألمات روحی امکان ادای دِین و وظیفه فراهم نگردید تقاضای عفو و بخشش داریم. از طرف خانواده کوچک شما گلچین و برزگری @Aghmiun
✅ تذکر و یادآوری 🌖🌗🌘🌑 ماه گرفتگیِ کلی 💠دقت کنید نماز آیات بر تمام ایرانیان واجب است. زمان خواندن نماز آیات از زمانی است که خسوف شروع می‌شود تا زمانی که به نهایت می‌رسد‌، ‌این نماز باید با نیت ادا خوانده شود؛ اما از هنگامی که خورشیدگرفتگی شروع به بازشدن می‌کند، تا پایان‌ آن نماز آیات باید با نیت مافی‌الذمه خوانده شود و پس از آن باید با نیت قضا خوانده شود. ✅اگر کسی بعدا هم متوجه بشود باید به نیت قضا بخواند چون ماه گرفتگی کلی (بصورت کامل) است. ✅یکشنبه ۱۴۰۴/۶/۱۶ زمان‌بندی دقیق ماه گرفتگی: · شروع گرفتگی: ساعت ۱۹:۵۷ · شروع گرفتگی کلی (ماه خونین): ساعت ۲۱:۰۱ · پایان گرفتگی کلی: ساعت ۲۲:۲۳ · پایان کامل گرفتگی: ساعت ۲۳:۲۷ 🔹️نیت ادا؛ از ۸ شب تا '۱۰:۲۲ 🔹️نیّت نه ادا نه قضا (ما فی الذمه) از '۱۰:۲۳ شب تا '۲۳:۲۷شب 🔹️نیت قضا؛ از '۲۳:۲۸ شب به بعد. طبق فتاوای مراجع، نماز آیات را می توان به دو روش خواند. یک شیوه آن است که نمازگزار قبل از هر رکوع، یک حمد و سوره را بخواند و شیوه دیگر آن است که بعد از خواندن حمد، یک سوره را به پنج قسمت تقسیم کرده و بعد از خواندن هر قسمت به رکوع رود. البته ترکیب این دو روش هم درست است هر رکعت به روشی 🟢 روش آسان نماز آیات 💠 دو رکعت است و در هر رکعت پنج رکوع دارد. ۱_ نیت ۲_ تکبیرةالاحرام ۳_ سوره حمد ۴_ بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ﴿۱﴾ ۵_ رکوع ۶_ بایست و بگو؛ وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ ﴿۲﴾ ۷_ رکوع ۸_ بایست و بگو؛ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ﴿۳﴾ ۹_ رکوع ۱۰_ بایست و بگو؛ تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ ﴿۴﴾ ۱۱_ رکوع ۱۲_ بایست و بگو؛ سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ ﴿۵﴾ ۱۳_ رکوع ۱۴_ بایست ۱۵_ دو سجده ۱۶_ بایست و رکعت دوم را مثل رکعت اول بخوان؛ التماس دعا @Aghmiun
دقایقی پیش خسوف (گرفتگی ماه ) اتفاق افتاده است.( ۱۴۰۴/۶/۱۶) این عکس را که با گوشی همراه خودم همین الان از آسمان تهران گرفتم ماه گرفتگی را بوضوح نشان میدهد. شما هم وقت را از دست ندهید و به خسوف ماه نگاه کنید که با چشمان عادی قابل روئیت هست . البته اعمال مخصوص خسوف را که در کانال تقدیم شده است را هم انجام بدهید. و اگر عکسی از این اتفاق مهم ( ماه گرفتگی ) دارید برای ما ارسال بفرمائید تا در کانال درج کنیم. @Aghmiun
🔘پیندو. 📲جناب آقای فرهادمحمدباقری