کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
ازدست لوطی ناراحت و عصبانی بودم اما بهش حق می دادم بالاخره اون از آقا رئوف سرشناستر بود پهلوون بود
از ذهنم گذشت پس چرا رئوف دختر به اون خوشگلی رو از دست داد دختری که از یه خانواده اسم و رسم دار خوب بود؟
بی بی که انگار فکر منو خونده باشه گفت: می دونی ننه رئوف از اول میلی به اون وصلت نداشت همیشه میگفت
شهین خیلی زبون درازه! نه رئوف، همه میگن شهین زبونش به مادر و خاله اش که خانم جان باشه رفته هم زبون درازه هم خیلی زبونش تلخ هست تازه خیلی هم مغرور و از خود راضی هست کم مونده بگه من دختر شاه هستم! همه کلفت نوکراش از دستش شکار هستند خدا نیاره کسی کار اشتباهی انجام بده
نذاشتم حرف بی بی کامل بشه گفتم: بی بی خوب با این همه تعریف باید مغرور باشه
- حالا با این همه خوشگلی فکر نکنم کسی سراغش بره
- وا چرا؟
- آخه خانم جون هرجا نشسته گفته عروسمه عروسمه بعد رئوف که گفته شهین رو نمی خوام دیگه کسی سراغش نمیره همه میگن دختر به اون خوشگلی و عاقلی با اون
خانواده رو چرا نخواسته ؟حتما عیب و ایرادی داره
- چی بگم
- خدا به اون یه شوهر خوب بده به این عروس منم یه ذره شعور
با هم خندیدیم، تو فکر رفتم شهین رو چرا من تو مراسم ندیده بودم؟
خاله اش رو عروسهاشو دیده بودما اما این دختر با این زیبایی افسانه ای رو نه ندیده بودم!یعنی نیامده بود.
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
از ذهنم گذشت پس چرا رئوف دختر به اون خوشگلی رو از دست داد دختری که از یه خانواده اسم و رسم دار خوب ب
🔴یه عمر فریب🔴
قسمت شصت و شش
فکرمو از بی بی پرسیدم
- نه خودش نیامده بود
- آخه اقا رئوف چرا باید از اون دختر بگذره
- دله دیگه ننه حرف حالیش نمیشه نمیگه این خوشگله این زشته دل که رفت دیگه رفت، حالا دل رئوف که خوب جایی گیر افتاده ماشاالله تو هم خوشگلی هم سواد داری هم حرف حالیت میشه مثل عروس من نیستی که...
تا بی بی این حرفو زد دیدیم از دور منور داره میاد سمتمون.
با یه لبخند اومد و نشست و گفت: خوب خلوت کردین ها
بی بی انقدر با تو که حرف می زنه با من که عروسشم حرف نمی زنه
بی بی روشو اون طرف کرد منور یه لبخند گشادتر زد و دست بی بی رو گرفت و گفت: بی بی بخند به سلامتی داری مادربزرگ میشی... کسی مادربزرگ بداخلاق دوست نداره ها
با شنیدن این حرف من و بی بی از جا پریدیم و بهم نگاه کردیم
بی بی گفت: چی؟
منور با قهقه گفت: آبستنم
بی بی قرمز شد گفت: شوخی قشنگی نیست
منور با پوزخند گفت: ههه شوخی؟ نه شوخی ندارم
بعد رو به من کرد و گفت: هوس ترشی کردم حتما پسره
بی بی گفت: از الان هم ویار داری؟
منور گفت: دارم دیگه چیکار کنم.
بلند شد رفت، انگار فقط می خواست بگه آبستن هست
رنگ بی بی از عصبانیت سرخ شده بود
بی بی به من نگاه کرد و پرسید به نظرت راست میگه؟
سرتکون دادم و گفتم: چرا باید دروغ بگه؟ اگه دروغ باشه مشخص میشه بالاخره ..
بی بی گفت: چی بگم
بغصش ترکید
- بی بی چرا گریه می کنی؟
- هزارتا آرزو داشتم برای عروسم اما این نصیبم شد گفتم لوطی برای رضای خدا عقدش کرده و شاید بعدا یه اتفاقی افتاد این از زندگی صالح رفت اما ببین با آبستن شدنش دیگه ماندگار شد دیگه از این زندگی و خونه برو نیست
- بی بی الان وقت خوشحالی هست
- چه خوشحالی؟! اگه نوه ام مثل ننه اش بود چی؟اگه سیاه برزنگی شد چی؟ سیب سرخ نصیب شغال چلاق میشه همین هستا
- بی بی کار از کار گذشته
رفتم براش شربت گلاب آوردم و دادم بهش گفتم: بی بی اشکاتو پاک کن ناشکری نکن دیگه، داری مادر بزرگ میشی
از کلمه مادر بزرگ خنده اش گرفت گفتم: اشکاتو پاک کن بی بی!
نمی دونم خودم چرا بغض تو گلوم بود. اصلا اون روز،روز من نبود اون از قضیه شهین اینم از منور... به خودم نهیب زدم چته دختر خوب شوهرش هست خلاف که نکرده آبستن شده مثل بقیه زن ها، تو هم آبستن میشی دیگه...
ادامه دارد...
@Aghmiun ❥❥
22.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کتلت نوستالژی و آرامبخش 🌳🌾
مواد لازم برای ۵ نفر:
۲ عدد سیب زمینی متوسط
۱ عدد پیاز بزرگ
۴۰۰ گرم گوشت چرخ کرده
۲ عدد تخم مرغ
۱ قاشق مربا خوری زردچوبه
۱ قاشق مربا خوری دارچین
نمک و فلفل به میزان دلخواه
@Aghmiun ❥❥
...ناظری.موسیقیسنتی🌹InShot_۲۰۲۵۰۸۱۵_۲۱۵۳۴۶۴۶۲.mp3
زمان:
حجم:
4.3M
@Aghmiun ❥❥
اعلامیه مراسم سالگرد حاجیه خانم عصمت مصطفوی آغمیونی همسر مرحوم حاج حسن سایر
عرض تسلیت خدمت خاندان سایر و مصطفوی
@Aghmiun
📕 کتاب صوتی «جیران و اسرار حرمسرای ناصرالدین شاه»
✍ نویسندگان: لطف الله ترقی و حسین لعل
🎙گویندگان: محدثه بیات و زیبا فقیه
🎧 مدت زمان: ۱۵ ساعت و ۱۶ دقیقه
" این کتاب به درخواست اعضای محترم کانال تهیه و تنظیم شده است "
📚 معرفی کتاب
رمانی بر اساس واقعیتی است از ماجراهای جذاب تاریخ که شنیدن آن خالی از لطف نیست. این کتاب به قلم استادانی بنام در داستاننویسی نگارش شده که با قلم
توانایشان درک قسمتی از تاریخ این مملکت را برای ما روانتر و راحت تر نمودهاند.
بعد از قتل امیرکبیر در حکومت ناصری بینظمی زیادی برپا شد تا این خود شاه به همراه شخصی به نام ملیجک از خواجههای مورد اعتمادش امور قصر و خارج آن را به عهده گرفتند. ناصرالدین شاه در این دوران به شدت به عیش و نوش میپرداخت و بارها در مجالس مختلف گفته بود کاری می کنم که تعداد زنان حرمسرایم از جدم فتحعلی شاه بیشتر شود.
در همین راستا تعداد دقیق زنان عقدی و صیغهای او معلوم نبود و بعد کنیزان و خواجهها نیز از هزار می گذشت و در قصر شهرکی کوچک به وجود آمده بود بهنام «حرمسرا» ادارهی این شهرک به جز مخارج آن که باعث خالی شدن خزانهی مملکت میشد. از لحاظ کنترل ناموسی هم بسیار دشوار مینمود.
در بخش اول اين کتاب که آغاز عشرتهای ناصری است. دلدادگی شاه و زیرکی «جیران» موضوع بحث است که با قلم توانای «لطفاله ترقی» نگاشته شده است. در بخش دوم قلم شیوا و سلیس «حسین لعل» با به پردهکشیدن اسارت زنان در دام حرمسرا و خیانتهای ایشان» رمانی زیبا و پٌرالتهاب را خلق کرده است..
👇👇👇👇
@Aghmiun ❥❥
@Mehrjou1404.mp3
زمان:
حجم:
20.7M
📕 کتاب صوتی «جیران و اسرار حرمسرای ناصرالدین شاه»
✍ نویسندگان: لطف الله ترقی و
حسین لعل
🎙گویندگان: محدثه بیات و
زیبا فقیه
🎧 فایل صوتی: اول
#ناصرالدین
1⃣
@Aghmiun ❥❥
@Avayemehregan4_5803204500042822814.mp3
زمان:
حجم:
3.7M
نامه ای برای تو
• آواز :محمدرضا شجریان
• آهنگ :سلیم فرزان
• شعر :آذر صراف پور
@Aghmiun ❥❥
556.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
طوفان شدید در شرق ایتالیا
@Aghmiun
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نمایی زیبای جا مانده از جشن آغاز جام جهانی فوتبال...
@Aghmiun