کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
بی بی سرتکون داد و گفت: چی بگم رقیبت هم خوشگله، هم پشت داره هم عاشق رئوف بدت نیادها دلشو به رئوف باخ
🔴یه عمر فریب🔴
قسمت هفتاد و پنج
چیزی نگفتم بی بی راست میگفت،حق با بی بی بود باید دل رئوف به دست میاوردم، دست و دلم لرزیده بود ترسیده بودم،آدم تا وقتی چیزی رو داره و از دست نمیده یا قرار نیست از دست بده قدرشو نمیدونه ولی وقتی داره از دست میده به تکاپو می افته، منم تازه فهمیده بودم به وجود آقا رئوف عادت کردم و زندگیمو دوست دارم و نمیخوام از دست بدم. باید میجنگیدم من اهل زندگی با هوو نبودم نه مثل مادرم بودم نه مثل تاجماه خانم یا باید آقا رئوف برای من می شد یا از دست می دادم یا برد یا باخت
خواستم دهن باز کنم و بگم خدا سر دختراش بیاره اما لال شدم نتونستم دعای بد کنم، اونا هم مثل من هزار تا آرزو داشتند درسته زبونشون تلخ بود اما من مثل اونا نبودم منم گیس سیاه بودم دختری که زیر دست تاجماه خانم بزرگ شده بود کسی که با هوو و زیر دستش مثل خانمها رفتار میکرد و احترام می ذاشت نباید تربیتشو زیر سوال میبردم
بی بی کمی نشست و رفت وقتی بی بی رفت، رفتم سراغ جعبه بزکم ابروهام وسمه نمی خواست کمی سرمه به چشمام زدم و لب هامو سرخ کردم.
اقا رئوف چند روز قبل برام یه لباس خریده بود که شرم کرده بودم تو تنهاییم نگاه کنم میگفت: از تاجر روس خریده و کلی بابتش پول داده
آستین نداشت و یقه اش تا روی سینه ام باز بود و دامنش کوتاه بود مثل شلیته اما ما زیر شلیته شلوار حریر میپوشیدیم اما این چیزی نداشت تن کردم کمرم ترکهای بود یه وقتا مادرم می گفت می ترسم بشکنی انقدر لاغری
موهامو دستی کشیدم یادش بخیر تاجماه خانم وقتایی که از گرمابه میاومدیم و حوصله داشت موهامو به تیکه پارچه می بست تا پیج و تاب بخوره
دستی تو موهام کشیدم و داشتم فکر میکردم کاش حنا به ناخنهام بذارم که حس کردم کسی پشت سرم هست. برگشتم آقا رئوف بود با نگاهی که آدم گرسنه به غذا می
اندازه داشت منو نگاه میکرد، سرمو پایین انداختم تا با خودم بیام گفت: غلامتم من، میخوامت کمی منو بخواه دل به زندگیمون بده
چه خوشبخت بودم من وچه آدمایی دوست نداشتند خوشبختی منو ببینند موهامو نوازش کرد و گفت: دوست داشتم شبا سرمو رو موهات بذارم دلم یه دختر میخواد شبیه تو...
هیچی نگفتم ناخودآگاه یه لبخند زدم پیشونیمو بوسید و سرشو تو گردنم فرو برد و خوابید.
آفتاب رو چشمام افتاده بود که چشم باز کردم آقا رئوف نبود و رفته بود
چقدر خوابیده بودم
با پیغامی که برام فرستاده بودند فردا خانم جون میرفت خواستگاری شهین برای شوهرم، دو روز زود گذشته بود تو این دو سه روز آدم دیگه ای شده بودم
آقا رئوف تو هم بود، بد عنق شده بود همش اخم داشت.
یه چیزی این وسط درست نبود اون روز دلم مثل سیر و سرکه میجوشید همش دعا می خوندم، حتی دستم به آشپزی نمی رفت از بی بی خبری نبود...
ادامه دارد...
@Aghmiun ❥❥
RaghebRagheb-Hasrat-320.mp3
زمان:
حجم:
8.4M
.
🎙️راغب
🎼حسرت
@Aghmiun ❥❥
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
در فصل دوم، خوردنیها و نوشیدنیهای مصرفی در ایران باستان بررسی شد. تلاش بر این بود تا حد امکان به گروههای مختلف غذایی با تکیه بر منابع موثق توجه شود. در فصل سوم، آداب غذا خوردن و آداب سفره در ایران باستان بررسی شد. در این بخش از پژوهش به واسطه ماهیت موضوع از متون دینی ایران باستان بیش از دیگر منابع استفاده شد. درنهایت در فصل چهارم برخی از ظروف غذایی مورد استفاده در ایران باستان معرفی شد. دادههای باستانشناسی اصلیترین منبع مطالعاتی در این فصل هستند؛ اما این دادهها پراکندهاند و طبقهبندی و معرفی دقیق آنها نیازمند پژوهشی جداگانه است.
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
از «بزغالهپارتی» تا «خوراک لوبیای اشکانی»؛ نگاهی به خوراک ایرانیان باستان
کتاب «تغذیه و آداب آن در ایران باستان» نوشته طاهره عزیزیپور، عضو هیات علمی دانشکده هنر دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب از سوی انتشارات جهاد دانشگاهی منتشر شد. این کتاب پس از پیشگفتار در چهار فصل به منابع مطالعاتی، خوردنیها و نوشیدنیها در ایران باستان، آداب غذا خوردن در ایران باستان و ظروف غذا در ایران باستان پرداخته است. منابع و مآخذ و نمایه پایانبخش کتاب را دربردارد. او در این پژوهش از بسیاری از متون دینی برجای مانده از ایران باستان استفاده کرده است. خوردنیها و نوشیدنیها و آداب مرتبط با آن بخش مهمی از فرهنگ هر جامعه را تشکیل میدهند.
کتاب با این جمله آغاز میشود: «به من بگو چه میخوری تا بگویم چیستی؟» این جمله ساوارین خوراکشناس و نویسنده معروف فرانسوی در قرن نوزده بهخوبی نشان میدهد که نوع ماده غذایی، تکنیکهای آمادهسازی، روشهای مصرف و قوانین مرتبط با خوردن غذا به میزان زیادی از فرهنگ و محیطزیست جامعه تأثیر میپذیرند. انسان یک موجود همهچیزخوار است و میتواند از مواد غذایی نامحدودی در تغذیه خود استفاده کند؛ اما گاه محدودیتهای فرهنگی و دینی دست و پایش را میبندند و او را مجبور به انتخاب گونه خاصی از مواد غذایی یا روشی ویژه برای تهیه یا پخت غذا میکنند. برخی محققان معتقدند که در بین ویژگیهای متعددی که گروههای انسانی دارند، هیچ چیز به اندازه نوع غذای مصرفی و مقررات مربوط به آن متفاوت نیست. خوردن و آشامیدن تنها برآورده کردن یک نیاز بیولوژیک نیست، بیانکننده آداب و عادات فرهنگی نیز هست.
واضح است که مطالعه خوراک، حوزه مطالعاتی گستردهای است. اکنون اگر قرار باشد این مطالعه در یک جامعه باستانی انجام شود مسیر مطالعه بسیار دشوار است و محقق نیازمند استفاده از تمام منابع اطلاعاتی در دسترس خواهد بود؛ لذا در این پژوهش تلاش شد برای دستیابی به درکی درست از وضعیت غذایی ایرانیان باستان؛ یافتههای باستانشناسی، منابع تاریخی، متون دینی و اساطیری برجایمانده از ایران باستان به صورت موازی مطالعه و بررسی شود. هریک از منابع مطالعاتی مذکور مزیتها و در مواردی محدودیتهای مخصوص به خود را دارند. در ادامه هر یک از این منابع و کارکرد آنها در شناخت تغذیه ایرانیان باستان معرفی خواهد شد.
مطالعه و شناخت تغذیه و آداب مرتبط با آن در ایران باستان
خوردن و نوشیدن حیات بدن را تأمین میکنند و نوع و میزان استفاده از آنها در تأمین سلامت بدن نقش اساسی دارد در مجموع خوراکیها، لذتبخش و دلچسب هستند و به مرور زمان به جشنها و مراسم راه یافتهاند. در برخی جوامع، [به] خوردن مواد غذایی بخصوصی توجه بیشتری میشود؛ اما مواد غذایی دیگر چندان مورد پسند قرار نمیگیرد. شیوه پخت مواد غذایی نیز در جوامع مختلف یک شکل نیست. در هر جامعه نیز آداب ویژهای برای خوردن پدید آمده است. اینها همه مواردی است که سبب شده تغذیه بخش مهمی از فرهنگ جوامع را به خود اختصاص دهد.
مطالعه و شناخت تغذیه و آداب مرتبط با آن در ایران باستان
موضوع مطالعاتی ارزشمند و جذابی است که تاکنون مورد توجه برخی پژوهشگران قرار گرفته و تحقیقات فاخر و بسیار ارزشمندی درباره آن انجام شده است. با این حال این پژوهشها پراکنده هستند و البته در پژوهشهای مذکور، به برخی از موارد مرتبط با تغذیه در ایران باستان نیز بیتوجهی شده است.
این پژوهش با هدف مطالعه کامل و همهجانبه تغذیه و آداب مرتبط با آن و نیز مطالعه ظروف غذای ایران باستان انجام شده است. سعی بر این بود که یافتههای باستانشناسی که تاکنون کمتر به آنها توجه شده است، منابع تاریخی و منابع دینی و اساطیری برجای مانده از ایران باستان به طور موازی مطالعه و بررسی شوند آنگونه که در متن کتاب نیز ذکر شده به واسطه ماهیت متفاوت منابع مورد استفاده، میزان و نوع کاربرد آنها در مطالعات مرتبط با تغذیه به یک شکل نبوده است.
دادههای باستانشناسی اصلیترین منبع مطالعاتی
کتاب در پنج فصل تنظیم شده است. در فصل اول منابع مطالعاتی مورد استفاده در پژوهش بررسی شدند. شناخت تغذیه در ایران باستان کار راحتی نیست. منابع اندک است و صحت و سقم مدارک نیز باید تأیید شود. دیگر آنکه هر یک از منابع مطالعاتی تنها بخشی از آنچه را عرضه میکنند که مورد نظر ماست. درنتیجه برای شناخت بهتر تغذیه در ایران باستان ناگزیریم که تمام منابع و دادههای مطالعاتی موجود را به طور موازی مطالعه کنیم در این پژوهش تلاش شد یافتههای باستانشناسی، منابع تاریخی متون دینی و اساطیری ایران باستان و نیز شاهنامه فردوسی مطالعه و بررسی شود.
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
در فصل دوم، خوردنیها و نوشیدنیهای مصرفی در ایران باستان بررسی شد. تلاش بر این بود تا حد امکان به گ
کتاب «آشپزی رومیان» در دوره اشکانیان
[در] جغرافیایی وسیع ایران، اقوام مختلفی ساکن بوده و هریک فرهنگ غذایی و آشپزی مخصوص به خود را داشتهاند. اما درباره روشهای پخت غذا در این نواحی، منابع تاریخی بهندرت اطلاعی در اختیار ما قرار میدهند. تاریخهای کلاسیک یونان بخش مهمی از منابع تاریخی درباره تغذیه ایرانیان را تشکیل میدهند. این تاریخها اگرچه منبعی ارزشمند هستند؛ اما اطلاعات ارائهشده در آنها زیاد نیست و اغلب تنها از مواد غذایی مصرفی نام میبرند و کمتر اطلاعی درباره شیوه پخت آنها در اختیار ما قرار میدهند. در برخی موارد نیز نژادپرستی و دشمنی نویسندگان یونانی با فرهنگ ایرانی بهوضوح آشکار است؛ به گونهای که در ارتباط با مصرف شراب نمیتوان گزافهگویی و دشمنی آنها با فرهنگ ایرانی را انکار کرد؛ دیگر آنکه منابع دسته اول تاریخی که موضوع آشپزی در ایران باستان را بررسی کرده باشند، بسیار اندک هستند. در این مورد از دوران تاریخی ماد و هخامنشی منبع مستقلی در دست نیست، اما از خلال تاریخهای کلاسیک یونانی میتوان به برخی اطلاعات تغذیهای دست یافت.
در دوره اشکانی کتاب «آشپزی رومیان» نوشته اپیکوس (۳,۶.۵ Apicius) اطلاعاتی درباره پخت چند نوع غذای ایرانی همچون «بزغاله پارتی» و «خوراک لوبیای اشکانی» در اختیار ما قرار میدهد. برای شناخت غذاهای ایرانی در دوره ساسانی منابع بیشتری در دست است؛ افزون بر منابع کلاسیک یونانی که از این دوره برجای مانده، منابع پهلوی نیز به دست ما رسیده است. این منابع را میتوان به عنوان منبعی موثق در نظر گرفت. رساله «خسرو و ریدک» یکی از این منابع است که به زبان پهلوی نوشته شده است.
پخت برخی غذاهای ایرانی در رساله «خسرو قبادان و ریدک»
رساله «خسرو قبادان و ریدک» براساس پرسش و پاسخهای میان خسرو قبادان و جوانی به نام ریدک که خاندانی نامور و توانگر داشته به رشته تحریر درآمده است. برخی از محققان این رساله را جزئی از خداینامه میدانند که از منابع اصلی فردوسی در نگارش شاهنامه بوده است. نسخهای را که به دست ما رسیده، ثعالبی در بخشی از کتاب تاریخ خود ثبت کرده است. موضوع این رساله سلیقه طبقه اشراف دوره ساسانی در ارتباط با برخی مسائل همچون موسیقی، پوشاک، زیبایی، غذا و مسائلی از این دست است. مطالب مرتبط با خوراک تنها بخش اندکی از رساله خسرو قبادان و ریدک را تشکیل میدهد؛ با این حال رساله مذکور منبعی ارزشمند و دربردارنده اطلاعات جالب توجهی درباره روش پخت برخی غذاهای ایرانی است.
«کارنامه اردشیر بابکان» و رساله «درخت آسوری» دو منبع ارزشمند دیگر به زبان پهلوی و حاوی اطلاعاتی درباره تغذیه ایرانیان هستند، کارنامه اردشیر بابکان شامل نسبنامه، زندگی و وقایع مرتبط با به قدرت رسیدن اردشیر پادشاه بزرگ ساسانی است. برخی اطلاعات تغذیهای از لابهلای صفحات این کتاب قابل برداشت است. رساله درخت آسوری نیز یک شعر به زبان فارسی باستان است که به خط پهلوی نوشته شده است. آنچه از این کتاب به دست ما رسیده متعلق به دوره ساسانی است؛ اما احتمالاً اشعار این کتاب در دوره اشکانی به صورت شفاهی روایت میشده است، سپس در دوره ساسانی مکتوب شده است.
این داستان منظوم کوتاه مناظرهای بین بز و درخت خرما است. هریک از این دو با برشمردن فواید خود بر دیگری فخر میفروشد، درنهایت بز غلبه مییابد. مواد غذایی ذکرشده در دو منبع مذکور منحصراً بیانکننده غذای اشراف و دربار نیستند، برخی از آنها همچون پنیر، دوغ، کشک و... مصرف عمومی داشتهاند. همچنین اگرچه این منبع در دوره ساسانی نگارش یافتهاند، اما برخی از غذاهایی که معرفی میکنند، در دوره اشکانی نیز خورده میشده است.
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
کتاب «آشپزی رومیان» در دوره اشکانیان [در] جغرافیایی وسیع ایران، اقوام مختلفی ساکن بوده و هریک فرهنگ
متون دینی برجای مانده از ایران باستان
متون دینی برجای مانده از ایران باستان حاوی دستورات متعددی درباره زندگی روزمره ایرانیان باستان است. تغذیه یکی از این امور روزمره است که در متون دینی به آن توجه شده است. در این متون تغذیه نیک، در کنار پاداش نیک، برکت و فراوانیها ستوده شده است. براساس متون دینی برجایمانده از ایران باستان نیکوکاران در جهان پس از مرگ خوراک نیکو دارند و بدکاران خورشهای بد خواهند داشت. روانهای بدکاران دوزخی با خورشهای بد و اهریمنی به استقبال بدکاران تازه از راه رسیده میروند... افزون بر «اوستا» متون دینی دیگری هم از ایران باستان برجای مانده است.«بندهشن»، «دینکرد»، «مینوی خرد»، «شایست و نشایست» و بسیاری متون دیگر از این جملهاند.
این متون به اندازه اوستا قدیمی نیستند. غالب آنها در دوره ساسانی و گاهی حتی در اوایل دوره اسلامی نوشته شدهاند، بیآنکه تأثیری از اسلام بر آنها دیده شود، در این متون از برخی مواد غذایی تحسین شده و خوردن آنها به زردشتیان توصیه شده است، اما در مواردی نیز محدودیتهایی نسبت به خوردن برخی مواد غذایی دیده میشود. در متون مذکور به مواد غذایی گیاهی و لبنی بیش از مواد غذایی گوشتی توجه شده است. افزون بر نوع مواد غذایی متون دینی برجایمانده از ایران باستان درباره نحوه تهیه مواد غذایی و نه پخت غذا و آداب مرتبط با خوردن نیز دستوراتی دارند. بهدرستی نمیدانیم که ایرانیان باستان تا چه اندازه به این آداب و دستورات پایبند بودهاند، اما واضح است که دستورات غذایی مطرحشده در متون دینی و اساطیری ایران باستان ایدهآلهای غذایی ایرانیان آن زمان را نشان میدهد. ایدهآلهایی که ممکن است با زندگی واقعی تفاوتهایی هم داشته باشد.
کتاب «تغذیه و آداب آن در ایران باستان» نوشته طاهره عزیزیپور در ۲۱۷ صفحه و قیمت ۳۴۰ هزار تومان از سوی انتشارات جهاد دانشگاهی منتشر شد.
@Aghmiun ❥❥
✍نفرین داریوش بزرگ
داریوش بزرگ میگوید: هرکس این نوشته ها و کتیبه ها و این سرزمین پهناور را نابود سازد تا توان در بدن دارد، در نفرینم خواهد بود.
دقیقا بعد از ۱۸۰ سال، اسکندر مقدونی این کتیبه ها و پیکره ها و تخت جمشید و کاخ آپادانا را نابود ساخت، و بعد از آن سرزمین هایی که آنها را فتح کرده بود را تکه تکه به سردارانش تقسیم شدند و با وجود زنان متعدد و بیش از ۵ فرزند هیچ نسلی از او باقی نماند. و خودش هم در سن ۳۳ سالگی به بیماری لاعلاج مبتلا و در گذشت.
حتی فرزند بزرگش که جانشین او بود در مقدونیه توسط فرماندهانش سرش بریده شد. آری گویی که نفرین داریوش گریبان گیر اسکندر و فرزندانش شده بود.
@Aghmiun ❥❥
@AvayeMehregan4_6046601950269543664.mp3
زمان:
حجم:
8.7M
قاصدک
• محمدرضا شجریان
• همایون شجریان
• پرویز مشکاتیان
@Aghmiun ❥❥