eitaa logo
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
4.3هزار دنبال‌کننده
14.3هزار عکس
16.3هزار ویدیو
109 فایل
شورانگیز ترین مهر، دلدادگی به زادگاه است... 👇👇 محمدفرازی @mfarazi20 ✏️✏️✏️ محموداسماعیلی @m_esmal
مشاهده در ایتا
دانلود
,,اتومبیل و آغمیون,, باز هم سلام , سلام نام خداست و سلام سلامتی می آورد, امیدوارم زیر سایه سلام همیشه روزگار سلامت و تندرست و شاداب باشید. عزیز و حرمتلی هم کتی لریم: طی تحقیقات و پرس و جو هاییکه از ریش سفیدان اهل فن در امورات ماشین و رانندگی بعمل آوردم , به این نتیجه رسیدم که اولین شخصی که به روستای آغمیون ,, ماشین ,, وارد کرده است شخصی بوده به نام ,, سرخان,, . مرحوم سرخان اصلیت اش تبریزی بوده است و ظاهرا در یوخاری کند سکونت داشته است , و با مرحوم حاج ذوالففار نژاد عباسی نسبت فامیلی هم داشته است, من خودم قیافه مرحوم سرخان را بخوبی بیاد دارم و یک دستگاه ماشین فولکس عین ون های امروزی داشتند. بعد از ایشان مرحوم سید حسن چاووشی پسر مرحوم میر هاشم و عموی دوست عزیرم آقا میر اسلام چاووشی , قبل از سال ۱۳۳۰ یک دستگاه ماشین جیپ به روستای آغمیون اورده است , البته بنده ماشین نیسان سبز مرحوم سید حسن را بیاد دارم و حتی بیاد دارم , یک بار , زمانی که خواهر زاده ام حاج صادق پرنده , طفلی چند ماهه بودند , ما از سراب پشت ماشین نیسان سید حسن سوار شدیم و به اغمیون آمدیم, از طایفه ,, مرحوم میر هاشم فقط آقا میر اسلام پسر میر ابراهیم چاووشی ,, بیادگار مانده است البته بجز نوه ها و نتیجه ها یشان.مرحوم عرشعلی خان هم در این سالها یک ماشین جیپ به آغمیون اورده اند...
مرحوم میر هاشم چاوشی آغمیونی جد بزرگوار خاندان چاوشی.
همسر محترم مرحوم میر ابراهیم چاوشی آغمیونی و پسرشان میر اسلام چاوشی آغمیونی
روانشاد عرشعلی خان پیل بالا
و اما اولین شخصی که اتوبوس را وارد روستای آغمیون کرده است , حاج محمد ملاحی بودند وبعدهاشخصی بنام مرحوم حاج اسماعیل شاهوردی برادر زن مرحوم سید حسن چاووشی,که نامبرده خودش هم راننده بوده و هم صاحب اتوبوس, و شریکی داشته بنام مرحوم حاج خلیل داماد حاج رستم سلیم خانی, که بنده خودم حاج خلیل را دیده بودم , هر سال تابستان ها به آغمیون و منزل حاج رستم می امدند, و الان فرزندانشان در تهران ساکن هستند. حاج محمد ملاحی اتوبوسی را که به آغمیون آورده اند , که این اتوبوس را همه هم سن سالهای بنده حتما بخاطر دارند , روزگاری شادی های کودکانه ی مان را با دیدن آن ماشین کامل می کردیم , و با دیدن اتوبوس که از وسط روستا حرکت می کرد حس و حال خوبی پیدا می کردیم .که بعد از سپری کردن این ایام , یواش یواش سر و کله مینی بوس و وانت بار و نیسان و دیگر ماشین های رنگارنگ در روستا پیدا شد ...
مرحوم حاج حسن ملاحی.
برادران ملاحی جناب حاج محمد , مرحوم حسن ملاحی, جناب اقای حسین ملاحی , اقای محرم ملاحی اقای ناصر ملاحی , اقای ارسلان ملاحی ,هر تک تک این بزرگواران عمری را در امر رانندگی سپری کرده و در این راه دور و دراز و پر از زحمت و مشقت , موی سپید کرده اند , کسی از اهالی آغمیون چه ساکنین روستای آغمیون و چه کسانیکه در تهران و یا سایر شهرها سکونت دارند , سراغ نداریم که به این خاندان , سرکاری نداشته باشد, چه ایامی که برادران ملاحی مینی بوس داشتند و چه روزگارانی که اتوبوس داشتند , شاید اولین روستایی ها ییکه , از ترمینال های شهرستان سراب , به تهران مسافر می بردند همین برادران ملاحی بودند , که باعث سر بلندی آغمیون سربلند ما میشدند , همچنین برادران محترم محمودی اقایان:اقا نادر , آقا صابر , آقا قادر , آقا جابر , آقای محمود محمدیان , آقای محمد محمدیان , آقا فیروز محمدیان , مرحوم یوسفعلی برزگر , این مرد دوست داشتنی , که همه ما از ایشان خاطرات زیبا و شیرین بیاد داریم , آقای محمد رضا و مهدی برزگری و برادران رستمی و منظوری.همه این عزیزان , زحمات فراوان و زیادی برای همه اهالی آغمیون کشیده اند , هر تک تک از ما آغمیونی های بزرگوار , نوعی خاطره و برخورد با این راننده های محبوب داشته ایم , ما در زمان تحصیل در شهرستان سراب , خاطرات و سرگذشت های شیرینی با مینی بوس ها داشتیم , اقای صابر محمودی با مینی بوس قرمز رنگ اش , چه خاطراتی را در زندگی دانش آموزی ما , رقم زده است , چه روزهایی با این عزیزان , را با هم رفت و آمد کرده ایم , بنده خودم هفت سال تمام , با مینی بوس های این دوستان به سراب رفت و آمد کرده ام که خاطره های زیادی در خاطر دارم. اقای جابر محمودی علارغم تحصیلات شایان, در این شغل شریف و زحمت کش ماندگار شدند و طی خدمت سالیان طولانی , در امر رانندگی, چندین بار موفق به دریافت ,, بهترین راننده,, از تعاونی ۱۷سراب , از طرف مقامات مربوطه شدند, روستای آغمیون ما در چند سال پیش , شعبه ای از تعاونی ۱۷را در آغمیون دایر کرد ولی ظاهرا بعدا تعطیل شد , تعداد اتوبوس های موجود در تعاونی های شهر سراب , متعلق به آغمیونی ها قابل توجه بود , و این موجب افتخار هر آغمیونی بود و هست, برادران داداشی از قدیم :اقای عوض داداشی و عیوض داداشی , اقای لطفعلی داداشی و برادران عزیزشان که من نام آنهارا بیاد ندارم , این زحمت کشان مهربان , حاج مالک غفرانی واخویهاو محمدسیدی و برادران ستاری .اقای قربانعلی نجاتی, این مرد زحمت کش و شوخ طبع , که همه اهالی با ایشان خاطره های خوبی دارند, راننده های پیش کسوت و قدیمی که بعضی هایشان در قید حیات نیستند از جمله , مرحوم بیوک اقا عباس زاده, که مینی بوسی آبی رنگی داشتند و چقدر شوخ طبع بودند و وقتی ما محصل بودیم چقدر در مینی بوس این مرد , خوش می گذشت , همه مسافرین را با حرفهای زیبایش به خنده می انداخت, برادرشان مرحوم حاج اقبال و مرحوم انوش که این این برادر , وانت داشتند و در آن زمانها چقدر به درد مردم می خوردند. مرحوم رحمان بدلی , که یک مینی بوس نفتی آبی با آقایان , رحیم اشجعی و عسگر کباری , به شراکت داشتند , و چقدر این مینی بوس برای خود حقیر پر از خاطره بود , این سه نفر از دانش آموزانیکه بضاعت مالی خوبی نداشتند کرایه نمی گرفتند , انسانیت همیشه وجود داشته و خواهد داشت تا انسان های مرد وجود داشته باشد , من همیشه بیاد مرحوم رحمان بدلی فاتحه می فرستم بیاد خوبی ها و انسانیت های آن مرحوم که متاسفانه خداوند اولادی بنامبره نداد. و همچنین اقای عسگر کباری و اقای رحیم اشجعی همیشه مورد احترام خواهند بود. اقای محمد چاکری , مینی بوسی داشتند و همیشه با تیپ خاص و سبیل های کشیده پشت فرمان می نشستند ایشان ساکن محله ایسمیلی بودند و هم اینک در تهران سکونت دارند و خیلی سال هاست ایشان را ندیده ام . اقای صالح منتخب که منزل شان در یوخاری کند بود هم مینی بوس داشتند یک مینی بوس شیری قهوه ای , که ایشان هم الان ساکن تهران هستند...
مرحوم حاج محمدمیرزایی، آقایان صابر وجابر محمودی ومهندس اقبال محمودی و...
آقایان محمود محمدیان و جابر محمودی.
آقای قادر محمودی.