eitaa logo
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
4.3هزار دنبال‌کننده
14.3هزار عکس
16.3هزار ویدیو
109 فایل
شورانگیز ترین مهر، دلدادگی به زادگاه است... 👇👇 محمدفرازی @mfarazi20 ✏️✏️✏️ محموداسماعیلی @m_esmal
مشاهده در ایتا
دانلود
مرحوم حاج محمدمیرزایی، آقایان صابر وجابر محمودی ومهندس اقبال محمودی و...
آقایان محمود محمدیان و جابر محمودی.
آقای قادر محمودی.
مرحوم یوسفعلی برزگری
آقایان صابرمحمودی و محمدرستمی
مرحوم کریم فقیهی , که همسایه ی مان بودند , هم یک مینی بوس داشت و خاطره خریدن و آوردن مینی بوس آقا کریم خیلی شنیدنی است , میدانید آن روزگار , خریدن و آوردن مینی بوس به این راحتی ها نبود , یعنی کسانیکه مینی بوس داشتند اجازه نمی دادند کس دیگری مینی بوس بخرد و به زعم آنها , موجب خرابی بازار مسافر کشی آنها شوند , روزیکه آقا کریم میخواست ماشین را به روستا بیاورد , مثل اینکه عده ای نمی خواستند ایشان مینی بوس را به آغمیون بیاورد و برای همین مینی بوس کریم را از راه فرکوش و بیراهه به آغمیون آوردند ولی من قشنگ,بیاد دارم ماشین را که آوردند تمام بدنه اش گلی و خاکی بود , بلافاصله که مینی بوس رسید گوسفندی را قربانی کردند و به چهار تا لاستیک اش , از خون قربانی مالیدند, و سپس مینی بوس را شستند و تمیز کردند و صحنه دقیقا جلوی چشمانم هست. و اما تعداد مینی بوس ها که زیاد شده بود , درد سر های , راننده ها و بالطبع تمامی اهالی هم زیاد میشد. برای مسافرکشی با هم رقابت شدیدی داشتند , هر راننده میخواست مسافرین محل خود را سوار کند , یا سر نوبت , بگو مگویی پیدا میشد و در نهایت به در گیری لفظی و چه بسا , به زدو خورد بین راننده ها و شاگرد راننده ها , می شد .آخه آن موقع ها هر مینی بوسی یک شاگرد داشت که کرایه ها را جمع میکرد , و برای خودش , کسی بود و ادعای فرمانروایی میکرد. موضوع مینی بوس تبدیل شده بود به اشاغا کند و یوخاری کند. یعنی مینی بوس داران یوخاری کند , با مینی بوس داران اشاغا کند , باهم در افتاده بودند و هر آن احتمال بروز یک حادثه وجود داشت, چنانچه این اتفاق شوم هم افتاد و چند تا از مینی بوس داران به نزاع دسته جمعی اقدام کردند , من صحنه بزن بزن , آن روز را بخوبی در ذهنم دارم که چطوری همدیگر را می زدند و همدیگر رادنبال میکردند. اصلا صحنه های خوبی نبود و از اخلاق مردود بود, ولی زمانه ایجاب میکرد این اتفاقات بوجود بیاید, هر چند بعد از چند روز به وساطت و دخالت ریش سفیدان و خانه انصاف , موضوع حل و فصل و منجر به آشتی شد , اما کینه ها و بد اخلاقی های پیش آمده سال ها زمان می خواست تا ترمیم شود . خاطرات از راننده ها و خوبی های انها به اهالی , قابل توصیف نیست و همچنین مجالی هم نیست و از حوصله این صفحه خارج است . البته سه دستگاه مینی بوس از روستای سهزاب و یک دستگاه از روستای صومعه , از جاده ما تردد میکردند و ما آغمیونی ها هم جزو مسافران آنها بودیم همانطوریکه سهزابی ها هم مسافران مینی بوس های آغمیون بودند, البته در سراب و اطراف ,, آغمیون سهزاب,, را اکثرا یک روستا میدانند ولی این دو روستا سه کیلومتر باهم فاصله دارند.از رانندهای آن ایام مرحوم اژدر افغانی بودند که یک دستگاه مزدا هزار داشتند و بعدا وانت پیکان خریدند و چقدر خاطره از آنها داریم چه شبهاییکه اژدر عموغلی را از خواب بیدارمیکردیم تا پدر یا مادرم را برای دکتر به سراب ببرد . همسایه های قدیم تعارف نداشتند اگر بموقع نیاز خبرشان, نمی کردی از ته دل ناراحت می شدند. اقای محمد موجودی برادر اوستا یحیی موجودی وانتی داشتد , اقای حاج عباد اله حبابی قبلا نیسان داشتند و سپس مینی بوس خریدند ,که دیگر آن موقع من در آغمیون نبودم. برادران رستمی اقایان محمد و حسین , از راننده های نسل بعدی هستند که چقدر در این راه متحمل زحمت شده اند , خدا رحمت کند پدر و عموی برادران رستمی را که چه شب هایی را در قهوه خانه محی دایی با آنها داشتیم. برادران منظوری که همه آغمیونی های قدردان, به زحمات این برادران ارج می نهند , بعد از اینکه بنده از سراب به تهران کوچ کرده ام این عزیزان راننده های نسل جدید شده اند . کربلایی نوروز افتکاری , مزدا هزار آبی رنگی داشتند یادش بخیر. بنده فقط قصد و هدفم از نام بردن راننده ها , یاد آوری روزگار قدیم , و تجدید خاطره با ایام گذشته بود , و با این چند خط , مسلما نمی توانیم از یک عمر زحمات خالصانه , قشر راننده تشکر و قدر دانی کنیم , فقط خواستیم به راننده های بزرگوار ایام قدیم و هم نسل معاصر , یک خستنه نباشید بگوییم اسامی عزیزان را اگر فراموش کردم ذکر نکردم , معذرت خواهی می کنم... 🔘 محموداسماعیلی. 🔘محمدفرازی