eitaa logo
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
4.3هزار دنبال‌کننده
14.3هزار عکس
16.4هزار ویدیو
109 فایل
شورانگیز ترین مهر، دلدادگی به زادگاه است... 👇👇 محمدفرازی @mfarazi20 ✏️✏️✏️ محموداسماعیلی @m_esmal
مشاهده در ایتا
دانلود
عکس هوایی روستای آغمیون @aghmiun
عکس یادگاری با مرحوم شادروان آقای انصاری در کوچه های با صفای آغمیون @aghmiun
عکس زیبایی از دیوار خشتی منزل برادران شیری ( مرحوم مشهد ذکر علی شیری) در محله دینیلر امیدوارم این دیوار زیبا ،سر جایش مانده باشد و جای اش را آجر و سیمان نگرفته باشد .خاطرات زیادی تو این محل خیلی ها در ذهن شون مانده است. فصل پاییز که می آمد و اهالی در مزرعه کاری نداشتند و اوقات فراغت شان زیاد بود ، این محله پر از آدم میشد و ازدحام آنها دیدنی بود. هر کس سرش را با یک چیزی گرم میکرد. بچه ها و کودکان با بازی های کودکانه در دنیای کودکی غرق میشدند بازی های سنتی بدون هزینه روی خاک ( یا کر ملیح) اوغات فراغت بچه ها را پر میکرد بازی های مرسوم آن روزگار ( قیش قاپدی، امبَرزو،تِلبور،گیز لن پارانج،اَبَم برا.....و غیره) و یا جوجی اوینادماخ و تیله بازی ودیگر بازی ها....که روز بچه ها و همچنین بزرگتر ها را بخوبی پر میکرد. زمستان روی یخ در خرمن های ده،روی یخ ها سرسره بازی واقعا دیدنی و چقدر مفرح بود. یه تعداد از بزرگتر ها در محله دینی لر قمار بازی میکردند ( عاشخ یا موزی)...... یمرتا چاقشماخ یکی دیگر از سر گرمی های آن روز گار بود چه اوقات خوشی داشتیم با چند تا تخم مرغ...... گروه های چند نفری را می دیدی که سر پا دور هم جمع شدند و تخم مرغ باز ی میکنند ......
ادامه محله دینی لر.... در بازی تخم مرغ( یمرتا چاقِشماخ) هم بازیکن ستاره داشتیم ،مثل بازیکنان ستاره فوتبال که همه جا شناخته شده هستند ،دوست و همسایه مهربان قدیمی مان آقای قربانعلی نجاتی یکی از آن بازیکنان چند ستاره یمرتا چاقشماخ بودند ،هیچ تخم مرغی نمی توانست مقابل تخم مرغ ایشان قد علم کند ،همه تخم مرغ هایی که دست جوانان برای بازی بمیدان آورده میشد توسط آقا قربانعلی بطور ماهرانه صید میشد و پاکت کاغذی زرد رنگ اش پر از تخم مرغ میشد . بازی یا یمرتا چاقشماخ اینجوری بود که دو نفر تخم مرغ بدست روبروی هم وای می ایستادند و به اصطلاح بازی شروع میشد هر چند من شخصا این عمل را بازی نمی دانم و معادل یمرتا چاقشماخ هر چی فکر کردم کلمه ای نیافتم ،بقول استاد شهریار بعضی کلمات ترکی به هیچ زبانی معادل ندارند . بگذریم... نفر اول میگفت چاقشسان؟ دومی میگفت چاقشرام.... نفر اولی میگفت : آِلر توتور نفر دومی میگفت : اُزی ده توتور اینجا دیگه معرکه گرم میشد مثلا نفر اول باید با نوک تخم مرغ خودش میزد به نوک تخم مرغ دومی ،تخم مرغ هر کس می شکست بازنده بود و باید تخم مرغ شکسته را به طرف میداد. منتهی حاشیه هایی هم داشت این بازی ،که واقعا با کلمات و جملات فارسی نمیشود آن شیرینی و حلاوت خاص را بیان و تشریح کرد. اگه اولی میگفت آلر توتور ،یعنی تخم مرغ ها را عوض میکردند و بعدش نسبت به درخواست طرفین یکی به تخم مرغ ضربه میزد. در واقع آلر توتور یعنی یکی از طرفین به سخت و سفت بودن تخم مرغ خودش یا طرف مقابلش اطمینان داشت که حاضر بود تخم مرغ اش را عوض کند سر ضربه زدن . در این بازی تخم مرغ نوک تخم مرغ باید مستقیم به نوک تخم مرغ طرف مقابل میخورد تا منجر شود یکی بشکند . دراین حین یکی از طرفین یه پیشنهاد میداد و آن اینکه من نوک تخم مرغ خودم را به یه ذره پایین تر از نوک تخم مرغ شما میزنم طرف اگر قبول میکرد درخواست کننده نوک تخم مرغ خودش را به آن قسمت میزد هر تخم مرغی می شکست صاحب اش بازنده بود و باید تخم مرغ شکسته را میداد. شاید توانستم یک مقدار از بازی شیرین یمرتا چاقشماخ را تشریح کرده باشم . هدف فقط یادی از آن ایام و از آن روزگار و آن آدم ها بود. که چقدر باهم در صفا صمیمیت زندگی میکردند و بازی میکردند و اوقات خود را میگذراندند. عرض کردم با هیچ کلمه و جمله ای نمی توانم حال و هوای خاص آن روزگار را بتصویر بکشم . عزیزانی که خواننده این مطالب هستند و هم سن و سال بنده هستند بخوبی مطلب را گرفتند و در دل خود حتما آهی کشیدند و بارها زمزمه کردند یادش بخیر .......
📲جناب آقای حاج مهدی برزگری @aghmiun