ثبتنام متقاضیان دریافت گاز مایع یارانهای در سامانه درخواست فرآوردههای نفتی الزامی است
شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی ایران: توزیع گاز مایع یارانهای تنها از طریق سامانه دریافت فرآوردههای نفتی (سدف) انجام میشود و متقاضیان باید در سامانه درخواست فرآوردههای نفتی (سدف) به آدرس زیر ثبتنام کنند:
https://newtejaratasan.niopdc.ir
ممنون از هم کتی عزیزمان بابت اطلاع رسانی شان
@aghmiun
((نماز لیلةالدفن بخوانیم تابعدازمرگ برای ما نیزبخوانند))
نماز لیلة الدفن (شب دفن میّت)
بعد از اذان مغرب تا اذان صبح خوانده میشود و بهترین زمان برای آن بعد از نماز عشامی باشد.
دورکعت است که در رکعت اوّل یک مرتبه «حمد». و یک مرتبه «آیة الکرسى» خوانده مى شود
ودر رکعت دوم یک مرتبه «حمد» وده مرتبه سوره «انّا انزلناه»;
وقتى که نماز به پایان رسید، مى گویى:
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَ ابْعَثْ ثَوابَهُما اِلى قَبْرِ فُلان.
خدایا درود بفرست بر محمّد و آل محمّد و بفرست ثواب آن نماز را به قبر فلان کس.
که به جاى «فلان» نام میّت را ذکر مى کنى.
متوفای امروز مرحوم مهدی رئوفی ابن سلیمان
«بر میت ساعتی سختتر از شب اول قبر نمیگذرد. پس بر مردگان خود رحم کنید ۱-اولا برایشان صدقه دهید ۲-دوما دو رکعت نماز برای شخص درگذشته بخوانید.
سلام
یک کار بسیار خوب و پسندیده که آقای سید محمد مصطفوی در گروه ترحیم انجام می دهند ، یاد آوری بجا آوردن نماز شب اول قبر برای شخص متوفی هست که از دنیا رفته است. سید محمد آقا به محض مطلع شدن از فوت شدن هر یک از هم کتی های عزیز مان بلافاصله بعد از عرض تسلیت خواندن و بجا آوردن نماز دو رکعتی ( لیله الدفن) را به عموم مومنین و مخاطبین گرامی یاد آور میشوند که این عمل ایشان حقیقتا قابل تقدیر و تشکر هست .
امیدواریم عزیزان و دوستان همت کنند و محبت کنند این عمل مستحبی بسیار بدرد بخور و تاثیر گذار را انشاالله انجام دهند .در حق دوستان و اموات تازه گذشته نماز بگذارید تا فردا روز که نوبت خودمان خواهد رسید بر ما هم نماز بگذارند.
در آغمیون یک مراسم خیلی با عظمت که شب فوت یک شخص انجام میگیرد برگزاری ( تلاوات) در مسجد جامع هست که از اهمیت خاصی بر خوردار هست، همین خواندن نماز شب اول قبر به اتفاق اکثر اهالی خوانده میشود که یقینا برکت و بخشش خدای تبارک و تعالی را بدنبال خواهد داشت.
یادمان نرود امشب نماز فوق را در حق مرحوم مهدی رئوفی بانجام برسانیم.
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔘دکتر امانی
〰روده بزرگ
@aghmiun
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی #آقای_عزیزمن #قسمت_بیستوهشت همینطور که اون آش داغ رو تند و تند می ذاشت
#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
#آقای_عزیزمن
#قسمت_بیستونه
سه نفر توی این حادثه در جا از این دنیا رفته بودن ...همه با هم فریاد می زدن و شیون و زاری می کردن ...عزیز و عزت الله خان اونقدر گریه می کردن و نا باورانه به جنازه نگاه می کردن که هیچ کس نمی تونست دلداریشون بده ..
حالا توی خونه ای که قرار بود تا چند روز صدای بزن و بکوب بلند باشه ...صدای قران میومد و گریه ...
پدرم و بقیه ی فامیل روز سوم وقتی از سر خاک بر می گشتیم راهی گرگان شدن ....
و فقط عمه موند که من تنها نباشم ..هیچ کس حال خوبی نداشت ..
عزیز به روی من نگاه نمی کرد و فکر می کردم به خاطر غم زیادیه که برای از دست دادن شوهرش داره و اجازه نمی داد من با عزت الله خان تنها باشم شب ها با عمه توی یک اتاق می خوابیدیم ..تا یک روز عمه منو کشید کنار و گفت : شیوا فکر می کنم عزیز از چشم تو می ببینه که تاک خراب شده روی سرمون ؛؛ یعنی چی آخه به تو چه مربوط ؟ زیر بار نری یه وقت ؛؛؛
گفتم : آخه فقط عزیز کنارم بود و حتما دیده تنه ی من خورد به پایه ی تاک ؛؛ سرم گیج رفت ..یعنی تقصیر من بود ؟ ...
عصبانی شد و گفت : دیگه این حرفا رو قبول نکنی ها ؛؛ خودشون مقصرن ..
پایه های چوبی داربست همه پوسیده بود وگرنه اونطور یک مرتبه با یک تنه خوردن که خراب نمیشه ...همه دیدن و همینو می گفتن ...
گفتم : عیب نداره یک مدت بگذره فراموش می کنن حالا هنوز داغشون تازه اس ...
اما من متوجه بودم که عزیز اصلا به من و عمه محل نمی زاره و اهمیتی نمیده ..
تا بعد از هفت عمه آماده می شد که بر گرده گرگان ..و من داشتم بهش کمک می کردم در حالیکه هنوز با عزت الله خان تنها نشده بودم و عمه با ناراحتی می گفت : دیگه مجبورم برم اما نگرانم با حالتی که عزیز الان با تو داره می ترسم یک تهمتی چیزی بهت بزنه ..
اگر تا من بودم عروسی می کردی با خیال راحت میرفتم ...که در باز شد و عزیز در حالیکه یک تور سیاه روی سرش انداخته بود وارد شد ..و گفت : نگران نباشین دخترتون رو بر دارین ببرین ..دیگه اینجا جاش نیست ...
قلبم فرو ریخت ..گفتم : عزیز شما چی داری میگی ؟ مگه میشه به همین راحتی ؟
گفت : میشه ؛؛ بعد از چهلم میام و طلاق نامه ات رو میارم و قول و قرارمون رو پس می گیرم هنوز که کسی دست بهت نزده ....
دختری ؛؛ برو با یکی دیگه عروسی کن ما نخواستیم ...وسایلت رو جمع کن ؛ بقیه اش رو هم می فرستم گرگان ...
زود باش با عمه ات برو ..عمه که زن مغروری بود با عصبانیت گفت : دست شما درد نکنه ؛ حیف که عزا داری وگرنه بلد بودم جوابت رو بدم ....عزیز خانم شما فکراتون رو کردین ؟ من دختر از این خونه ببرم دیگه اگر پسرتون خودشو بکشه پس نمی فرستم ...
عزیز گفت : چیه بازم قربونی می خواین ؟عمه گفت : من شنیدم که داشتی گناه خراب شدن داربست رو گردن شیوا مینداختی ..ولی خودت برو اون پایه های چوب رو ببین همه پوسیده بود که با یک تلگنر پایین اومد ..
عوض اینکه ما مدعی شما باشیم شما مدعی شدین ؟ می خواستی عروسی بگیری باید اون چوب های پوسیده رو عوض می کردی ....
عزیز گفت : اینا همش حرفِ یا مفته ؛؛ اگر قدمش نحس نبود چنین چیزی نمی شد ...
خودت بگو ؛ عروسی که روز عروسیش سه نفر بمیرن نحس نیست ؟ ..عمه خانم خودتون رو بزارین جای ما ..الله وکیلی خودت چنین عروسی رو قبول می کردی ؟
خودتم می دونی که برادر زاده ی تو نحسه ..وگرنه چرا مادرشم همینطور با افتادن چوب روی سرش مرد ..
من با شنیدن اسم مادرم و نوعی که اون به زبون آورده بود ؛ عصبانی شدم و شروع کردم به گریه کردن و گفتم : به مادر من چیکار دارین؟ ..اگر فکر می کنین من نحس هستم همین الان میرم ...
عمه صبر کن من حاضر بشم ..عزت الله خان خبر داره ؟گفت : خبر داره از خونه رفته بیرون تا تو بری ..
گفتم : من یک قدم بر نمیدارم تا عزت الله خان بیاد ..تا نبینمش از جام تکون نمی خورم ..
عمه گفت : ولشون کن عمه جون ..ارزش نداره خودتو کوچک نکن ..
همینطور که مثل ابر بهار اشک میریختم گفتم : نمیام ..نمیام هر چی می خواد بشه من تا عزت الله خان بهم نگه برو؛ هیچ کجا نمیرم ...
عزیز با افسوس سرشو تکون داد و گفت : میگن چشم آبی ها خیره سر و بی عارن راست گفتن ..
عمه صداشو بلند کرد و گفت : چی شد تا چند روز پیش که پُز می دادی که عروسم شکل فرنگی هاست حالا چشم آبی ها خیره سر شدن ؟ تو داری بی خود و بی جهت زندگی دوتا جوون رو بهم می زنی ...
ادامه دارد...
@aghmiun
Alireza Eftekhari ~ Music-Fa.ComAlireza Eftekhari - Sheyda (320).mp3
زمان:
حجم:
6.3M
🎙علیرضا افتخاری
⭐️شیدا
🎼 @aghmiun
18.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔘خانم فاطمه محمدی
@aghmiun
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#انگیزشی
🤍- اگه احساس بدی داشتی، این کارارو انجام بده تا حالت خوب بشه :
- خشم : روی نفست تمرکز کن، برو بیرون یکم قدم بزن.
- غم : یکم چای بخور، گریه کن، حستو بنویس.
- شرمندگی : خود عشق ورزی رو تمرین کن، با یک دوست حرف بزن، گفتگوی درونی مثبت داشته باش.
- اضطراب : نرمش کن، نفس عمیق بکش، مدیتیشن و یوگا انجام بده.
- افسردگی : طبیعت گردی کن، آفتاب بگیر، قدم بزن و به خودت رسیدگی کن.
- خستگی : موبایلتو خاموش کن، چرت بزن، یه موزیک آرامش بخش بزار.
- تنهایی : با یکی حرف بزن، مهربونی رو تمرین کن، کتاب بخون.
🌼شب بخیر
@aghmiun