eitaa logo
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
4.4هزار دنبال‌کننده
14.7هزار عکس
16.8هزار ویدیو
113 فایل
شورانگیز ترین مهر، دلدادگی به زادگاه است... 👇👇 محمدفرازی @mfarazi20 ✏️✏️✏️ محموداسماعیلی @m_esmal
مشاهده در ایتا
دانلود
برای دکتر متخصص ارولوژی وقت داشتم ، تقریبا سه ساعت باید منتظر می شدم تا دکتر به مطب بیایند . نیم ساعتی نشستم با گوشی موبایل ام ور رفتم ،واتساپ ، اینستا ، تلگرام همه را چک کردم ، پیام های رسیده را دیدم چند تایی پیام داشتم جواب انها را دادم ، غرق در اینستا شدم ،واقعا چه اتفاق هایی در کل دنیا می افتد ؟ چه اتفاق های غیر منتظره ای در مملکت خودمان اتفاق می افته؟ اتفاق های مختلف و رنگارنگ !!! از دیدن بعضی ها خنده بر لبان تان می نشیند و سیما تون بشاش میشود ،بر عکس اتفاق های هولناک و وحشتناک هم وقتی تو صفحه گوشی دیده میشوند خودبخود قیافه تون عبوس و ناراحت و دل تون شدیدا میگیرد و درون تان غوغایی میشود!! مسئله ایکه خیلی حائز اهمیت هست ،خصوصا به هم سن و سال های خودم و یا بزرگتر از ماها، این است که به محض رخداد هر اتفاقی چه زشت و چه زیبا ،یا ناراحت کننده و یا خوشحال کننده ، بلافاصله و با سرعت نور در دنیای مجازی جانمایی میشود و در عرض فقط چندین دقیقه هزاران بار دست بدست میشود ، و هزاران کاربر آن را مشاهده می کنند. ای کاش کاربر عزیزی که اتفاقی را پست میکند یک کمی تامل و تعمق بخرج بدهد و به نتیجه کارش دقت و فکر کند . بعضی از کاربران فقط برای اینکه اوقات فراغت اش را پر کند دست به هر کاری میزند و در دنیای مجازی مرتکب خطاهای نابخشودنی و ویرانگز میشوند. یک پست ساده شاید از نظر برخی خیلی جلب توجه کند و مخاطبینی را هم جذب کند در عین حال شاید همان پست باعث  گسستن زندگی چند نفر باشد . استفاده از گوشی موبایل و خدمات بی نهایت ارزشمند آن در زمینه های مختلف واقعا یک نعمت بزرگی هست و باید قدر و ارزش آنرا با استفاده مفید مان ارج بنهیم. تنها یک مثال می زنم : در زمان های قدیم برای ارسال مبلغ وجه نقد از جایی به جای دیگر یا از شهری به شهری دیگر ، ساعت ها و روزها و هفته ها وقت میخواست و تازه با چه مشقاتی، امروزه برای انتقال هر مبلغ وجه نقد از هر کجا به هر مقصدی در سراسر دنیا فقط به چند دقیقه زمان نیاز داریم و این یک اتفاق و انقلاب کاری شگرفی هست . بگذریم ....... روی صندلی در اتاق انتظار نشسته بودم که سه نفر مرد وارد  شدند یکی از آنها روی ویلچری نشسته و با قیافه خسته و مریض به دور برش نگاه میکرد و یک مرد دیگری ویلچر را هل میداد که از قیافه مشخص بود فرزند شخص بیماری باشد که رو ویلچر نشسته بود. ویلچر را گوشه ای گذاشته و روی صندلی نشستند. آروم آروم صحبت می کردند و چیزهایی بهم می گفتند خیلی نمی خواستم که بهم چی میگن و از چی حرف می زنن. ولی یک دفعه ای همراه بیمار با صدای بلند و ناخوشایند چند کلمه به بیمار گفتند که هنگام معالجه به دکتر گوشزد کند ، مشخص بود که پسری پدر بیمار و مستاصل اش را به دکتر آورده است ولی به نظر من با آن طرز صحبت و برخورد با پدر بیمار و بدحال ، بدترین اثر منفی را روی مریض و قلب پدرانه اش خواهد گذاشت و با هیچ نسخه و دارویی بهبود نخواهد یافت. شاید اگر آن فرزند با آن قیافه عبوس و ناراحت خود در ملا عام چنان برخورد نا شایست را مرتکب نمیشد ، و من با چشمان خودم قیافه مهربان و رنجور و خسته آن پدر مریض را شاهد نبودم ، هیچوقت متوجه نمی شدم چقدر یک موقع هایی آدم کنترل درونی و عصبی خودش را از دست میدهد و با چند کلمه بر زبان آوردن چه فجایع غیر قابل جبرانی را ببار می اوریم. همیشه و هم جا مواظب زبان و دهانمان باشیم که زخم این دو با هیچ دمنوشی خوب نمی شود. زخم زبان یکی از عفونی ترین زخم های موجود میباشد که فعلا هیچ دارویی برای بهبود آن کشف نشده است. فرقی نمیکند والدین یا فرزندان ،همه باید مواظب باشند در این امر خطیر خطا نکنند. من نوبت خودم را به آن پدر مریض دادم تا شاید چند دقیقه هم شده باشد معالجه بشوند و بروند . ایشان به همراهان شان داخل مطب دکتر رفتند . دقایقی بعد از اتاق معالجه آمدند بیرون و موقع خداحافظی با چشمان اش که ماسک سفید بزرگی را روی صورتش زده بود از من تشکر کرد و من چشمانم بدنبال ویلچر که بدرقه شان میکرد. 📲آقای محمود اسماعیلی
با دیدن چند تا عکس از کوچه های با صفای برفی آغمیون ،حال و هوای تان به سمت آغمیون سوق می دهیم . @aghmiun ارسالی آقا صابر زالی