.
ولی اینا آرامش نیست 🤦🏻♀️
همش کاذبِ ولذت❗️
و قلقلک نفسِ که اون شیطانک
یه وجبی پشت گردنت
داره بهت القا میکنه🤭
دلتنگ حرم
.
بعد قضیه به اینا هم ختم نمیشه🤦🏻♀️
اقا پسر میاد میگه
من از حیا و عفت شما خوشم اومده
شماره میدید البته قصد جسارت ندارما به قصد ازدواج خوشم اومده...!
بعد به این نتیجه میرسن خب برا ازدواج زوده
و طبق رساله❗️
برای آشناییَت چت کنیم یکم بیشتر باهم آشنابشیم
دلتنگ حرم
.
بعد این خواهر و برادر
یهو میشه خانومی و آقایی
🚫 رل مذهبی🚫
اهای اقا پسری که یقه دیپلماتی میبندی هفت متر ریش گذاشتی .. حسین حسین از دهنت نمیوفته
ولی بجاش تو مجازی از پی وی های دخترای مردم جمع نمیشی❗️
خجالت نمیکشی
یه دین بردی زیر سوال مرد ناحسابی...!؟
دلتنگ حرم
.
اهای دخترخانومی که اونقدر روسریت جلوکشیدی که چشمات دیده نمیشه
سرت پایین تو خیابون
بسیجی هستی .. مُحرما از تو مسجدا جمع نمیشی ،
حرمت چادر حضرت زهرا سلامالله رو نگه داشتی؟
باور کنید با این کارا شماها با غربی ها هیچ فرقی ندارید؟🛑
مگه نمیگید ما قصدمون خیره...؟
بهم دیگه ارامش میدیم
خوب اونورم همینه دیگه،
مگه قصد و نیت شون چیمیخواد باشه...!
اونام همو میخوان اصلا باهمن که بهم آرامش بدن
دلتنگ حرم
.
توجه داشته باشیم
که این اسم مذهبی که رو خودمون گذاشتیم خیلیا روش حساب باز کردن⚠️
اهای آقای به اصلاح مذهبی
تو خودت خواهر داری نه!؟
دوست داری یکی همینجوری به عنوان داداش با ناموست حرف بزنه ...!؟❌
دوست داری یکی همین شکلی احساسات خواهرتو به بازی بگیره...؟
تاحالا فکر کردی ...!؟
گیرم خواهرم نداشته باشی ،
تو آینده ازدواج که میکنی
فکر کردی یکی همین کارارو با دختر خودت انجام بده چه حالی میشی...؟⚠️
دلتنگ حرم
پس به این نتیجه میرسیم که:
به مالکِ این گپ ها تذکر بدیم.
به هیچ وجه عضوِ این گپ ها نشیم
خیلی دوست دارم یه کلمه ای رو اینجا بگم ..
ولی میترسم چند تا بی جنبه معنیشو ندونن و بیان مزخرف بگن . .
🔊لحظه ای تفکر و درنگ!
یک خانم جوان با لباس نامناسب در مسیر قدم زدن به یک خانم با حجاب برخورد کرد و با ناراحتی گفت: «اُمّل.»
خانم باحجاب لبخندی زد و با محبت و مهربانی پرسید: «عزیزم، ببخشید میتونی بگی "اُمل" یعنی چه؟»
دختر جوان پاسخ داد: «یعنی عقبافتاده.» خانم با حجاب گفت: «ببخشید، میتونید بفرمایید از چی عقب افتادم؟» خانم جوان گفت: «از بهروز بودن و امروزی نبودن.»
خانم باحجاب با احترام پرسید: «ببخشید عزیزم، مدرک تحصیلی شما چیه؟» دختر جوان پاسخ داد: «دیپلم گرافیک.»
خانم محجبه گفت: «اگر بهحال خودستایی نباشه، بنده مادر و متاهل و ارشد فیزیک دانشگاه شریف هستم و دارای مقالات علمی در چند دانشگاه برتر اروپا. همسرم متخصص مغز و اعصاب است و پسر کوچولوی ده سالهام تسلط به زبان انگلیسی دارد، حافظ کل قرآن و خوشنویس است. خودم هم دانشجوی دکترا و نخبه علمی هستم. اگر ممکن هست، میتونید بفرمایید از چی عقب افتادم؟»
خانم جوان عذرخواهی کرد: «عذرخواهی میکنم، قصد جسارت نداشتم. منظورم این بود که چرا اینقدر پوشیدگی کامل دارید؟ چرا راحت و آزاد نیستید؟»
خانم باحجاب توضیح داد: «مهم اینه که راحتی رو توی چی ببینی. من اگر کفشم رو اینجا در بیارم، پای من از فشار کفش آزاد و راحت میشه، اما روی آسفالت آسیب میبینه. عزیزم، هر جایی اقتضای خودش رو داره. خیابون خونه نیست، خونه هم خیابون نیست. نکته آخر اینکه من طبق فرموده خدای عزیز در قرآن حجاب میکنم. اگر اطاعت از خدا "اُمل بودن" و عقبافتادگی هست، پس کسی نباید با خدای مهربون حرف بزنه و کاری با او داشته باشه، چون کاملاً اُمل و عقبافتاده است.»
سپس خانم باحجاب سوالی پرسید: «اگر توی شرکتی بخوای کارمند بشی و یکی از شرایط استخدام شرکت پوشیدن لباس کامل و خاص باشه با حقوق بسیار بالا، آیا قبول نمیکنی؟» دختر جوان پاسخ داد: «بخاطر درآمد خوب، هر شرطی باشه کاملاً قبول میکنم.»
خانم محجبه گفت: «من و تو یک عمر ادعای دوستی با خدا میکنیم، حرف رئیس شرکت صد در صد قبول هست، در حالی که خدای مهربان یک عمر وعده بهشت ابد و نعمتهای دائمی داده و هرچی توی این دنیا داریم از او هست و تو به اندازهی رئیس یک شرکت هم روی حرف خالق خودت حساب باز نمیکنی و باز ادعای دوستی با خدا داریم.»
دختر جوان خجالت کشید و گفت: «خانم دکتر، ببخشید قصد جسارت نداشتم.» دکتر او را در آغوش گرفت و دختر جوان گفت: «خیلی ممنون از مطالب و درس بسیار زیبا و منطقی شما.»
نکته مهم: مخالفت با فرامین خدا
با کلاس بودن و مد نیست..
دلتنگ حرم