eitaa logo
رسانه اجتماعی مسجد و محله
395 دنبال‌کننده
12.5هزار عکس
5.3هزار ویدیو
489 فایل
رسانه اجتماعی و کانال رسمی مسجد حضرت زینب سلام الله علیها قم، شهرک شهید زین الدین، خیابان شهید پائیزان انتهای خ دکتر حسابی کدپستی3739115659 شناسه ملی 14013514594 حساب حقوقی درآمد وجاری مسجد 5892107047156958 💳 IR050150000003101103064788
مشاهده در ایتا
دانلود
باور کردنی نیست ولی حقیقت داره/ 🌹ببین و منتشر کن... 👆👆👆
📜سروش الهی یا سروش شیطانی؟ ⚠️داستانی که علامه یزدی در آخرین دیدار خود با یکی از روسای جمهور، در باب إلقائات شيطان بیان فرمودند: 🔻 " یکی از شاگردان آیت الله انصاری همدانی، خدمت این عالمِ عارف می رسد و می گوید: من برای شب زنده داری و نماز شب، به سختی برمی خیزم؛ ولی مدتی است که هر سحرگاه، حوریه ای زیبا نزد من می آید و مرا برای تهجّد و مناجات شبانگاه بیدار می کند و آنقدر این حوریه زیباست که از شوق او برمی خیزم و به عبادت مشغول می شوم. آیت الله انصاری همدانی، آن عارف واصل و عالمِ عامل می فرماید: او شیطان است؛ دیگر به آن حوریه توجه نکن و برای شب زنده داری برنخیز... شاگرد آیت الله انصاری همدانی، نمی تواند این مسئله را قبول کند و تحت القائات شیطان، با خود می گوید که این استاد، به حالات سیر و سلوک من حسد ورزیده و چنین می گوید! چطور می توانم از این لذت چشم بپوشانم و نماز شب برنخیزم؟؟ در نهایت به توصیه استاد خویش عمل نمی کند..." 🖼 https://t.me/mesbah_Links/139 🔻بنده الان این شخص را می شناسم؛ او به تدریج به ضدانقلاب پیوست و منحرف شد و الان خارج از ایران زندگی می کند!!! " 🔰کانالِ«در محضر علامه مصباح یزدی» در پیام رسان های ایرانی: sapp.ir/mesbahbasir_com eitaa.com/mesbahbasir_com
هدایت شده از احمدرضا
امام باقر عليه السلام : أوَّلُ كُلِّ كِتابٍ نَزَلَ مِنَ السَّماءِ «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ»، فَإِذا قَرَأتَ «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ» فَلا تُبالى أن لا تَستَعيذَ، و إذا قَرَأتَ «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ» سَتَرَتكَ فيما بَينَ السَّماءِ وَالأَرضِ؛ ابتداى هر كتابى كه از آسمان نازل شده، بسم اللّه الرحمن الرحيم است. هر گاه بسم اللّه الرحمن الرحيم را قرائت كردى اشكالى ندارد كه استعاذه نكنى (اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، نگويى) و هر گاه بسم اللّه الرحمن الرحيم را تلاوت كردى، تو را از آنچه ميان آسمان و زمين است محفوظ مىدارد. كافى، ج 3 ، ص 313
با سلام و تبریک اعیاد شعبانیه🌺🌺🌺 به همین مناسبت امروز یکشنبه مراسم جشن و مولودی خوانی ویژه خواهران گرامی در مسجد حضرت زینب ( علیها سلام) ساعت پنج وسی دقیقه برگزار میگردد.
📚 ✍️خاطره ای خوش از برخورد پروفسور سمیعی با یک جانباز آقارضا جانباز جبهه وجنگ بود. آنقدر از زمان جنگ زخم بربدن داشت که توان انجام کارهای شخصی رانداشت. وی همسری داشت که همه زندگی را اداره و تمام قد در خدمت رضا بود. همسر رضا دچار تومور بدخیم مغزی شده بود و خوراک رضا اشک ریختن در تنهایی بود. دکترهای ایران بعدازmri و سی تی اسکن ازمریم همسر رضا قطع امیدکرده بودند و هیج پزشکی حاضربه جراحی مریم نبود. مریم ذره ذره آب میشدواین رضابودکه روزی صدبارازغصه مریم میمرد وزنده . پزشک بیمارستان وقتی اشکهای رضارادیددلش سوخت وازطریق فردی پرونده پزشکی وشرح حال مریم رابرای سمیرا دخترپروفسورسمیعی ایمیل کرد ودرشرح حال مریم اینگونه نوشت: مریم، همه امیدرضاست ورضاازجانبازان جبهه وجنگ است. بعدازچندروزجواب ایمیل آقای دکتر اینگونه آمد: جناب آقای دکتر! غده داخل سرمریم بدخیم است وبنده بیست ودوم ماه آینده برای جراحی ایشان به ایران خواهم آمد. پزشکان و پرستاران این ایمیل را سرکاری میدانستند و میگفتند پرفسورسمیعی همیشه دراروپاست و آنقدر آدم مذهبی و مقیدی نیست و به شوخی به رضاگفتند: پروفسورسمیعی کجاو اینجا کجا و یا حتی اگر بیایدکه احتمالش صفر است خرج عمل مریم راچه کسی خواهد داد اما رضا امیدش به خداو ائمه اطهار بود . بیست ودوم ماه نزدیک ظهر بود که درکمال تعجب پروفسورسمیعی همراه باپسرش پروفسور امیرسمیعی باکیفی ساده دردست وارد بیمارستان شد او از هانوفر آلمان آمده بود وپس ازعرض سلام قبل ازاینکه قهوه بنوشدگفت مریم کجاست؟ دکترگفت: مریم دربیمارستان درفلان بخش بستری است پروفسورگفت سریعا اطاق عمل را آماده کنید و مریم رابه اطاق عمل ببرید سریعا اطاق عمل آماده ومریم منتقل شد . ازطریق تماس به رضا خبر دادند پروفسور برای عمل آمده است اما رضا گفت اصلا طاقت ندارم و به بیمارستان نمی آیم وقتی پروفسور به دراطاق عمل آمدگفت پس رضا کجاست؟ دکترگفت رضا نیامده پروفسورگفت : تا رضا نیایدبه هیچ وجه دست به تیغ نمیبرم ومریم راعمل نمیکنم رضا مجبور به آمدن شد عده ای میگفتند دکترسمیعی میخواهد در مورد خرج عمل با رضا صحبت کند و عده ای میگفتند میخواهد از او رضایت قبل ازعمل بگیرد رضا وقتی واردبیمارستان شد پروفسور سمیعی جلو آمد و درحالی که رضا روی ویلچر نشسته بود شروع به بوسیدن دست وپای رضاکرد و فقط یک جمله گفت: کاری که شما و امثال شما کرده اید از کار من و امثال من خیلی با ارزشتر است . پروفسور وارد اطاق عمل شد و مریم را شخصا عمل کرد و بدون دریافت هیچ هزینه ای بیمارستان راترک کرد پروفسورسمیعی درجواب خبرنگاری که درمقابل بیمارستان از او پرسید هدف شما از این کار چه بود گفت: خواستم به مردم ایران بفهمانم درمقابل مقام جانباز پروفسور سمیعی هم عددی نیست و خوشحالم که گوشه ای ازدریای زحمات این جانباز را جبران کردم. سلامتی همه جانبازان کشور عزیزمان ایران صلوات .