هدایت شده از اکبر ابدالی
🔵 منافقی دیگر خود را نشان داد
🔹 نگاه قرآنی سیدحسن نصرالله به عادیسازی روابط تلآویو – ابوظبی:
🔹 نباید نگران این موضوع بود، یک سنت الهی که در قرآن کریم هم به صراحت تاکید شده و آن هم اینکه هر وقت محور حق نزدیک به پیروزی است، ناخالصیها و منافقان را از درون خود بیرون میکند و جریان امارات و رژیم صهیونیستی هم با همین نگاه قابل روایت است که نباید نگران آن بود....
#الامارات_العبریه
🆔 @mashgh626
هدایت شده از سالن مطالعه
🌺🌺 پایـی که جا مانـد 🌺🌺
🇮🇷 قسمت هفتادم
قسمت قبل: https://eitaa.com/salonemotalee/251
✒دیروز اربعین امامحسین (ع) بود. عراقیها به خاطر سینهزنی روز قبل، شیر فلکههای توالتها را درآورده بودند. از تشنگی نا نداشتیم. بعضیها از توالت که بیرون میآمدند، با جیب پیراهنهای زرد رنگشان، خودشان را تمیز کرده بودند. پیراهنهای زرد رنگ اسارت دو جیب پایین داشت که از رو دوخته شده بود. کار بچهها به جایی رسیده بود که جیب پیراهنهایشان حکم دستمال کاغذی یکبار مصرف را داشت.
فکری به ذهنم زد. هر دو ستون پایین عصایم دارای محفظهای بود به طول شصت سانت. هر یک از این ستونها یک درپوش فلزی داشت. درپوشها به راحتی باز میشد. نوشتهها و نام تعداد زیادی از اسرای ملحق را در آن محفظه نگهداری میکردم. هیچ وقت اتفاق نیفتاد عراقیها روپوشهای عصایم را باز کنند و داخل ستونهایش را وارسی کنند. به ذهنشان هم خطور نمیکرد. عصایم چهار روپوش فلزی روی پیچهای پایین ستونش داشت که میلهی پایین عصا را به خود عصا وصل میکرد. هر درپوش دو سوراخ مربعی شکل داشت که انگار کارخانهی سازنده آن سوراخها را برای شیر فلکه ساخته بود. امروز برای اولین بار وقتی نگهبانها شیر فلکهی داخل توالتها را درآوردند، پیچهای عصا را درآوردم و با یکی از درپوشها، شیر آب را باز کردم. از خوشحالی داشتم بال در میآوردم. خوشحال بودم عصایم خیلیها را از تشنگی نجات میداد. عصایی که بارها به جای کابل بر بدن اسرا فرود میآمد؛ ایندفعه باعث رفع عطش خیلیها شد!
هوا گرم بود. سلوان داشت انگور میخورد. نمیتوانستم نگاهش نکنم. وقتی انگور میخورد، دهانم آب میافتاد. دلم میخواست جای سلوان بودم و آن خوشهی انگور مال من بود. احساس کردم باید میوههای بهشتی خیلی لذیذ و خوشمزه باشند!
◀️ ادامه دارد . . .
قسمت بعد:https://eitaa.com/salonemotalee/260
مسئول کانال: @Mehdi2506
هدایت شده از نجفی راد
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥
فيلمی منتشر نشده از شهید ابومهدی المهندس در حال جارو زدن حرم امام حسین(ع)👌فقط حرکت آخرش.... #محرم #ما_ملت_امام_حسینیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🌹کانال سردار شهید حاج قاسم سلیمانی👇👇 http://eitaa.com/joinchat/3829268513C24b28f680e
هدایت شده از 🇮🇷روزی یک حدیث🇵🇸
برادر دوستداشتنی
🖌 حضرت #امام_صادق (ع) فرمود: محبوبترین برادرانم نزد من کسى است که عیبهاى مرا پیش من هدیه آورد.
🖌 عن أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ أَحَبُّ إِخْوَانِی إِلَيَّ مَنْ أَهْدَى إِلَيَّ عُيُوبِی.
📚 اصول کافى جلد 4 صفحه: 452 روایة: 5
#حدیث_سبک_زندگی
هدایت شده از سالن مطالعه
🌺🌺 پایـی که جا مانـد 🌺🌺
🇮🇷 قسمت هفتاد و یکم
قسمت قبل: https://eitaa.com/salonemotalee/256
✒از تكرار نوارهاي ترانه فارسي به ستوه آمده بوديم. از روزي كه ما را به ملحق آورده بودند، عراقيها هر روز از ساعت نه صبح تا دوازده ظهر و عصرها از ساعت چهار تا شش عصر كه وارد بازداشتگاهها ميشديم، از بلندگوهاي كمپ ترانههاي خانم افسر شهيدي، داريوش اقبالي و... را پخش ميشد.
بلندگوهاي بوقي را بالاي كمپ لابهلاي سيم خاردار كار گذاشته بودند. از بس اين نوارها هر روز تكرار شده بود شعرهايش را حفظ بوديم. انتخاب ترانههاي خانم شهيدي و داريوش حساب شده بود. مضمون همهي شعرها دربارهي غربت و دوري از وطن بود. بعضيها نميدانستند چرا عراقيها از بين آن همه ترانههاي متنوع و شاد فقط اين دو نوار را انتخاب كردهاند. برايم روشن بود، از روي عمد انتخاب شدهاند.
از مدتها قبل بزرگترهاي كمپ از جمله حسن بهشتي پور، اصغر اسكندري، حاج حسين شكري وجعفر دولتي مقدم به عراقيها اعتراض كرده بودند. هر چند بيشتر اسرايي كه گوشهگير و منزوي بودند، از اين ترانهها استقبال ميكردند. پخش اين ترانههاي غم آلود وحسرت آور بعضي از اسرا را راضي ميكرد.
در اين باره بچهها با ستوان حميد كه آدم منطقي بود، صحبت كرده بودند. قبلاً با سعد صحبت كرده بودم، بيفايده بود. هفته قبل سعد در جوابم گفت: من يه آدميام كه از آرامش و سكوت بيشتر خوشم مياد، دست من نيست! سعد بارها گفته بود: من از خدامه تو اين كمپ سكوت و آرامش حاكم باشه! من كه نميفهمم خوانندگان ايراني چي ميخونن؛ شفيق عاصم افسر بخش توجيه سياسي ميگه اين نوارها رو بزار، من هم ميذارم!
سعد راست ميگفت. او تشويقم ميكرد قضيه را به مسئولين اردوگاه بگويم. چون خودش ذي نفع بود براي اين كار تشويقم ميكرد. بچهها گفته بودند از چه دري وارد صحبت شوم. به ستوان حميد گفتم:
- سيدي! اردوگاه مثل خونهي ماست. روح بچهها رو ، اين ترانهها خسته كرده، الان يك سال ميشه كه اين دو تا نوار با اعصاب ما بازي ميكنن، شعراش رو اگه بتونن براتون ترجمه كنن اون وقت ميفهميدين من چي ميگم.
- چه نوارهايي براتون بزاريم؟
به نام استاد بنان و شجريان بسنده كردم. خود فاضل مترجم هم نام تعدادي از خوانندگان فارسي خارج نشين را براي ستوان حميد گفت. ستوان كه ميدانست آرزوي قلبيمان بود از بلندگوي كمپ، راديو ايران پخش شود، با شوخي وطعنه گفت: راديو ايران چي؟
- اونوقت هيچ وقت اجازه نميديد، اما بخش فارسي و راديو بغداد بهتر از اين ترانههاست.
- راديو صوت الجماهير عراقي چي؟
- هرچي غير از اين ترانهها!
◀️ ادامه دارد . . .
از قسمت اول داستان نوجوان ۱۶ساله در زندان اسارت عراق، کتاب بینظیر "پایی که جا ماند":
https://eitaa.com/salonemotalee/111
مسئول کانال: @Mehdi2506
⚜ طرح #این_خانه_عزادار_حسین_است
📌 باتوجه به شرایط کرونایی محرم امسال و عدم برگزاری بسیاری از مجالس عزاداری، خادمین هیئت ابناءالحیدر(ع) بنا دارند با کمک شما عزیزان اقدام به نصب صدها بیرق سر در منازل کنند
📌 شما نیز با هدیهی یک یا چند پرچم در اقامهی عزای سیدالشهدا(ع) سهیم باشید
📌 هزینهی هر پایهی پرچم، چوب پرچم و پرچم مشکی برابر ۴۰ هزار تومان میباشد
💳 شماره کارت به نام مهدی هاشمی
6273 9975 3597 9554
💠 هیئت هفتگی ابناءالحیدر(ع) قم 💠
🆔 کانال ارتباطی هیئت در سروش
Sapp.ir/abna_ol_heydar
🆔 کانال ارتباطی هیئت در ایتا
Eitaa.com/abna_ol_heydar