eitaa logo
آیین سخن
146 دنبال‌کننده
4 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 داوران مرکز پاسداشت زبان و ادبیات فارسی صدا و سیما فیلمهای "نگهبانان خورشید" و "کوچ" را به عنوان فیلمهای برگزیده‌ از چشم‌انداز پاسداشت زبان و ادبیات فارسی معرفی کردند. 🔻 *بیانیه داوران آثار جشنواره چهل و چهارم فیلم فجر از دیدگاه پاسداشت زبان فارسی* به نام خدای زبان آفرین زبان فارسی، زبان تمدن و هویت ایرانی، همواره با افتخار در میان ملت‌های جهان شناخته شده است. این زبان که میراثی گران‌بها از اندیشه، فرهنگ و هنر است نقشی اساسی در پیشبرد تاریخ و تمدن ایران دارد. فارسی، با غنای بی‌پایان خود، به‌عنوان رهگذاری برای انتقال مفاهیم، احساسات و دانش، در دوران‌های مختلف درخشش خود را حفظ کرده و همچنان زبان پیوستگی و همبستگی ایرانیان است. در دنیای امروز که پیچیدگی‌های فرهنگی و ارتباطات جهانی به سرعت در حال گسترش است، پاسداشت زبان فارسی به‌عنوان یکی از عناصر حیاتی هویت ایرانی، به‌ویژه در عرصه هنر و سینما، امری ضروری است. زبان سینما، به‌عنوان زبانی بی‌مرز و جهانی، می‌تواند به‌خوبی در ارتقای این میراث عظیم فرهنگی نقش‌آفرینی کند. داوران و کارشناسان مرکز پاسداشت زبان و ادبیات فارسی صدا و سیما با بررسی دقیق و تخصصی آثار جشنواره فیلم فجر، به ارزیابی این آثار از چشم‌انداز پاسداشت زبان فارسی پرداخته‌اند. سنجه‌های این ارزیابی شامل: توجه به زبان فارسی به‌عنوان عامل همبستگی و گفتمان ایرانی اسلامی، بهره‌گیری هنرمندانه از ادبیات غنی و کهن ایرانی، استفاده از اسطوره‌ها، افسانه‌ها، نشانه های هویتی و رعایت دقت زبانی و ایجاز در آثار بود. در نهایت، داوران این جشنواره، نخست فیلم پویانمایی «نگهبانان خورشید» را به‌دلیل بهره‌گیری هنرمندانه از اسطوره‌ها و افسانه‌های ایرانی شایسته تقدیر می‌دانند. داوران، فیلم سینمایی «کوچ» را به‌عنوان برگزیده نهایی اعلام می‌کنند. با توجه به تلاش ده‌ساله دراین راستا، این کارشناسان خواسته‌های خویش را در این زمینه یادآور می شوند: شایسته است فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی فعالانه وارد میدان شود و با همکاری سازمان سینمایی، «سیمرغ پارسی» را در بخش اصلی جشنواره‌ی فیلم فجر بگنجانند تا هرساله کوشش برای نهادینه شدن سینمای ملی با تکیه بر زبان و ادب گرانقدرِ فارسی گسترش یابد. همچنین از سینماگران ارجمند انتظار می‌رود در نگارش فیلمنامه‌ها، برای زبان فارسی اهمیتی ویژه قائل شده و علاوه بر استفاده از میراث ادب پارسی، از سرویراستاران حرفه‌ای و آشنا با فیلمنامه‌نویسی بهره گیرند. همچنین شایسته است مسئولان سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز برای زبان و ادبیات فارسی و نظارت زبانی بر آثار اهمیتی بیش از پیش قائل شوند. داوران و کارشناسان: محمدرضا ترکی، امید جلوداریان، شهاب شهرزاد، ناصر فیض، علیرضا قزوه، محمود گبرلو، یدالله گودرزی، حمید رضا مدقق، محمدجعفر محمدزاده @ainesokhan
🔻پرهیز از قلنبه نویسی هرقدر نوشته ساده تر باشد، فهمش آسانتر است. یکی از مثالهای خوبی که برای قلنبه نویسی شنیده‌ام مثالی بود که داریوش آشوری در یکی از سخنراني‌هايش یاد‌آور شد. او گفت همین جمله "استعمال دخانیات ممنوع است" را که در پمپ بنزینها می نویسند در نظر بگیرید که چقدر قلنبه است. می گفت چرا خیلی ساده ننویسیم: "سیگار نکشيد"؟ می توانیم این جمله را هم پیشنهاد دهیم: "دود نکنید" ساده نویسی گرایش درستی است و هیچکس آن‌ را رد نمی کند. ابوالحسن نجفی در مقدمه کتاب "غلط ننویسیم" می گوید یکی از منابع زبان نوشتار زبان گفتار است و بهتر است زبان نوشتار، تا جایی که امکان دارد، به زبان گفتار نزدیک باشد. @ainesokhan
🌗 «شبِ اِحیا» یا «شبِ اَحیا»؟ 🔻 دو واژهٔ «اَحیا» و «اِحیا» از زبان (عربی‌کلاسیک) وارد شده‌اند. هردو در اصل با همزه به‌کار می‌رفته‌اند، اما به‌مرور همزه‌شان افتاده‌است؛ یعنی «اَحیاء» و «اِحیاء»، براساس قوانین طبیعیِ تحول زبان،به‌صورت «اَحیا» و «اِحیا» نوشته و تلفظ می‌شوند. 🔻 این دو واژه ریشهٔ مشترک دارند، اما معنی آنها با هم فرق دارد. هردو با «حَیّ» (به‌معنی زنده) که در فارسی کاربرد داشته و دارد هم‌ریشه‌اند. برای مثال، امروزه «حَیّ‌وحاضر» هنوز در فارسی رایج است و مفهوم آن برای همهٔ ما آشناست. ⬅️ و اما معنی «اَحیا» و «اِحیا»: 🔻 اَحیا: جمع «حَیّ» است و معنی آن زندگان است. 🔻 ِاحیا: به‌معنی زنده‌داشتن، زنده نگه‌داشتن، زنده‌کردن و همچنین شب‌زنده‌داری و بیدار ماندن در شب است. ✅ بنابراین، «شبِ اِحیا» یا «شب‌های اِحیا» داریم نه «شبِ اَحیا» و «شب‌های اَحیا». @ainesokhan
💢 🔻 «من به شدت ایران را دوست دارم... و خیلی غیرت زبان فارسی را دارم. من خیلی خوب ترکی حرف می‌زنم و از آهنگ ترکی لذت می‌برم. اما همیشه اعتقاد دارم که یک چیزی ما را به هم وصل می‌کند و آن زبان فارسی است... . شناخت این امر است که موجب علاقه می‌شود.» ➖ دکتر ژاله آموزگار @ainesokhan
✍ 🔴 کاربرد افعال "گذاشتن" و "گزاردن" تابه‌حال شده که هنگام نوشتن این دو فعل به حرف "ذ" یا "ز" که می‌رسید، پس از تردید، بالاخره یکی از این دو حرف را برای نوشتن انتخاب کنید؟ (به‌ویژه در ترکیب‌های این افعال) ✅ گذاشتن به معنی قراردادن چیزی در جایی است که می‌تواند درباره انواع مادی و معنوی آن باشد: 🔺مریم گل‌ها را در گلدان گذاشت؛ (مادی) 🔺مجلس این قانون را به اجرا گذاشت.(معنوی) 🔸️ترکیب‌های فعلِ گذاشتن: بنیان‌گذار، قانون‌گذار، نشانه‌گذاری، نام‌گذاری، عددگذاری و... ؛ نمونه جمله محاوره: کتاب‌رو روی طاقچه بذار. ♦️ 👈درصورتی‌که👇 ✅ گزاردن به معنی انجام دادن و به‌جاآوردن کار است: 🔺نمازگزاران در مسجد افطار کردند؛ 🔺مراسم سپاس‌گزاری از مادران برگزار شد. در مثال بالا ترکیب سپاسگزاری با فعل گزاردن آورده شده؛ زیرا به معنی ادا کردن و انجام آن کار است. 🔸️ترکیب‌های فعلِ گزاردن: وام‌گزار، سپاس‌گزار، برگزار، شکرگزار،‌ گله‌گزار، خدمت‌گزار، کارگزار، خبرگزار و ... . 🔥 بنابراین، اگر به معنی این دوفعل توجه کنیم، می‌توانیم به راحتی شکل درست آن را در جمله بگذاریم(قرار دهیم). به بپیوندیم📝 @ainesokhan 👈
♦️🔻 *"با گوشی خود پیامکی بفرست!"* یاران! اندکی ذوق لازم است تا واژه‌های گذشته را از کتابها و متون ادبی بیرون بکشیم و مانند "یارانه" و "آژیر" و "پیامک" آنها را پس از صدها سال، دوباره رواج دهیم. 🔻 جالب است بدانید واژه "پیامک" دستِ‌کم هفتصدسال است که در متون فارسی به کار می‌رود: *با دلش رَمزَکی فروگفتم به کف او پیامکی دادم!* [فخرالدین عراقی،شاعرِ سده ۷] یا این بیت نزاری قهستانی، شاعرسده۸ را بنگرید: *سلامکی نفرستی، پیامکی ندهی نه شرطِ‌عهدِ‌قدیم است،گرچه معذوری!* 🔻 فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیز کار خوبی کرده و برای سرنام SMS که از حروف نخست این اصطلاح (Short Message Service)  گرفته شده همین واژه "پیامک" و نیز "پیام‌کوتاه" را تصویب کرده است. امروزه می بینیم که "پیامک" در میان مردم جا افتاده است. @ainesokhan
♦️ *«آمیزه‌سازی»* یکی از شیوه‌های معمول واژه‌سازی «آمیزه‌سازی» است. در این فرآیند بخش‌هایی از دو یا چند واژه با هم ترکیب می‌شوند و یک اصطلاح یا واژه تازه را می‌سازند. 🔻 نمونه‌هایی از «آمیزه‌سازی»: نستعلیق: نسخ + تعلیق؛ توانیر: تولید و انتقال نیرو؛ خصولتی: خصوصی + دولتی؛ رزمایش: رزم + آزمایش؛ فجازی: فضای مجازی؛ مارموذ: مارمولک/ مار + موذی؛ ویرگولاستار: ویرگول + ویراستار. 📌کانال آیین سخن را به علاقمندان زبان و ادبیات فارسی معرفی فرمایید:👈 @ainesokhan
دو اصطلاح « درخصوص» و «در مورد» از اصطلاحاتی است که این روزها رواج یافته و حتی به نامه‌های اداری هم راه پیدا کرده است. بهتر است به جای آنها کلمه «درباره» را به کار ببریم. 🔻 نمونه : «درخصوص رویدادهای منطقه گفتگو شود.» درست‌تر آن است که بگوییم: « درباره رویدادهای منطقه گفتگو شود.» (شهاب گودرزی) @ainesokhan
♦️به‌مناسبتِ ۱۰ اردیبهشت روز ملی خلیج فارس در کتیبه‌‌ داریوشِ کبیر، در تنگهٔ سوئز، درباره خلیج فارس «دریایی که از پارس آید» ذکر شده‌است. در روزگار ساسانیان، این خلیج را «دریای پارس» می‌گفتند. بطلمیوس، دانشمند معروف علم هیئت، که در قرن دوم میلادی زندگی می‌کرد، در کتاب جغرافیای خود، که به زبان لاتین نوشته‌است‌، از این دریا به نام «پرسیکوس سینوس» یاد کرده‌است که درست به معنای «خلیج فارس» است. قرن‌هاست که ترجمهٔ لاتینی «سینوس پرسیکوس» در دیگر زبان‌های زندهٔ جهان باقی مانده‌است و همهٔ ملل جهان خلیج فارس را به همین نام خوانده‌اند. در دوران اسلامی نیز نام این خلیج «بحر فارس»، «البحر الفارسی»، «الخلیج الفارسی»، و «خلیج فارس» یاد شده و در دایرةالمعارف اسلامی نیز همین نام‌ها برای خلیج فارس ضبط گردیده‌است. اینک نام خلیج فارس در دیگر زبان‌ها، که نام «پارس» نیز در آن‌ها وجود دارد: - آلمانی: Persischer Golf؛ - انگلیسی: Persian Gulf؛ - ایتالیایی: Golfo Persico؛ - روسی: Persidskizaliv؛ - ژاپنی: Perusha Wan؛ - فرانسوی: Golfe Persique. منبع: احمد اقتداری، «خلیج فارس و نام آن»، اطلاعات سیاسی ــ اقتصادی، فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۹، شمارهٔ ۲۷۱ و ۲۷۲، ص ۶۲-۶۹ (با اندکی تلخیص). @ainesokhan
♦️ *رُستمینه* 🔻 رُستمینه (سزارینcaesarean )گونه‌ای زایمان غیرطبیعی است و کودکانی را که با این روش به دنیا می آیند ( رُستم زا ) می گویند. این نام‌گذاری بدین علت است که در شاهنامه‌ی فردوسی، هنگام زاده شدن رستم، رودابه (مادر رستم) با مشکل روبرو شد و درد بسیاری کشید. زال (پدر رستم ) برای حل این مشکل و نجات جان همسر و فرزندش از سیمرغ کمک خواست، سیمرغ به روشی که امروز به سزارین شهرت دارد، به زال رهنمود داد که خنجر آبگون و مرد آبدیده‌ای بیاورد، آنگاه رودابه را تا مرز بیهوشی مست کند، سپس پهلوی او را بشکافند و کودک را بیرون بکشند: 🔻 بیاور یکی خنجر آبگون یکی مرد بینادلِ پُرفسون نخستین به‌می، ماه را مست کن ز دل بیم واندیشه را پست کن شکافد تهیگاهِ سرو ِ سهی نباشد مَر او را ز درد آگهی وزو بچهٔ شیر بیرون کشد همه پهلوی ماه در خون کشد وز آن پس بدوز آن‌کجا کرد چاک ز دل دور کن ترس و تیمار و باک 🔻 این عمل در ایران باستان و فرهنگ ایرانی به نام «رستم‌زایی» یا «رستمینه» شناخته می‌شود ازآن‌رو که رستم اولین فردی است که به این شیوه به دنیا آمده، در مقابل، در فرهنگ اروپایی به دلیل تولد «ژولیوس سزار» (پادشاه روم) در همین دوران با شکافتن شکم مادرش، این عمل «سزارین» نامیده شده است. 🔻 نخستین تصویر زایمان ( رستمینه ) یا سزارین را می ‌توان درکتاب ( آثار الباقیه) اثر دانشمند بزرگ ایرانی (ابوریحان بیرونی ) یافت. این کتاب در سال ۳۹۰ تا ۳۹۱ هجری به پایان رسید و نسخه‌ای از آن به خط ابن الکتوبی و متعلق به اوایل قرن چهاردهم میلادی باقی مانده که هم اکنون در کتابخانه دانشگاه ادینبورگ نگاهداری می شود. 🔻 بهتر آن است که ما این گونه زایمان را "رستمینه" بگوییم و پیشینه فرهنگی و تاریخی خودمان را نگاهبانی کنیم. 🔻کانالی برای مرزبانی فرهنگ، زبان و ادبیات ایران 👈 @ainesokhan
♦️🔻 *"مولانا و زبان فارسی"* زبان پارسی در ترکیۀ روزگار مولانا مخاطبان بسیار داشته و از این رو بهاء الدین پسر مولوی مشهور به سلطان ولد (ف 712 ق) بهتر آن‌ می‌داند که زندگینامۀ پدرش را ‌به پارسی بسراید زیرا مردمان آن سرزمین و مخاطبان مولانا در همه جا پارسی را بهتر از عربی درمی‌یافته‌اند:‌ پارسی گو که جمله دریابند  گرچه زین غافلند و در خوابند  (ولدنامه، ص 38) ‌ مولوی، زادۀ بلخ افغانستان است. او هماره و همه جا زبان شعری خویش را پارسی ‌می‌خواند و هر دم  می‌گوید «پارسی گوییم، پارسی گو»: ‌ پارسی گو گرچه تازی خوشتر است عشق را خود صد زبان دیگر است 🔻 پارسی گوییم یعنی این کَشش زان طرف آید که آمد آن چَشش   (مثنوی)‌ 🔻 پارسي گوييم شاها آگهي خود از فؤاد ‌ ماه تو تابنده باد و دولتت پاينده باد (ديوان شمس)‌ 🔻 ناله‌اي کن عاشقانه درد محرومي بگو پارسي گو ساعتی و ساعتی رومی بگو  (ديوان شمس)‌ 🔻 خمش از پارسي تازي بگويم  ‌   فؤادٌ ما تسلّيهِ المُدام (ديوان شمس)‌ 🔻 مولانا از آنجا که مخاطبانش مسلمانان جهانند همه را به سخن گفتن پارسی فرا می‌خواند زیرا پارسی شکر است و شرط نیست در بزم، به تنهایی شِکرخوردن:‌ مسلمانان! مسلمانان! زبان پارسی گویم که نبوَد شرط دربزمی شکرخوردن به تنهایی (ديوان شمس)‌ 🔻 اخلايي اخلايي، زبان پارسي می‌گو که نبود شرط در حلقه، شکرخوردن به تنهايي   (ديوان شمس) 🔻 ‌ مولوی مانند مراد خود شمس الدین تبریز شیفتۀ زبان پارسی است. شمس درمقالات گفته است: «زبان پارسی را چه شده است بدین لطیفی و خوبی که آن ‌معانی که در پارسی آمده است در تازی نیامده است». (مقالات‌شمس، ص 122)‌ نکتۀ مهم در زندگی و آثار مولوی این است که این زادۀ افغانستان همه‌جا زبان خود را پارسی گفته است. او بیش از بیست بار واژۀ «پارسی» را برای زبان خود به کار ‌برده اما در شصت هزار بیت اشعارش از صفت «دَری» نشانی نیست. کسانی که مدعی‌اند زبان دَری، زبان افغانستان است و زبان پارسی زبان اهل شیراز؛ باید ‌پاسخگوی این پرسش باشند که آیا مولوی بلخی که در سراسر آثارش، زبان خود را پارسی گفته  و از زبان دَری هیچ یادی نکرده است در شمار میراث ملی ‌و سرمایۀ ادبی و فرهنگی افغانستان نیست؟ (از مقالۀ پارسیّ دری/ محمود فتوحی رودمعجنی، مجلۀ بخارا،  شماره ۱۲۲) ❤️ 💠 آیین‌سخن، کانالی برای مرزبانی از فرهنگ ایران @ainesokhan
🔷🔻 «وطن ما، به یک معنی، سرزمینی‌ است پر از صحراهای فراخ و کوه‌‌های بلند و رودها و دریاچه‌‌هایی که در درازای زمان بارها زیر پای مهاجمان مختلف کوفته شده و باز به‌ پا خاسته... ولی ما وطن دیگری هم داریم که در ذهن‌مان جای دارد. وطنی که رودکی در آن چنگ می‌نواخت و فردوسی از خِرَد و دلاوری‌های قهرمانان سخن می‌‌گفت و خیام سرگردانی انسان را باز می‌نمایاند و ابوسعید و نظامی و سعدی و مولوی و حافظ، با استادی حیرت‌‌انگیز، از ظرایف روان انسان (بیش از همه عشق) سخن می‌‌گفتند. این وطن را می‌ توان از گزند حوادث در امان داشت. وطن من این وطن است... وطن من زبان فارسی‌ است.» ■دکتر احسان_یارشاطر @ainesokhan