eitaa logo
عکاس باشی 📸🪁
63 دنبال‌کننده
295 عکس
11 ویدیو
1 فایل
حسِّ خوبِ عکس‌هایی که میگیرم ، تقدیم به شما ‌🌠🪐‌🌿 بگو سییییییییب 😍👌🏼 All Photo by @Seyedebanou عکس‌های قشنگی که می‌گیرید رو به این☝🏻☝🏻 آیدی بفرستید...🤍💯 با #هنر_اعضا نشر داده میشه ... برای دریافت عکسهای خام پیام بدید ...💫🦋 سیده مهسا موسوی
مشاهده در ایتا
دانلود
📷 ✅چه طبیعتی .. چه منظره ای 👌🏻 📍دشت گل گاو زبان ، روستای آکرد ، استان مازندران 🌸اگر که به دنیای عکس‌ها علاقه داری، بیا با ما همراه شو... ❤️💫👇🏻 رفیقاتُ هم بیار 🌱 @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii
هدایت شده از فادیاء 🌱
ای کشتی جان! حوصله کن می‌رسد آن‌روز روزی که تورا نیز به دریا بسپارم 🌿
باشد که نباشیم که بدانند نماندن بلدیم ! 🚶🏻 + نمیدونم کی اینُ اینجا نوشته و چقدر دلشکسته بوده💔 ، ولی بیاید برای اطرافیانمون بیشتر ارزش قائل بشیم و این حس رو بهشون القا نکنیم که حواسمون بهشون نیست ...🖇❤️‍🩹 _اونی که این پست رو برات فرستاده میخواسته بهت بگه حواسش بهت هست 💞🔒 🌸اگر که به دنیای عکس‌ها علاقه داری، بیا با ما همراه شو... ❤️💫👇🏻 رفیقاتُ هم بیار 🌱 @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii
آسمان فرصت پرواز بلند است ولی قصه اینَست چه اندازه کبوتر باشی ✍🏼 📸 ✅آسمون همیشه خواستنی و خوش عکسه 💯🕊👏🏼 🌸اگر که به دنیای عکس‌ها علاقه داری، بیا با ما همراه شو... ❤️💫👇🏻 رفیقاتُ هم بیار 🌱 @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii
وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْحُبُكِ ﴿۷﴾ قسم به آسمان كه داراي چين و شكنهاي زيباست!🥲❤️‌ ‌ سوره الذاریات،،۷ ‌ ✍🏼 ‌ ‌ 🌸اگر که به دنیای عکس‌ها علاقه داری، بیا با ما همراه شو... ❤️💫👇🏻 رفیقاتُ هم بیار 🌱 @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii
حرم حضرت معصومه (س) 🤲🏻 قم المقدسه 💫🌸‌ صفر ۱۴۴۵ 🌸اگر که به دنیای عکس‌ها علاقه داری، بیا با ما همراه شو... ❤️💫👇🏻 رفیقاتُ هم بیار 🌱 @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii
یا فاطمه المعصومه اشفعی لی فی الجنه 🌸🌿 🌸اگر که به دنیای عکس‌ها علاقه داری، بیا با ما همراه شو... ❤️💫👇🏻 رفیقاتُ هم بیار 🌱 @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii @akasbashii
به روایت "پارت یک"🌿‌ چشمم به تلویزیون دوخته شده بود ، توی دلم آشوب بود که چرا من نمیتونم برم ؟ آره هوا خیلی گرمه ولی مگه بقیه گرمشون نمیشه ، آره من دوتا بچه دارم ولی مگه بقیه ندارن‌؟  تو همین فکرا بودم که موبایلم زنگ خورد ، مامانم بود ، میدونستم میخواد چی بگه ، خانواده هامون از وقتی فهمیده بودن که تصمیم داریم برای اربعین بریم  کربلا سفت و سخت تلاش می‌کردن که مارو پشیمون کنند و بابای بچه ها امسال تنهایی بره و با وعده‌ی ''انشاءالله سال دیگه...'' دلم رو خوش می‌کردن ،، منم با شنیدن این حرفها دو دل میشدم که خدایا چیکار کنم ؟ سختی رو به جون بخرم و برم و از ثواب زیارت حسین بی بهره نمونم یا اینکه بیخیال بشم و تسلیم توصیه های دلسوزانه خونواده ها و سخت بودن شرایط بشم ؟؟ تو اون لحظات فقط دعا میکردم که خدایا هرچی خیر و مصلحت‌مونه برامون رقم بزن ... با خودم و همسرم یه قراری گذاشتیم ،، حدودا دو هفته‌ای مونده بود به اربعین که اقدام کردیم برای درخواست گذرنامه زیارتی  ،، گفتیم ما درخواست گذرنامه رو میدیم، اگر تا سه شنبه ،که امکان همسفر شدن با یکی از اقواممون وجود داست ،به دستمون رسید که راهی عراق میشیم ، ولی اگه نرسید انشاءالله سال بعد ... چون با وجود دو تا بچه وجود یه نفر که کمک‌حالم باشه ، نعمت بزرگی بود ... پی‌نوشت : تاخیر چند روزه من بابت این بود که الحمدالله راهی سفر کربلا شدیم و تو چند قسمت عکس‌ها رو به همراه خاطرات سفر براتون میذارم ... انشاءالله قسمت همه آرزومندان بشه 🤲🏻❤️ @akasbashii @akasbashii
'' پارت دو ''🥲 با شنیدن صدای زنگ پیامک و دیدن این پیام که ''هموطن گرامي درخواست گذرنامه زيارتي شما چاپ شد'' روزمون ساخته شد ... یعنی میشه بعد چهار سال دوباره گنبد و ایوون طلات چشام رو نورانی و اشکی کنه ؟؟ یعنی میشه بازم تو بین الحرمین قدم بزنم ...؟؟ یعنی واقعا رفتنی شدیم ؟؟ باورم نمیشد ، صدای تالاپ تولوپ قلبم رو حتی گوشام هم میشنیدن ،، شروع کردم به تحقیق و جستجو درباره اینکه برای سفر اربعین با بچه، چه چیزهایی ضروریه؟؟ در حال جمع آوری وسایل بودم که فهمیدم همسفرهامون خودشون ۱۷ تا همسفر دارن و خب این یه خورده کار رو برامون سخت می‌کرد.. ولی دیگه هیچ چیز نمیتونست منو منصرف کنه...گفتم خدایا توکل بر تو که خودت فرموده ای : و توکل علی الله فهو حسبه وسایل رو به زحمت تو دوتا کوله تقسیم کردم و سعی کردم خیلی سبک بار بریم ،، از تجربه اربعین قبلی اینو فهمیدم که هرچی بار کمتر ، سفر راحتتر .. و همه این‌ها در حالی بود که روح من زودتر از جسمم سفر را آغاز کرد و خود را به نجف رساند ، چرخی در صحن آقا علی بن ابیطالب زد و سپس مسیر نجف تا کربلا را طی کرد و به بین الحرمین رسید ... چه کنم که بعد منزل نبود در سفر روحانی،، @akasbashii @akasbashii
''پارت سه'' قدم قدم با یه علم انشاءالله اربعین میایم سمت حرم زمزمه این روزهای زائرای اباعبدالله همینه .. حسین آقای ماهم از این زمزمه‌ها می‌کنه و من دلم بیشتر پر میزنه برای رسیدن به مقصد و محبوب عالم ... چه خوش گفت محتشم که : " این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست..." و پس از تحمل فراق بسیار زمان رفتن فرا رسید .. دوشنبه شیشم شهریور ماه و یازدهم ماه صفر زمان حرکت ما شد و در مسیر رفتن به مرز خسروی اول به رسم سنت، سری به شهر همسرم زدیم و اندکی استراحت کردیم و خداحافظی کردیم و از ساوه به سمت مرز خسروی رهسپار شدیم ، از شوق فقط اشک می‌ریختیم و خدا را شکر می‌کردیم که سفر اربعین قسمت ما هم شد . در مسیر با اقوام تماس گرفتیم و خداحافظی کردیم ،، آن ها هم با التماس دعا و خدا به همراهتان گفتن های گرمشان بدرقه‌مان کردند. نوحه خوان می‌خواند : '' طاقت ندارم، من اربعین به کشورم عادت ندارم ...'' و من برای بار هزارم از این تصمیم خوشحال بودم. ما بی همسفر نماندیم و با یکی از همکاران همسرم به همراه خانواده هم‌مسیر شدیم و کل سفر را باهم بودیم. طلوع خورشید را در مرز خسروی تماشا کردیم و پس از پارک کردن ماشین ها در پارکینگ ها که حالا شبیه فرشی با نقش و نگار ماشین‌‌ها شده بود ، به سوی نقطه صفر مرزی رهسپار شدیم. دیگر به عقب نگاه نمی‌کردیم ، از شوق وصل یار سر از پا نمیشناختیم ، در فکرهایمان فقط تجسم صحن و سرای بابای مهربانمان ، آقا امیرالمومنین نقش می‌زد ... @akasbashii @akasbashii