eitaa logo
اختر‌پنجم؛
531 دنبال‌کننده
459 عکس
73 ویدیو
1 فایل
دفترچه خاطراتِ تصویری نرگس ۱۹ ساله. سوره هم صدام میکنن، فکر کنم دانشجوی دبیری فیزیک. https://abzarek.ir/service-p/msg/4036565
مشاهده در ایتا
دانلود
این روزا بیشتر از همه به چی فکر‌ میکنی؟ https://daregooshy.ir/secret/53251009
+ به اینکه چقدر دخترا خر ان  حتی خودم _ از چه نظر؟😭
+ چجوری توی جنگ زندگی کنم؟
اختر‌پنجم؛
+ چجوری توی جنگ زندگی کنم؟
برداشتت از مفهوم زندگی چیه؟ زندگی کردن رو چی میبینی اصلا؟ اول تو تعریف رو بگو، منم میگم
+ به اینکه حتی تو این اوضاع و شرایط هم یه زنگ نزد یه پیام نداد حالمو بپرسه . دلم گرفت راستش . دلم میخواست اونم نگرانم بشه حال منم براش مهم باشه شاید هم دوسم داشته باشه 
اختر‌پنجم؛
+ به اینکه حتی تو این اوضاع و شرایط هم یه زنگ نزد یه پیام نداد حالمو بپرسه . دلم گرفت راستش . دلم می
یه چیزی بگم؟ فکر کنم تاحالا ۵۶۳۸۸۲ بار درباره ی بیمارستان رفتنم صحبت کردم😂، ولی جدی خیلی برای من تجربه ی عجیبی بود، واقعا من رو به یه نرگس با نوع نگرش خیلی خیلی متفاوتی تبدیل کرد. و راستش یهو توی اون برهه ی زمانی فهمیدم چقدر احساسات ما کوچیک و ارتباطاتمون عجیب و انسان گونه است. نمیدونم چجوری منظورم رو برسونم، من توی اون بازه ی زمانی داشتم سعی میکردم زنده بمونم و آسیب نبینم و فهمیدم چیزی جز خانواده برای ادم نمیمونه، خیلی ام دوستای خوبی دور و برم بودن ها و بابتشون خدارو شاکرم ولی فهمیدم وقتی یه دغدغه ی خیلی بزرگ داشته باشی، یه لحظه همه ی اون احساسات زیادی ساده بنظر میاد.
و یه چیز دیگه ام اضافه کنم که تجربه ی نرگسیه که ۲ سال و نیم توی افسردگی دست و پا زد. اونم اینکه هر چقدر به احساساتت پر و بال بدی، بزرگتر میشن و تورو میبلعن، هر چقدر توش غرق بشی بیشتر شبیه یه باتلاق میشه. نمیگم درد نداره، نمیگم اذیت نشو فقط میگم به رشدش کمک نکن، بله فلان اتفاق مثلا دردناکه، یا اون احساسات آزار دهندست؟ خب هست ادامه دادنش و زیاد بهش پرداختن فقط خودتو اذیت میکنه، حداقل این چیزیه که خودم تجربش کردم.
نمیدونم چقدر دارم منظورم رو میرسونم، نمیخوام فکر کنی که دارم احساساتت رو کوچیک میشمارم. فقط میخوام بدونی مشکلات ما به اندازه ی اهمیت دادن ما بهشون بزرگ میشن. و لطفا نزار احساساتت از خودت بزرگتر بشن که بتونن بهت آسیب بزنن
+ یعنی تا آخر دووم میارم؟
اختر‌پنجم؛
+ یعنی تا آخر دووم میارم؟
نکته دقیقا اینجاست که ما همیشه تا آخرش زنده ایم و اتفاقا دردناک بودنش اینجاست که ما تا آخرش دووم میاریم. هر چقدر دردناک باشه، هر چقدر سخت باشه بازم تو فردا صبحش باید بیدار بشی.
وحشتناک ترین شبها برای من هر بار صبح شد و این حتی از اون شبی که گذروندم سخت تر بود، اینکه با تمام دردی که داشتم فردا صبح مجبور بودم دوباره یه روز دیگه رو شروع کنم
اختر‌پنجم؛
برداشتت از مفهوم زندگی چیه؟ زندگی کردن رو چی میبینی اصلا؟ اول تو تعریف رو بگو، منم میگم
+ خب انجام کارای روزمره و همراه شدن با جریان زندگی هرروز از خواب بیدار شی برنامه‌ت رو انجام بدی و مفید از روزت استفاده کنی که خب من الان نمیکنم