eitaa logo
عـلاج
1.4هزار دنبال‌کننده
1 عکس
9 ویدیو
0 فایل
بسم‌الله؛ اگربناست‌دمی‌بی‌تو بگذردعمرم ، هزارباربمیرم نبینم‌آن‌دم‌را(: کپی؟مشکلی‌نداره‌که رگباری‌نه*
مشاهده در ایتا
دانلود
دل ِمن از سر عشق با جان ِمن می‌جنگد ۱۰۰۱ .
مرا که شانه‌ ام‌ از حمل آفتاب خَم است ، به جز پناه ، دو دست تو سایبانی نیست .
‌‌در جریانید که لف بعد تقدیمی راضی نیستم .
رفقا .. ³ تا الهی به رقیه میگید ؟! .
هدایت شده از گسترده غزل
⚠️💯خشن گفت:آیه گردنت معلومه بپوشون‌‌‌‌ +بتوچه‌ فاطی کماندو که نیستی غرید :وقتی امشب به عقدم دراومدی‌‌‌ و وارث اوردی میفهمی چیت میشم🙈🥹🔥 https://eitaa.com/joinchat/4035249406Cab430580a3
هدایت شده از گسترده غزل
🌼🌸🌼🌸🌼🌸 🌸🌼🌸🌼🌸 🌼🌸🌼🌸 🌸🌼🌸 🌼🌸 🌸 # پناه و پنجم رفتم کمکش که دیدم با یک حرکت پا به سر یکی از اونها زد و اون طرف با کله به زمین خورد نفس تا دیدم به سمتم اومد _سلام _سلام دوربین مخفی یه _ نه اینا داشتن پناهو گروگان میگرفتم الان پناه داره اون را ناکوت میکنه _ می خوای برم کمک _نه آقای ورزشکار پناه خودش بلده _ اینارو از کجا بلده _ تو مشغول آسمون خراش بودی پناهم در حال خراش دادن رقیبا _چی _ آقای تحصیل کرده تو داشتی برج می ساختی توی آلمان و پناه داشت مقام اول تکواندو جهانی رو میگرفتم با تعجب گفتم _ واقعا _ نه کیک نگاهی به پناه کردم دیدم داره با مشت میکوبه تو صورت یکی از اون و خطاب به به نفس گفت _ اگه سینما تموم شد زنگ پلیس بزن و نفس گفت _ باش و زنگ زد به پلیس و همه چی رو توضیح داد و پناه گفت _ ببخشیدا اگه نگاه کردنتون تموم شد بردار برو از مغازه طناب بگیر این هارو ببندیم _ باشه ای گفتم و رفتم از سوپر مارکت پرسیدم طناب داری _ بغل دیوار _ راستی چرا نرفتید کمک پناه _ داداش از دنیا عقبی از هرکس بپرسی پناه و میشناس مگه نمی دونه رقیب آخر پناه دختری از آمریکا بود که سه دور برنده شده بود وای پناه توی راند اول زد نابودش کرد و به راند دوم نرسید _ واقعا _ بله https://eitaa.com/azabeshegh
هدایت شده از گسترده غزل
همه چیز از یک مهمونی شروع شد ... _دست از سرم بردار مهراد .. _فکر کردی ولت میکنم تو اول اخرش مال منی مهراد در یک چشم به هم زدن 🥀 پارت های اینده رمان یک اشتباه https://eitaa.com/azabeshegh
هدایت شده از گسترده غزل
ساعت7شب پاک کنید «گسترده 4ساعته غزل»