من دلم ی دنیا میخاد
که توش تکلیفم مشخص باشه
بتونم اونی که واقعا هستم باشم!
مجبور نباشم نقش بازی کنم!
خنده هام از ته دل باشه..
بتونم راحت و بدون ترس و عذاب وجدانی به هرکس دوسش دارم محبت کنم
بتونم نصفه شب یا کله صبح
هرجا میخام برم و باشم!
ادمایی که بهم حس خوبی میدن همیشه پیشم باشن و ادمایی که حس بد بهم منتقل میکنن رو هیچوقت نبینم (:
بتونم ظاهرمو هرجور حال میکنم درست کنم و کسی بهم بد نگاه نکنه
استرس و ترس و عذاب وجدان و دلتنگی و احساس حقارت و اضافه بودن
که مضخرف ترین حس هاست رو دیگه تجربه نکنم و .
خدایا..!
ما که حسینگونه زندگی نکردیم
تا حسینگونه به شهادت برسیم
پس خدایا ، مارا حُرگونه بپذیر ..!
- ای خفتـه در مـزار سر از خاك کن برون ،
احوالِ چاکران تو بعـد از تو در هـم اسـت .