گاه میاندیشم به آنچه که بر سرم آمده، بر سر ما آمده و میگریم به حالم، به حالمان. دنیا ساکت نشستهاست و تماشا میکند هنگامی که هموطنم به من میگوید: «حرامزاده»
خرده نمیگیرم به حالشان، به حالمان چون میفهمم، درک میکنم و در استخوانهایم حس میکردم دردشان را، دردمان را. اما گاهی هم سوالی برایم پیش میآید، درست است اینهمه خشم و نخواستن را بر سر هموطنت خالی کنی؟ میدانم همه در این فکر هستند که الان چه وقت این اضافه گوییهاست؟ من فقط یک تماشاگر و نویسنده هستم، مینویسم برای روزی که همهتان، همهمان از این مرحله عبور کردیم، مینویسم تا آن روز بخوانید و ببینید که با هموطن خودتان کاری کردید که دولتی که از آن اینهمه نفرت دارید نکرد!
دم از آزادیای میزنید که ندارید، اما هنگام اختلاف نظر اولین نفرات هستید در صف خفه کردن مخالفان.
ما همهمان دچار یک دردیم! اما شما انتخاب کردید مسیر وحشیانه را پیش بگیرید، مسیری که میدانم، میدانیم نتیجه ندارد جز گرفتن جان جوانان پر از شور زندگی! همهمان این صحنهها را قبلا دیدهایم و از پایانش، باخبریم. اما انتخاب کردهاید که چشم فروببندید بر هرآنچه که پیش آمده بر ما. انتخاب کردهاید دوباره تاریخ را تکرار کنیم چون معتقدید «اینبار فرق میکند»
نه! اینبار فرق نمیکند. اینبار فقط توانی برای تحمل بیشتر ندارید، نداریم. اما اگر راهی منطقی، فکر شده، درپیش میگرفتید نمیتوانید متصور شوید چقدر از ملت همراه شما میشدند، با شما به خیابانها میآمدند و از شما حمایت میکردند!
میپرسی چرا خودم را از شما جدا کردهام؟ با اینکه هیچ وقت در تیم مقابل دیده نشدم؟ درست است. من با شما همعقیده هستم؛ اما ما همراه نیستیم! راهی که شما انتخاب کردید به بخارا میرود، خودتان هم میدانید اما منتظر لطف خارجه هستید که اینهم در نوع خودش جالب است چون آیا واقعا در ته قلبتان به زور و قدرت نظامی خارجه دلبستهاید؟ یعنی باور دارید که بر صلاح شما هزینه میکنند؟ اگر اینگونه است که قربان سادگیتان. اما با همین سادگی عمری ذلت برای خود خریدهاید.
حرف زیاد است، گوش شنوا کم. من دلسوز ایران هستم و همانقدر دلسوز ایرانی؛ حتی اگر به حرفم پشت کند و مرا حرامزاده خطاب کند. چه کنم؟ دوستتان دارم شما همریشه و هموطن من هستید.
فقط کاش با اینهمه عقاید سست و ناپایدار وقتی ازتان پرسیده میشود آیا در طرف درست تاریخ ایستادهاید بتوانید با غرور و سربلند بگویید: بله! ما در طرف راست تاریخ ایستادیم و در راهش جنگیدهایم. چون من میدانم که خودم به آیندگان چنین خواهم گفت.
گفتم آیندگان، راستی میدانید که تصمیمهای امروزتان زندگی آیندگان را تشکیل میدهد؟ همانطور که تصمیم نسل قبل ما، مارا اینچنین بدبخت و بیچاره ساخت! کاش دلتان با خودتان صاف باشد، چون با من نیست.
دوست دارم یک مناظره با یکی از این جنگطلبها داشته باشم. بفهمم که آیا واقعا اینجوری فکر میکنه برخاسته از تحقیقات و منطقه یا نه چونکه مدیا بهش میگه این جبهه رو پیش گرفته.