بسمهتعالی
حامیان جمهوری اسلامی از چه حمایت میکنند؟!
اینطور نیست که طرفداران جمهوری اسلامی مشکلات و فسادها را نبینند یا انکار کنند؛ بلکه آنها در همین چهارچوب جمهوری اسلامی بهدنبال راهحلاند. «ایدهی» جمهوری اسلامی با «اجرای» آن فرق دارد.
آیا طرفداران لیبرالدموکراسی که تجربهای چندصدساله دارند، با وجود رخدادهایی همچون دروغسازی برای حمله به عراق، شکنجههای زندان ابوغریب، بحران مالی ۲۰۰۸، ظلم به سیاهپوستان، رأیآوردن فردی مانند ترامپ از ایدهیشان دست کشیدهاند؟ یا آنکه برای اصلاح در چهارچوبشان تلاش کردهاند؟
سادهانگارانه است که فکر کنیم مشکلات کنونی ایران همچون وابستگی بودجه به نفت یا دیوانسالاری فرسوده یا فسادهای اقتصادی یا اشرافیگری با تغییر حکومت برطرف میشود. اگر راهحلی هست، در همین چهارچوب هم میتوانیم آن را اجرا کنیم.
نکتهی مهم دیگر آنکه خوب است رویدادهای یک دههی اخیر را مرور کنیم تا بدانیم طی چه روندی به موقعیت کنونی رسیدیم. در دههی نود تصمیم گرفتیم که با برجام و مذاکره با غرب و آمریکا مشکلاتمان را حل کنیم. این رویکرد شکست خورد و مشکلات بیشتر شد.
حال بهدلیل شکست رویکردی که میانهای هم با اندیشهی انقلاب اسلامی نداشته، باید از ایدهی جمهوری اسلامی دست بکشیم؟! خیر. باید رویکردمان را عوض کنیم که دولت جدید چنین کرده است.
#الفنوشت
@alefneveshtt
بسمهتعالی
فردی روایتی با این مضمون نقل کرد که یک درهم ربا از هفتاد بار زنا با محارم بدتر است. سپس پرسید که چرا جوان حزباللهی دلنگران غذاخوری مختلط است؛ اما به نظام بانکی کشور کاری ندارد.
در پاسخ مینویسم:
«جلوگیری از حرام و اشکال، کوچک و بزرگ ندارد.
اصلاح نظام بانکی کشور بهطوری که هم حکم خدا رعایت شود و هم اقتصاد آسیب نبیند، کار هیئتی از متخصصان باتجربه است. جوان حزباللهی حداکثر میتواند مطالبه کند. اگر جستوجویی بفرمایید، سابقهی مطالبهها توسط حوزویان را در این سالها خواهید یافت.
در هر صورت، اگر اشکالی وجود دارد، دلیل بر این نیست که اشکال و بدعتی جدید همچون "سفرهی معصیت" را بپذیریم؛ بلکه باید از رواج و تثبیت آن جلوگیری کنیم.»
#الفنوشت
@alefneveshtt
بسمهتعالی
چرا تاریخ انقلابها تمام شده؟
سیدمحسن مصطفوی
برشی ویراسته از متن:
این روزها در کلاسهای درس دانشگاه برخی دانشجویان عمدتاً دهههشتادی از انقلاب صحبت میکنند. بیآنکه کوچکترین شناختی از تاریخ انقلابها در جهان داشته باشند. همین صحبتها از برخی جوانان دیگر در خیابان و باشگاههای ورزشی و کافهها نیز شنیده میشود.
ذهنیت این جوانان پرانرژی و پرشور، اما اکثراً کممطالعه به لحاظ تاریخی و جغرافیایی و مطالعات روابط بینالملل، من را بر آن داشت که دربارهی انقلابهای متأخر در دنیا مطلبی را به رشتهی تحریر درآورم.
[بهنظر نگارنده] انقلاب به تاریخ پیوسته که شاید عمدهدلیل آن تحولات کشورهای عربی در منطقهی منا (خاورمیانه و شمال آفریقا) و سلسلهانقلابهایی است که در کشورهای این منطقه موسوم به بهار عربی از سال ۲۰۱۰ بهبعد به وقوع پیوست. اکنون بعد از دوازده سال از این رویداد میتوان آن را خسارت محض برای مردم این کشورها برشمرد که شاید دهها سال این کشورها را به اعماق تاریخ برگرداند.
انقلابهایی که توسط جوانان این کشورها با هزاران امید و آرزو برای آیندهی روشن شکل گرفت؛ ولی در نهایت منجر به کشتهشدن بسیاری از جوانان، فقر، بیکاری و در نهایت مهاجرتهای پرخطر به اروپا و یا سایر کشورهای منطقه در اوج درماندگی شد.
شاید برخی دخالتهای خارجی را موجب عدمکامیابی انقلابهای عربی در تونس و لیبی و سوریه بدانند؛ ولی در هر حال در اصل موضوع تفاوتی ایجاد نخواهد کرد و مهم نتیجه این عمل سیاسی بود که نهتنها منجر به آرمانشهری نشد که جوانان در پی آن بودند؛ بلکه نهایت خسران برای این ملتها بود.
در حقیقت گرچه شعار «الشعب یرید اسقاط النظام» [(شهروندان سقوط نظام را میخواهند)] منجر به به فروپاشی نظامهای سیاسی و حکومتی آنها شد؛ ولی نظام های اجتماعی، امنیتی، فرهنگی، اقتصادی و بهداشتی و تمام نظامهای موجود در کشورها را به ورطه نابودی کشاند. پر بیراه نباشد اگر گفته شود که کل موجودیت برخی از سرزمینها را به سمت نابودی برد.
در جریان بهار عربی یک کشور جدید نیز به کشورهای جهان افزوده شد و کشور یکصدونودوسوم جهان با نام سودان جنوبی از کشور سودان منفک گردید و رسماً سودان به دو بخش تجزیه شد. کشوری که البته تا کشورشدن و پایهگیری اصول دولتشهروند فاصلهای طولانی دارد و درگیر فساد و فقر و مبازرات گروههای داخلی است.
پینوشت:
در این نوشتار به سرنوشت انقلابها و اعتراضها در کشورهای تونس، لیبی، مصر، یمن، سوریه، سودان اشاره شده است.
متن اصلی در «خبرآنلاین»:
khabaronline.ir/xjqJv
#دیگرنوشت
@alefneveshtt
بسمهتعالی
مذهبیها و جمهوری اسلامی
این روزها افرادی مذهبی و معتقد به اسلام را میبینیم که در کنار افرادی بیایمان یا دینستیز علیه جمهوری اسلامی موضع گرفتهاند. بهنظر آنها عملکرد و مشکلات جمهوری اسلامی اسلام را تضعیف کرده و دینستیزی آن افراد را سبب شده است. بنابراین، آنها برچیدن جمهوری اسلامی را خدمت به اسلام میدانند؛ اما این تحلیل چقدر با واقعیت همخوانی دارد؟
در این تحلیل نقش مدرنیته در وضع کنونی نادیده گرفته شده است. جهان اسلام بعد از مواجهه با تمدن غرب مدرن تا به امروز با هجمههای سیاسی و اقتصادی و از همه مهمتر فرهنگی و اعتقادی آن روبهرو است. وضعیتی که از صدر اسلام تاکنون بیسابقه میباشد. برای مثال، در هجوم مغولها جنبهی نظامی برجسته بود و آنها بعد از مدتی مقهور فرهنگ اسلام شدند.
بهدلیل عمق و غنای مذهب شیعه، از همان ابتدا، مدرنیتهگرایی در ایران با دینستیزی پنهان یا آشکار همراه بوده: از میرزا ملکمخان که زبان دین را برای نشر مفاهیم غربی مناسب میدانست تا رضا خان که مجلس عزای امام حسین(علیهالسلام) را ممنوع کرد تا روشنفکری دینی بعد از انقلاب اسلامی.
با تشکیل جمهوری اسلامی این جریان مدرنیتهگرای دینستیز تا حدی مهار شد؛ اما این جریان از هر فرصتی برای مقابلهی آشکار یا پنهان با اصل اسلام استفاده میکند. نمونههای بسیاری از تلاش آنان را در غائلهی اخیر مشاهده کردید. هر چند که در برخی اوقات سعی میکنند نفاق بورزند و دینستیزیشان را آشکار نکنند.
این درست است که مشکلات اقتصادی و ساختاری جمهوری اسلامی عدهای را از دین زده میکند؛ اما به همین ترتیب، رفع این مشکلات و کارآمدی نظام سبب جذب مردم به دین میشود. نکتهی اصلی این است که این مشکلات نسبت به هجمهی فرهنگی و اعتقادی تمدن غرب، وزن کمی در دینگریزی مردم ایفا میکند.
این حرفها به این معنی نیست که مذهبیها ساکت یا بیتفاوت باشند و حکومت را نهی از منکر نکنند؛ بلکه آنها باید در اعتراضشان با مدرنیتهگرایان منافق یا دینستیز مرزگذاری کنند. حواسشان باشد که ماجرای مشروطه تکرار نشود. خدایناکرده جادهصافکن آنان برای مبارزه با اصل اسلام نشوند. همچنین از خطر اصلی برای اسلام که هجمهی اعتقادی و فرهنگی تمدن غرب است، غفلت نکنند و در نهایت، در رفع مشکلات و اصلاح ساختارها مبتنی بر اسلام کمک کنند.
#الفنوشت #مدرنیته_در_ایران #جمهوری_اسلامی
@alefneveshtt
بسمهتعالی
چرا ایران وارد جنگ سوریه شد؟!
علی علیزاده، هادی معصومیزارع
این پرسشی است که در لایههای زیرین ذهن بسیاری رسوب کرده و باعث شکوشبههی آنها به سیاست خارجی و فاصلهگرفتنشان از نظام سیاسی ایران شده است. علی علیزاده در گفتوگو با هادی معصومیزارع تلاش کردهاند تا تصویر دقیقتری از ماجرا ارائه دهند و افسانه را از واقعیت جدا کنند.
در قسمت اول معصومیزارع دربارهی تاریخچهی روابط ایران و سوریه در پیش از انقلاب اسلامی توضیح میدهد. دشمنی مشترک با عراق تحت زعامت صدام باعث شده بود که حافظ اسد سعی کند در مواردی به شاه نزدیک شود. ترس نظامهای استبدادی عربی از انقلاب اسلامی و امکان صدور انقلاب باعث شد که این نظامها همگی پشتسر صدام جمع شوند و از او حمایت کنند. حکومت سوریه باز هم به همان دلیل دشمنی مشترک با عراق به جمهوری اسلامی نزدیک شد. اگرچه این نزدیکی ذاتی و راهبردی نبود. او همچنین از لایههای مختلف حکومت بعث سوریه و نقش گارد قدیم میگوید. گروهی که بیشتر به شوروی گرایش داشتند و اسلامگرایی را خطری جدی میدانستند.
در قسمت دوم او از وقایع سال ۲۰۰۴ و اخراج سوریه از لبنان شروع میکند و به ریشههای ناآرامیها یا انقلاب سال ۲۰۱۱ سوریه میرسد.
در قسمت سوم او توضیح میدهد که ورود میدانی مؤثر ایران به معرکهی سوریه بسیار دیرتر از آنچه تصور میشود، اتفاق افتاد و نظام اسد در یکیدو سال اول تابآوری بسیار خوبی داشت. او حضور میدانی مؤثر مستشاران ایران را بهمن۱۳۹۱، یعنی تقریباً دو سال بعد از شروع ناآرامیها و در ماجرای فک حصار حلب میداند. حضور مؤثر و میدانی حزب الله در بحران سوریه را نیز به اردیبهشت۱۳۹۲ بهبعد ارجاع میدهد. تا فروردین۱۳۹۴ تعداد مستشاران اداری و رزمی ایران بهسختی به ۲۰۰ نفر میرسید.
در ابتدای امر ورود نظامی به سوریه در داخل نظام ایران، در همه سطوح، حتی میان برخی فرماندهان عالی سپاه، «مخالفان جدی» داشته است. برخی از اساس آن را درست نمیدانستند و برخی آن را درست اما بیفایده عنوان میکردهاند.
در آخرین قسمت، او شرح میدهد که در نگاه شیعی مقابله با استعمار خارجی اولویت بیشتری نسبت با استبداد داخلی دارد. همان طور که بعد از حملهی بریتانیا به عراق در زمان عثمانی، علمای شیعه در حمایت از حکومت عثمانی که سرکوبگر شیعیان بود، فتوا دادند. ضمن اینکه مگر غیر از این است که نظامهای استبدادی منطقهی غرب آسیا حاصل استعمار غربی [بعد از فروپاشی عثمانی] در این منطقه است؟
او توضیح میدهد که دفاع از یک بازیگر بهمعنای حقانیت آن نیست؛ بلکه دفاع از موقعیتی است که بدیل آن بهمراتب ممکن است بدتر باشد؛ مثل هرجومرج یا تجزیهی منطقه. آیا انقلابی که پشتسر آن نظامهای استبدادی منطقه است به دموکراسی ختم میشود؟ آیا نخبگان انقلاب سوریه که اکثرشان وابستگی خارجی داشتند، میتوانستند از مصادرهی انقلاب توسط قدرتهای خارجی جلوگیری کنند؟
پینوشت:
صوتهای این گفتوگو از طریق کانال «بله» در دسترس است.
#دیگرنوشت #جبههی_مقاومت
@alefneveshtt
الفنوشت
بسمهتعالی چرا ایران وارد جنگ سوریه شد؟! علی علیزاده، هادی معصومیزارع این پرسشی است که در لایه
بسمهتعالی
در فرستهی قبلی دربارهی ریشهها و دلایل حضور ایران در سوریه توضیح داده شد. ذکر شد که این حضور را نباید به دفاع از حکومت اسد تقلیل داد؛ بلکه دفاع از موقعیتی بود که بدیلهای آن ممکن بود بهمراتب بدتر باشد. یکی از آن بدیلها ساقطشدن حکومتهای سوریه و عراق و بهدستگرفتن قدرت توسط گروههای تکفیری شیعهستیز بود.
چرا وارد سوریه [و عراق] شدیم؟
شهید قاسم سلیمانی(رضواناللهتعالیعلیه)
چرا ولیفقیه اصرار به ایستادگی و حمایت از این جبهه برای خشکاندن ریشهی این خبیثهی خطرناک کرد؟ این مسئله ساده نیست. من نمونههایی دیدم و میشنیدم از شنود بین چند جوان وهابی. دعوا بود. تعدادیشان قهر کرده بودند. فرماندهیشان میخواست مشکل اینها را حل کند.
میخواستند از این جبهه بروند به جبههی دیگری [و] به فرماندهی دیگری. حرفشان چه بود؟ حرف بر سر این بود که نوبت من بوده که عملیات انتحاری انجام بدهم؛ اما این نوبت من را به دیگری واگذار کرده! منطقی که ۱۵٠٠ انتحاری در طول هفت ماه در عملیات موصل عمل بکند، این منطق، منطق جهاد میخواهد. این منطق، راهی جز اینکه شما با «جهاد» با آن مواجه بشوید، ندارد. نمیتوانید.
او همهی هدفش خشکاندن ریشهی دینی شما است. وقتی شما را واجبالقتل میداند و نوامیس شما را غارت خود میداند. همان کاری که در سنجار شد و همان جنایتی که [در] اسپایکر اتفاق افتاد.
ما میتوانستیم بنشینیم نگاه کنیم ببینیم سوریه کی سقوط میکند [و] عراق کی سقوط میکند. او تجهیز بشود و با قدرتی ده برابر و صد برابر بعد بیاید به مرزهای ما، وارد کشور بشود. صفآرایی کند و شروع کند به کشتار. هیچ انسان هوشمندی، هیچ مدیرِ مدبری، هیچ انسان مسئولی این را قبول نمیکند و میگوید باید رفت به سمت این شجرهی خبیثه [و] آن را در ریشه خشکاند.
منبع
#دیگرنوشت #جبههی_مقاومت #شهید_سلیمانی
@alefneveshtt
الفنوشت
بسمهتعالی مذهبیها و جمهوری اسلامی این روزها افرادی مذهبی و معتقد به اسلام را میبینیم که در کنار
بسمهتعالی
در ادامهی نوشتهی «مذهبیها و جمهوری اسلامی» بهجا است ذکر شود حتی اگر هم این حکومت ناحق باشد (که بهنظر بنده نیست)، باز هم نباید بهگونهای با آن مواجهه و مقابله کرد که اصل اسلام آسیب ببیند. همان طور که امیرالمؤمنین(صلواتاللهعلیه) برای تقویت اسلام چند باری به خلیفهی دوم مشورت دادند یا امام سجاد(علیهالسلام) که برای مرزداران حکومت بنیامیه دعا کردند یا علمای شیعه که برای تقویت مذهب و حمایت از شیعیان با شاهان همکاری میکردند.
#الفنوشت
بازخوانی این قسمت از وصیتنامهی شهید قاسم سلیمانی(رضواناللهتعالیعلیه) در سالروز شهادتشان خالی از لطف نیست:
خطاب به علما و مراجع معظم
سخنی کوتاه از یک سرباز ۴۰ساله در میدان، به علمای عظیمالشأن و مراجع گرانقدر که موجب روشنایی جامعه و سبب زدودن تاریکی[اند]. مراجع عظام تقلید! سربازتان از یک برج دیدهبانی دید که اگر این نظام آسیب ببیند، دین و آنچه از ارزشهای آن [که] شما در حوزهها استخوان خُرد کردهاید و زحمت کشیدهاید، از بین میرود.
این دورهها با همهی دورهها متفاوت است. این بار اگر مسلّط شدند، از اسلام چیزی باقی نمیماند.
راه صحیح، حمایت بدون هر گونه ملاحظه از انقلاب، جمهوری اسلامی و ولیفقیه است. نباید در حوادث، دیگران شما را که امید اسلام هستید، به ملاحظه بیندازند.
[...] اگر این انقلاب آسیب دید، حتی زمان شاه ملعون هم نخواهد بود؛ بلکه سعی استکبار بر الحادگری محض و انحراف عمیق غیرقابلبرگشت خواهد بود.
#جمهوری_اسلامی #مدرنیته_در_ایران #شهید_سلیمانی
@alefneveshtt
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باسمهتعالی
آیا دعوا سر یک متر پارچه است؟
حجتالاسلام عالی در محضر ولیفقیه، ۶دی۱۴۰۱:
اگر بیحجابی جا بیفتد، اینطور نیست که کار تمام شود. این تازه اولین قدم است. در قدم دوم پوشش آب میرود و لباس کم میشود. در قدم سوم روابط دختر و پسر و در قدم چهارم همجنسبازی باید آزاد شود. در قدم پنجم خانواده فرومیپاشد. این الفی است که اگر گفته شد، تا ی باید بروی.
بیحجابی نماد فرهنگی غرب است. بحث سر یک متر پارچه نیست که یکی سرش کند و یکی نکند. بحث سر تقابل دو نماد است. بیحجابی و برهنگی نماد فرهنگی غرب و از آن طرف حجاب [و پوشش] نماد فرهنگی دین است. پشتسر اینها دو نوع فرهنگ و سبک زندگی است. عقبه را ببینیم.
#الفنوشت:
این روزها تا بحث حجاب مطرح میشود، برخی مشکلات اقتصادی را پیش میکشند. مشکلات اقتصادی نه کماهمیت است و نه باید به آنها کمتوجهی شود. هدف از مطرحکردن مسئلهی حجاب این است که ابعاد و اهمیت آن روشن شود و اقتصاد ما را از فرهنگ غافل نکند.
#حجاب
فیلم از @Bisimchimedia
@alefneveshtt
الفنوشت
بسمهتعالی مذهبیها و جمهوری اسلامی این روزها افرادی مذهبی و معتقد به اسلام را میبینیم که در کنار
باسمهتعالی
وجه اشتراک شیخ فضلالله و امام خمینی(رضواناللهتعالیعلیهما)
فردی پرسید:
«شیخ فضلالله مخالف سرسخت مشروطه بود و سنتاندیشی موافق شاهان قاجار. اگر با اعدام شیخ فضلالله مخالفید، چرا از جمهوری اسلامی که حاصل از انقلاب و شورش بر ضد شاه است، حمایت میکنید؟!»
در جواب نوشتم:
«قبل از مواجهه با غرب مدرن، نیروهای سیاسی ایران در دو دستهی "دربار" و "علمای دین" جا میگرفتند. بعد از آن، نیروی سیاسی سوم "روشنفکران مدرنیتهگرا" متولد شد.
بهدلیل عمق و غنای مذهب شیعه، مدرنیته در ایران به سازش ظاهری با دین دست پیدا نکرد. به همین دلیل، مدرنیتهگرایان دینستیزی آشکار و پنهان داشتند. از ملکمخان که برای نشر مفاهیم غربی زبان دین را مناسب میدانست تا پهلوی اول و دوم که آشکار و پنهان با ترویج مدرنیته به مقابله با دین پرداختند.
اشتراک شیخ فضلالله و امام خمینی را باید در همین مقابلهی تمدنی دانست. در زمان شیخ فضلالله جریان سیاسی روشنفکران مهمترین مروجان فرهنگ مدرن در ایران بودند. بنابراین، شیخ فضلالله بهدرستی فساد شاه قاجار را کمتر تشخیص داد و برای دفع افسد به فاسد با محمدعلی شاه همکاری کرد.
اما در زمان پهلوی برخلاف دورهی قاجار، نیروی سیاسی "شاه و دربار" اصلیترین مروجان مدرنیته و فرهنگ غربی بودند و با دین مقابله میکردند. به همین دلیل، امام خمینی به ساقطکردن آنها اقدام کرد.»
#الفنوشت #مدرنیته_در_ایران
@alefneveshtt