نه راه هموار بود که برویم
و نه مسیر معین که گم نشویم
و ماندیم در دو راهِ سرگردانی بنام زندگانی...
| الف.سین.رآ |
حسرت ها بر دلم ماند
جوانی ام پیر شد
محاسنم سپید شد
و من ماندمُ کفنی که سپید شد
_ الف.سین.رآ
نمیدانم تو را در کدامین نیمه شب،
در کدام یکی از کوچه های شهر گم کردم ...
جاهلِ نادان | alef.sin.ra
نمیدانم تو را در کدامین نیمه شب، در کدام یکی از کوچه های شهر گم کردم ...
درحالی که مست از بوی تنت بودم مرا خمار رها کردی
تو بی انصاف بودی ولی غمت نباشد هنوز هست جایت امن امن در گوشه قلبم
رسما جهان بی وفایی ست لابد تو را در مکتب جهان نشاندن به آموختن
ولیکن مرا جز وفا نیاموختند که بی وفایی رسم عشاق جهان نیست
تو ان لیلی بی وفای ماجرا بودی و من مجنون پرست تو
ای کاش دوباره تو را در کوچه های آشنای نگاهم می دیدم و سلامی به گرمی بوسه عشق تو را دعوت میکردم به وداع بی بازگشت
و من هنوز چشم به راهم که بیای به ویرانه کده ای که حاصل دستان خودت بود را ببینی
بلکم اندکی دلت برایم بسوزد و بمانی ...
تو این چنین قصه ی مرا تلخ رقم زدی که نگاه های از ترحم مردم برایم بشود عادتی مزمن
باز هم باکی نیست همه اش فدای ی تار موی یت که هرگز سهمم نشد
_الف.سین.رآ
مَن اَز تو گُریزان نَبودَم؛
مَن اَز خودی گُریزان بودَم که دیگَر اَثری اَز مَن دَرش نَبود،
همهاش را تو گِرفتهِ بودی...
alf_sin_ra | الف.سین.رآ
مَن خود به تنهایی تَفسیر غَم بودَم
ولی تو چرا مَرا تَرجُمه کردی؟
alf_sin_ra | الف.سین.رآ
دیگر نمیدانم تعریف کلمه خوب چیست؟
_آخر از آخرین باری که خوب بودهام خیلی گذشته است؛ آنقدر که یادم نیست...
#سیاهی_نوشت | ۰۴.۵.۱۳
سخت است بیایی و بگویی:
آی آدمهای خودبین من هم در میانتان بودم ولی ندید مرا...
#توهم_ذهن