دانایِ جاهل |alef.sin.ra 🇮🇷
دعای #کمیل کربلایی علی #فانی کربلایی محسن #فرهمند کربلایی سید #مصطفی_موسوی @shazarat_ir | شذرات
اَللّهُمَّ لا اَجِدُ لِذُنُوبی غافِراً وَ لا لِقَبائِحی ساتِراً وَ لا لِشَیْءٍ مِنْ عَمَلِیَ الْقَبیحِ بِالْحَسَنِ مُبَدِّلاً غَیْرَکَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ وَ بِحَمْدِکَ ظَلَمْتُ نَفْسی وَ تَجَرَّأتُ بِجَهْلی وَ سَکَنْتُ اِلی قَدیمِ ذِکْرِکَ لی وَ مَنِّکَ عَلَیَّ اَللّهُمَّ مَوْلایَ کَمْ مِنْ قَبیحٍ سَتَرْتَهُ وَ کَمْ مِنْ فادِحٍ مِنَ الْبَلاَّءِ اَقَلْتَهُ وَ کَمْ مِنْ عِثارٍ وَقَیْتَهُ وَ کَمْ مِنْ مَکْرُوهٍ دَفَعْتَهُ وَ کَمْ مِنْ ثَناَّءٍ جَمیلٍ لَسْتُ اَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ
دانایِ جاهل |alef.sin.ra 🇮🇷
دعای #کمیل کربلایی علی #فانی کربلایی محسن #فرهمند کربلایی سید #مصطفی_موسوی @shazarat_ir | شذرات
میدونید جنس دعای کمیل با بقیهی دعاها خیلی متفاوت
انگاری که از زبون تو دقیقا خود خودتی که داری حرف میزنی
دقیقا همون کلمات همون جملاتی که عاجز بودی از بیان شون
همونهایی که حتی گاها یادت نبود
دقیقا همون ها رو میاد یکی یکی میگه ..
بعضی جاهاش اشکت در میاد از اینکه می بینی واقعا همونه!
دانایِ جاهل |alef.sin.ra 🇮🇷
اَللّهُمَّ لا اَجِدُ لِذُنُوبی غافِراً وَ لا لِقَبائِحی ساتِراً وَ لا لِشَیْءٍ مِنْ عَمَلِیَ الْقَبی
اینجا خیلیهاااا میگه که: پرده پوشی برای زشت کاریهایم،
تا اینجا همه چیز انگار عادی دقیقا چیزی که توقع میره
بعد یکدفعه میاد میگه:
تبدیل کنندهای برای کار زشتم به زیبایی!!!
خیلی اینهااااا، دوباره بخون و دوباره و دوباره
انقدر بخون تا بفهمی
دانایِ جاهل |alef.sin.ra 🇮🇷
اَللّهُمَّ لا اَجِدُ لِذُنُوبی غافِراً وَ لا لِقَبائِحی ساتِراً وَ لا لِشَیْءٍ مِنْ عَمَلِیَ الْقَبی
آخرش میگه:
چه بسیار ستایش نیکویی که شایسته آن نبودم؛
و تو در میان مردم پخش کردی!!!
میدونید که چی میگم نه؟؟
اللّٰهُمَّ عَظُمَ بَلَائِى، وَأَفْرَطَ بِى سُوءُ حالِى، وَقَصُرَتْ بِى أَعْمالِى، وَقَعَدَتْ بِى أَغْلالِى، وَحَبَسَنِى عَنْ نَفْعِى بُعْدُ أَمَلِى، وَخَدَعَتْنِى الدُّنْيا بِغُرُورِها، وَنَفْسِى بِجِنايَتِها وَمِطالِى ، يَا سَيِّدِى فَأَسْأَلُكَ بِعِزَّتِكَ أَنْ لَايَحْجُبَ عَنْكَ دُعائِى سُوءُ عَمَلِى وَفِعالِى، وَلَا تَفْضَحْنِى بِخَفِيِّ مَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنْ سِرِّى، وَلَا تُعاجِلْنِى بِالْعُقُوبَةِ عَلىٰ مَا عَمِلْتُهُ فِى خَلَواتِى مِنْ سُوءِ فِعْلِى وَ إِساءَتِى، وَدَوامِ تَفْرِيطِى وَجَهالَتِى، وَكَثْرَةِ شَهَواتِى وَغَفْلَتِى؛
دانایِ جاهل |alef.sin.ra 🇮🇷
اللّٰهُمَّ عَظُمَ بَلَائِى، وَأَفْرَطَ بِى سُوءُ حالِى، وَقَصُرَتْ بِى أَعْمالِى، وَقَعَدَتْ بِى أَغ
میگی من میدونم بد عاااالمم هاااا خب ولی بیا تو ای بدی ها که ته نهایت بدی هست و بدترین حالت ممکن که میشه متصور شد رو نگو، هیچی نگو ..
تازه بیا اصلا اینها رو نظر نگیر من رو بشنو و استجابتم کن...
خدا ما رو به خاطر پرویی مون و بی چشم و رویی مون ببخش؛
من همیشه دعای کمیل از بلندگوهای مسجدی یا حسینیه ای یا مراسم جایی بود که می شنیدم و با کلماتش گوشم آشنا بود ولی با مفاهیمش و معنی اش غریبه!!!
یادتون اعتکاف یکروز قبل از راهیان داشتم تو حسینیه؟
اونجا بود که بعد از نماز و افطار دور هم نشستیم یک حلقه شلخته زدیم
و یک عزیزدلی گفت بسم الله بچهها دعای کمیل بیارید که بخونیم
جالب اینجاست که بعد از اذان طبقه پایین حسینیه دعای کمیل داشت و ما داشتیم افطار میکردیم و حینش شیطنت و کلا یک فضای شاد که پس زمینه اش صوت دعای کمیل بود
خلاصه بچه ها رفتند و کتب ادعیه اوردن و پخش کردن و همون عزیزدل با صدای نورانی اش که ان شاءالله همیشه نفسش گرم باشه شروع کرد ...
ما اولهاش هنوز تو فاز شیطنت بودیم و افطار کرده بودیم و پر انرژی و اینها، کم کم که زمان که می گذشت و جلوتر می رفتیم میدیدم که هعی یکی یکی داریم اشک می ریزیم داریم گریه می کنیم
هر کسی یک جایی با یک جمله ای ..
خلاصه اون روز انگار به من توفیق داده شد دیدم نسبت به دعای کمیل عوض بشه
اینکه بگم از عادت فرار کنید برای همین، چرا؟ چون همین دعای کمیل برای من شده بود عادی خیلی عادی و عادت کرده بودم به گوش دادن ولی اینبار شنیدم . .
این بار فهمیدم تک تک اش رو و من محروم بود تمام این سالها از رزق اسن دعا، نمیدونم اون و حال و هوا ما ادم های اونجا و اون جَو موجود انگار خدا توفیق داده بود به تک تک مون و هر کسی از اون سفره یک رحمتی شامل حالش شد و نورانیت اون جمع همه رو در بر گرفت...
⁰⁴.¹⁰.⁰⁵ | الف.سین.رآ | #توفیق