راستی چرا فاصله،
فکر کردن با عمل کردن،
و فاصله گفتن و نوشتن، انقدر از هم دور است؟؟؟
⁰⁴.⁰⁷.²³ | الف.سین.رآ | #تحیرِ_در_زمان
در گلزار شهدای شیراز به نیت اعضای کانال الف.سین.رآ و دوستان عزیزم:
دعای مستجاب من، اعجاز تالاب، روشنای شب هنگام، در انتظار نام، جیران حیران، آسوده خاطر
و کانال های:
عبدُک، حاجی بیخیال، احتباب، حیان، پرایوت حبیب، آلاء، حب الحسین هویتنا، هادیام، همه و هیچ، پیکربندی، آیماه، آقای نقطه، آسمان، ذاکرین، حنین المشاعر، وائل
زیارت نامه شهدا، دو رکعت نماز زیارت هدیه به شهدای گلزار شیراز هم خوانده شد، باشد در سهم ثواب آن شریک باشید به شرط تقبل ان شاءالله.
چندیست یاری پچپچ ما را در گوش تاریکی شب کرده، آنجا که ماه در نقطهای میانه دقیقا در وسط آسمان ایستاده است؛
همان جا که سر بلنده کرده او رو می بینی که با رختی سپید به تن که مروارید دوز شده دستان کوچک فرشتگان است می درخشد و دسته دسته ستارهها چشمک زنان و رقص کنان به دور حلقش زده و سرود شب سر داده و پاکوبان تا آنجا که چادر شب در تیره آسمان گسترده ست به هلهله شب را سپری کرده تا سحر گویان مرغ آمین که به استجابت دعا از این سو به ان سو پرواز کنان می رود و بر صلاح و مصلحت خویش آمین می گوید و گاه هم به آرامی پری گذر میکند از کنار نفرین های جگر سوزه مردمان و گویا در همین شبها بوده است که کسی مرا نفرین به شب بیداری کرده تا در بزم ماهبانو شریک بوده باشم که دقیقا بعد از ساعت صفر به فاصله یک ساعت حرکت عقربه بزرگ ساعت به جلو دستی ما را از میان اعماق خواب بیرون کشیده و کِل زنان و دست زنان دعوتمان می کند به شادی آسمان؛
این است که ما را خوابی آسوده که در ان غرق شویم شده است حسرتی در خیال و دریغ ست خوابی که انقدر به درازا بکشد که در خود به آسمان رویا دقیقا یک طبقه بالاتر از ان جزیزه خواب سفر کند و توشه بار کند از آیندهای که گویا در ان خواهی بود و چندی بعد تعبیر آن شود شَلم شوربای زندگیمان؛
آه، فی الحال که به بیداری سرگردانی مبتلاییم...
⁰⁴.⁰⁷.²⁵ | الف.سین.رآ | #بیدار_زده
[بامداد خنک مهر ماه به وقت یک ساعت بیشتر از نیمه شب]