eitaa logo
دانایِ جاهل |alef.sin.ra 🇮🇷
89 دنبال‌کننده
649 عکس
278 ویدیو
17 فایل
"أَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیهِ" یک هیچِ، هیچ در هیچستان کلمات... . و من هرگز مخاطب شعرهایم را نیافتم! ^نادانی که دلیل نمی‌خواهد عاقلی است که تَوَهم می‌خواهد... ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_19j9dx&btn=ناشناس.ا
مشاهده در ایتا
دانلود
ماشاءالله جمعیت مترو >>>
احساس میکنم داریم به سمتی حرکت می‌کنیم که کلمات معنای خود را از دست داده‌اند، زبان جز به مواقع لزوم به حرکت در نمی‌آید، گوش‌ها را لایق شنیدن هر چیز نمی بینیم، چشم‌ها را فرو بسته به روی اطراف فقط به جلو نگاه میکنیم، انگاری ما را یک بی‌تفاوتی عمیق در بر گرفته است و از خودمون، از اطراف‌مان، از ادم‌ها از همه جا مانده‌ایم، همه را در مسیر می گذاریم کسی را همسفر نمیکنیم، به تنهایی به سرزمین‌هایی دور سفر میکنیم، تنهای تنها بی مقصد راه را گز میکنیم، به راه باشد یا که بی راه مهم نیست، فقط انگار به دنبال دور شدند هستیم، دور و دورتر... ⁰⁴.¹¹.²² | الف.سین.رآ |
هدایت شده از حیـّان🇵🇸
چه خوب میشه اگر برای همه رفتگان و شهدا یه فاتحه بخونیم با هم.
عنه صلى الله عليه و آله : مَن أذاعَ فاحِشَةً كانَ كمُبتَدِئها ، ومَن عَيَّرَ مُؤمِنا بِشَيءٍ لَم يَمُتْ حَتّى يَركَبَهُ .  پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «هر کس کار زشتی را رواج دهد، مانند کسی است که آن را آغاز کرده است و هر کس مؤمنی را به چیزی طعنه بزند، نمی‌میرد تا اینکه خود مرتکب آن شود.»
واقعا دیگه حالم داره بهم میخوره از تبلیغات ایتا<<<< لامذهب‌ها ازدواج کردید زندگی کنید یا که زندگی بفروشید؟!
هر دم از این باغ بری می رسد :(
این دنیا اگه خوب بود که من الان راهیان نور بودم، شب‌های قدر نجف، روز عرفه عرفات، دهه اول محرم هم کربلا بودم...
دارم همه چیز را کنار هم می چینم، تکه‌های پازل گمشده‌ی زندگیم را پیدا میکنم آن مجهول‌ها، آن هایی که روی اعصاب رژه می رفتن، انهایی که دلیل خیلی از اتفاقات بودند، دقیقا همان ها را، همه‌ی از لین طرف و ان طرف جمع میکنم، به همه وصل‌شان میکنم، کم کم همه چیز مشخص میشود، تصویر واضح میشود، شوال‌ها حواب داده می شوند، علل‌ها عیان می شوند، و من بار دیگر می فهمم که هر چه بوده و نبوده فقط پاسخی به کارهای، رفتارها، واکنش‌ها، بیان‌ها و ... من بوده‌... تمام مقصر ماجرا همانی است که از همه شاکی است، آری دقیقا خود خودم بودم؛ ⁰⁴.¹¹.²³ | الف.سین.رآ |
ساعت هم مدتی است با من شوخی‌اش گرفته، او هم با من دارد بازی میکند، بی خبر از اینکه ساعت در کدام دقیقه است زندگی را نگاه میکنم و ناگهان لبخند زوج دقیقه و ساعت به من دهن کجی می‌کنند... زوج‌های ساعتی نیز به من می خندند؛ ⁰⁴.¹¹.²³ | الف.سین.رآ |
این مدت حرف‌ها به روی دلم سنگینی میکرد ولیکن اگر که سکوت کرده بودم مامنی یافته بودم که مرا در آغوش خود گرفته بود انگار که: هیچ نمی گفتم، هیچ نمی دیدم، هیچ نمی شنیدم، هیچ حسی نمیکردم، گویا همه‌ی اینها جلو جلو، زودتر از من زبان باز کرده بودند و چشم گشوده بودند و احساس می‌کردند ... من به نقطه‌ی امن رسیده بودم، پس نگرانی وجود نداشت... حالا که به روز شماری دوری‌مان نگاه میکنم می فهمم که هر چقدر از ان روزهایی میگذرد من چقدر بی‌پناه تر میشوم، من چقدر نمی فهمیدم، من چقدر درک نمیکردم... البته حق بدهید من را چه به فکر کردن؟؟ کسی در مامن‌گاه خود دلی مشغولی دارد؟؟؟ خیر، معلوم است که خیر؛ تازه می فهمم به من چه می گذشت و میگذرد ... عجب طاقتی دارم من! ⁰⁴.¹¹.²³ | الف.سین.رآ |
مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست عاشق بی سر و سامانم و تدبیری نیست از غمت سر به گریبانم و تدبیری نیست خون دل رفته به دامانم و تدبیری نیست از جفای تو بدین‌سانم و تدبیری نیست چه توان کرد؟ پشیمانم و تدبیری نیست شرح درماندگی خود به که تقریر کنم؟ عاجزم چارهٔ من چیست؟ چه تدبیر کنم؟ -وحشی‌بافقی