ملت شریف ابتدا ممنونم از محبتتون، قدم بر دیده ولیکن لطفا عضو نشوید این اتاقک را،خیلی وقت است گرد و غبار گرفته، فقط در حد یاد کردن رفقای اینجا چند کلامی گفتیم...
ی چیزی بگم؟؟
می دونید نمیخواهم تشبیه کنم ها اصلا، ولی این رو عمیقا باور دارم،
داغ آقای شهیدم هیچ وقت سرد نمیشه؛
آقام داغ شون مثل جدشون جگر سوزه و جنس غمشون بوی غم آقای اباعبدالله میده، این رو امروز عمیقا درک کردم،
چهار ماه، چهار ماه از روزی که خبر شهادت اقای شهیدمون رو بهمون گفتند گذشته ولی انچنان شعله های این اندوه در قلبمون ریشه دوانده و انقدر این غم تازه است انگاری که امروز آقامون رو از دست دادیم؛
غم آقامون جنسش، جنس غمی حسینی، آقامون جنس غمش بوی غم جدش رو میده...
می خواستم بنویسم خیلی اتفاقی و یکدفعه ای ولی دیدم نه این چیزها اتفاق نیست...
ان شاءالله قم حرم بانو فاطمه معصومه س نائب الزیاره خواهم بود :)
یک ساعت و نیم دیگه ان شاءالله میرسم شاهین شهر اونجا با خانواده میریم برای تشییع امام شهید قم
حقیقتا خیلی ناراحت بودم نتوستم نماز اقا باشم نه این که یکی مثل من بودنش مهم باشه ها نه
ولی ...
هر چقدر سعی میکنم امروز رو روایت کنم، قلم بزنم، نمی تونم واقعا نمی تونم...