eitaa logo
کانال رسمی شعر آل یاسین
6.5هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
1.4هزار ویدیو
144 فایل
خادم کانال: @sajjad_a110
مشاهده در ایتا
دانلود
﷽ ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ امانت کیست این رودی که اقیانوس دارد در صدایش هفت دریا را به وجد آورده موج و ماجرایش از افق‌های سراسر ابر باکی نیست او را می‌شود پیدا کنی خورشید را در چشم‌هایش گام برمی‌دارد و با روح کوهستان هماهنگ می‌رود تا قله‌های بکر دنیا ردپایش از قنوتش بغض آهوهای بسیاری گذشته نسبتی دارد غم پروانه‌ها با ربنایش هم شهید است و شهیدان هر زمان هم‌عهد اویند هم غریب است و غریبان جهان‌اند آشنایش لب به نفرین کردن فرعونیان وا کرده اما از قلم ننداخته‌ آسیه‌ها را در دعایش بتکده در خواب می‌بیند تبر دستش گرفته نیل یاد حضرت موسی می‌افتد با عصایش غیر انگشتر که خواند «انّ مَعیَ ربّی»اش را هیچ‌کس درکی ندارد سِرّ او را با خدایش ترسی از تهدید و امیدی به دشمن؟! هیچ و هرگز از خدا و با خدا بوده‌ همه خوف و رجایش چون امانت را به دست صاحبش باید رساندن بار یک تاریخ غم را می‌برد بر شانه‌هایش کاش باران باشد و گل باشد و آیینه‌روزی من هم «ای ایران» بخوانم در شب شعری برایش | @aleyasein
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
﷽ ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ حرف حساب👌 @aleyasein
کربلایی حسین ستودهa43.mp3
زمان: حجم: 10.6M
﷽ ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ 🔊 | تنظیم دوست دارم حسین جان کربلایی‌حسین ❣️ ۱۴٠۴ @aleyasein
حاج‌حسین سیب سرخیshab aval005.mp3
زمان: حجم: 8M
﷽ ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ 🔊 | الهی که چراغ روضه‌هات روشن باشه حاج‌حسین 🧡 هوایت نکنم می‌میرم @aleyasein
کربلایی‌حسین‌ستودهsotooode-khastam az-final.mp3
زمان: حجم: 11.2M
﷽ ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ 🔊 | تنظیم زندگی کربلایی‌حسین ❣️ @aleyasein
﷽ ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ 💔 از فراق تو اگر دق بکنم نیست عجیب این عجیب است که من زنده بمانم بی تو @aleyasein
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
﷽ ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ کجاست منجی این بغض‌های طوفانی؟ طلایه‌دارِ «مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنْتَقِمُونَ» @aleyasein
﷽ ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ آجرک الله یا صاحب الزمان هشت روز است که با درد مدارا دارد کوهِ صبری که در این بسترِ غم جا دارد هشت روز است که از زهر به خود می‌پیچد هشت روز است که از مرگ تمنا دارد هشت روز است که جان کندنِ او را دیده همسری که به کنارش غم عُظمی دارد کاش می‌شد که به یکباره بسوزد اما هشت روز است فقط ناله‌ی اُمّا دارد ذره ذره نفسش سوخت تنش آب شده هشت روز است که اینگونه تقلا دارد هشت تَن کشته‌ی زهرند از اجدادش لیک..‌. زهر این دفعه چرا شکلِ معما دارد قاتلش گفت فقط زود خَلاصش نکنید دیدن ناله‌ی این مرد تماشا دارد سرِ او روی زمین مانده در این مدت نه پسری هست به دامن سرِ بابا دارد خانه‌اش کرببلا حجره‌ی او گودال است هشت روز است به لب وای حسینا دارد هشت روز است که در خلوت خود می‌خواند چقدر گودی گودال مگر جا دارد ؟ روضه می‌خواند چرا آنهمه طولش دادند یک نفر تشنه مگر آنهمه بلوا دارد وقت دارند سه ساعت سرِ فرصت بزنند شمر آنجاست ولی  با همه دعوا دارد آه از آن سینه که سنگینی پا را حس کرد  وای از آن تیغ که بد کینه از آقا دارد شمر مشغولِ  حسین است  گَهی هم می‌زد خواهری را که به سر چادرِ زهرا دارد... حسن لطفی *حضرت امام حسن عسکری علیه‌السلام در روز اول ماه ربیع مسموم و در هشتم ماه ربیع مظلومانه به شهادت رسیدند. @aleyasein
﷽ ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ پسر حضرت هادی... سامرا، از غم تو، جامه‌دران است هنوز چشم "نرگس" به جمالت، نگران است هنوز دل شهزاده‌ی روم، آینه‌ی دلبری ا‌ت تاک‌ها مست تو و این لقب عسکری ا‌ت پسر حضرت هادی، به فدایت پدرم پدر حضرت مهدی، به فدایت پسرم حج نرفتی تو، ولی قبله‌ی حاجات شدی تو خودت، عین صفا، مشعر و میقات شدی کعبه، یک چاردهم، بی تو صفا کم دارد بی تو، یک چاردهم، عطر خدا کم دارد ماه زیبا، حسنِ دوم زهرا، برخیز مهدی‌‌ات دل نگرانت شده، بابا برخیز باز هم جانِ جهان را، تو در آغوش بگیر صاحب عصر و زمان را، تو در آغوش بگیر روی زانو بنشان آینه‌ی طاها را تو ببوس از طرف ما، پسر زهرا را غم پرپر شدنِ چون تو کریمی، سخت است به رقیه قسم آقا که یتیمی سخت است... @aleyasein
﷽ ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ وقتی حسن باشی... باید که دنیا فصل در فصلش خزان باشد وقتی که با تو اینچنین نامهربان باشد ای کاش که من نیز امشب زائرت بودم جایی که فرزندت در آنجا روضه خوان باشد دريايي از درد و غريبي موج خواهد زد پای حسن هرگاه جایی درمیان باشد وقتی حسن باشی دگر جای تعجب نیست سقف مزارت هم زمانی آسمان باشد وقتی حسن باشی دگر جای تعجب نیست وضعت میان خانه چون زندانیان باشد وقتی حسن باشی دگر جای تعجب نیست خون دلت از کنج لب هایت روان باشد آری حسن بودی ولی هرگز ندیدی که گلبرگ روی مادرت چون ارغوان باشد سخت است تشنه باشی و لب های لرزانت حتی برای آب خوردن ناتوان باشد هنگام برخورد لبت با کاسه ی آب است وقت گریز روضه های خیزران باشد... @aleyasein