eitaa logo
کانال رسمی شعر آل یاسین
6.5هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
1.4هزار ویدیو
144 فایل
خادم کانال: @sajjad_a110
مشاهده در ایتا
دانلود
﷽ ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ لب نگار که باشد رطب حرام بود زمان واجبمان مستحب حرام بود فقیه نیستم اما به تجربه دیدم بدون عشق مناجات شب حرام بود اگر که هست طبیبم طبیب دوّاری به من معالجه ی در مطب حرام بود بر آنکه دشمن اولاد توست نیست عجب که نطفه اش نسب اندر نسب حرام بود تو مرد ظرفشناسی و مهِر اولادت عجم که هست برای عرب حرام بود تو را کمال نوشتند یا رسول الله بزرگ آل نوشتند یا رسول الله تو آفریده شدی و سرآمدت گفتند هزار مرتبه اَحسن به ایزدت گفتند تو را به سمت زمین با نسیم آوردند تو آمدی و ملائک خوش آمدت گفتند نشان دهنده ی معصومیِ قبیله توست اگر که "قّبه خضرا" به گنبدت گفتند تمام آل عبا "کُلنا محمّد" بود تو عین نوری و در رفت و آمدت گفتند اگر چه یک نفری، جمع چهارده نفری تو را محمّد و آل محمّدت گفتند شب ولادتت ای یار می کنم خیرات نثار مقدم خیر تو چهارده صلوات برای خُلق تو باید کنند تحسینت نشد مشاهده شصت و سه سال نفرینت از آن طرف تو اگر نور آخرین هستی نوشته اند از این سو تو را نخستینت هزار و سیصد و هشتاد و چندمین سال است شدیم کوچه نشینت، شدیم مسکینت شدیم ریزه خور سفره های سیّدی ات گدای سفره ی هر سال چهارده سینت تو آمدی که علی را فقط ببینی و بس نداده اند به جز دیده ی خدا بینت یتیم مکه ای اما بزرگ دنیایی اگر چه خاک نشینی، همیشه بالایی مرا اویس شدن در هوای تو کافی است اگر چه باز ندیدم، دعای تو کافی است همینکه بوی تو را در مدینه حس کردم لبم رسید به خاک سرای تو کافی است چه حاجتی به پسر داری ای بزرگ قریش همینکه فاطمه داری برای تو کافی است همینکه اوّل هر صبح پیش زهرایی برای روشنی لحظه های تو کافی است تو آن پیمبر دنباله داری و بعدت اگر علی تو باشد به جای تو کافی است قسم به اشهد ان لااله الا الله تو آمدی که بگویی علی ولی الله تو آمدی و ترحّم شدند دخترها چقدر صاحب دختر شدند مادرها تو آمدی و رعیّت شکوه عبد گرفت بدین طریق چه آقا شدند نوکرها خدای خوب به جای خدای چوب نشست و با اذان تو بالا گرفت باورها بگو: مدینه ی علمی، علی در آن است بگو: که واجب عینی است حرمت درها بریز شیره ی پیغمبری به کام حسین که از حسین بیاید علی اکبرها زمان گذشت زمان ظهور دیگر شد حسین منی انا من حسین، اکبر شد هزار حضرت مریم کنیز مادر توست تو را بس است همینکه بتول، دختر توست به دختران فلان و فلان نیازی نیست اگر خدیجه ی والامقام همسر توست علی و فاطمه دو رحمت خداوندی برای عالم دنیا و صبح محشر توست به یک عروج تو جبرئیل از نفس افتاد خبر نداشت که این تازه اوج یک پَر توست به عرش رفتی و ماندی در آن تقّرب محض خدا برابر تو یا علی برابر توست تو با علی جریان ساز شیعه اید، اما شناسنامه ی شیعه به نام جعفر توست همیشه شکر چنین نعمتی روی لب ماست که جعفر بن محمد رئیس مذهب ماست...      @aleyasein
﷽ ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ تا داشته‌ام فقط تو را داشته‌ام با نام تو قد و قامت افراشته‌ام بوی صلوات می‌دهد دستانم از بس که گُلِ محمدی کاشته‌ام... @aleyasein
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
﷽ ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ غصه‌اش را محو در چشم سیاهت می‌کند خوش بحال آمنه وقتی نگاهت می‌کند...         @aleyasein
﷽ ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ تو میرِ عشقی، عاشقان بسیار داری پیغمبری، با جانِ عاشق کار داری... @aleyasein
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
﷽ ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ مَطلعِ زیبائی‌ها... تا رُخ ماه بر ایوان فلک پیدا شد چه بساطی وسط کوچه‌ی شب برپا شد واژه‌ها را به تَنِ قافیه پیوند زدند چینیِ قلبِ قلم را به غزل بند زدند نور لبخند ملائک سَرِ گُل می‌بارد آسمان بوته‌ی باران به زمین می‌کارد کهکشان باده‌ی انگور به کف می‌رقصد ساقیِ میکده تنبور به کف می‌رقصد شورِ دَف‌های حجازی به جهان پیچیده طعمِ شهدِ خبری بین زمان پیچیده در همین لحظه خدا روبروی آینه بود این همان لحظه‌ی مادر شدن آمنه بود دامنت سبز، بهار همه‌ی مادرها باغت آباد گُلِ سرسبدِ عرش خدا چشم‌های پسرت مَطلعِ زیبائی‌هاست نخِ قنداقه‌ی او علت خلقِ دنیاست او که از روز ازل از همه برتر بوده از همان بسترِ گهواره پیمبر بوده نرخ خُم‌های عسل با خَمِ گیسوش شکست طاقِ کسری به دَمِ تیغِ دو ابروش شکست عمقِ آبی نگاهش که صد اقیانوس است با تماشایِ خداوند فقط مأنوس است رَحلِ قرآن لبش شأن نزول رُطب است آیه‌ی گردش چشمش سبب روز و شب است با نفس‌هایِ خودش فصل بهار آورده باغِ فالِ شبِ یلداش، انار آورده آمده معجزه‌ی منجلیِ خود باشد آمده چشم براهِ علیِ خود باشد عرشیان شکرگذارند که احمد دارند هرچه دارند دوعالم زِ محمد دارند      @aleyasein
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
﷽ ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ غیر جنون غیر عشق کار ندارد این دل دیوانه اختیار ندارد صحبت یار است و یک لحظه عبورش حق بده قلبم اگر قرار ندارد من نه فقط ،هر که شده عاشق آن حُسن غیر تماشاش کاروبار ندارد هرکه به دورش پرید، هستی خود داد آخرِ پروانگی مزار ندارد او همه زیبایی خداست و آمد دید خدا تابِ انتظار ندارد دست و دلم ریخت تا شنید محمد جان من این عاشقی هوار ندارد؟ روز ازل لب زدم به جام محمد شکر که دیوانه‌ام به نام محمد صادر اول تویی تعیُّن عظما جلوه‌ی اعظم تویی تجلی اعلا این خط و ابرو و روی خال نباشد جمع خدا کرده‌است جمله‌ی اسما دیدن اوج تو و شکوه تو هیهات فهم تو با جمله انبیاست نه حاشا نور نگاه تو در آن طور تجلی آتش موسی است یا که قبله‌ی عیسی ما نتوانیم حق حمد تو گفتن با همه کروبیان عالم بالا آتش نمرود شد بهشت برایش نام تو را تا خلیل برد به لبها شعله گلستان شد از سلام محمد شکر مسلمان شدم به نام محمد چشم جهان روشن از جمال محمد مکه شده مکه از جلال محمد زلف پریشان نما که خلق بمیرند خون همه عاشقان حلال محمد مست علی گشت هرکه زد دو سه تا جام از لب سرچشمه‌ی زلال محمد اینکه پرش سوخته جبرئیل امین است برده سرش را به زیر بال محمد از احد احمد رسید تا که سُرایند شمه‌ای از کوکب کمال محمد بر سر عرش است این مصرع سعدی " عشق محمد بس است و آل محمد" بوی علی می دهد تمام محمد شکر که دیوانه‌ام به نام محمد باز تبسم نما بهانه‌ی زهرا جلوه کن ای ذکر دانه دانه‌ی زهرا جان خدیجه همه جهان علی تو جاذبه نور جاودانه‌ی زهرا هر سر صبح آمدی مقابل خورشید تاکه سلامی کنی به خانه‌ی زهرا آمده جبریل باز پشت قدومت سجده کند تا به آستانه‌ی زهرا بین دو پهلوی تو فاطمه‌ی توست هر ضربان دلت نشانه‌ی زهرا هست فقط فاطمه هر نفس تو هست فقط یا علی ترانه‌ی زهرا یاد تو آمد به یاد فاطمه هستیم شکر که ما خانه‌زاد فاطمه هستیم نور تو برد از ازل قرار علی را دید جهان در تو آبشار علی را ماه ربیع است و در هوای شکفتن با خودت آورده‌ای بهار علی را تو علی و او تو است پس تو رسیدی تا که ببیند خدا دوباره علی را آمدی و بعد خود به هر شب و هر صبح می‌کشی ای عشق انتظار علی را تا که زند ریشه‌ی شرک به امرت تا که بنوشند ذوالفقار علی را یاد به ما داده است صادق آلت سرمه کنیم از نجف غبار علی را قسمت ما با شما به مکتب عشق است مذهب ما جعفریست مذهب عشق است دست من و دامن اجابت صادق چشم من و ساحت قداست صادق سجده نمودند قبلِ آدم و حوا جمله‌ی قدوسیان به ساحت صادق مجلس درسش تمام ،مجلس اُنس است زنده شده شیعه از فقاهت صادق جان تشیع به دست او متبلور وای اگر که نبود عنایت صادق دم ز علی می‌زنم اگر، زِ دم اوست ای به فدای لبان حضرت صادق آخر هر مجلسش سلامِ حسین است روضه‌ی کرب و بلاست عادت صادق رسم امام است و باز نام حسین است آخر شعرم اگر سلام حسین است حسن لطفی ۴۰۴/۰۶/۱۸ @aleyasein
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
﷽ ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ عیدتون مبارک😍🌹 @aleyasein