🔹چرا بیبیسی، لزوم فقهی واکسیناسیون را ترویج میکند؟
الف- مسلم است که کار رسانه، تنظیم خبر است، به گونهای که هدف نهایی که مدنظر دارد با آن اخبار واقع شود، و اینگونه نیست که صرفاً خبری حکایت شود و غرضی در میان نباشد. و این امر مسلم است که، رسانه بیبیسی، هیچ گاه دلسوز مردم انقلابی ایران نبوده و نخواهد بود، و همیشه در پی فتنهسازی در درون کشور و جامعه برآمده است.
ب- تیتر برجسته از موضوع واکسیناسیون، به این معناست که این موضوع به اندازهای ظرفیت پیدا کرده است که این رسانه، برای آن پروندهای را بگشاید. و آن ظرفیت باید به گونهای باشد که بیبیسی بتواند از منفذ آن در درون جامعه ایرانی وارد شده و فتنه خود را به سرانجام برساند.
ج- به نظر میرسد، آن منفذ و دریچه، همانا انشقاق و شکافی است که به دلیل سوء مدیریت موجود، در میان بخشی از مردم، که عمدتاً نیروهای مذهبی انقلابی هستند، در موضوع واکسیناسیون ایجاد شده است.
د- برجسته سازی مقوله «فتوا» نشان از آن دارد که این تنظیم خبر، طیف خاصی را نشانه رفته است. طیفی که به فتوا حساسیت داشته و بر محور آن اقدامات اجتماعی خود را سامان میدهند. و اتفاقاً آن طیف، هم اکنون درگیر موضوع واکسیناسیون شده و در دو سر موافق و مخالف قرار گرفته است. یعنی قشری که به موضوع فتوا، حساسیت و تعلق خاطر دارد به دو بخش موافق و مخالف واکسیناسیون منشق شده است.
🔹بنابراین به نظر میرسد هدف بیبیسی از تیتر مذکور چنین باشد:
این رسانه از ظرفیت «نفرتی» که در میان بخش مذهبی انقلابی از آن رسانه وجود دارد، خبر دارد و سعی دارد با برجستهسازی «فتوا» که حساسیت این طیف را برمیانگیزاند، شکاف اجتماعی موجود را تشدید نماید. زیرا، فتوا میتواند مخالفان را به سوی تحلیلهایی سوق دهد و آنها را در مخالفت خویش مستقر و پابرجا ساخته و موجب تداوم انشقاق و شکاف گردد.
و چه ثمرهای مهمتر از تداوم انشقاق در جامعه ایرانی.
@alfigh_alosul
#فقه_الوضوء_۲
🔹یکی دیگر از مسائل وضوء در بخش غسل الوجه «وجوب الابتداء بالاعلی» است. اثبات وجوب در این مسئله با چالش مواجه شده و این چالش در تعلیقه اعلام بر عروه نیز ظهور یافته است. اما مناشی چالش:
1⃣ اطلاق آیه «إِذٰا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلٰاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرٰافِقِ» با جواز نکس نیز سازگار است و از آن وجوب البدأة من الأعلی استفاده نمیشود.
2⃣در اخبار بیانیه که در مقام بیان کیفیة وضوء النبی(صلی الله علیه و آله) وارد شده اند، هیچ دلالتی بر اینکه شروع از اعلی الوجه واجب است، وجود ندارد و تنها به بیان کیفیة وضوء اکتفا شده است و اگر دلالتی بر ابتداء بالأعلی داشته باشد، لعل که از باب افضلیة باشد.
3⃣روایتی که از ابی جریر الرقاشی در قرب الاسناد آمده است: «فقال: لا تعمق في الوضوء و لا تلطم وجهك بالماء لطما و لكن اغسله من أعلى وجهك إلى أسفله بالماء مسحا، و كذلك فامسح الماء على ذراعيك و رأسك و قدميك» هرچند دلالت این روایت بر وجوب تمام است، لیکن مناقشه سندی در آن وجود دارد به دلیل اهمال موجود در ابی جریرالرقاشی.
4⃣با عدم تمامیت دلالت ادله در این باب، تنها مستمسکی که باقی میماند، تسالم فقهائیه است که محقق خوئی درباره آن چنین میگوید:
«فلم يبق الا تسالم الفقهاء الأقدمين و سيرة أصحاب الأئمة عليهم السلام حيث جرت على غسل وجوههم من الأعلى إلى الأسفل، فإن المتقدمين متسالمون على وجوب ذلك و لم يخالفهم في ذلك الا السيد المرتضى «قده» كما ان أصحاب الأئمة- ع- لم ينقل عنهم خلاف ذلك فلو لم يكن هذا على وجه الإلزام و الوجوب لظهر و شاع فنطمئن من عدم ظهور ذلك بان الغسل من الأعلى إلى الأسفل أمر واجب لا محالة.و على الجملة أن التسالم بين الفقهاء «قدهم» ان تم و ثبتت سيرة أصحابهم- ع- فهو و الا فللمناقشة في وجوب غسل الوجه من الأعلى إلى الأسفل مجال واسع. غير ان النفس مطمئنة من سيرتهم و تسالم فقهائنا الأقدمين على وجوبه.»
▫️التنقيح في شرح العروة الوثقى، الطهارة۴، ص: ۶۸
@alfigh_alosul
#فائدة_رجالية
🔅استاد آیت الله شهیدی(زیدعزه):
▫️به دو دلیل نمیشود به مراسیل جزمیه صدوق اعتماد کرد:
۱. معلوم نیست در عرف صدوق میان «قال الصادق» با «روی عن»، تفاوتی باشد تا بگوییم مراسیل جزمیهاش کمسانیده. همانطور که حضرت امام و محقق داماد به این نکته (مراسیله کمسانیده) اعتقاد دارند.
۲. آنچه که در مقدمه الفقیه آمده که اخبار این کتاب، حجت بین من و خدای من است، ملازم با این نیست که حجت برای ما هم باشد.
▫️درس روز یکشنبه، ۲۴ ربیع الاول ۱۴۴۳
🔹پیرامون این موضوع، مطالبی از سایر اعلام تقدیم خواهد شد.
🆔https://eitaa.com/alfigh_alosul/1276
🔹دیدگاه «حضرت امام» درباره «مراسیل جزمیه صدوق»
ایشان، در کتب متعدد فقهی خود به طرح نظر خویش پرداخته است.
1⃣در کتاب البیع میگوید:
«مراسیل صدوق کمتر از مراسیل ابن ابی عمیر نیست، و مراسیل صدوق بر دو قسم است: قسمی که ارسال و نسبت آن به معصوم(سلام الله علیه) به صورت جزمی است مانند: قال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه). قسم دوم، آن مرسله ای که با «روی عن» آمده است؛ و القسم الأوّل من المراسيل هي المعتمدة المقبولة.»البیع، ج۲ ص ۶۲۸
2⃣بعد از تقسیم مراسیل صدوق به دو قسم، در کتاب الطهارة در اعتبار قسم اول، چنین استدلال میکند:
«اینگونه از مرسلات که مضمون ان به امام اسناد داده می شود بدون آنکه اسناد به روایت یا نقلی باشد، کمتر از مسندات نیست، بلکه این گونه اسناد، شهادت به وثاقت رواتی است که در طریق آن قرار دارند، به گونه ای که ناقل مطمئن به صدور آن است، فلذا آن خبر را به امام (سلام الله علیه) اسناد داده است.
و توهم اینکه: ثبوت وثاقت نزد صدوق برای ما کافی نیست، چرا که ممکن است که ما به امارات جرحی دست یابیم که ناقل به آن اطلاع نداشته باشد، پس نزد ما موثق نباشد.
این توهم مدفوع است: چرا که این احتمال در مثل روایتی که اسناد جزمی دارد و ناقل آن مثل صدوقی است که قریب العهد به زمان ائمه(سلام لله علیهم) است، و علم او به حال روات، مستند به اجتهاد محتمل الخطأ هم نیست، جاری نمیشود. مضاف به اینکه، توثیق صدوق کمتر از توثیق نجاشی و سایر ائمه رجال نیست.» الطهارة (تقریر فاضل لنکرانی) ص ۴۶۷
ادامه دارد....
@alfigh_alosul
🔹دیدگاه «محقق داماد» درباره «مراسیل جزمیه»
ایشان، نه تنها درباره مراسیل جزمیه صدوق بلکه درباره مراسیل مفید نیز نظر مشابهی دارد:
1⃣درباره مراسیل صدوق، در کتاب الحج چنین میگوید:
«و ما رواه الصدوق (ره) قال: قال الصادق (ع): ان جامعت و أنت محرم قبل ان تقف بالمشعر فعليك بدنة و الحج من قابل. و ان جامعت بعد وقوفك بالمشعر فعليك بدنة و ليس عليك الحج من قابل. / و لا ضير في إرساله بعد كونه بمثل هذا اللسان من الاستناد الصريح فإنه لا يكون الا عند اطمينان المرسل بصدوره منه (ع) فيكشف عن كونه مورد الطمأنينة للصدوق (ره).» الحج، ج۳ ص ۷۳۶
2⃣درباره مراسیل مفید، در کتاب الصلاة چنین میگوید:
«و منها: ما رواه عن المفيد- في المقنعة- قال: قال عليه السّلام: لا تصلّ المكتوبةفي جوف الكعبة، و لا بأس أن تصلّي فيها النافلة.لا سترة في ظهورها في المنع، سيّما بلحاظ التفصيل بين المكتوبة و النافلة القاطع للشركة. / إنّما الكلام في السند، للإرسال، إلّا أن يعتمد على مثل هذا الإرسال البتّي، لكونه كاشفا عن القطع أو ما هو قريب منه، و إلّا لقال: «روي» أو نحوه مثلا» الصلاة، ج۳ ص ۷۲
🔹ایشان، تبیینی مانند امام ندارد و به همین مقدار اکتفا می کند که: ارسال بتی، کاشف از اطمینان مرسل به صدور روایت از امام(سلام الله علیه) است و همین مقدار، مانع از اضرار ارسال به صحت استناد و جواز اعتماد به آن مرسله است.
ادامه دارد....
@alfigh_alosul
🔹آراء سایر اعلام درباره مراسیل صدوق
1⃣شیخ بهایی درباره اعتبار مراسیل صدوق میگوید:
«قد ذكر رحمه الله ان ما أورده فيه فهو حاكم بصحته و معتقدا به حجة فيما بينه و بين الله تع، فينبغي ان لا يقصر مراسيله عن مراسيل ابن ابى عمير و ان تعامل معاملتها و لا تطرح بمجرد الإرسال»
الحبل المتین فی احکام الدین، ص ۱۱
2⃣میرزای نائینی درباره اعتبار مراسیل صدوق میگوید:
«و أمّا ما أرسله بقوله «و روي .. إلخ» فلا اعتبار به، لأنّه يستشمّ من التعبير بقوله «و قد روي» أنّ الرواية لم تثبت عنده، و إلّا كان حقّ التعبير أن يرسلها إلى الإمام عليه السّلام بقوله: و قال الصادق عليه السّلام، أو عن الصادق عليه السّلام، و ما شابه ذلك من مراسيل الصدوق، حيث حكي عنه أنّه يسقط الأسانيد و يروي عن الإمام مرسلا، و من هنا كانت مراسيله معتبرة»
الصلاة، ج۲ ص ۲۶۲
3⃣آیتالله حکیم درباره عدم اعتبار مراسیل صدوق میگوید:
«و أما مرسل الصدوق فلم تقم حجة على حجيته، كي لأجله ترفع اليد عن ظاهر النصوص المتقدمة المتأكدة الدلالة. و هذا النوع من مرسلات الصدوق (ره) و إن كان أقوى من النوع الآخر المعبر فيه بمثل: «عن الصادق (ع)»، أو «عن الكاظم (ع)»، لكنه ما دام الخبر مستنداً إلى مقدمات حدسية اجتهادية لا مجال للاعتماد عليه. لا سيما مع احتمال كونها نظرية خفية جداً، كما لا يخفى.»
مستمسک العروة الوثقی، ج۱۱ ص ۲۱۱
4⃣آیتالله خامنهای درباره عدم اعتبار مراسیل میگوید:
«و ما قيل من أن مرسلات الصدوق إذا كانت بنحو نسبة القول إلى الإمام (عليه السلام) فهي في قوة الحديث المسند اعتمادا على الصدوق (رحمه اللّه) مما لا يساعده المبنى المعروف و المرضي في باب حجية خبر الواحد، و ليس هناك ما ينجبر به ضعف سند الرواية.»
المهادنة، ص ۷۱
@alfigh_alosul
🔹بذل عنایت یکی از اعزه درباره پرونده «مراسیل صدوق»
▫️از توجه برادر محقق آقای حسام، کمال قدردانی را دارم.🌹
@alfigh_alosul
🔹بذل عنایت برادر فاضل آقای مجیدی درباره موضوع «مراسیل صدوق»
▫️فایل اعطایی ایشان، تقدیم میشود. از ایشان سپاسگذارم.🌹
@alfigh_alosul
🔹از بیحجابی، آزادی نمیروید.
1⃣نگارنده این متننوشته، سودای آزادی دارد، و آزادی را در رفع قانون حجاب (حجاب اجباری) میداند. این آرزو، برای ما ناآشنا نیست، آرزویی قدیمی است که بسیار پیش از این، در دنیای غرب، تجربه شده و تاوانی تلخ به جای گذاشته است؛ تاوانی آکنده از فروپاشی خانوادهها، زوال فرهنگ انسانی، نابودی شخصیت زنان.
2⃣چگونه میشود با وجود چنین تجربهای واضح و آشکار، از آزادی انسان سخن گفت؟ و چگونه میتوان چنین تجربهای بزرگ و عیان را ندید؟ زن کالاشده امروز غربی، محصول سودای همان آزادی است که دیروز از نهاد بشر غربی برخاست و او برای رسیدن به آن از همه حریمها و حرمتها گذر کرد.
3⃣هرچند امروزه پدیده «حجاب» در جامعه ما، به واسطه عوامل و موانع متعدد، پیچیدگی خاصی پیدا کرده، و ضروری است که برای آن، عاقلانه و حکیمانه اندیشید، و ظریف و دقیق عمل نمود، اما این سخن بدان معنا نیست که برای حل معضلات مربوط به حجاب، از رفع قانون آن آغاز نمود. چرا که برداشتن این قانون، آغازی است برای فروریختن اخلاق در جامعه، همانگونه که عریانی زنان در غرب، قدم آخر نبود که شروع زوال تمدن غرب گردید.
4⃣بلکه باید از تربیت و آموزش نسل جدید با نظر به مقتضیات زمان آغاز کرد و مدیریت فضای مجازی و رسانهای را در اختیار دشمنان انسانیت رها نکرد. و درست همانگونه که برخی بازیگران و خوانندگان غربی از راه انحطاط بازگشته و در آغوش حجاب آرمیدند، برای جوان مسلمان ایرانی نیز سهل است که در دامان عفت و حیا آرام بگیرد، به شرط آنکه، تربیت و پرورش اساس باشد و قانون ابزار.
@alfigh_alosul
☀️فضل زیارة عبدالعظیم الحسنی
▫️حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَيْهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْعَطَّارِ عَنْ بَعْضِ أَهْلِ الرَّيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيِّ (سلاماللهعلیه)، فَقَالَ: أَيْنَ كُنْتَ، فَقُلْتُ: زُرْتُ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ (سلاماللهعلیه)، فَقَالَ: أَمَا إِنَّكَ لَوْ زُرْتَ قَبْرَ عَبْدِ الْعَظِيمِ عِنْدَكُمْ لَكُنْتَ كَمَنْ زَارَ الْحُسَيْنَ (سلاماللهعلیه).
▫️کاملالزیارات، باب ۱۰۷
@alfigh_alosul
☀️مرجع اهل ری
🔹محدث نوری، رسالهای از صاحببنعباد _به خط او_ در اختیار دارد که درباره احوال جناب عبدالعظیم الحسنی است. در این رساله، در وصف علمیت و مرجعیت او برای اهل ری، روایتی را نقل میکند:
«عِنْدِي نِهَايَةُ الشَّيْخِ بِخَطِّ أَبِي الْمَحَاسِنِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بَابَوَيْهِ تَارِيخُ كِتَابَتِهَا سَنَةُ سَبْعَ عَشْرَةَ وَ خَمْسِمِائَةٍ، وَ فِي آخِرِ الْمُجَلَّدِ الْأَوَّلِ مِنْهَا رِسَالَةٌ مِنَ الصَّاحِبِ بِخَطِّهِ أَيْضاً فِي أَحْوَالِ عَبْدِ الْعَظِيمِ الْحَسَنِيِّ الْمَدْفُونِ بِالرَّيِّ، أَوَّلُهَا قَالَ الصَّاحِبُ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ: سَأَلْتُ عَنْ نَسَبِ عَبْدِ الْعَظِيمِ الْحَسَنِيِّ الْمَدْفُونِ بِالشَّجَرَةِ صَاحِبِ الْمَشْهَدِ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ وَ حَالِهِ وَ اعْتِقَادِهِ وَ قَدْرِ عِلْمِهِ وَ زُهْدِهِ إِلَى أَنْ قَالَ وَصَفَ عِلْمَهُ:
«رَوَى أَبُو تُرَابٍ الرُّويَانِيُّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا حَمَّادٍ الرَّازِيَّ يَقُولُ: دَخَلْتُ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ (سلام الله علیه) بِسُرَّ مَنْ رَأَى، فَسَأَلْتُهُ عَنْ أَشْيَاءَ مِنَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ فَأَجَابَنِي فِيهَا فَلَمَّا وَدَّعْتُهُ، قَالَ لِي: يَا حَمَّادُ إِذَا أَشْكَلَ عَلَيْكَ شَيْءٌ مِنْ أَمْرِ دِينِكَ بِنَاحِيَتِكَ فَسَلْ عَنْهُ عَبْدَ الْعَظِيمِ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِيَّ وَ أَقْرِأْهُ مِنِّي السَّلَامَ»
▫️مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج١٧، ص: ٣٢١
🆔https://eitaa.com/alfigh_alosul