#معرفیکتاب
🔹نام کتاب: حکمةالحجاب
🔹نگارنده: للسیدالعلامة الحجة محمد بن محمد بن مطهر المنصور
▫️این کتاب از سری مکتوبات علمای زیدیه است. نگارنده، در قید حیات است و مشخصات او در سایت شورای اسلامی زیدی آمده است:
آقای علامه/ محمد بن محمد المنصور | شورای اسلامی زیدی
https://www.zaidiah.com/scholars/31
غرض، آشنایی با فعالیتهای علمی علمای زیدیه در این دوران است.
@alfigh_alosul
#فقه_نظام
🔹حضرت آیت الله شبزنده دار (زیدعزه)، در دیدار مدیران مرکز جامع علوم اسلامی ولی امر و پژوهشگاه فقه نظام، نکات بسیار مهمی پیرامون «فقه نظام» طرح کردند:
1⃣تجربه این مدت بنده این است که این شورای نگهبان و این وظیفهای که قانون اساسی فعلا بر عهدهاش گذاشته است این غیر از تصویری است که آقایان انتظار دارند و میگویند. یعنی از این ساختار فعلی شورای محترم نگهبان نمیتوان انتظار پرداختن به فقه نظام با آن مبانی، رویکردها و اهداف را داشت. اینقدر درگیر کار و مصوبات مجلس، هیئت وزیران، دیوان عدالت و آییننامهها هستیم که دیگر نوبت به فقه نظام و رسیدن به اهداف شریعت اسلام نمیرسد.
2⃣این که برای رسیدن به اهداف و مقاصد اسلامی باید چطور برنامهریزی کرد، نیازمند جایگاه دیگری است که فقه نظام عهده دار آن است. یعنی فقه نظام باید اهداف کلان و میان مدت را کشف کرده، برای طریق وصول به آن برنامهریزی کند. این کاری است که حوزههای علمیه میتوانند انجام بدهند و باید هم انجام بدهند. چون همانطور که عرض کردم شورای نگهبان فرصت این کار را ندارد. همین شبها ما در مجمع فقهی چندین مصوبه داشتیم که فقط خواندن آنها دو ساعت طول میکشید. هر کدام سی صفحه، چهل صفحه مصوبه است و باید بخوانید تا بفهمید خلاف شرع هست یا نیست؟ اما پیدا کردن آن هدف اسلامی اصیل و تعیین راه رسیدن به آن، کار پژوهشکدههای بزرگ است که از آنها توقع میرود.
🌐به نقل از کانال پژوهشگاه فقه نظام
@alfigh_alosul
#پرونده_علمی
🔹با موضوع: کتاب قرب الاسناد
🔹در کانال: الفقه و الاصول
https://eitaa.com/alfigh_alosul/1320
#پرونده_علمی
#قرب_الاسناد
☀️ترجمه حال: عبدالله بن جعفر الحمیری
کشی:
«قَالَ نَصْرُ بْنُ الصَّبَّاحِ: أَبُو الْعَبَّاسِ الْحِمْيَرِيُّ اسْمُهُ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ كَانَ أُسْتَادَ أَبِي الْحَسَن (في حاشية الترتيب: هو عليّ بن الحسين بن بابويه القمّيّ.).» رقم ۱۱۲۴.
نجاشی:
«عبد الله بن جعفر بن الحسين بن مالك بن جامع الحميري أبو العباس القمي. شيخ القميين و وجههم، قدم الكوفة سنة نيف و تسعين و مائتين، و سمع أهلها منه، فأكثروا، و صنف كتبا كثيرة» رقم ۵۷۳
شیخ طوسی در رجال خود او را در اصحاب الهادی و العسکری (سلام الله علیهما) ثبت کرده است. رقم ۵۷۲۷(دی) و رقم ۵۸۵۷ (کری). اما محقق خوئی در معجم رجال الحدیث (رقم ۶۷۶۶ - ج۱۱ ص ۱۴۸) از شیخ نقل می کند که او را در اصحاب الرضا(سلام الله علیه) ثبت کرده است که به نظر می رسد سهو قلم باشد؛ زیرا در رجال شیخ فقط همانی که گفته شد، آمده است.
محقق خوئی:
«وقع بعنوان عبد الله بن جعفر في أسناد عدة من الروايات تبلغ خمسة و سبعين موردا.»
«و وقع بعنوان عبد الله بن جعفر الحميري في أسناد عدة من الروايات أيضا تبلغ ثمانية و ستين موردا.»
ج۱۱ ص ۱۴۸
بیشترین اکثار روایت:
امام حسن عسکری(سلام الله علیه) ۱۱ مورد، ابراهیم بن مهزیار ۱۸مورد، ایوب بن نوح بن دراج ۱۰ مورد، احمد بن حمزة بن الیسع القمی و محمد بن جزک الجمال ۷ مورد، محمد بن عیسی بن عبید ۶ مورد، احمد بن اسحاق بن عبدالله ۴مورد. (به نقل از برخی مقالات)
طبقه حمیری:
براساس طبقات محقق بروجردی، به نظر می رسد که حمیری در طبقه ثامنه قرار میگیرد؛ زیرا با نظر به اسناد کافی هم طبقه سعدبن عبدالله الاشعری است و از الحسن بن ظریف و ایوب بن نوح در طبقه سابعه هم نقل روایت دارد. لیکن مشکلی که وجود دارد این است که؛ محمد بن یحیی العطار القمی، هم طبقه سعد بن عبدالله، از حمیری نقل روایت دارد.
@alfigh_alosul
#پرونده_علمی
#قرب_الاسناد
☀️درباره کتاب قرب الإسناد
🔹در رجال النجاشی، سه گونه قرب الإسناد برای حمیری ثبت شده است: كتاب قرب الإسناد إلى الرضا، كتاب قرب الإسناد إلى أبي جعفر بن الرضا عليهما السلام، كتاب قرب الإسناد إلى صاحب الأمر عليه السلام.
اما آنچه که از او در اختیار ماست، قرب الإسناد به امام صادق، کاظم و رضا(سلام الله علیهم) است.
🔹در رجال النجاشی، برای برخی دیگر از روات، کتب قرب الإسناد ثبت شده است: علی بن ابراهیم بن هاشم قمی، رقم ۶۸۰/ علی بن الحسین بن بابویه، قمی رقم ۶۸۴/ محمد بن عیسی بن عبید، رقم ۸۹۶/محمد بن جعفر بن بطة المؤدب القمی، رقم ۱۰۱۹/ محمد بن ابی عمران بن عبدویه القزوینی، رقم ۱۰۶۲
و در فهرست طوسی، علاوه بر علی بن ابراهیم، حمیری، علی بن الحسین بن بابویه، برای ابوالحسین ابن معمر کوفی رقم ۸۷۳، نیز کتاب قرب الإسناد ثبت شده است.
🔹مقصود از قرب الإسناد چیست؟ کتابی است که مایه فخر راوی است، زیرا او در این کتاب سعی دارد روایات خود را با کمترین راوی به امام معصوم (سلام الله علیه) برساند. به چنین اسنادی، علو اسناد یا عالی السند نیز گفته میشود. روشن است که قرب الإسناد به امام، بسیار کمتر از اسناد بعیده محل خدشه و نقاش قرار می گیرد، از این روی مایه وثوق و اطمینان بوده و از اعتبار بیشتری برخوردار است.
🔹درباره انتساب این کتاب به حمیری، تردید شده است، به این عنوان که کتاب از آن محمد بن عبدالله، فرزند حمیری است. اما با نظر به اینکه، نجاشی کتاب قرب الإسناد را برای او ثبت کرده است، تنها میتوان گفت: فرزند او راوی این کتاب است نه صاحب آن. اما درباره احراز نسخه که آیا نسخه ای که در اختیار ما قرار دارد همانی است که از کتاب حمیری استنساخ شده یا خیر؟ روشن است که احراز نسخه، به واسطه طرق محدثین و مصنفین کتب حدیث، حاصل می شود. درباره این نکته، گفتگوهایی خواهیم داشت.
@alfigh_alosul
#پرونده_علمی
#قرب_الاسناد
☀️اسناد قرب الإسناد
همانطور که گذشت، این کتاب سه باب جدا دارد. در بخش قرب الإسناد عن الصادق(سلام الله علیه) اسناد و قطعات مکرری دارد که به همه آنها اشاره میشود:
عبدالله بن جعفر الحمیری عن:
ْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ، عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَة
مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى قَالَ: حَدَّثَنِي حَفْصُ بْنُ مُحَمَّدٍ- مُؤَذِّنُ عَلِيِّ ابْنِ يَقْطِينٍ-
مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى قَالَ: حَدَّثَنَا بَكْرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَزْدِي
مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى قَالَ: حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ عَبْدِ الْحَمِيدِ،
مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى، وَ الْحَسَنُ بْنُ ظَرِيفٍ، وَ عَلِيُّ بْنُ إِسْمَاعِيلَ، كُلُّهُمْ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى الْبَصْرِيِّ الْجُهَنِي
مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَيْمُونٍ الْقَدَّاح
مُحَمَّدُ بْنُ خَالِدٍ الطَّيَالِسِيُّ، عَنِ الْعَلَاء
حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِسْحَاقَ بْنِ سَعْدٍ قَالَ: حَدَّثَنَا بَكْرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَزْدِي
السِّنْدِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبِي الْبَخْتَرِي
حَدَّثَنِي السِّنْدِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ: حَدَّثَنِي صَفْوَانُ بْنُ مِهْرَانَ الْجَمَّال
هَارُونُ بْنُ مُسْلِمٍ، عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ زِيَاد
مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْحَمِيدِ، وَ عَبْدُ الصَّمَدِ بْنُ مُحَمَّدٍ، جَمِيعاً عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِير
الْحَسَنُ بْنُ ظَرِيفٍ، عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَان
مُحَمَّدُ بْنُ خَالِدٍ الطَّيَالِسِيُّ قَالَ: حَدَّثَنِي إِسْمَاعِيلُ بْنِ عَبْدِ الْخَالِق
أَحْمَدُ وَ عَبْدُ اللَّهِ ابْنَا مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَاب
مُحَمَّدُ بْنُ الْوَلِيدِ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْر
مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْحَمِيدِ، عَنْ أَبِي جَمِيلَة
🔹به غیر از اسناد واحدهای که در این کتاب آمده است، بیشتر اخبار از طریق همین اسناد نقل شده است. البته، میزان نقل از اسناد متفاوت است و برخی کثرت دارد و برخی هم قلت.
🔹نظر به اسناد این بخش، از جهت حصول اطمینان به اعتبار نقلیات حمیری، مهم میباشد. به عنوان مثال: یکی از روات واقع در اسناد، شخص ابوالبختری است. توصیف نجاشی درباره او چنین است: روى عن أبي عبد الله عليه السلام، و كان كذابا. (رقم۱۱۵۵) غضائری هم می گوید: كذّاب، عامي، إلّا أنّ له عن جعفر بن محمّد عليه السّلام أحاديث كلّها لا يوثق بها. الرجال، ص ۱۰۰
با این اوصاف، نقلیات حمیری از طریق ابوالبختری، مخدوش میشود، هرچند باب تحلیل مضمونی در همین مقام بسته نیست.
@alfigh_alosul
الفقه و الاصول
#پرونده_علمی #قرب_الاسناد ☀️اسناد قرب الإسناد همانطور که گذشت، این کتاب سه باب جدا دارد. در بخش قرب
#پرونده_علمی
#قرب_الاسناد
🔹درباره ابوالبختری که در طرق اسناد حمیری واقع شده است، کلام نجاشی و غضائری نقل شد. گویا نظر برخی از اساتید نیز بر این است که، روایات حمیری از طریق ابوالبختری را غیرمعتبر میدانند.
اما فقیه رجالی، آیت الله شبیری زنجانی(مدظله العالی) نظر دیگری دارد:
☀️تصحیح اعتبار کتاب ابوالبختری
«ابو البخترى وهب بن وهب است كه مادر او عيال حضرت صادق (عليه السلام)، و خود او شاگرد آن حضرت بوده است.
درباره او تكذيبهايى نقل شده، ولى در عين حال به نظر مىرسد كتابى كه از امام صادق(عليه السلام) نقل كرده، معتمد و متّبع باشد، چون نجاشى پس از اينكه او را كذّاب معرفى مىكند، مىنويسد: «له كتابٌ يرويه جماعةٌ» و ظاهراً اين عبارت را براى اعتبار كتاب ذكر كرده، و تكذيب او براى تضعيف كتاب و مربوط به جعل روايت در آن نيست. اينطور هم نباشد وقتى جماعتى از محدثين كتاب او را روايت كرده و يا براى نقل آن استجازه نمودهاند، اين، دليل بر اعتماد آنها به كتاب او است، و اگر دليلى برخلافش نباشد همين براى اعتبار كافى است، يعنى طبع اوّلى اقتضاى اعتبار مىكند.
و احتمال اينكه؛ آن جماعتى كه كتاب او را روايت كردهاند همه از آن دسته محدثين مستثنايى باشند كه از ضعفاء نقل روايت مىكنند، بعيد است.
و امّا اينكه؛ بعضى عقيده دارند ابوالبخترى كنيه سه نفر است و مشخص نيست در اين حديث كداميك از آنها مراد است؛ اوّلاً على التحقيق اينها يك نفر بيشتر نمىباشند، و ثانياً بر فرض تعدّد، در اينجا به اسم او تصريح شده كه وهب بن وهب است. البته حميرى در طريق خود براى كتاب ابوالبخترى، سندى بن محمّد را مىآورد كه توثيق نشده است: «السِّنْدِى بْنُ مُحَمَّدٍ الْبَزَّازُ قَالَ: حَدَّثَنِى أَبُو الْبَخْتَرِى وَهْبُ بْنُ وَهْبٍ الْقُرَشِى».
امّا چون كتاب ابوالبخترى، كتاب معروف و مشهورى بوده كه راوى آن منحصر به يك نفر نيست، بلكه جماعتى آن را نقل كردهاند، لذا عدم اثبات وثاقت او ضرر به اعتبار كتاب نمىزند. و علّت اينكه حميرى اين سند را انتخاب كرده و سندى بن محمد را در طريق خود به كتاب قرار داده، ملاحظه كمى واسطه است تا با موضوع كتاب قرب الاسناد كه علوّ سند است مناسبت داشته باشد. او با دو واسطه روايت را از امام صادق (عليه السلام) نقل مىكند در حاليكه بين آنها اقلاً ١٥٠ سال فاصله بوده است.»
🔹جلسه ۴۴ از دروس خمس.
@alfigh_alosul
#پرونده_علمی
#قرب_الاسناد
☀️آیتالله شب زنده دار (دامت برکاته)
1⃣در قرب الاسناد مناقشه هست، ولو اینکه در رجال گفته شده است که حمیری کتابی به نام قرب الاسناد داشته است و این مسلم است اما این که این کتاب موجود همان قرب الاسناد باشد بتمامه و کماله و کم و زیاد نشده است معلوم نیست .
آقای قاروبی می فرمودند: آن مقداری از قرب الاسنادی که صاحب وسائل ذکر کرده است معتبر است، چون ایشان طریق معنعن داشته است، اما اگر روایتی را ایشان نقل نکند و در قرب الاسناد ببینیم معتبر نیست، مگر این که کسی دیگر که طریق معنعن دارد نقل کند؛ مثل مرحوم فیض، اما متاسفانه در وافی اقتصار شده است به کتب اربعه .
2⃣آیا این حرف تمام است ؟
مرحوم خویی و شهید صدر می فرمایند: این طرق صاحب وسائل که در آخر کتاب ذکر شده است طرق به نسخ است که اگر این حرف ثابت شود بدون اشکال است، اما اگر این طرق، طرق به اصل کتاب باشد و صاحب وسائل در تطبیق (صغرویا و مصداقا) به نحو اطمینان شخصی این کار را کرده باشد بدرد نمی خورد و این یک طریق کلی است. که آیت الله زنجانی این گونه قائلند. و شاهدش هم این است که در آستان امام رضا (علیه السلام) کتابهای صاحب وسائل موجود است که بعضی از این کتابها اردء نسخ است.
طریق به کلی این است که فلانی از فلانی از فلانی خبر می دهد که فلان شخص، فلان کتاب را تألیف کرده است، اما مصداق آن چیست معلوم نیست. اما طریق به نسخه این است که کتاب را کسی از استادش بگیرد یا استنساخ کند و او از استادش و همچنین تا به صاحب کتاب.
اگر به نحو طرق کلی باشد اشکال وجود دارد.
3⃣اما نکته ای که در اینجا هست این است که؛ با مراجعه به این کتاب، این اطمینان حاصل می شود که کتاب موجود، همان کتاب اصلی است و کم و زیاد شدن احتمال بعیدی است.
شیخ اعظم در مکاسب می فرماید: اگر روایتی از قرب الاسناد معارضه با کافی کند کافی را مقدم است نه به این دلیل که قرب الاسناد حجت نیست بلکه به خاطر این که قرب الاسناد در وزن کافی نیست.
🔹درس بیع، ۱۹ فروردین ۱۳۹۱
@alfigh_alosul
▪️ کدیور و شبستری تربیت شدگان حوزه علمیه قم نیستند.
▫️بله، دیرزمانی در زی روحانیت بودند و علوم دینی را خواندهاند، اما نمیشود به همین مقدار اکتفا کرد؛ چرا که آبشخور فکری ایشان، تراث شیعه نبود، بلکه آنها از دیگران نیز اخذ علم کردند.
▫️ آیه شریفه؛ فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَىٰ طَعَامِهِ، تفسیر شده است که؛ علمه الذى ياخذه عمن ياخذه. انسان باید به علم خود نظر کند که از چه کسی میگیرد، نه آنکه علم را بیوطن بخواند و آن را از هرکسی گدایی کند.
▫️پرواضح است که، اگر علم را بیوطن خواندی، ریشه در خانه وحی نداشته باشی، در تندباد شبهات و سؤالات نظری و فکری، دوام نمیآوری و در غرب ساکن میشوی و این است داستان بیریشگانی چون؛ مجتهد شبستری و کدیور.
▫️پس آنها ربطی به حوزه علمیه قم ندارند، ولی جریان روشنفکری به کمک رسانه، از این الصاق میخواهد طرحی را پیش ببرد، باید هشیار بود.
پینوشت: معنای علم در نظر حقیر، غیر از اطلاعات است که میشود آن را دیگران گرفت.
@alfigh_alosul
#فائدة_رجالية
▫️در کتاب «تأسیس الشیعة لعلوم الإسلام» اثر آیت الله سیدحسن صدر، اینطور آمده است که: تأسیس علم اصول توسط شیعه انجام صورت گرفته است. شاهد این ادعا هم کتاب «الالفاظ» هشام بن حکم، و «اختلاف الحدیث» یونس بن عبدالرحمن است.
▫️به نظر میرسد، این ادعا مخدوش باشد؛ زیرا علوم ادبیاتی در دوران حضور ائمه اطهار(سلام الله علیهم) یکی از علوم متداول جهان اسلام بود و بعید نیست که کتاب الألفاظ هشام بن حکم هم ناظر بر همین علوم باشد، همچنان که کتاب یونس نیز در حقیقت کتاب درایهای است تا اصولی.
▫️بله، این امر درباره ابوسهل نوبختی قابل اثبات است، چون به گزارش نجاشی، او کتاب «الخصوص و العموم» دارد که محتوای این عناوین هم اصولی بود تا ادبیاتی. البته نوبختی نیز متوفای ۳۱۱هجری قمری است.
▫️اما ادعایی که اهل سنت درباره تأسیس اصول فقه توسط شافعی دارند، در کتاب «الرسالة» او موجود است. چون، دو مسئله با محتوای اصولی درباره عام و خاص کتابی دارد. شافعی هم متوفای ۲۰۴ است.
▫️آقای صدر، ادعای دیگری نیز دارند که به نظر میرسد، مصاب به واقع است و آن هم اینکه: اولین کسی که اصول را تأسیس نمود، امامین باقرین(سلام الله علیهما) بودند. روشن است که مقصود از اصول در این بیان، غیر از اصول متداول است. و اساسا شیعه به دلیل غنایی که در دوران حضور داشت نیاز به اصول متداول هم نداشت.
@alfigh_alosul