eitaa logo
الفصوص فی علم النحو
873 دنبال‌کننده
12 عکس
0 ویدیو
7 فایل
سلام علیکم گروه شخصی است و بدون ذکر منبع انتشار مطالب شرعا جایز نیست❌ شرط استفاده از مطالب صلوات برای سلامتی و ظهور حضرت ولیعصر (عج) میباشد ✔️ ارتباط با ادمین : @Fatemehsadat_Hosseini
مشاهده در ایتا
دانلود
🏴 پیام تسلیت حجت الاسلام والمسلمین عبداللهی نژاد مدیر حوزه علمیه خواهران استان اصفهان در پی شهادت همسر، سرکار خانم فاطمه سادات حسینی نژاد، طلبه مدرسه علمیه معصومیه شهرضا در حملات رژیم منحوس صهیونیستی؛ پاسدار والامقام شهید محمد ثقفی(رضوان الله تعالی علیه) بسم الله الرحمن الرحیم «فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ» سرکار خانم حسینی نژاد طلبه محترم مدرسه علمیه معصومیه شهرضا ▪️شهادت، اوج افتخار و مقام والایی است که نصیب بندگان خاص خدا می‌شود، اینجانب شهادت همسر گرامیتان«شهید پاسدار محمد ثقفی»، را به سرکارعالی و خانواده محترمتان تبریک و تسلیت عرض می‌نمایم. ▪️از خداوند متعال برای شما صبر و برای آن شهید سعید، رحمت و مغفرت واسعه خواهانم. با احترام احمد عبداللهی نژاد مدیر حوزه‌های علمیه خواهران استان اصفهان ┄┅═══••✾••═══┅┄ 🖊 بعون الله و توفیقه 🌐 حوزه علمیه خواهران استان اصفهان 📲 @kowsarnews_Esfahan
سلام علیکم طبق معمول به دعای شما عزیزان محتاجم مرا از خاطر نبرید و برای حاجتی که مستورانه در دل دارم دعا کنید و صلواتی بفرستید از طرف :خاک پای شما
درس اول 👇
من واقعاً از پروردگارم شرم میکنم. داستان: روزی علی (ع) در حالی که گرسنه بود، صبح کرد و گفت: ای فاطمه! آیا چیزی داری که جوع مرا آرام کند؟ فاطمه (س) گفت: قسم به آن خدایی که پدرم را به پیامبری و تو را به وصایت گرامی داشت، چیزی که انسانی بتواند بخورد نزد من نیست. و دو روز است که چیزی برای خوردن به تو ندادهام، مگر چیزی که تو را به خاطر آن بر خودم و بر حسن و حسین ترجیح دادم (و غذای خودم را به تو دادم). علی (ع) گفت: چرا مرا آگاه نکردی تا چیزی برایتان میآوردم؟! فاطمه گفت: ای ابوالحسن! من از پروردگارم شرم میکنم که چیزی را به تو تکلیف کنم که توان انجام آن را نداشته باشی. سپس در توصیف فاطمه زهرا (س) آمده: آری، فاطمهٔ زهرا اینگونه بود و چه زیبا گفته است شاعر عرب، ابوالقیب المتنی (متوفای ۳۵۴ ه.ق): اشعار: و اگر همه زنان مانند این (فاطمه) بودند مَؤَنَّث نامیدن خورشید عیب نبود (کنایه از: اگر زنان مانند فاطمه بودند، دیگر برتری مردان بر زنان معنا نداشت) و مردان نیازمند زنان بودند و مرد بودن باعث برتری ماه نو (هلال) نمیشد. انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
توقفی بر دستور زبان (نحو): داستانی که خواندیم از چندین جمله تشکیل شده است، مانند "هُوَ ساغِبٌ" (او گرسنه است) و "قَالَتْ فَاطِمَةُ" (فاطمه گفت). همچنین هر جمله از کلمات متعددی تشکیل میشود. این کلمات از نظر اعراب متفاوت هستند: برخی مرفوع هستند مانند "ساغب"، برخی منصوب مانند "عند"، برخی مجرور مانند "الحسن" و برخی مجزوم مانند "لَمْ يَكُن". پس ما به شدت به اصولی نیاز داریم که به ما در ترکیب کلمات با یکدیگر کمک کنند، مانند "نمی‌توان جمله را با کلمه نکره (ناشناس) آغاز کرد" و " فعل با فاعل مؤنث حقیقی مطابقت تأنیث داشته باشد" و غیره. همچنین به قواعدی نیاز داریم که زبان ما را از اشتباه در اعراب مصون بدارند، مانند "هر فاعلی مرفوع است"، "هر مفعولی منصوب است" و "هر مضاف‌الیهی مجرور است". این است "علم نحو"؛ وسیله‌ای برای تفاهم و ابزاری برای نفوذ به دقایق کتاب (قرآن) و حقائق سنت (پیامبر). و یادگیری آن برای هر کس که بخواهد در دین تفقه کند و علوم آن مانند فقه، تفسیر، حدیث و غیره را مطالعه نماید، ضروری است. --- توضیح: این متن اهمیت علم "نحو" (دستور زبان عربی) را توضیح می‌دهد. نویسنده با استفاده از مثال‌هایی از داستان قبلی نشان می‌دهد که درک صحیح زبان عربی و ساختارهای دستوری آن برای موارد زیر ضروری است: * درست ترکیب کردن کلمات و ساختن جملات صحیح. * جلوگیری از اشتباه در تلفظ و معنا (اللحن). * فهم دقیق متون دینی مانند قرآن و احادیث. * مطالعه علوم اسلامی مانند فقه، تفسیر و حدیث. در حقیقت، نویسنده بر این نکته تأکید می‌کند که نحو تنها یک مجموعه قواعد خشک نیست، بلکه ابزاری ضروری برای دستیابی به درک عمیق از دین اسلام است. انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
ترجمه معانی واژگان و ترکیبات به فارسی: * اثرتُ: ترجیح دادم - فدایی کردم * أستحيي: به شدت خجالت می‌کشم - شرم می‌کنم * أصْبَحَ: وارد وقت صبح شد - صبح کرد * أعلمت: خبر دادی - آگاه کردی * أُكَلِّفُ: مجبور می‌کنم - تکلیف می‌کنم * كرم: گرامی داشت - احترام گذاشت * تَتَكَوَّنُ: تشکیل می‌شود - ساخته می‌شود * تصون: محافظت می‌کند - نگهبانی می‌کند * ذات يوم: در یکی از روزها * ساغب: گرسنه * ماشة: گرسنگی شدید * منذ يومين: مدت دو روز است انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
سلام علیکم بخاطر درخواست فراوان طلاب عزیز ان شاء الله اگر توفیق پیدا کنم سعی میکنم نیمه اول کتاب الفصوص رو هم براتون داخل کانال قرار بدهم التماس دعا
درس دوم👇
در ترجمه‌ی متن عربی به فارسی ای چه شوقی است به سوی تو! او شترهای قوم را چوپانی می‌کرد و روزهایش را این‌گونه در چراگاه‌ها و بیابان‌ها می‌گذراند. از زرق و برق دنیا تنها جامه‌ای پشمی نداشت، ولی از کسانی بود که انسانِ ناآگاه به دلیل پارسایی‌شان، آنان را ثروتمند می‌پندارد. و همواره می‌گفت: «خدایا، من از [ناله‌ی] جگر گرسنه و بدن عریان به درگاهت پناه می‌برم و برایم چیزی جز آنچه بر تن دارم و در شکمم است، نیست.» و او نشانه‌ای بود از زهد، عبادت و پرهیزگاری. از خدا می‌ترسید، بر نفس خود می‌گریست، قرآن تلاوت می‌کرد، بسیار نماز می‌گزارد، از کسی که به او ستم کرده بود درمی‌گذشت، به کسی که او را محروم کرده بود می‌بخشید، و با کسی که از او بریده بود پیوند می‌کرد. و این جوان، مادرش را می‌پرستید! مادرش که پیرزنی نابینا بود و با او زندگی می‌کرد و او بسیار بزرگش می‌داشت. در نگهداری از او به بهترین وجه قیام می‌کرد و از روی مهربانی، بال فروتنی برایش فرومی‌گسترد و جز در ضروری شدید، از او جدا نمی‌شد. و این همان چیزی بود که میان او و دیدار رسول خدا، رسول هدایت و پیامبر برگزیده، حائل می‌شد. تا اینکه شکیبایی‌اش به سر آمد و از او برای سفر به منظور دیدار پیامبر (صلی الله علیه وآله) و سلام بر او اجازه خواست. مادرش به او اجازه داد، به شرطی که [چندان درنگ نکند و] حتی تا بازگشتش نیز [در جایی] فرود نیاید؛ چه پیامبر را بیابد و چه نیابد. یمن را به سوی شهر پیامبر ترک کرد، اما پیامبر (صلی الله علیه وآله) در آن روزها در مدینه نبود. پس آرزویش بر باد رفت و بازگشت و محبوب دلش را ندید. زبان حالش این بود که می‌گفت: آه، ای ریسمان هجران، چه طولانی‌ای! به خدا که از شوق و اندوه ذوب شدم. خداوند زمانی را قطع کند که پیوندت دهد [= ایام فراق را کوتاه کند]. از فراق، اگر نگویم دلم، بیماری‌ام به تو [و فراقت] است. و هنگامی که پیامبر به مدینه بازگشت، فرمود: «من نفس [رایحه‌ی] رحمان را از سوی یمن احساس می‌کنم.» آگاه باشید! او اویس قرنی است. در زمان پیامبر (صلی الله علیه وآله) اسلام آورد، اما برایش میسر نشد که به زیارتش برود. می‌گفت: «ای چه شوقی است به سوی تو، ای اویس قرنی! آگاه باشید! هر کس او را ملاقات کرد، سلام مرا به او برساند.» و اویس در دو نبرد جمل و صفین حضور یافت و روز صفین، در پیشگاه امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسید و در همانجا به خاک سپرده شد. --- *منبع: الإرشاد، ج ۲، ص ۹۵ ؛ بحارالأنوار، ج ۴۳، ص ۱۵۵.* انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
توقفی با دستور زبان پیشتر اشاره کردیم که «اعراب» اثری است در انتهای کلمه که هنگامی که با کلمه دیگری ترکیب می‌شود، پدیدار می‌گردد. این اثر یا «ظاهر» است یا «غیر ظاهر» و هر دو حالت در گفتار ما «هُوَ أُوَيْسٌ» (او اویس است) جمع شده‌اند: «هُوَ» (او) مرفوع است (نشانه فاعلیت دارد) و «أُوَيْسٌ» (اویس) نیز مرفوع است (نشانه خبریت دارد)، با این تفاوت که رفع (مرفوع بودن) در اولی غیرظاهر و در دومی ظاهر است. اعراب غیرظاهر بر دو قسم است: اول: چیزی که به آن «اعراب محلی» می‌گویند. این نوع در کلمات «مبنی» (کلماتی که انتهایشان تحت هیچ شرایطی تغییر نمی‌کند) وجود دارد، مانند: * «هُوَ أُوَيْسٌ» (او اویس است) * «هَذَا الْفَتَى يَهْوَى أُمَّهُ» (این جوان مادرش را می‌پرستید) و همچنین در «مصادر مؤول» (عباراتی که در نقش مصدر قرار می‌گیرند)، مانند: * «إِلَى أَنْ نَفِدَ» (تا [وقتی که] تمام شد / تا پایان) و همچنین در جمله و شبه جمله که شرح آن در جای خودش خواهد آمد. دوم: چیزی که به آن «اعراب تقدیری» می‌گویند. این نوع در کلماتی که به الف یا واو یا یاء ختم می‌شوند، وجود دارد، مانند: * «يَخْشَى اللَّهَ» (از خدا می‌ترسد) - ختم به الف * «يَتْلُو الْقُرْآنَ» (قرآن تلاوت می‌کند) - ختم به واو * «يَبْكِي عَلَى نَفْسِهِ» (بر خودش می‌گرید) - ختم به یاء و همچنین در کلمه‌ای که به «یای متکلم» (یای مالکیت) مضاف شده باشد، مانند: * «لَيْسَ لِي إِلَّا مَا عَلَى ظَهْرِي» (برایم نیست مگر آنچه بر تن دارم) شرح مفصّل این مطالب در بخش دوم کتاب، با یاری و توفیق خداوند متعال خواهد آمد. --- ### توضیح: این متن یک درس آموزشی درباره قواعد پیچیده‌ی زبان عربی به نام «اعراب» است. اعراب نقش کلمه را در جمله نشان می‌دهد (مثل فاعل، مفعول، مضاف الیه و ...). این نقش‌ها معمولاً با تغییر حرکات انتهای کلمات (مثل ضمه برای رفع، فتحه برای نصب و کسره برای جر) مشخص می‌شود. متن دو حالت کلی برای اعراب توضیح می‌دهد: 1. اعراب ظاهر: وقتی نقش کلمه با تغییر واضح حرکات دیده می‌شود. مثل «أُوَيْسٌ» که با «ضمه» پایان یافته و نشان می‌دهد خبر جمله است. 2. اعراب غیرظاهر: وقتی این تغییر به وضوح قابل مشاهده نیست. این حالت خود دو نوع دارد: * اعراب محلی: برای کلماتی است که اصلاً حرکت انتهایشان تغییر نمی‌کند (کلمات مبنی). مانند ضمایر («هُوَ») یا اسم اشاره («هَذَا»). این کلمات نقش دستوری دارند، اما این نقش در پایانشان ظاهر نمی‌شود، بلکه به طور کلی در خود کلمه نهفته است (مثلاً «هُوَ» همیشه مرفوع است، فارغ از جایگاهش در جمله). * اعراب تقدیری: برای کلماتی است که به دلیل ساختارشان (مثل پایان یافتن به حروف الف، واو، یاء) نمی‌توان روی آنها حرکت معمولی گذاشت، زیرا تلفظ را سخت می‌کند. در این موارد، نقش کلمه «تقدیر» زده می‌شود، یعنی در نظر گرفته می‌شود اما نوشته یا تلفظ نمی‌شود. مانند «يَخْشَى» که نقشش مرفوع است (چون فاعل است) و اگر شرایط عادی بود باید «ضمة» می‌گرفت، اما چون به الف ختم شده، فقط در نظر گرفته می‌شود. این مفاهیم پایه‌ای برای درک عمیق‌تر ساختار جمله در زبان عربی هستند. انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos
پاسخ تمرینات دستور زبان عربی : ۱. اعراب را تعریف کن. * ترجمه سوال: تعریف اعراب چیست؟ * پاسخ: الإِعْرَابُ: أَثَرٌ ظَاهِرٌ أَوْ مُقَدَّرٌ، يَحِلُّ آخِرَ الْكَلِمَةِ؛ بِسَبَبِ عَامِلٍ دَخِيلٍ أَوْ مُقَدَّرٍ. ترجمه و توضیح: اعراب، اثری است ظاهر یا تقدیری، که به دلیل یک عامل واردشونده یا تقدیری، به آخر کلمه می‌آید. --- ۲. هر یک از اعراب محلی و تقدیری را تعریف کن و برای هر کدام مثال بزن. * ترجمه سوال: هر یک از اعراب محلی و تقدیری را تعریف کنید و برای هر کدام مثال بزنید. * پاسخ: * الْإِعْرَابُ الْمَحَلِّيُّ: تعریف: هُوَ إعْرَابٌ يَحِلُّ مَحَلَّ الْكَلِمَةِ، لَا لَفْظَ لَهَا، وَيَكُونُ فِي الْكَلِمَاتِ الْمَبْنِيَّةِ. مثال: «هَذَا فَتَى» - كَلِمَةُ «هَذَا» مَبْنِيَّةٌ، وَمَحَلُّهَا الْإِعْرَابِيُّ رَفْعٌ مُحَلِّيٌّ. ترجمه: اعراب محلی، اعرابی است که به‌جای خود کلمه قرار می‌گیرد و لفظی ندارد و در کلمات مبنی (ثابت) رخ می‌دهد. مانند «این جوان» - کلمه «این» مبنی است و جایگاه اعرابی آن به صورت محلی مرفوع است. * الْإِعْرَابُ التَّقْدِيرِيُّ: تعریف: هُوَ إعْرَابٌ يُقَدَّرُ عَلَى آخِرِ الْكَلِمَةِ؛ لِمَانِعٍ مِنْ ظُهُورِهِ، مِثْلَ الْحَرْفِ الْمُنَاسِبِ أَوِ التَّعَذُّرِ. مثال: «يَخْشَى اللَّهَ» - عَلَى الْفِعْلِ «يَخْشَى» قُدِّرَتِ الضَّمَّةُ؛ لِلتَّعَذُّرِ. ترجمه: اعراب تقدیری، اعرابی است که به صورت فرضی روی آخر کلمه در نظر گرفته می‌شود؛ به دلیل مانعی از ظهور آن، مانند وجود حرف مناسب (الف، واو، یاء) یا تعذر (امکان‌ناپذیری). مانند «از خدا می‌ترسد» - روی فعل «يَخْشَى» ضمه تقدیر زده می‌شود؛ به دلیل تعذر (امکانپذیر نبودن). انتشار با ذکر صلوات و منبع جایز است https://eitaa.com/alfosoos