eitaa logo
الحیا و الایمان مقرونان فی قرن
208 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
2.8هزار ویدیو
16 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از بصیرت ناجی
نتیجه ی مرگ گفتن های ما اینه نه سیل و زلزله! 🆔 👉 🇮🇷 @velayat_faghihe 🌹
۱۱ فروردین ۱۳۹۸
👇🍂 🍂حضرت موسی به عروسی دوجوان مومن و نیک سرشت قومش دعوت شده بود، آخر شب در هنگام خداحافظی عزرائیل را بر بالای خانه بخت وحجله عروس و داماد دید!!! از او پرسید تو اینجا چه میکنی؟ 🍂عزراییل گفت امشب آخرین شب زندگی این عروس داماد است ماری سمی درمیان بستر این دوجوان خوابیده ومن باید در زمان ورود آنها دراین حجله جان هر دو را به امر پروردگار دراثرنیش مار بگیرم .گ 🍂موسی با اندوه از ناکامی و مرگ این دوجوان نیکوکار و مومن قومش رفته وصبحگاهان برای برگذاری مراسم دعا و دفن آن دو بازگشت امادر کمال تعجب و خوشحالی عروس و داماد زنده و خندان از دیدن پیامبر خدا درحال بیرون انداختن جسد ماری سیاه دید!!! 🍂از خدا دلیل دادن این وقت وعمر اضافه به ایشان را پرسید؟ جبرییل نازل شدو گفت دلیل را خود با سوال از اعمال شب قبل ایشان خواهی یافت. موسی از داماد سوال کرد دیشب قبل ورود بحجله چه کردند؟ 🍂جوان گفت وقتی همه رفتند گدایی(سائلی) در زد و گفت من خبر عروسی شمارا در روستای مجاور دیر شنیدم و تمام بعدازظهر و شب را برای خوردن و بردن یک شکم سیر از غذای شما برای خود وهمسر بیمارم در راه بودم لطفا بمن هم از طعام جشنتان بدهید. 🍂بداخل آمدم و جز غذای خودم و همسرم نیافتم غذای خودرا به آن مرد گرسنه دادم خورد برایم دعای طول عمر کردو گفت برای همسرم هم غذابدهید اونیز چون من سه روز است غذای مناسبی نخورده است. 🍂باخجالت قصد ورود و بستن در را داشتم که همسرم با رویی خندان غذای خودش را بمرد داد و اودرهنگام رفتن برای هردوی ما دعای طول عمر ،رفع بلا و شگون مصاحبت باپیامبر خدا دراولین روز زندگی مشترکمان را کردو رفت. 🍂وقتی قصد ورود بحجله را داشتیم مجمعه (سینی بزرگ و سنگین غذا از جنس مس ) از دست همسرم برروی رختخواب افتاد و باعث مرگ این مار سمی که در رختخواب مابود گشت، پس ماهردو دیشب را تااکنون بعبادت گذارندیم و العجب شادی ما از اینست که دعای آنمرد بر شگون مصاحبت با شما نیز به اجابت رسید. 🔻جبرییل ع فرمود ای موسی بدان صدقه و انفاق باعث رفع بلا و طول عمر شده این بر ایشان بیاموز و داستانشان برهمگان باز گو باشد که چراغی گردد بر خلق ما برای نیکی به دیگران و مصاحبت پیامبرانی چون تو در جنت....☺️👌 🌺 نشر پیام صدقه جاریه است 🌺 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ↶【به ما بپیوندید 】↷ 🎀 @Bakhoda_313 🎀 🎀 @Bakhoda_313 🎀
۱۲ فروردین ۱۳۹۸
✨﷽✨ ⚠️ ♥️✨امام علی (ع) فرمودند : ✍🏻 در آخر الزمان که بدترین دوران است ؛ جمعی از زنان پوشیده اند در حالیکه برهنه اند ( لباس دارند اما آنقدر نازک و کوتاه است که گویی هنوز برهنه اند..) ✍🏻 و از خانه با آرایش بیرون می‌آیند، اینها از دین خارج شده اند ، و در فتنه ها وارد شده اند و به سوی شهوات میل دارند .. ✍🏻 و به سوی لذات خوارکننده شتاب میکنند و حرام ها را حلال می‌دانند و (اگر توبه نکنند ) در دوزخ به عذاب ابدی گرفتار می‌شوند .. 📚وسائل‌الشعیه ج14ص19 💠 @resale_hamrah ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
۱۲ فروردین ۱۳۹۸
✨♥️✨حضرت فاطمه (س) آن لحظه ای که زن در خانه خود می ماند و به امور زندگی و تربیت می پردازد، به خدا نزدیکتر است. بحارالانوار، ج۳، ص ۹۲ الحیا والایمان مقروران فی قرن https://eitaa.com/alhaya
۱۳ فروردین ۱۳۹۸
خرافات درازدواج، هرچه مردم ازدین ومذهب بیشترفاصله می گیرندبه خرافات کشیده می شوند کشورهای غربی بیشترین خرافات رادارند الحیا والایمان مقروران فی قرن https://eitaa.com/alhaya
۱۳ فروردین ۱۳۹۸
الحیا والایمان مقروران فی قرن https://eitaa.com/alhaya
۱۳ فروردین ۱۳۹۸
ارسال شده از سروش: 👈 سرکلاس استاد از دانشجویان پرسید : این روزها شهدای زیادی رو پیدا میکنن و میارن ایران ... به نظرتون کار خوبیه ؟؟کیا موافقن ؟؟؟ کیامخالف ؟؟؟‌؟ اکثر دانشجویان مخالف بودن !!!😏 بعضی ها میگفتن : کارناپسندیه ... نباید بیارن ... بعضی ها میگفتن : ولمون نمیکنن ... گیر دادن به چهار تا استخوووون ... ملت دیوونن !!" بعضی ها میگفتن : آدم یاد بدبختیاش میفته !!! تا اینکه استاد درس رو شروع کرد ولی خبری از برگه های امتحان جلسه ی قبل نبود !! همه سراغ برگه ها رو می گرفتند ، ولی استاد جواب نمیداد .🤔 یکی از دانشجویان با عصبانیت گفت : استاد برگه هامون رو چیکار کردی ؟؟؟ شما مسئول برگه های مابودی ؟؟؟😑 استاد روی تخته ی کلاس نوشت : من مسئول برگه های شما هستم ...✋ استاد گفت : من برگه هاتون رو گم کردم و نمیدونم کجا گذاشتم ؟ همه ی دانشجویان شاکی شدن ... استاد گفت : چرا برگه هاتون رو میخواین؟ گفتند : چون واسشون زحمت کشیدیم ، درس خوندیم ، هزینه دادیم ، زمان صرف کردیم ... 🙁 هر چی که دانشجویان میگفتند استاد روی تخته مینوشت ... استاد گفت : برگه های شما رو توی کلاس بغلی گم کردم هرکی میتونه بره پیداشون کنه؟ یکی از دانشجویان رفت و بعد از چند دقیقه با برگه ها برگشت ... استاد برگه ها رو گرفت و تیکه تیکه کرد ... صدای دانشجویان بلند شد . استاد گفت : الان دیگه برگه هاتون رو نمیخواین ! چون تیکه تیکه شدن !!! دانشجویان گفتن : استاد برگه ها رو میچسبونیم . ⚠️ برگه ها رو به دانشجویان داد و گفت : شما از یک برگه کاغذ نتونستید بگذرید و تلاش کردید تا پیداشون کردید ، پس چطور توقع دارید مادری که بچه اش رو با دستای خودش بزرگ کرد و فرستاد جنگ ؛ الان منتظره همین چهار تا استخونش نباشه !!؟؟😔 بچه اش رو میخواد ، حتی اگه خاکستر شده باشه .😭 چند دقیقه همه جا سکوت حاکم شد ! و همه از حرفی که زده بودن پشیمون شدن !! 😢 تنها کسی که موافق بود ... فرزند شهیدی بود که سالها منتظر باباش بود . 🍃🌹شهدا را یاد کنیم با ذکر صلوات @a_mirzaei_ir
۱۳ فروردین ۱۳۹۸
۱۳ فروردین ۱۳۹۸
اصلا بهانه گیری درازدواج صلاح نیست❗️ https://eitaa.com/alhaya
۱۳ فروردین ۱۳۹۸
بایدکاری کنیم که بچه ها دست مادر را حتماًببوسند، اسلام دنبال این است! امام خامنه ای ۹۲٫۲٫۲۱ https://eitaa.com/alhaya
۱۳ فروردین ۱۳۹۸
🔻 #اجاره_مسکن_در_مقابل_خدمات_جنسی‼️ 🔹تلویزیون دولتی سوئد SVT: در شهر اپسالا به دلیل کمبود شدید مسکن دانشجویی به دو سوم دانشجوهای دختر پیشنهاد اتاق در مقابل رابطه جنسی داده می شود. ♦️این مطلبو بفرستید برای غرب پرست های داخلی که میگند آزادی در پوشش باعث چشم و دل سیر شدن می شود.... @bualii
۱۴ فروردین ۱۳۹۸
هدایت شده از جانم فدای رهبر
سلام ماجرای واقعی که یکی از دوستان ساکن یزد برایم فرستاده بدون دخل و تصرف خدمتتان نقل می‌کنم: ((دل به یار و سر به کار )) روایت یک داستان واقعی!! چند روز پیش کیف مدرسه ای پسر و دخترم رو دادم برای تعمیرات. نو بودند ولی بند حمایل و یکی از زیپ های هرکدوم خراب شده بود. «کاغذ رسید» رو از تعمیرکار تحویل گرفتم و قرار شد یکی دو روزه تعمیرشون کنه و تحویلم بده. دو روز بعد، حدود ساعت ۱۱ شب برای تحویل کیف ها مراجعه کردم. هر دو تا کیف تعمیر شده بودند. «کاغذ رسید» رو تحویل دادم و خواستم هزینه تعمیر رو بپردازم که تعمیرکار بمن گفت: « شما میهمان امام زمان-عج- هستید! هزینه نمی گیرم، فقط یه تسبیح صلوات نذر ظهورش بخونید!» از شنیدن نام مولا و آقایمان، کمی جا خوردم! گفتم: تسبیح صلوات رو حتما می خونم، ولی لطفا پول رو هم قبول کنید! آخه شما زحمت کشیده اید و کار کرده اید گفت: این نذر چند ساله منه. هر صدتا مشتری ، پنج تای بعدیش نذر امام زمانه! بعد هم دسته قبض هاشو بمن نشون داد! هر از چندگاهی روی ته فیش قبض ها نوشته شده بود :«میهمان امام زمان!» گفت این یه نذر و قرار دادیه بین من و امام زمان - عج- و نفراتی که این قبض ها به اونا بیفته،؛ هرکاری که داشته باشن، مجانی انجام میشه فقط باید یه تسبیح صلوات نذر ظهور آقا بخونن! اصرار من برای پرداخت هزینه، فایده نداشت! از تعمیرکار خداحافظی کردم، کیف‌ها رو برداشتم و از مغازه اومدم بیرون! اون شب رو تا مدتها داشتم به کار ارزشمند و جالب این تعمیرکار عزیز فکر میکردم!! به این فکر کردم که اگر همه ماها در همین حد هم که شده برای ظهور قدمی برداریم، چه اتفاق زیبایی برای خودمون و اطرافیانمون میفته! من تصمیمم رو گرفتم. اولین قدم این بود که این عمل خداپسندانه رو برای دیگران هم نقل کنم! پاینده و پیروز باشید. به امید تعجیل در ظهورش 🌹 ✍بیداری ملت 🔴به کمپین بپیوندید👇 http://eitaa.com/joinchat/963837952Cb758f6bd13
۱۴ فروردین ۱۳۹۸