eitaa logo
الحقنی بالصالحین«یرتجی»
2.7هزار دنبال‌کننده
18.7هزار عکس
8.8هزار ویدیو
238 فایل
انس با شهداء برای همنشینی با امام زمان«ع» ومرافقةالشهداء من خلصائک اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفِیقَ الشَّهادَةِ فِی سَبِیلِکَ تَحْتَ رایَةِ وَلِیِّکَ الْمَهْدِیّ(عجل الله) السلام علیک یا من بزیارته ثواب زیارت سیدالشهداء یرتجی
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✅ خواندن زیارت آل یاسین و دعای بعد آن از طرف شهدا هدیه به امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف ✅ نماز استغاثه به امام زمان عج ✅ صلوات ابوالحسن ضراب اصفهانی ✅ مراقبت عملی به فرازهایی از کتاب مکیال المکارم
الحقنی بالصالحین«یرتجی»
#مراقبتهای_چله_بیست_ششم ✅ خواندن زیارت آل یاسین و دعای بعد آن از طرف شهدا هدیه به امام زمان عج الل
سلام علیکم 💐 بیست و یکمین روز از چله 🌟 💫 بیست و ششم💫🌟 سر سفره 🌷 شهید داوود تهمتن 🌷 هستیم.
🔰 تازه دامادی که چند روز پس از عروسی ساده اش در اسفند ۶۳ در عملیات بدر به شهادت رسید ، و پیکر مطهرش یازده سال طول کشید تا به زادگاهش برگردد؛ 🌷شهید داوود تهمتن🌷 معاونت گردان انصارالرسول(ص) لشگر ۲۷ از فرماندهان بزرگ تیپ المهدی(عج) و گردان فجر و از دوستان صمیمی و نزدیک شهیدان مرتضی جاویدی، جلیل اسلامی این بزرگواران خیلی به شهید تهمتن ارادت داشتند.. او آدم عارف و بزرگی بود و اهل ذکر و نماز شب بود.. نفس حقی داشت و بی اندازه عاشق گمنامی بود.. ایشان بعدها به لشگر ۲۷ تهران آمد ( برادرش علیرضا هم چند ماه پس از خودش به شهادت رسید)
الحقنی بالصالحین«یرتجی»
🔰 تازه دامادی که چند روز پس از عروسی ساده اش در اسفند ۶۳ در عملیات بدر به شهادت رسید ، و پیکر مطهرش
شهید «داوود تهمتن» سال 1338 در اسلام آباد (میان‌ده سابق) و میانشهر فعلی دیده به جهان گشود. وی با آغاز جنگ تحمیلی عازم جبهه شد.   شهید تهمتن معاونت گردان انصارالرسول (ص) را بر عهده داشت که سرانجام در 23 اسفند 1363 طی عملیات بدر در شرق دجله بر اثر اصابت خمپاره به درجه رفیع شهادت نائل آمد.   پیکر مطهر شهید تهمتن پس از 11 سال مفقود بودن به زادگاهش برگشت
شهید قهرمان داود تهمتن در سال 1338 در خانواده ای مذهبی در روستای اسلام آباد(میانده) پا به عرصه وجود نهاد وی که سومین فرزند خانواده بود در اوان کودکی پدر بزرگوارش را از دست داد و از همان اول دست محبت خدای متعال را به سر خویش احساس کرد و دلگرم شد که اگرچه  به عنوان واسطه فیض الهی از دست داده ولی از هم اکنون باخدا در ارتباط است و با امیدی به بلندای کوه ها در مسیر پرورش آن مبداٌ خیر و کمال رشد کرد در سن شش سالگی وارد دبستان گردید و سپس دوران راهنمایی را پشت سر گذاشت و تحصیل خود را در دبیرستان ادامه داد در این هنگامه از زندگی او بود که حرکت پر خروش مردم جهت سرنگون کردن طاغوت زمان آغاز شد و وی که کمتر از هیجده سال داشت با یاران وفادارش دل بیاد الله را به عنوان قطره ای از دریای خروشان امت به سیل جوشان اسلام سپرد و با آنها حرکت کرد وی از تشکیل دهندگان راهپیمائی ها بود و قدرت و شهادمتش دل های مبارزان را گرم می نمود اوائل انقلاب در یک حرکت جسورانه برای اولین بار در برابر چشمان پلیس شاه و دید صدها نفر مجسمه طاغوت را از بلندی به زیر انداخت در شهر و روستا برای سرعت بخشیدن به این حرکت الهی ظاهری شد و برای پخش پیام های حضرت امام (ره)و نوارها تلاش داشت
پس از پیروزی انقلاب اسلامی از تشکیل دهندگان کمیته اجرای فرامین امام(ره) بود پس از گذشت زمانی از پیروزی انقلاب عظیم اسلامی با سرنگونی شاه خائن و بر آب شدن نقشه ابرقدرت ها جنگ را به کشور اسلامی تحمیل کردند در این زمان بود که داوود عزیز قلمش را به اسلحه تبدیل نمود و راهی جبهه گشت تا در آنجائی که قبول   شده  آن مدرسه یکی پس از دیگری مدرک نورانی خود را در حالی که آذین بندی به آیه:(ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون) گردیده اخذ می کنند و با آرامش به زندگی ابدی خود در جنت رضوان ادامه می دهند دریافت کند او روانه دیار عشق شد با جوش و خروش کم نظیری که در وی بود همچنین گرمی و صفای دلش موجب شد که بزودی به عنوان چهره ای آشنا با سایر رزمندگان ما نوس گردد و برای افراد مشوقی باشد برای اعزام به جبهه داوود عزیز پس از مدتی تلاش از سنگرها مانند آهنی آب دیده شد چه از نظر تجربه نظامی و هم از نظر معنویت عاشق خدا بود و فدائی امام و طرفدار روحانیت٬ دائم الوضو بود و نماز شب خوان٬ آرام بود و محکم و در یک کلمه شهید بود او در اغلب عملیات های نظامی که موجب فتح های بزرگ گردید شرکت فعلانه داشت چند بار در مصاف با کفار بعثی پس از یورش شجاعانه زخمی شد و در بیمارستان بستری گردید ولی شوق او به ماندن در کنار رزمندگان باعث شد که با پیکر مجروح و پای شکسته و تیر خورده عصا به دست در جبهه ظاهر گشته و با یاران فعالیت نماید او خانه را درجبهه ها می دانست
شب عروسی لباس بسیجی به تن داشت   هرکاری کردیم که لباسش رو عوض کنه ، راضی نشد و با همان لباس به حجله رفت. مادر برای عروسی داود لباسی نو برایش گرفته بود   خیلی اصرار کرد آن را بپوشد  آخر به این شرط که زیر لباس بسیجی اش باشد ، پذیرفت. هنوز چند روزی از عروسی داوود نمیگذشت که راهی جبهه شد ، و تا 11 سال بعد که پیکرش را آوردند ، بازنگشت...
وصیت‌نامه شهید «داوود تهمتن»  «بسم الله الرحمن الرحیم مادر جان به خدا قسم هنگامی که به مرخصی می‌آیم و چشمم به خانواده‌ شهدا می‌افتد انقدر پیش این خانواده‌ها شرمنده می‌شوم که از خدا می‌خواهم که مرا در این عملیات سرنوشت‌ساز از این همه درد و رنج نجات دهد و شهادت را نصیب این بنده‌ حقیر بکند، هر چند لایق آن نیستم. این دنیا برای من حکم زندان را پیدا کرده و در نبود همرزمانم هر روز این حصار تنگ‌تر و تنگ‌تر می‌شود. اگر پاهایم از پیکرم جدا نشده بود آنها را به حالت دو بگذارند تا ببینند چگونه با جهش سریع و حرکت شتابد، به سوی معشوق روان بودم.  و اگر شهید گمنام شدم روزهای پنج شنبه (شب‌های جمعه) که می‌آیید گلزار شهدا، رو به سوی کربلا کنید و برایم فاتحه بخوانید. خدایا به حق محمد و آل محمد (ص) همه ما را مقام رفیع شهادت اعطا بفرما. خدایا به حق محمد و آل محمد (ص) قلب نازنین امام زمان (عج) حجت ابن الحسن [را] از ما خشنود بگردان. خدایا به حق محمد و آل محمد (ص) رزمندگان اسلام را هر چه سریعتر به کربلای حسین(ع) برسان. الهی آمین یارب العالمین»
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا