eitaa logo
بر پا
6هزار دنبال‌کننده
586 عکس
318 ویدیو
71 فایل
یادداشتهای علی مهدیان طلبه عصر انقلاب قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی.... https://zil.ink/alimahdiyan ارتباط با ادمین @admin_barpa
مشاهده در ایتا
دانلود
غزه تفسیر کننده ضیافت الله، رسول الله، کتاب الله، یدالله 🌹خدا رحمت کند امام را، میگفت ورود در ضیافت الله وقتی است که دل از غیر او بر میکنیم. دل از خواسته ها و تمایلات دنیاییت، دل از مدح و ذم این و آن، دل از غیر او. دل به او میسپاری. اینگونه وارد مهمانی او میشوی. مهمانی او چیست؟ اینکه رنگ او را میگیری، نشانه و آیه او میشوی، وجه و رخسار او میشوی. قدرت او ، دست او و عظمت و اقتدار او را نشان خواهی داد. آن وقت هیبتت لرزه میاندازد بر دل دنیاطلبان و مستکبرین عالم. حالا ببینید علت ترس مستکبرین از پیرمرد نحیف گوشه جماران را. علت ترسشان‌ از جسم مجروح سیدعلی حکیم را. علت ترسشان از جسم علیل و مجروح شیخ احمد یاسین را. علت ترسشان از دخترکان بی پناه و زنان داغدیده و کودکان معصوم غزه را.میزنند چون میترسند.جنایت میکنند چون میترسند،وحشی گری میکنند چون میترسند. از همین قدرت یداللهی غزه و این قدرت اصلی جبهه حق است. غزه چندین ماه بلکه سالها است در ضیافت الله است. معنای رمضان است. 🌹قدرت جبهه حق را لبیک به دعوت حق و حضور بر سفره میهمانی او شکل میدهد. اساس این قدرت را در لاحول و لاقوه الا بالله باید جست در یدالله فوق ایدیهم. وارد مهمانی که میشوی با میزبان متصل میشوی، قدرت جبهه حق را اتصال ایمانی به رسول الله ص تبیین میکند. اتصال به قرآن که آن گوهر گرانبهای عظیم است، ثقل اکبر است. اتصال به «ثقل اکبر» یعنی اتصال به عمق عقل و عمق جان رسول الله. 🌹حضرت امام خمینی رحمه الله وصیتنامه اش را اینگونه آغاز میکند: اللّهُمَّ صلِّ علی محمدٍ و آلهِ خدایا بر پیامبر و آل او درود فرست. اینها که هستند؟ «مظاهر جمالِک و جلالِک» اینها نشان دهنده همه اوصاف تو هستند. چه نسبتی با قرآن دارند؟ «و خزائنِ اسرارِ کتابِکَ» اینها آن گنجینه هایی هستند که عمق اصلی قرآن تو هستند. گنجینه هایی که سرآغاز و منشا و مبدا قرآن تو است. آری قرآن که متحد شدن حقیقی با او متحد شدن با همه ویژگیها و صفات و اسمهای تو است. متصل شدن به آن اسمهای برتر پنهانی، متصل شدن به تو است« الذی تجلّی فیه‏‎ ‎‏الأَحدیّةُ بِجمیعِ أسمائکَ حتّی المُسْتَأْثَرِ منها الّذی لایَعْلَمُهُ غَیرُک» هر میزان به قرآن وصل شویم به عمق جان اهل بیت ع و به عمق جان رسول الله نزدیک شده ایم. 🌹حالا بیایید برویم پای سفره افطار غزه بنشینیم. سفره ای که بر خرابی های جنایت تمدن سیاه غرب و نفاق کثیف حاکمان مثلا مسلمان پهن شده و تلولو نور ضیافت الله را نشان میدهد. بیا پای قرائت کودکان و جوانان و زنان و مردان غزه بنشینیم. این قرائت را از قاری های خوش الحان مصری و سعودی نخواهی شنید. فقط و فقط اینجا است که صوت حزین و خوش الحانش عالم را فراگرفته. بیا پای درس تفسیر و تدبر غزه بنشینیم این کلاس درس تفسیر را در الازهر و عالمان بی عمل نخواهی شنید. 🌹غزه اینگونه با همه وجود به دست پیامبر ص دست داده و برای همین مظهر ید الله شده و جلوه قدرت اسلام گشته. سوره حدید آیات ۲۸ و ۲۹ را دیده ای؟ وقتی خدای متعال میفرماید به رسول الله ص که وصل میشوید «وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَيَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ» به رحمت او و نور او وصل میشوید بعد مظهر قدرت او میشوید که «لِئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَلَّا يَقْدِرُونَ عَلَىٰ شَيْءٍ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ ۙ وَأَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ» مخالفین خیال نکنند قدرت ندارید بلکه متصل میشوید به یدالله. آنگاه در سوره فتح آیه ۱۰ میفرماید «إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِم» با تو دست بیعت که میدهند دست بیعت به خدا میدهند و اینگونه یدالله جلوه میکند. 🌹ورود حقیقی در ضیافت الهی اینگونه است. ناامید شدن از این و آن و چشیدن طعم محرومیت و این ورود به مهمانی او است و متصل شدن حقیقی به قرآن که جان رسول او است و این جا است که قدرت خدا و دست خدا از آستین محرومترین و مظلومترین مردم عالم بیرون میآید.دریای نیل را میشکافد، همه اژدهاهای تمدن وحشی غرب را از ابزار نظامی و رسانه ای همه را میبلعد،و نشان میدهد کلمه الله هی العلیا. 🌹 قرآن را میخواهی بچشی، بدان لایمسه الا المطهرون، پاک باید شوی. آیینه شو جمال پری طلعتان طلب جاروب زن خانه سپس میهمان طلب قران را میخواهی بچشی،بدان فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ باید بجنگی با شیطان. در میانه جهاد است که «اقرا و ارق» بخوان و بالا بیا.رشد کن بر قله بایست. 🌹غزه مظهر رمضان است،مظهر ضیافت الله، مظهر رسول الله است مظهر ثقل اکبر و کتاب الله و به همین سبب است که مظهر یدالله است. او در ذروه استقامت میایستد،در قله قدرت ایمان انسانی،در بلندای ظهور قدرت توحید بر همه مدعیان قدرت در این دنیای پست و حقیر. همشهری @ali_mahdiyan
جشن محو نتانیاهو با طرح ارتش برای حمله به رفح موافقت کرد. این موضع دقیقا بعد از طرح حماس برای آتش بس گرفته شده. دو شب قبلتر هم سیدحسن نصرالله گفت همینکه مجبورید با حماسی مذاکره کنید که نابودی آن جزو اهدافتان بود، نشان میدهد چه وضعی دارید. حالا موضع حماس درباره آتش بس هم به خودی خود جالب توجه است و نشان میدهد مقاومت تسلیم نشده و کوتاه نیامده. تحلیلهای اسرائیلی‌ها در این چند روز خیلی عجیب و جالب است. آنها به جد معتقدند بایدن در تلاش برای سقوط نتانیاهو است. بایدن فرصت زیادی ندارد و اگر نتواند صحنه را به آتش بس بکشد و نتانیاهو را مهار کند باید یک شکست راهبردی دیگر را کنار نبرد روسیه و اکراین برای خود ثبت کند. فشار افکار عمومی در اسراییل و اروپا و آمریکا هنوز جدی است. اگر بیانیه ضد اسراییلی یک هنرپیشه در مراسم اسکار با تشویق بی امان شرکت کنندگان مواجه میشود، این نشانه عجیبی از فضای موجود در آمریکا است. آنهم مراسم اسکار که هویتش اساسا یهودی است. تشویق هنرمندان که عموما پشت سر عوام حرکت میکنند تا معتبر بمانند، حجم همراهی عوام را نشان میدهد، همانطور که خودسوزی خلبان آمریکایی مقابل سفارت اسراییل هم عمق این همراهی را نشان میدهد. در این جهان که رسانه واقعیت ها را آن طور میسازد که خود میخواهد، این اتفاقها شبیه معجزه است. مساله ، نتانیاهو نیست. قصه اسراییل را با سخنان آن خاخام یهودی تندرو بفهمید که میگفت اینطور که پیش میروید همگی خواهیم رفت. تحمل مردم غزه اما اتفاق عجیبی است. سوال این است که این صبر چه منطقی دارد؟ بحثهای ایمانی و معنوی درست، اما واقعا چرا و با چه استدلالی باید این مقدار صبر کنند؟ واقعیت آن است که برای خیلی از ما توجه به غزه از هفت اکتبر شروع شده، ما غزه را با ذهنیت رسانه زده و به دور از ماجرا میشناسیم. باید فلسطینی فکر کرد. برای آن که فلسطینی فکر کنیم بد نیست متن بیانیه آغاز جنگ محمدالضیف را مرور کنیم و سخنان رهبران حماس و مقاومت را. آن وقت خواهیم فهمید چرا مقبولیت حماس در غزه و کرانه اینقدر رشد کرده. همه این فشار و سخت تر از این فشار پیش از این هم بود اما پشت پرده رسانه دروغگوی غرب مخفی بود. همین میزان کشتار و خرابی ذره ذره در حال تحقق بود. همان کسانی که امروز جنایت میکنند آن موقع نیز حاکم بودند، همان راهبردها و همان اهداف را هم داشتند اما به دور از چشم همه دنیا و آرام آرام پیش میرفتند. کشتن آدمها، خرابی ها ، توهین به مقدسات و عقیده این مردم که حالا میفهمیم چقدر این عقاید برایشان ارزش داشته و توهین به آن چطور روح غزه را آزار میداده. عقایدشان همان چیزی است که با آن صبر میکنند و دوام میآورند. حالا پرده ها کنار رفته صحنه روشن شده و چه لذتی برای این مردم بالاتر از این که دشمن منفعل شده رسوا شده، نفاق اعراب برملا شده و حالا این مقاومت است که فرسایشی و گام به گام پیش میرود. سیدعلی خامنه ای خبر داد هنوز نود درصد توان حماس باقی مانده. منابع مقاومت از این میزان تجهیز حماس توسط ایران انگشت به دهان هستند. این قدرت مسلح چرا از بین نمیرود واقعا؟ ماجرا محدود به حماس هم نیست. سطح درگیری کاملا راهبردی و کلان شده. حالا شواهد نشان میدهد جبهه مقاومت همان استراتژی فرسایشی را دارد ولی سطح نبرد را چند پله بالا آورده. تهدید حزب الله به نیروگاه‌های برق اسرائیل و زدن اطراف نیروگاه بادی جولان مهم است. تهدید جدید یمن به توسعه نبرد تا سراسر اقیانوس هند و آفریقای جنوبی و مدیترانه نیز مهم است برخورد پر قدرت حماس و شکست مذاکرات آتش بس برای سومین بار نیز مهم است. این نکته را باید توجه کرد که رونمایی از موشکهای مافوق صوت یمن و برد بالای آنها نشان میدهد جاده کریدور جایگزین بنادر اسراییل هم در تیررس است و چه در مبدا و چه مقصد امن نیست. تلاش اسرائیل برای خرید بندری در قبرس به عنوان جایگزین حیفا را جدی باید گرفت. دشمن بنای بر اشراف از دریا و بازکردن راهی برای خارج کردن مردم غزه دارد. ایده خروج مردم از غزه همان ابتدای کار با ضربات امنیتی حماس، لو رفت. مصر و اردن همان موقع موضع گرفتند و این راهبرد برای اسراییل نشان میدهد تا چه اندازه در وضعیت بغرنجی قرار گرفته است. جدی شدن زمزمه دوکشوری در آمریکا و اروپا و اعراب نشان میدهد چرا اسراییل به چنین راهبردی چنگ میزند. صحنه برای اسراییل نزدیک به انتها است. قدرت اعجاب آور صبر غزه مهمترین سوخت همه تسلیحات و همه محاسبات راهبردی مقاومت است. سبک مقاومت در جنگ، جنایت نیست بلکه فلج کردن راهبردی دشمن و محو او است. مقاومت راس هرم طرف مقابلش را هدف گرفته و اسراییل بدنه هرم طرف مقابلش را و همین یک جمله نشان میدهد چه کسی در موضع اقتدار و غلبه است و چه کسی در موضع ضعف است. @ali_mahdiyan
خراب‌ها 🔺برای تبیین و امید هیچ کاری نکردند. هر چه رهبر گفت «فوری ترین جهاد امروز امید آفرینی است»، نشنیدند. آنجا که رهبر تمام قد پشت ساختارها و منتخبین مردم میایستاد اینها خفه خون گرفتند. در عوض روی موج نارضایتی مردم سوار شدند. تا توانستند تهمت زدند با افشاگران خوارج پلاس و بی شرم هم سخن شدند. توییتهای بدنامهایی که «نظام را به قرآن سوزی متهم میکردند» ریتوییت کردند. بعد گفتند ما انقلابی هستیم. 🔺جلوی تصریح رهبری به دو قطبی نساختن با تعریف روشنش که «سفید و‌ سیاه کردن آدمها بود» شیشکی بستند، «مجلس انقلابی» را به انواع دزدی و فساد متهم کردند که بگویند اینبار فرق میکند، که رای بیاورند. «دولت مردمی» را به انواع تهمتهای بیسواد و نئولیبرال و منحرف و چنین و چنان نواختند، که رای بیاورند، بعد گفتند ما انقلابی هستیم. 🔺امامی کاشانی، مکارم، صدیقی، جنتی، آملی، همه را متهم کردند. ریشوهای بی اخلاق، ریشوهای بی عقل، کاری که دشمن آرزویش را داشت، اینها انجام دادند، گفتند جوانها کیف کش و دامادند، پیرها پدرخوانده و لابی بازند، هر کس مشغول کار است فاسد و مفسد و پنهانکار است، بعد گفتند ما انقلابی هستیم. 🔺شما کی به درد خوردید، کی به درد خواهید خورد، کی کمکی خواهید بود، کی سخن رهبر را بسامد میدهید، هیچ وقت. این انقلابی گری خراب است. دنیا را با تیزهوشی و زرنگ بازی نمیشود گرفت. مثل رجوی، مثل طبرزدی، مثل نصیری ، مثل نوری زاد، مثل همه نمک به حرامهای ریشو. سخن تلخ این برادرتان را بشنوید و اصلاح شوید. @ali_mahdiyan
قم زندگی میکنی؟ 🔺شما رو نمیدونم، اما برای من خیلی اوقات اتفاقاتی که اطرافم میافتد به نظرم، پر معنا است. 🔺حتی قبل از روزی که به قم هجرت کنم، همیشه هنگام ورود به این شهر احساس امن و آرامش داشتم. رفتارهای عادی مردم هم اینجا جذاب است. مثل آن شب که کنار خیابان منتظر ماشین بودم، یک جوان موتوری با موهای فشن با یک جوان هم تیپ خودش که ترک او سوار بود، کنارم ایستاد و گفت«حاج آقا برسونیمت؟» سوار شدم، راه که افتاد فهمیدم یک موتوری دیگر هم پشت سرشان است. میگفتند و میخندیدند با من هم با همان خنده و نشاط اما مودب سخن میگفتند. آخوند باشی و ترک موتور جوانها بگی و بخندی توی خیابانهای سالاریه قم، صفایی دارد. 🔺یا آن روز که سر صبح از یک بقالی اون سر شهر خرید می‌کردم. فروشنده گفت، فقط به نیت دشت کردن و برکت پول روحانی ها ازتون پول میگیرم، و الا قابلی ندارد، خندیدم و گفتم لطف دارید، گفت بسم الله الرحمن الرحیم و کارت را کشید. همین. 🔺یا آن روز که ماشینم خراب بود، بعد از ظهر ماه رمضان، رفتم مکانیکی، یک جوان جلو آمد، ماشین را نگاه کرد و گفت دو ساعت کم کم کار دارد، شرمنده به افطار نمیرسم حاج آقا. ببین بقیه مکانیکها شاید انجام بدهند. باور کنید چهار پنج مکانیکی دیگر در شهر رفتم همه گفتند میخواهیم سر سفره افطار پیش خانواده باشیم. جزو معدود دفعاتی بود که با این که کارم راه نمیافتاد، کیف میکردم و لذت میبردم 🔺امروز قبل حرکت برای جهادی رفتم سلمانی، آقای سلمانی مردی حدودا چهل پنجاه ساله با موهای جوگندمی و لهجه مشهدی، گفت چقدر کوتاه کنم حاج آقا؟ گفتم خیلی. بعد برای اینکه دلیلش را هم گفته باشم، گفتم:« آخه قراره برم اردوی جهادی» . این را که گفتم شروع کرد سوال کردن که جهادی چطور میشود آمد، من که سلمانی بلدم هم به کار میآیم، خجالت زده شده بودم، با دقت موها و محاسنم را کوتاه کرد و اجازه نمیداد حساب کنم، میگفت بگذار من هم سهیم باشم در کار جهادی، گفتم حاجی این چه حرفیه آخه، بالاخره دستمزدش را دادم به زور، بعد هم شماره تلفنم را گرفت که شاید بتونه بیاد برای سفرهای بعدی. 🔺من به خیلی از شهرهای ایران سفر کرده ام، البته بیشتر از همه در تهران و قم بوده ام، همه مردم ایران معنوی اند، با صفایند، خوشند، قم هم البته مثل همه جا، اما احساس میکنم قمی ها بیشتر از هر جایی ما طلبه ها را میشناسند و البته رفیقند و احترام میکنند. قم مذهبی است حتی آنها که ظاهرشان نشان نمیدهد بسیار مذهبی اند. قم شهر آرامش است. 🔺اما دیروز نزدیک حرم اتفاقی افتاد برایم که مرا به فکر فرو برد. کنار خیابانهای حرم دنبال کاری بودم، که خانمی محجبه جلویم را گرفت حدود پنجاه شصت ساله، اخم کرده بود، با عصبانیت گفت حاج آقا شما اهل قم هستید؟ متوجه شدم مسافر است. گفتم بله حاج خانم. 🔺گفت خجالت نمیکشید؟ جا خوردم. گفتم چطور؟ اشاره کرد به تزیینات شهری شب عید و گفت به جای این کارها، مراقب رخسار شهرتان باشید. این چه وضعیه؟ چرا مراقب غیرت و حجاب نیستید؟ چیکار میکنید شما قمی ها؟! سکوت کردم و هیچ نگفتم. هر چه خواست گفت و بعد راهش را کشید و رفت. 🔺اینجا مردم با طلبه ها رفیقند، صمیمی اند، از آنها انتظار هم دارند، مطالبه هم دارند، همه مردم مومن ایران از قمی ها خصوصا طلبه ها انتظار دارند، اینکه معنویت و شریعت را حفظ کنیم در عین اینکه صفا و نشاط و صمیمیت این شهر را نیز باید خودمان حفظ کنیم. @ali_mahdiyan
♨️تمدید شد | مسابقهٔ بزرگ خوانش منشور روحانیت ⏰تا ۷فروردین ماه همزمان با میلاد با سعادت امام حسن مجتبی 🔹به مناسبت رونمایی مجموعه هشت جلدی 🛍به نفرات برتر، ۱۰ جایزه ۲ میلیون ریالی اهداء خواهد شد. 🔻جهت شرکت در مسابقه به کانال «حوزه و انقلاب اسلامی» مراجعه نمایید. ▫️@mmhe_ir ⬅️ویـژه عموم طـلاب خـواهر و بـرادر سراسـر کشـور 📮 سایت | ایتا | آپارات | ویراستی | بله
زهرا خانم ❤️طعم این جاده پیچ و ما پیج از میان کوههای کوتاه کوتاه که مقتدر ولی متواضع کنار هم ریسه شده اند را کسی میداند که بشاگرد آمده باشد. بستگی دارد کدام سوی جاده باشی، وارد بشاگرد میشوی یا خارج. به قول مهاجر الی الله سیدمحمد ساجدی عزیز، وقتی وارد این جاده ها میشوی دلت میرود. پر میکشد. روح حاج عبدالله والی همه جای منطقه را فراگرفته. خامنه ای حکیم میگفت نام حاج عبدالله در تاریخ خواهد ماند. و امام عزیز میگفت «از بشاگرد امید است سربازان صاحب الزمان برخیزند». دل حاجی را همین جمله ها برده بود. او چه خوش مربی بود برای سربازان امام عصر عج. ❤️بستگی دارد کدام سوی جاده باشی. اگر در حال بازگشت باشی اما، انگار میخواهی از بهشت هبوط کنی. تلخ، پر از غربت، پر از نگرانی، مثل صدای آرام و لرزان زهرا خانم. سوار ماشین که شدم چند تا دختر چادری بشاگردی آمدند دم ماشین. اردوی جهادی تمام شده بود، امسال هر شب سفره افطار و شام برای همه روزه دارها پهن بود. مناجات بود. جلسه جزء خوانی قرآن بود. گعده بود. گروه سرود بود. حالا شب آخر با من چه کار داشتند این دختر خانمهای باحیا و پاک و صاف روستای گرهون؟ ❤️سلام کردند. جواب دادم. یکیشان گفت: «باز هم بر میگردید؟» با این جمله انگار همه آتش فشان قلبش را در یک جمله کوتاه خلاصه کرده باشد، گفت و ساکت شد. گفتم :«من که از خدایم هست باز هم بیایم» میدانستم این دخترک و دوستانش چون فکر میکردند من کاره ای در اردو هستم سراغ من آمده اند، خواستم همدردی کنم گفتم «دلم ولی خیلی تنگ میشود» راست هم گفتم. دیگر هیچ نگفتند. اما ایستاده بودند. خواستم جرات کنند حرفی بزنند پرسیدم «دخترم اسم شما چیست؟» گفت«زهرا» گفتم:«دعا کن باز قسمت شود بیاییم خادمیتان را کنیم» بقیه دخترها مثل همه خانمهای بشاگردی آرام و با حیا ایستاده بودند. نام آنها را هم پرسیدم. همه شان همسن دخترانم بودند و بعد زهرا دوباره همه سخنش را در یک جمله کوتاه خلاصه کرد و گفت: «من از امشب دعا میکنم دوباره برگردید» مثل نشتر این جمله بر قلبم نشست. ❤️پشت سر بشاگرد خیلی ها از سر نادانستن سخنها میگویند که اینجا چرا توسعه پیدا نکرده و کاری نشده و چه و چه اما برای من اینجا پیشرفته ترین جای جهان است. مردمی مقتدر و متواضع مثل کوهها، با قلبهایی که آتش فشان عشق است و جانهایی که به امام و انقلاب وصل شده، و یک «خمینی شهر» بزرگ است. ❤️حالا قلبهای پاک و کوچکی برایم دعا میکنند که به این بهشت برگردم. که دستم کوتاه نشود از دامن پاک کانون حرمت جمهوری اسلامی، که بمانم در مدرسه اصحاب حقیقی امام خمینی. که بنشینم پای سفره سیدمحمد ساجدی، حاج عبدالله والی، قاسم سلیمانی، سیدعلی خامنه ای حکیم و روح الله خمینی کبیر. ❤️شما شاید درک نکنید احساس مرا در شب میلاد امام مجتبی نیمه ماه رمضان. اما من دلم را جا گذاشته ام پیش زهرا. باورتان میشود؟ دوباره داغ حاج عبدالله را زنده کرد در دلم یک دخترک با همان دو جمله. داغ مظلومیت و اقتدار خمینی شهر را، داغ مظلومیت و اقتدار آقای جمهوری اسلامی را. @ali_mahdiyan
1_10011622414.pdf
9.16M
برخلاف خیلی ها من معتقدم در مساله حجاب هم حتی، نزدیک قله ایم. چراییش را در گفتگو با نشریه عهد توضیح دادم . صوت گفتگو هم اینجا است👇 https://eitaa.com/ali_mahdiyan/2104 کانال نشریه عهد👇 https://eitaa.com/joinchat/3229286474Cc283d72f64 @ali_mahdiyan
چرا باید از قیامت ترسید؟ متن یادداشت از کتاب «مسطورا» ❤️وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا در این سه آیه سه دلیل برای عمل صالح شده. اول اینکه «علی حبه» دوم اینکه «لوجه الله» سوم اینکه «انا نخاف من ربنا» 🔺حضرت امام ره در کتاب آداب الصلوه خود میفرماید اگر رأس کل خطیئات حب الدنیا است. «ام الطهارات» هم حب الله است. (آداب الصلوه ، امام خمینی ، ص92)تبیین این نکته را در کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل داده اند که اساس سلوک انسان را عشق و حب به بینهایت شکل میدهد و‌ انزجار و نفرت از نقصها به تبع آن شکل میگیرد. این باعث میشود انسان از موانع و حجابها و دنیا طلبی عبور کند. 🔺وقتی تعبیر «علی حبه» بیان میشود یعنی یک نوع عقلانیت بر اساس عشق به خدا شکل گرفته که بر اساس اقتضائات آن عمل میشود. قانون عشق ملاک اقدام شده است. همه این عشق و محبت یک سو گیری دارد که همان لوجه الله آن را تقریر میکند. میل به آن حقیقت وجه الله، است که هویت اصلی فعل مومنانه را شکل میدهد. یعنی اخلاص. 🔺بعد ادامه میدهد لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا یعنی هیچ نگاهی به دست این و آن ندارد. کلا با او بسته اند. دلیل این جمله را در عبارت بعدی میگویند که انا نخاف ربنا. یعنی خوف به تبع آن حب شکل میگیرد. عمق این خوف آن حب است. خوف باعث میشود به نقصها و کاستی ها دل نبندیم. این را با یک فعل مضارع به کار برده«نخاف» یعنی مشی ما سبک زندگی ما کلا درش خوف از خدا نهفته. حضرت امام در شرح خود بر فصوص توضیح میدهد که این هویت تنزیهی چیزی است که پیامبران بیش از همه امتهایشان را با آن حرکت میداده اند. اینگونه است که صدق درست میشود. یعنی شخص حقیقتا دل به این و آن نمیبندد و پای عهد خود که زندگی علی حبه و لوجه الله است باقی میماند. آن حب و این خوف اساس حرکت و سلوک انسان را شکل میدهد و دو خلق صدق و اخلاص را میآفریند. 🔺این روح عمل است اما خود عمل چیست؟ دستگیری از مردم. اطعام نیازمندان. یک فعل مادی، دنیایی، اما با آن روح اخلاص. دستگیری و کمک به مردم اما با آن وجه الهی. این جمع دو بال را در زندگی مومنانه زیاد در قرآن شنیده ایم جمع یقیمون الصلوه و مما رزقناهم ینفقون. جمع دو حقیقت رجال لاتلهیهم تجاره و لابیع عن ذکر الله در یک فعل. نه جمع ضمیمه ای و التقاطی بلکه جمع حقیقی روح و کالبد. این است که امام و قبله و سوی زندگی ما را نیز انما ولیکم الله و رسوله و الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکاه و هم راکعون شکل میدهد. 🔺تمدن اسلامی چنین قامتی دارد همان زمان که میجنگد قداست و عرفان کسب میکند و میگوید خانقاه ما تپه های بازی دراز است. همان موقع که آبادانی و سازندگی و کمک اقتصادی میکند اثر روحی و فرهنگی میگذارد مثل جهاد سازندگی. ساختن چنین تمدنی شخصیتهایی مثل حاج قاسم لازم دارد که مکتبشان به تعبیر رهبری مکتب صدق و اخلاص بود. برای ایجاد این دو خلق باید روی عنصر خوف از سر عشق ، تمرکز کرد. اتصال با خوبان در جامعه دینی میتواند این سبک زندگی را گسترش دهد سبک زندگی که به تغبیر رهبری متن تمدن سازی اسلامی است پایان بخش اول از سه بخش @ali_mahdiyan
چرا باید از قیامت ترسید؟ ۲ متن یادداشت از کتاب «مسطورا» 🔺اما خوف از خدا به دلیل عبوس قمطریر بودن روز قیامت یعنی چی؟ عبوس و قمطریر به معنای چهره در هم کشیده و سخت است. چرا روز قیامت چنین است؟ واقعیت آن است که واقعیت قیامت در آیات قرآن اینگونه معرفی شده است که فکشفنا عنک غطائک فبصرک الیوم حدید. قیامت زمانی است که چشمها بینا میشود و باطن امور در آنجا هویدا میشود و خود را نشان میدهد. حالا وقتی همه عالم به سمت قیامت سوق پیدا میکند در واقع همین چیزی که همین الان در غیب است و باطن است و مخفی است در آن زمان خود را نشان میدهد. چهره در هم کشیدن این روز در واقع معنایش این است که سختی و فشاری که امروز پنهان است آن روز آشکار میشود. چرا امروز سختی و فشار پنهان است؟ اگر انسان دل به دنیا ببندد و لذت از دنیا ببرد ، توجه به باطن نکند. روی از باطن برگرداند. این در وجودش تبدیل به یک بی تفاوتی و قهر نسبت به باطن میشود. آنگاه در آن دنیا این تلخی و سختی و بی تفاوتی خودش را نشان میدهد. روزی را شکل میدهد که این دو وصف را دارد. این دو وصف را آنجا میابد. اساسا تاریخ مرحله به مرحله و گام به گام به سمت ظهور باطن هستی پیش میرود. لذا هر چه انسان جلو میرود آن چه در باطن خود پنهان کرده بود آشکار میکند. هر چه تاریخ پیش میرود آنچه در باطن تمدن های بشری پنهان شده بود آشکار میشود. خوبان از آن روز که چنین چهره ای پیدا کند میترسند. در واقع «ربنا» که رب خانواده ای آسمانی است، که نقش تغییر و حرکت و صیرورت انسان و خانواده و جامعه را دارد اگر دلبستگی به دنیا در وجود ما باشد در آن روزگار همه چیز را برای ما پر از سختی و رنج خواهد نمود و خود را در چهره ای پر از رنج و سختی نشان خواهد داد و این ترس آور است. گویا شخص خدای خود را در چهره عبوس و سختش خواهد یافت و این به دلیل دلبستگی به دنیا است. 🔺انسان موحد به همین دلیل متوجه باطن رفتارهای خود هست. رفتارهای خود را به نحوی سامان میدهد که باطنی آزاد و آرام و با نشاط داشته باشد. این آرامش و این آزادی و این نشاط در همین دنیا احساس میشود ولی آنجا کاملا نمایان میشود. هر چه شخص در این توحید پیش میرود آن حقیقت را در اوج بیشتری خواهد یافت. این جا است که موحد همین رفتار دنیایی را با یک روح عمل از جنس ذکر الله که متوجه خدا است و نه دلبستگی به دنیا انجام میدهد. رجال لا تلهیهم تجاره و لا بیع عن ذکر الله و اقام الصلوه و ایتاء الزکاه چرا ؟ چون یخافون یوما تقلب فیه القلوب و الابصار از آن روزی میترسد که دل و چشم انسان تغییر میکند. حالا در آنجا باطن است که هویدا میشود همانچیزی که اینجا پنهان بود. پایان بخش دوم از سه بخش @ali_mahdiyan
چرا باید از قیامت ترسید؟ ۳ متن یادداشت از کتاب «مسطورا» 🔺در سوره مدثر همین نکته که در سوره انسان بیان شده از قول مجرمین بیان میشود. اصحاب یمین از آنها میپرسند مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ چه چیز شما را در چنین آتشی سوق داد؟ جواب میدهندقَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ. وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ. ما اهل صلوه نبودیم. متذکر نسبت به خدا نبودیم. و ما اهل اطعام مسکین نبودیم. بعد ریشه عمیقتری را ذکر میکنند که وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ ما خوض میکردیم با خائضین. یعنی چی؟ خوض یعنی فرو رفتن. در بازی و سرگرمی دنیا فرو میرفتیم. یعنی با جبهه دنیا گرایان بودیم که در دنیا فرو میرفتند قدم به قدم. این دقیقا همان مسیری است که موحدین از آن میترسیدند و از آن دوری میکردند. دنیا را خداوند متعال به گونه ای خلق کرده است که انسان را به سمت باطن سوق دهد. لذا اتفاقا بسیاری برای هر کس میافتد که متوجه باطن شود و از دنیا دل بکند. فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ اینها اما از این صحنه پر تذکر روی بر میگرداندند و بی محلی میکردند. حقیقت وجود و باطن اینها چگونه است با این حساب كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ اینها مانند گورخرانی هستند که رمیده اند. یعنی چی؟ یعنی آن مسیری که هموار شده را طی نمیکنند بلکه مثل موجوداتی بی عقل و رم کرده از آن مسیر خارج میشوند. این باطن و حقیقت افعال آنها است که خود را نشان میدهد. اینها اینگونه که رم کرده اند فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ گویا از یک شیر فراری شده اند. چیزی آنها را ترسانده که از او میرمند. آن همان حقیقت خوفناکی است که شکل داده اند و به سمت دنیا روی برگردانده اند. اینها دنبال این هستند که پیام روشنی از جانب خدا دریافت کنند بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُؤْتَىٰ صُحُفًا مُنَشَّرَةً اما اینگونه نیست که دلیل فرارشان دریافت نکردن نامه باشد بلکه اینها مساله اصلی شان این است که كَلَّا ۖ بَلْ لَا يَخَافُونَ الْآخِرَةَ خوف از آخرت نداشته اند. از آینده نترسیدند. آینده ای که باطن امروز آنها است. این ترس از آخرت در شکل زندگی انسان موحد مهم است. او متوجه عمق عالم است و در تلاش برای سامان دادن به آنجا است و نگران به هم ریختن و نظم نیافتن و حیات پیدا نکردن آنجا است . نگران حالی است که به مرور رونمایی خواهد شد و آن را خواهد دید. 🔺اگر دقت کنیم سیمای رفتاری که از چنین روح موحد و نگران باطنی سر میزند، در همه این آیات دو نکته است یکی توجه به خدا و دیگری دستگیری از بندگان. همین نکته را ما در سوره رعد هم مشاهده میکنیم. آنجا که میفرماید: وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ کسانی که آنچه امر شده اند انجام میدهند و هم نسبت به خدای متعال در خشیتند و هم نسبت به آخرت. بعد درباره سبک اقدام آنها در دنیا میفرمایدوَالَّذِينَ صَبَرُوا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُولَٰئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ اینها اهل صبرند. یعنی تلخی عبور از دنیا و دل کندن از آن را تحمل میکنند تا رشد کنند ولی اهل اقامه صلوتند و اهل انفاقند چه پنهانی و چه اشکار اینگونه از با خوبی بدی را دور میکنند. اساسا آخرت برای اینها آباد است. در مقابل کافر حقیقتا دل به همین دنیا بسته است و او هویتش دلبستگی به این دنیا است و هویت جبهه و تمدنش نیز همین است إِنَّ هَٰؤُلَاءِ يُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ وَيَذَرُونَ وَرَاءَهُمْ يَوْمًا ثَقِيلًا اینها عاشق امر نزدیکند و پشت سرشان میگذارند آن روز سخت و سنگین را . یعنی رویشان به سمت دنیا و پشت به آخرت است. 🔺با این حساب انسانی که از آخرت میترسد آن را میسازد و آباد میکند. در همین دنیا. صورت چنین رفتاری میشود دستگیری از مردم و دیگران و رو به سوی خدا کردن. اهل ذکر بودن و دیگران را کمک کردن. این یک نوع تعامل دیگری با دنیا خواهد بود. در مقابل بی توجهی به آخرت است که یک روح سخت و عبوس و تلخ و ترش از رفتار انسان دنیایی و تمدن دنیایی را باعث میشود و صورت رفتاری اش هم بی توجهی به تذکرهای دنیا به سوی باطن و بازی غفلت و سرگرمی خواهد بود. انسان ها از هم فاصله میگیرند به هم مدد نمیدهند و یک صورت ظالمانه و غافلانه ای را باعث میشود. این دو رویکرد است به آخرت. خوف از آخرت چنین نقشی را در تربیت انسان و رشد او از یک سوی و طراحی اجتماعی از سوی دیگر خواهد داشت. پایان بخش سوم و نهایی @ali_mahdiyan
1_10110508656.pdf
10.56M
متن کتاب «مسطورا» محصول تلاش دوستان «خانه طلاب جوان قم» @ali_mahdiyan