eitaa logo
کانال ریاضیات و فلسفه و عرفان
39 دنبال‌کننده
0 عکس
3 ویدیو
33 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
باسمه تعالی یک رباعی(۶۱) وادی بقا زین خانه‌ی خاکی چو گذر باید کرد دل را به تجلی و شرر باید کرد در دشت بقا، چون فنا گشتی تو در بزم ازل، سوز و سر باید کرد سراینده دکتر علی رجالی   شرح: "زین خانه‌ی خاکی چو گذر باید کرد"        "خانه‌ی خاکی": اشاره به جهان مادی و جسمانی دارد که از عناصر خاکی ساخته شده است. "چو گذر باید کرد": توصیه به رهایی از دنیا و ترک وابستگی‌های دنیوی.در عرفان، دنیا مانند سرایی موقت در نظر گرفته می‌شود که باید از آن عبور کرد تا به حقیقت واصل شد. "دل را به تجلی و شرر باید کرد"     "تجلی": اشاره به نور و ظهور حقیقت الهی دارد. در عرفان، تجلی یعنی روشن شدن دل به نور معرفت و حقیقت. "شرر": استعاره از شوق، اشتیاق، و سوز درونی که انسان را به حرکت در مسیر عشق الهی وامی‌دارد. برای رسیدن به حقیقت، دل باید در آتش عشق بسوزد و نور حق را منعکس کند. "در دشت بقا، چون فنا گشتی تو"     "دشت بقا": اشاره به مرحله‌ی بقا بالله دارد که عارف پس از فنا به آن می‌رسد. "چون فنا گشتی": فنا یعنی از بین رفتن نفس و خودیّت در برابر حق. در تصوف، فنا مقدمه‌ی ورود به بقا است. اگر سالک از خودی و نفسانیت عبور کند ، به حقیقت جاودان و مقام بقا بالله خواهد رسید. "در بزم ازل، سوز و سر باید کرد"     "بزم ازل": اشاره به عالم ازلیت و پیش از خلقت دارد، جایی که حقیقت و عشق الهی تجلی کرده است. "سوز": اشاره به شور و اشتیاق عرفانی دارد که در مسیر سلوک به اوج می‌رسد."سر": می‌تواند اشاره به سرّ عرفانی، حقیقت پنهان، و حرکت عاشقانه در مسیر حقیقت باشد. سالک در بزم الهی باید با سوز و اشتیاق  و معرفت حضور یابد. تهیه و تنظیم دکتر علی رجالی( دانشگاه اصفهان ) ۱۴۰۴/۱۱/۱ alirejali.blog.ir @RejaliMathematicsChannel
باسمه تعالی یک رباعی(۶۳) مرغ جان مرغ دل پر می‌زند سوی وصال در دل شب، در پی نور و کمال کی شود مرغ دلم گردد رها؟ پر کشد سوی فلاح و ذوالجلال سراینده دکتر علی رجالی     شرح: "مرغ دل پر می‌زند سوی وصال" «مرغ دل» نمادی از روح انسان است. تصویر "مرغ دل" در ادبیات عرفانی معمولاً به معنی روح جویای حقیقت است که در پی پرواز به سوی هدفی برتر حرکت می‌کند. «پر می‌زند» به معنای تلاش برای حرکت و جست‌وجو است. «وصال» در اینجا به معنای وصل شدن با حقیقت، خداوند، یا کمال نهایی است. روح انسان در مسیر رسیدن به کمال و قرب الهی است.  "در دل شب، در پی نور و کمال" شب به عنوان نماد خلوت، جست‌وجو، و تلاش معنوی مطرح می‌شود. در شب، انسان از دنیا و مادیات فاصله می‌گیرد و به درون خود می‌نگرد. این حالت در شعرهای عرفانی معمولاً نماد جست‌وجو برای نور و حقیقت است. «نور» به معنای آگاهی، هدایت الهی، و حقیقت است که در مسیر کمال یافت می‌شود. «کمال» به معنای رسیدن به تمامیت، رشد معنوی، و درک عمیق از حقیقت است.  "کی شود مرغ دلم گردد رها؟" این مصرع نشان‌دهنده تمنا و دلتنگی روح برای رهایی است. «مرغ دل» که همان روح است، در «قفس» محدودیت‌های مادی یا ذهنی به‌سر می‌برد. شاعر در اینجا از خود می‌پرسد که چه زمانی این روح از این محدودیت‌ها آزاد می‌شود؟ این سوال حاکی از انتظار و آرزو برای آزادی و رهایی از شرایط محدود دنیوی و رسیدن به کمال است.  "پر کشد سوی فلاح و ذوالجلال" «پر کشیدن» به معنای حرکت یا پرواز روح به سوی هدف نهایی است. «فلاح» به معنای رستگاری، نیک‌بختی، و موفقیت معنوی است. اینجا به این نکته اشاره دارد که هدف نهایی روح انسان در جست‌وجوی حقیقت و کمال، رسیدن به رستگاری است. «ذوالجلال» یکی از صفات خداوند است که به عظمت و جلال خداوند اشاره دارد. در اینجا، «فلاح» و «ذوالجلال» به‌طور نمادین بیان می‌کنند که روح انسان در مسیر خود به سمت خداوند حرکت می‌کند و در نهایت به جلال و عظمت الهی می‌رسد. تهیه و تنظیم دکتر علی رجالی( دانشگاه اصفهان) ۱۴۰۴/۱۱/۲ alirejali.blog.ir @RejaliMathematicsChannel
https://t.me/isfahanmaths کانال استاد منتظری https://t.me/mathfor12 کانال استاد کریمی خراسانی https://t.me/Math_Olympiado کانال استاد جعفری https://t.me/Hellomathh_problems کانال استاد قادر
باسمه‌تعالی پرسش و پاسخ(۳۳) سوال دینی(۳۳) منظور از نزدیکی خداوند به انسان چیست؟ جواب: 🌸 ۱. فلسفه ملاصدرا و نزدیکی خدا: ملاصدرا در فلسفه خود به مفهوم "وجود" اهمیت زیادی می‌دهد. او معتقد است که وجود خداوند به عنوان «وجودِ مطلق» اساس و بنیاد تمام موجودات است. بنابراین، اگر ما می‌گوییم خدا از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است، از دیدگاه ملاصدرا، این به معنای احاطه وجودی خداوند است. او بر این باور است که تمام موجودات (از جمله انسان‌ها) در وابستگی و ارتباط کامل با خدا قرار دارند. خداوند اساس و مبدأ هر چیزی است، پس اگر ما از او فاصله می‌بینیم، این فاصله ناشی از ناآگاهی ماست. خداوند در همه‌ی موجودات حاضر است، اما آگاهی ما از او محدود است. ملاصدرا برای درک بهتر این نزدیکی به مفهومی به نام "وجود شناسی" اشاره می‌کند. او معتقد است که تمام موجودات در مراتب مختلف وجودی در ارتباط با خدا هستند و هیچ موجودی نیست که به خدا وابسته نباشد. این به معنای آن است که خدا از درون همه موجودات، حتی انسان‌ها، آگاه است و حضور او از هر چیزی نزدیک‌تر است. 🌸 ۲. تفسیر علامه طباطبایی از نزدیکی خدا: علامه طباطبایی، در تفسیر الميزان، آیه‌ی نحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ را از منظر تفسیر عرفانی و فلسفی بررسی می‌کند. او می‌گوید: "این نزدیکی، نزدیکی علم و حضور است، نه نزدیکی مکانی." خداوند هیچ‌گاه از بندگانش دور نیست، بلکه ما خودمان به دلیل غفلت، از او دور می‌شویم. در واقع، خداوند به دلیل علم مطلق و حضوری که به تمامی موجودات دارد، همیشه از هر چیزی به انسان نزدیک‌تر است. این نزدیکی در علم، توان و حضور او است. علامه طباطبایی همچنین به وجود مستقل خداوند اشاره می‌کند که از هرگونه وابستگی به چیزی جداست، ولی در عین حال به همه چیز احاطه دارد. این احاطه به معنای قرب وجودی است که هیچ‌گونه فاصله‌ای میان آن و موجودات نمی‌گذارد. 🌸 ۳. نتیجه‌گیری فلسفی و عرفانی: هم ملاصدرا و هم علامه طباطبایی تأکید دارند که نزدیکی خداوند به انسان، نزدیکی وجودی و حضوری است. این نزدیکی، از آن جهت است که خداوند مبدأ و حقیقت اصلی همه موجودات است. او همیشه و در همه‌جا حاضر است. این احساس دوری از خدا، به دلیل غفلت یا حجاب‌های معرفتی ماست، نه واقعیت وجودی. بنابراین، درک این نزدیکی، نیازمند زدودن غبارها و حجاب‌های ناآگاهی است که در اثر خودخواهی، تعلقات دنیا و غفلت به وجود می‌آید. تهیه و تنظیم دکتر علی رجالی (دانشگاه اصفهان) ۱۴۰۴/۱۱/۲۷ @RejaliMathematicsChannel