eitaa logo
متن اشعار کربلایی علی رضایی
1.3هزار دنبال‌کننده
375 عکس
285 ویدیو
3 فایل
《تنها کانال نشر متن‌اشعار کربلایی‌علی‌رضایی در ایتا》 🔶️این کانال توسط ادمین اداره می‌شود (زیر نظر کربلایی علی رضایی) 🔷کانال گزارش تصویرے @Alirezai_resane 🔷️درخواست متن: @Aligha133
مشاهده در ایتا
دانلود
4_5803170028635294073.mp3
2.56M
۱: سرنوشت جنگ خیبر و رقم زد ؛ علی... و معادلات جنگی رو به هم زد ؛ علی... توی گوش دُلدلش یه چیزی گفت و ... با طماءنینه سوی قلعه قدم زد ؛ علی... یه دست بر سرِ ؛ دلدل میکِشه دلدل هم خواهش میکنه علی سوارش بشه آرامش قبل ؛ از طوفان نگو حمله ی حیدر طوفانِ بعد از آرامشه ناباورانه ؛ چقدر حیدرانه میزنه پهلوانِ ؛ خیبر و برزمین.... معبودِ داور ؛ میگه الله و اکبر فقط هستی تو حیدر ؛امیر المونین.... مولانا حیدر... ۲: ذوالفقارو به کمر بسته حمایل ؛ علی... شُهره به شجاعته بین قبایل ؛ علی... حق بدید به اونی که بین نمازش... قبله شو سمت نجف میکنه مایل ؛ علی... از عرش خدا ؛ می آید ندا غیر از شمشیرِ تو لاسیف و جز تو لافتی بین لشکرِت ؛ شایعه شده خدا خداییشو به مرتضی کرده عطا... مولی المَوالی ؛ چه شکوه و جلالی ؛ تویلِ بی مثالی ؛ حیدر یاعلی رو دست نداری ؛ شهِ دلدل سواری خودِ پروردگاری ؛ حیدر یاعلی مولانا حیدر... @alirezaei205
شور، مست دم مسیحاتم.mp3
9.41M
... 1⃣ مست دم مسیحاتم غلامته حاتم بخر گداهاتم به تو دل دادم علی به پات افتادم علی خوشبحالم که حلال زادم علی ای می و بادم علی هستی آقای فوق العادم علی انما علی لافتی علی میزنی مرحب رو مرحب میگه مرحبا علی سر رو از تنش میزنی علی با دهان روزه خیبر رو میکنی علی 2⃣ مولا علیُ الاعلی شهنشه والا ایوون تو دنیا منو شبهای نجف توی رویای نجف جون من فدای آقای نجف زندگیم پای نجف میرسم من به آقام با یه نجف قدم میزنی محکم میزنی میری سر در قلعه خیبر علم میزنی سر فتنه رو جمش میکنی میری با ذوالفقار قائله رو ختمش میکنی @alirezaei205
1401 12 16شور (فرمانده ی کل قوا رقیه) کربلایی وحید شکری_ولادت امام… - گروه صدابرداری صوت الحزین ((ضیاء)) 09394703347.mp3
8.5M
فرمانده‌ی کل قوا رقیه خاتون سماواتی یارقیه حال سینه زنا خوب تو روضه عالمی داریم اینجا با رقیه رقیه ضربان منه کهف منو امان منه رو دوش عمو میره میگه رقیه دیدبان منه روی صورت وقتی که پوشیه میبنده اخ عموش میمیره فقط براش میخنده تا اذون صحنش رو بشنوی می فهمی فاتح میدان اون و یزید بازنده 2⃣ عالم صدقه ی سره رقیه حبل الله نخ معجر رقیه رقیه میشه دلبر اباالفضل اباالفضل مییشه دلبر رقیه رقیه نفسای منه ریحانه‌ی آقای منه میگفتم اگه کفری نبود این خانوم خدای منه اسم دختر داریم مگه از این زیباتر لحظه به لحظه میره پرچمش بالاتر کل سینه زن هات یه پارچه آقان اما اون که قلادش دست تو باشه آقا تر @alirezaei205
... میگیره رخصت از حضرت بابا سلاح کشتار جمعیه چشماش میگن عایشه از حسن میترسه توی کجاوه بحرانیه اوضاعش دستش به کم نمیاد چشماش بیشتر از شمشیرش کشته میداد زن شترسوار محکومه به شکست چه بخواد چه نخواد من به تنهایی از این جام نخواهم نوشید همهٔ اهل جهان را حسنی خواهم کرد میگیره رخصت و، میره واسه کمین داره جنگیدن و یاد میده به یل ام البنین علی بازم یادِ، جوونیش افتاده تا حسن یا فاطمه گفت شتر و زد زمین ... میگن تو سفره داری خود حاتم نمیرسه به گرد پات حسن جان تو رؤیامه دوشنبه ها هر هفته یه روضه بگیرم برات حسن جان کاش تا یه بار علنی مارو برا کارگری صحنت صدا بزنی کاشکی گرسنه باشم و بندازی سفره برام توی مضیف آستان قدس حسنی آرزو نیست رجز نیست من آخر یک روز وسط صحن حسن سینه زنی خواهم کرد ضربانم حسن، هیجانم حسن مادرش بیشتر از همه میگه جانم حسن مهربونم حسن، آب و نونم حسن میسوزونم عایشه رو تا میخونم حسن @alirezaei205