eitaa logo
Tanha110
812 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
602 ویدیو
4 فایل
@alirezatanha110 https://sapp.ir/tanha110 بررسی و تحلیل اخبار و رویدادهای ایران و جهان
مشاهده در ایتا
دانلود
خوانین و کارگزاران وابسته به آنان، علاوه بر ادارهٔ امور مالیاتی و دیوانی، در بسیاری موارد با سوءاستفاده از قدرت، به تصرف املاک، اموال وقفی یا دارایی‌های شخصی مردم مبادرت می‌کردند؛ امری که در حافظهٔ تاریخی گیلان، با خاطره‌ای تلخ از «ظلم خان‌ها» باقی مانده است. امین‌دیوان لاهیجانی از جمله چهره‌های صاحب‌نفوذ این ساختار بود که در برهه‌ای، در شمار کارگزاران قدرتمند محلی قرار داشت. حاکمیت او – همچون بسیاری از امینان و دیوانیان آن عصر – با اختیارات گستردهٔ مالی و قضایی همراه بود و همین امر، زمینهٔ بروز تعدی به حقوق مردم، به‌ویژه ضعفا و یتیمان، را فراهم می‌ساخت. عالمی برجسته و مورد احترام که ریشه در جامعهٔ متدین گیلان داشت و خاطرهٔ ستم‌های رواشده در دوران قدرت‌نمایی خوانین را فراموش نکرده بود. مدرس چهاردهی، با اطلاع از حضور امین‌دیوان در نجف، چند روزی از اقامهٔ نماز جماعت خودداری کرد تا از مواجههٔ مستقیم با وی پرهیز کند. امین‌دیوان، که به اهمیت جایگاه اجتماعی و معنوی مدرس واقف بود، مدرس چهاردهی سپس امین‌دیوان را به‌سبب آن رفتارها مورد توبیخ قرار داد و حکمی شرعی علیه او صادر کرد؛ حکمی که نه تنها متوجه شخص امین‌دیوان، بلکه ناظر به کل سنت ظلم دیوانیان و خان‌های محلی گیلان بود. این واقعه، افزون بر ارزش تاریخی و اخلاقی، نمونه‌ای شاخص از تقابل دیرینهٔ «قدرت دیوانی» با «عدالت علمی و دینی» در تاریخ گیلان است؛ جایی که عالمان دینی، حتی در دوردست‌ترین مراکز شیعی، مدافع حافظهٔ مظلومیت مردم گیلان در برابر ستم خوانین شدند و اجازه ندادند گذشت زمان، ظلم را به فراموشی بسپارد. پایان قسمت چهارم
قسمت پنجم مجموعه پژوهشی تاریخی وفرهنگی وتحولات اجتماعی دهستان چهاردِه (جایگاه و دورهٔ حاکمیت امین‌دیوان) در ساختار اداری گیلانِ دورهٔ متأخر قاجار، عنوان «امین‌دیوان» نه صرفاً یک نام خانوادگی، بلکه نشان‌دهندهٔ مقام مالی–اداری عالی در نظام دیوانی بود. امین‌دیوان لاهیجی، در شمار رجال محلی‌ای قرار داشت که با اتکا به قدرت مالی، مباشرت‌های گسترده، و پیوند با حاکمیت مرکزی، در شرق گیلان (لاهیجان، لنگرود، رودسر و توابع) نفوذ تعیین‌کننده داشتند.¹ دورهٔ نفوذ امین‌دیوان را می‌توان از اواخر سدهٔ سیزدهم قمری تا اوایل سدهٔ چهاردهم قمری دانست؛ دوره‌ای که ضعف دولت مرکزی، عملاً قدرت قضایی و مالی را در اختیار خوانین و امنای محلی قرار داده بود.² ## ۲. نوع قدرت: ترکیب دیوان‌سالاری، مالکیت و قضاوت عرفی قدرت امین‌دیوان، همانند بسیاری از خوانین گیلان، سه‌لایه‌ای بود: - قدرت مالی: وصول مالیات، تصرف درآمد روستاها، و کنترل املاک - قدرت عرفی–قضایی: داوری در منازعات محلی، بدون التزام عملی به فقه - قدرت اجتماعی: ایجاد شبکه‌ای از مباشران، کدخدایان و وابستگان در چنین ساختاری، یتیمان، بی‌سرپرستان و خاندان‌های علمی–دینی محلی بیشترین آسیب را می‌دیدند. گزارش‌های متعدد محلی از غصب املاک صغار و اوقاف، موید این وضعیت است.³ ۳. مقایسه با دیگر خوانین گیلان خوانین فومنات** (که بیشتر قدرت نظامی داشتند) حاکمان رشت** (وابسته به دارالحکومه مرکزی) قدرت امین‌دیوان از نوع *دیوانی–اقتصادی و خزنده* بود؛ نه مبتنی بر شمشیر، بلکه بر سند، قبض، مباشرت و فشار تدریجی. همین ویژگی سبب شد که بسیاری از ستم‌ها شکل رسمی و ظاهراً قانونی* پیدا کند، اما از منظر فقهی و اخلاقی، مصداق روشن ظلم باشد.⁴ ۴. جایگاه دهستان چهارده و تضاد «قدرت دیوانی» با «حافظهٔ محلی» دهستان چهارده، یکی از کانون‌های *دینداری، آموزش سنتی و تولید عالمان محلی در شرق گیلان بود. خاندان مدرس چهاردهی، نمایندهٔ یک حافظهٔ تاریخی جمعی است؛ حافظه‌ای که ظلم خوانین را نسل‌به‌نسل منتقل کرده بود. ماجرای غصب اموال در دوران یتیمی خاندان مدرس چهاردهی، نمونه‌ای از تقابل دیرینهٔ ساختار دیوانی شرق گیلان با نهاد علم محلی است.⁵ پاسخ مدرس چهاردهی، نه صرفاً یک واکنش شخصی، بلکه بیانیه‌ای اخلاقی از جانب مظلومیت شرق گیلان بود. صدور حکم شرعی علیه امین‌دیوان و تأیید آن توسط آخوند خراسانی، این واقعه را از سطح یک منازعهٔ محلی، به سطح قضیه‌ای فقهی–تاریخی با بُعد عمومی ارتقا داد.⁶ آخوند خراسانی، با تأکید بر لازم‌الاجرا بودن حکم، عملاً اعلام کرد که قدرت دیوانی محلی، حتی پس از افول سیاسی، از داوری شرع مصون نیست. ۶. تحلیل نهایی: امین‌دیوان در آیینهٔ تاریخ محلی شرق گیلان در تاریخ محلی شرق گیلان، امین‌دیوان نه صرفاً یک حاکم، بلکه نماد یک دوره از دیوان‌سالاری ظلم‌محور است؛ دوره‌ای که در آن: - قدرت سیاسی پاسخگو نبود - مظلومیت اجتماعی ثبت نمی‌شد - و تنها مرجع عدالت، حافظهٔ عالمان و داوری مرجعیت شیعه بود. واقعهٔ نجف نشان می‌دهد که تاریخ محلی گیلان، امتداد طبیعی در تاریخ نجف دارد و عدالت، هرچند دیر، اما گریزناپذیر است. نقش مرجعیت در حفظ حقوق ضعفا: مورد مدرس چهاردهی و آخوند خراسانی، نمونهٔ بارزی از نقش حفاظتی مرجعیت در برابر ظلم است. مدرس چهاردهی، به‌عنوان عالم محلی و نمایندهٔ حافظهٔ تاریخی مردم ستمدیدهٔ شرق گیلان، فریاد عدالت‌خواهی را به نجف رساند. پاسخ صریح و قاطع آخوند خراسانی، که از برجسته‌ترین فقهای عصر خود و رهبر فکری انقلاب مشروطه بود، نشان داد که مراجع تقلید، حتی در مسائل مربوط به غصب اموال «یتیمان»، کوچک‌ترین تسامحی ندارند. پیامدهای صدور حکم از نجف: تأیید حکم مدرس چهاردهی توسط آخوند خراسانی، سه پیامد مهم داشت: 1. اعتباربخشی به عدالت‌خواهی محلی: این اقدام، صدای مظلومیت مردم گیلان را از حالت یک منازعهٔ محلی خارج کرده و به آن وجههٔ شرعی و بین‌المللی (در جهان تشیع) بخشید. 2. ایجاد بازدارندگی برای قدرت‌های محلی: حاکمان و خوانین محلی می‌دانستند که اعمالشان، حتی در غیاب یک نظام قضایی قوی، می‌تواند در نهایت به «دادگاه نجف» کشیده شود و داوری مراجع، اعتبار اجتماعی آن‌ها را خدشه‌دار کند. این آگاهی، تا حدی یک عامل بازدارنده بود. 3. پیوستگی تاریخ محلی و تاریخ کلان: این رویداد، نشان‌دهندهٔ هم‌پوشانی و ارتباط تنگاتنگ تاریخ محلی گیلان با تاریخ کلان تشیع و مرجعیت است. مسائل بومی و منطقه‌ای، در بستر معارف دینی و فتاوای مراجع، داوری شده و ابعاد گسترده‌تری پیدا می‌کردند. نجف، در واقع، به‌مثابه «وجدان بیدار» جامعه شیعی، بر اعمال قدرت‌های محلی در دوردست‌ترین نقاط نظارت می‌کرد. پاورقی و منابع....👇 مرتضی رئوفی چهاردهی ۱۴۰۴/۹/۳۰ https://eitaa.com/Tarikhdarsebrat
بسم الله الحکیم قسمت ششم مجموعه پژوهشی تاریخی و فرهنگی وتحولات اجتماعی دهستان چهاردِه (امام ابوالرضا الحسینی کیسمی(ع) شجره: ابوالرضا کیسمى بن مهدى بن محمّدبن خلیفة بن محمّدبن حسن بن جعفر بن الامام الناصرالحق الحسن بن على الاُطروش بن حسن بن على ابن حسن بن على بن عمرالاشرف بن امام زین العابدین(علیه السلام).۱. مشهوربه: (سید عبدالرضا،گاچرای چهارده) این نوشتار در چهار بخش مستقل اما پیوسته تنظیم شده است تا چهار محور اصلی تاریخ دهستان چهارده را بر پایه شواهد محلی، تحلیل تاریخی و منابع مکتوب را روشن سازد. این پژوهش تلاش دارد با تمرکز بر شخصیت سید ابوالرضا الحسینی کیسمی و ارتباط او با منطقه کیسم و چهارده، لایه‌های تاریخی این بخش از گیلان را بازتعریف کند. بخش اول: زندگی و جایگاه سید ابوالرضا الحسینی کیسمی، که در منابع تاریخی با عنوان «امام ابوالرضا» شناخته می‌شود، یکی از چهره‌های محوری در تاریخ مذهبی گیلان در قرن ششم هجری قمری بود. برای درک اهمیت او، باید ابتدا جایگاه او در ساختار امامت زیدی شمال ایران را تبیین کرد. ۱.۱. تعریف «امام» در سنت زیدیه، که در بخش‌هایی از شمال ایران، به‌ویژه گیلان و دیلم، رواج داشت، واژه «امام» به معنای رهبری دینی-سیاسی است که شرایط خاصی برای قیام و هدایت جامعه را احراز کرده باشد. این تعریف با مفهوم امام معصوم در تشیع امامیه تفاوت دارد. امامان زیدی معمولاً از نسل علی (ع) و فاطمه (س) بودند و با قیام مسلحانه علیه ظلم و استبداد، مشروعیت خود را به اثبات می‌رساندند. سید ابوالرضا الحسینی نیز به واسطه همین جایگاه، به عنوان رهبری مورد قبول جامعه علوی منطقه شناخته می‌شد. ۱.۲. نسبت علوی و جایگاه اجتماعی سید ابوالرضا از سادات حسینی بود، یعنی نسب او به امام حسین (ع) می‌رسید. این نسب، به طور سنتی در جامعه اسلامی، به‌ویژه در مناطق شیعه‌نشین، اعتبار فراوانی به همراه داشت. در قرن ششم هجری، که منطقه گیلان و دیلم عرصه رقابت‌های مذهبی و سیاسی میان سلسله‌های محلی و قدرت‌های مرکزی بود، حضور یک رهبر علوی صاحب‌نفوذ مانند سید ابوالرضا از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود. ۱.۳. نقش در فضای سیاسی ـ مذهبی شمال ایران بخش‌هایی از گیلان و دیلم در آن دوره تحت تأثیر آموزه‌های زیدی قرار داشتند. امام ابوالرضا کیسمی به عنوان یک شخصیت علمی و برجسته، نقش مؤثری در سازماندهی و رهبری جامعه علوی منطقه ایفا کرد. حضور او در این مناطق نشان می‌دهد که گیلان در آن دوره یکی از کانون‌های مهم فعالیت‌های مذهبی و سیاسی زیدی محسوب می‌شد. نفوذ او نه تنها جنبه دینی داشت، بلکه بر ساختارهای اجتماعی و سیاسی محلی نیز تأثیرگذار بود. بخش دوم: کیسم؛ پایگاه اصلی امام ابوالرضا و منشأ نسبت «کیسمی» شهرت سید ابوالرضا با نسبت «کیسمی» گره خورده است. این نسبت، ریشه در محل استقرار و فعالیت‌های اصلی او در منطقه کیسم دارد. برای درک این موضوع، لازم است به اهمیت تاریخی کیسم در مقایسه با چهارده بپردازیم. ادامه دارد.... پاورقی.......... [2]. التحف شرح الزلف: 224. [3]. اخبار ائمه الزیدیه: 332 [4]. اخبار ائمه الزیدیه: 331 [5]. همان: 166 [6]. جغرافیاى گیلان: 138 [7].مزارات ایران و جهان اسلام دکتر محمد مهدی بحرالعلوم [8].وبسایت: تاریخ وعبرت مرتضی رئوفی چهاردهی ۱۴۰۴/۹/۳۰ https://eitaa.com/Tarikhdarsebrat
بسم الله الحکیم قسمت هفتم مجموعه پژوهشی تاریخی و فرهنگی دهستان چهارده (بستر تاریخی تشیع و علوی‌گزینی) دهستان کیسم: ## چکیده دهستان کیسم از کهن‌ترین واحدهای تاریخی شرق گیلان است که تا دوره‌های متأخر، به‌لحاظ اداری و فرهنگی، در حوزه لاهیجان قرار داشته است. این منطقه نه‌تنها یک واحد جغرافیایی، بلکه بستری اجتماعی ـ مذهبی برای استقرار و تداوم تشیع امامی و حضور سادات علوی بوده است. در این میان، شخصیت سید ابوالرضا علیه‌السلام واجد جایگاهی فراتر از یک امامزاده محلی بوده و نقش امامت‌محور ایشان در شکل‌گیری حوزه زیارتی مرتبط، تنها در چارچوب «حوزه تاریخی کیسم» قابل فهم است. این پژوهش می‌کوشد با تفکیک میان تقسیمات اداری متأخر و واقعیت‌های تاریخی ـ مکانی، پیوند بنیادین کیسم با مزار و سنت زیارتی سید ابوالرضا علیه‌السلام ـ که امروزه در محدوده دهستان چهارده تمرکز یافته ـ را تبیین و مستند نماید. ## ۱. مقدمه مطالعات تاریخ محلی گیلان نشان می‌دهد که بسیاری از بقاع متبرکه،قابل شناسائی نیستند، مگر آن‌که در بستر حوزه تاریخی پیرامونی خود بررسی شوند. یکی از نمونه‌های شاخص این امر، بقعه و سنت زیارتی سید ابوالرضا علیه‌السلام است که امروزه در محدوده دهستان چهارده قرار دارد، اما ریشه‌های تاریخی، اجتماعی و مذهبی آن عمیقاً با دهستان کیسم پیوند خورده است. این پژوهش با رویکرد تاریخی ـ تحلیلی و تکیه بر قرائن جغرافیایی، سنت‌های محلی، و منطق استقرار علویان، به بازخوانی این پیوند می‌پردازد. ## ۲. دهستان کیسم ؛ بستر تاریخی تشیع و علوی‌گزینی دهستان کیسم، واقع در شرق گیلان، از دیرباز در قلمرو تاریخی لاهیجان قرار داشته است؛ شهری که از قرون سوم و چهارم هجری، یکی از پایگاه‌های مهم تشیع امامی در شمال ایران به‌شمار می‌رفت. ویژگی‌های ممتاز کیسم در این زمینه عبارت‌اند از: 1. پیوستگی جغرافیایی با شبکه آبادی‌های لاهیجان 2. وجود مزارات متعدد سادات و امامزادگان در شعاع پیرامونی 3. ساختار اجتماعی متکی بر خاندان، دین‌داری و حمایت جمعی 4. موقعیت امن و دور از مراکز تعقیب خلافت‌های معارض علویان این مؤلفه‌ها، کیسم را به حوزه‌ای پذیرنده برای استقرار شخصیت‌های علویِ واجد نقش دینی و هدایتی بدل کرده است. ## ۳. شخصیت سید ابوالرضا علیه‌السلام و مفهوم «امامت محلی» بر اساس سنت معتبر محلی و تحلیل جایگاه اجتماعی مزار، سید ابوالرضا علیه‌السلام: - از سادات علوی امامی - برخوردار از شأن دینی ـ اجتماعی - و واجد نقشی هدایتی در جامعه پیرامونی بوده است چنین موقعیتی را نمی‌توان با الگوی «دفن تصادفی یک امامزاده» توضیح داد. در تاریخ تشیع، حضور امامزادگان ذی‌شأن، همواره مسبوق به: - پذیرش اجتماعی - حمایت مردمی - و ظرفیت مذهبی منطقه میزبان بنابراین، استقرار و تثبیت جایگاه سید ابوالرضا علیه‌السلام، نیازمند بستری است که این ویژگی‌ها را داشته باشد؛ و این بستر، حوزه تاریخی کیسم بوده است. ## ۴. کیسم به‌مثابه «حوزه امامت علوی» در تحلیل تاریخی، باید میان: - نقطه دفن - و حوزه اثرگذاری و نفوذ مذهبی تفکیک قائل شد. کیسم، نه لزوماً به‌عنوان محل دقیق قبر، بلکه به‌عنوان حوزه امامت و پشتیبان اجتماعی سید ابوالرضا علیه‌السلام مطرح است. نشانه‌های این امر عبارت‌اند از: - پراکندگی بقاع فرعی وابسته - استمرار سنت‌های زیارتی منطقه‌ای - حضور خاندان‌های خادم و منتسب - و حافظه جمعی مردم منطقه این شواهد، از یک «حوزه فعال علوی» حکایت دارد، نه صرفاً یک زیارتگاه منفرد. ## ۵. دهستان چهارده؛ تمرکز متأخرِ حوزه زیارتی، قرارگیری فعلی بقعه سید ابوالرضا علیه‌السلام در محدوده دهستان چهارده، نتیجه: - تحولات جمعیتی - تغییر مسیرهای ارتباطی - و تقسیمات اداری متأخر است، نه نشانه گسست تاریخی. دهستان چهارده را باید امتداد طبیعی و جغرافیایی حوزه کیسم دانست؛ به‌گونه‌ای که: - کیسم: خاستگاه تاریخی ـ هویتی - چهارده: مرکز فعلی تجلّی شعائر و زیارت ،این الگو، در بسیاری از بقاع گیلان و طبرستان قابل مشاهده است. مرتضی رئوفی چهاردهی ۱۴۰۴/۱۰/۱ https://eitaa.com/Tarikhdarsebrat
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یک عده به دلیل اینکه پژشکیان نهج البلاغه می خواند به ایشان رای دادند. من مورد بالاتری آوردم؛ این آقا پسر رهبر دراویش گنابادی است ، "مدعی جانشینی همه پیامبران الهی و ائمه اطهار (ع) است." ایشان هم طرفدار و رای دارد. علیرضا تنهای کیسمی ۱ دی ۱۴۰۴
هوالحبیب‌ ""و هان! ای متصدیان و دولتمردان از رده به اصطلاح بالا تا پایین، بهوش باشید که در دوراهی سعادت و شقاوت قرار دارید. ... اگر به واسطه سوء مدیریت و ضعف فکرو عمل شما به اسلام و مسلمین ضرری و خللی واقع شود و خود می‌دانید و به تصدی ادامه می‌دهید، مرتکب گناه عظیمی و کبیره مهلکی شده‌اید که عذاب بزرگ دامنگیرتان خواهد شد. هر یک در هر مقام احساس ضعف در خود می‌کند، چه ضعف مدیریت و چه ضعف اراده از مقاومت در راه هواهای نفسانی، بدون جوسازی، دلاورانه و با سرافرازی نزد صالحان از مقام خود استعفا کند که این عمل صالح و عبادت است. و هرکس خود را مدیر ومدبّر و خدمتگزار برای خلق خدا می‌داند کناره گیری او در این زمان پشت به خلق و خدای خلق است، مگر آنکه خدمتگزاری بهتر یا همطراز او جایگزین او معرفی شود.""  (صحیفه امام خمینی » جلد ۱۹ » صفحه ۱۵۷) علیرضا تنهای کیسمی ۱ دی ۱۴۰۴
هوالحبیب‌ با اجازه بزرگترها هدفم از طرح این سوال ؛ هم شفاف سازی است . هم مبارزه با فساد است . هم الگو سازی است. هم می‌خواهم عرض کنم ؛ ملعون است ؛ ملعون است ؛ ملعون است ؛ هرکسی که جایگاه خدمتی خود را طعمه ای برای کسب ثروت و انتفاع شخصی و گروهی از بیت المال قرار دهد . طرح چنین سوالی را از اقای فرزین شروع کردیم تا بقیه هم بدانند مردم بسراغ انها هم خواهند آمد. اقای محمد رضا فرزین از ۸ دی ۱۴۰۱ و در زمان شهید رئیسی به عنوان رئیس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران معرفی و در زمان پزشکیان هم ابقا و تا امروز در این سمت قرار دارد . این روزها خبر استعفای ایشان زیاد بگوش میرسد. نمی خواهم بگویم در این مدت ، حاصل عملکردش ، چه بلایی بر سر مردم آورده است . میخواهم بپرسم ؛ انتفاع شخصی ایشان (حقوق ، پاداش و سایر مزایا ، خدمات و امکانات) که بدلیل اشتعال در این جایگاه و در این مدت ۳۶ ماه (به ریال یا به دلار) دریافت کرد، چقدر بوده است ؟؟؟ اگر امروز سازمان استخدامی کشور و یا مدعی العموم نتواند به ابن سوال پاسخ دهد ، یعنی در این مسائل فساد وجود دارد . اگر نمی خواهند پاسخ دهند؛ یعنی شعار شفاف سازی کشک و فقط برای فریب مردم بوده است . علیرضا تنهای کیسمی ۲ دی ۱۴۰۴ https://t.me/alirezatanha_110 https://eitaa.com/alirezatanha110 Instagram.com/tanhaie_ir
هوالحبیب نجومی بگیرها ملعونند؛ امروز نظام ما در موقعیت و جایگاه واقعی خود قرار ندارد، معاندین و منافقین ،سازوکار حکمرانی را به سمتی تنطیم کرده اند که نظام با این وضعیت و با این مدیران، تا ده ها سال دیگر هم نمی تواند آنگونه که باید به مردم خدمت کند. وچون این نظام منسوب به اسلام است ، انها به ابن طریق میخواهند بگویند؛ اسلام قادر به تبدیل شدن به یک حکومت نیست، احکام اسلام قادر به اباد کردن دنیا و آخرت مردم نیست، ج.ا.ا با این عملکرد در حال فاسد کردن دین و باورهای اللهی مردم است. واقعیت هم همین است؛ تا زمانی که بخش های زیادی از گلوگاه‌های حساس و سرنوشت ساز این نظام در اختیار کسانی باشد که مسیولیت و جایگاه خدمتی خود را به "طعمه هایی" جهت کسب درآمدهای نجومی تبدیل کرده باشند . بواسطه اشغال این جایگاهها از حقوق های انچنانی بر خوردار باشند . و تا زمانیکه این روند ادامه دارد ، هیچ کدام از مشکلات نظام حل نمی شود. برای نجات کشور از این وضعیت فقط یک راهکار داریم؛ استفاده از مدیران جهادی و پاک دست در همه اجزای حاکمیت . اولین مشخصه مدیران جهادی و پاک دست ؛ ریاضت در زندگی شخصی است . برای رساندن نظام به وضعیتی که همه این نامحرمان را از درون خود پاکسازی کند ، خیلی کار داریم . "در نظام اسلامی، این مأموریت، طعمه نیست؛ یک مسؤولیت و یک خدمت و یک وظیفه بر گردن انسان است؛ امیرالمؤمنین این را تعلیم می‌دهد. (امام خامنه ای (مد ظله العالی) ۰۵ خرداد ۱۳۹۸) "اين فرماندارى، براى تو وسيله آب و نان نيست؛ بلکه امانتى است بر گردنت و (بدان) تو ازسوى مافوق خود تحت مراقبت هستى. هرگز حق ندارى درباره رعيّت، استبداد به خرج دهى و حق ندارى در کارهاى مهم و خطير بدون اطمينان وارد شوى. در دست تو بخشى از اموال خداوند عزّوجلّ است و تو يکى از خزانه داران او هستى، بايد آن را حفظ کنى تا به دست من برسانى، اميد است من رئيس بدى براى تو نباشم." والسلام (از نامه هاى امام علی (عليه السلام) است به اشعث بن قيس، فرماندار آذربايجان) علیرضا تنهای کیسمی ۲ دی ۱۴۰۴
بسم الله الحکیم قسمت هشتم مجموعه پژوهشی تاریخی و فرهنگی دهستان چهارده *جایگاه سید ابوالرضا کیسمی*   بررسی تحلیلیِ پیوستهٔ قیام‌های علوی طبرستان و دیلمان از قرن سوم تا ششم هجری* تحلیل تاریخی ـ قیامی ارتباط سید ابوالرضا کیسمی، با نهضت ناصر کبیر (الناصر للحق اطروش) و قیام‌های علوی طبرستان تا قرن ششم. ۱. ناصر کبیر اطروش؛ بنیان‌گذار هویت علوی ـ ناصری در طبرستان *ابومحمد حسن بن علی بن حسن بن عمر الاشرف*  ملقب به: *الناصر للحق*، *الناصر الکبیر*، *اطروش*  وفات: ۳۰۴ هـ .ق ناصر کبیر مؤسس *دولت علوی طبرستان* - مؤسس *مکتب فقهی–سیاسی ناصری* - پایه‌گذار سنت «امامتِ مجاهدِ فقیه» در شمال ایران ویژگی‌های مکتب ناصری: - امامت = *علم + عدالت + قیام بالسّیف* - تمرکز بر*دعوت علنی* نه امامت خاموش! - پیوند مستقیم فقه اهل‌بیت با *حاکمیت سیاسی* این مکتب، تا قرن‌ها *هویت دینی دیلمان و گیلان* را شکل داد .۱. # ۲. استمرار مکتب ناصری پس از ناصر کبیر پس از وفات ناصر اطروش، امامت ، ناصری قطع نشد، بلکه به شکل *قیام‌های متوالی علوی* ادامه یافت: # زنجیرهٔ قیام‌ها: - ناصر کبیر (قرن ۳) - حسن بن قاسم داعی صغیر - ابو‌الحسین احمد  - امام هادی حُقینی  - … تا قرن پنجم و ششم -...امام ابوالرضا الحسینی کیسمی . ویژگی مشترک همه این قیام‌ها: - خاستگاه:*دیلمان،گیلان، طبرستان* - رهبران:*سادات حسینی–زین‌العابدینی* - روش:قیام علنی+فقه ناصری *سید ابوالرضا کیسمی دقیقاً در همین تداوم تاریخی ظاهر می‌شود.* ۳. نسبت سید ابوالرضا کیسمی با ناصر کبیر (نسب و مکتب) # ۳.۱. نسبت نسبی بر اساس متن مؤیَّدِ *التحف شرح الزلف*: ابوالرضا الکیسمی  ← … ← الامام الناصر للحق الحسن بن علی الاطروش  ←  ۷ الامام زین العابدین علیه السلام # پس سید ابوالرضا: - *حسینی زین‌العابدینی* - *ناصری‌النسب* - وارث مشروع سنت امامت # ۳.۲. نسبت مکتبی (فقهی–سیاسی) علامه سید مجدالدین المؤیدی تصریح می‌کند: > «کان محییاً لعلوم الناصریة» > «او احیاگر علوم ناصریان بود» این جمله بسیار کلیدی است. # «علوم ناصری» یعنی: - فقه علوی ناصری  - نظریه امامت علوی  - احکام ولایی قیام‌محور پس سید ابوالرضا: - *صرفاً امامزاده نیست* - بلکه *امام به‌معنای علوی ناصری* است. ۴. قیام سید ابوالرضا کیسمی؛ ادامه مستقیم قیام ناصریان.. در التحف شرح الزلف آمده است: > «دَعٰا بعد امام هادی حُقینی» > «پس از امام هادی حُقینی دعوت خود را آغاز کرد» تحلیل: - امام هادی حُقینی ← رهبر ناصری پیش از سید ابوالرضا - ابوالرضا ← حلقه بعدی زنجیره امامت ناصری این یعنی: قیام سید ابوالرضا *قیام محلی یا منفرد نیست*  بلکه بخشی از *ساختار منظم امامت ناصری* است. # ۵. قلمرو قیام: از کیسم تا طبرستان عبارت کلیدی: > «استولی علی جمیع اقطار دیلمان و جیلان إلی طبرستان» «بر تمامی نواحی دیلمان و گیلان تا طبرستان چیره شد/فرمانروایی کرد.» توضیح: دیلمان و جیلان = دو منطقه مهم در شمال ایران (دیلمان در شرق گیلان، گیلان خود استان شمالی). إلی طبرستان = تا طبرستان (منطقه تاریخی در جنوب دریای خزر، امروزه بخشی از استان‌های مازندران و گلستان). این عبارت معمولاً در متون تاریخی برای توصیف گسترش قلمرو یک حکمران (مانند آل بویه یا دیگر سلسله‌های حکومتی) به کار می‌رود. تحلیل جغرافیایی: - *کیسم*: پایگاه دعوت - *دیلمان*: نیروی نظامی - *گیلان*: پایگاه اجتماعی - *طبرستان*: هدف سیاسی ️ همان الگوی قیام ناصر کبیر: > قیام از دیلمان → تسلط بر طبرستان ۶. تقابل با خاندان آل جوی؛ استمرار نزاع علوی–حکومتی در قرن ۵–۶: - آل جوی ← حاکمان محلی وابسته یا ستمگر - علویان ← مخالفان فقهی–سیاسی سید ابوالرضا: - مبارز طولانی با آل جوی - اجرای احکام الهی با «منابذة علویة» عبارت *«مُنابَذَه عَلَویّه»* در زبان عربی به معنای *«برخورد یا رویارویی با علویان»* است. این ترکیب اغلب در متون تاریخی و سیاسی به معنای اعلام مخالفت، قطع رابطه یا حتی دشمنی عملی با علویان (فرزندان و پیروان حضرت علی علیه‌السلام) به کار می‌رود. - *علویّه:* منسوب به «علی علیه السلام»، یعنی کسانی که به خاندان امام علی تعلق دارند (علویان). «پس از شدت گرفتن منابذه علویه در عصر عباسی، بسیاری از علویان به مناطق دوردست هجرت کردند.» این دقیقاً همان تعارضی است که: - ناصر کبیر با سامانیان داشت - داعیان با آل زیار و آل بویه داشتند.! ادامه صفحه دوم 👇