هوالحبیب
با اجازه بزرگترها
هدفم از طرح این سوال ؛
هم شفاف سازی است .
هم مبارزه با فساد است .
هم الگو سازی است.
هم میخواهم عرض کنم ؛
ملعون است ؛
ملعون است ؛
ملعون است ؛
هرکسی که جایگاه خدمتی خود را طعمه ای برای کسب ثروت و انتفاع شخصی و گروهی از بیت المال قرار دهد .
طرح چنین سوالی را از اقای فرزین شروع کردیم تا بقیه هم بدانند مردم بسراغ انها هم خواهند آمد.
اقای محمد رضا فرزین از ۸ دی ۱۴۰۱ و در زمان شهید رئیسی به عنوان رئیس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران معرفی و در زمان پزشکیان هم ابقا و تا امروز در این سمت قرار دارد .
این روزها خبر استعفای ایشان زیاد بگوش میرسد.
نمی خواهم بگویم در این مدت ، حاصل عملکردش ، چه بلایی بر سر مردم آورده است .
میخواهم بپرسم ؛
انتفاع شخصی ایشان (حقوق ، پاداش و سایر مزایا ، خدمات و امکانات) که بدلیل اشتعال در این جایگاه و در این مدت ۳۶ ماه (به ریال یا به دلار) دریافت کرد، چقدر بوده است ؟؟؟
اگر امروز سازمان استخدامی کشور و یا مدعی العموم نتواند به ابن سوال پاسخ دهد ، یعنی در این مسائل فساد وجود دارد .
اگر نمی خواهند پاسخ دهند؛ یعنی شعار شفاف سازی کشک و فقط برای فریب مردم بوده است .
علیرضا تنهای کیسمی
۲ دی ۱۴۰۴
https://t.me/alirezatanha_110
https://eitaa.com/alirezatanha110
Instagram.com/tanhaie_ir
هوالحبیب
نجومی بگیرها ملعونند؛
امروز نظام ما در موقعیت و جایگاه واقعی خود قرار ندارد،
معاندین و منافقین ،سازوکار حکمرانی را به سمتی تنطیم کرده اند که نظام با این وضعیت و با این مدیران، تا ده ها سال دیگر هم نمی تواند آنگونه که باید به مردم خدمت کند.
وچون این نظام منسوب به اسلام است ، انها به ابن طریق میخواهند بگویند؛
اسلام قادر به تبدیل شدن به یک حکومت نیست،
احکام اسلام قادر به اباد کردن دنیا و آخرت مردم نیست،
ج.ا.ا با این عملکرد در حال فاسد کردن دین و باورهای اللهی مردم است.
واقعیت هم همین است؛
تا زمانی که بخش های زیادی از گلوگاههای حساس و سرنوشت ساز این نظام در اختیار کسانی باشد که مسیولیت و جایگاه خدمتی خود را به "طعمه هایی" جهت کسب درآمدهای نجومی تبدیل کرده باشند .
بواسطه اشغال این جایگاهها از حقوق های انچنانی بر خوردار باشند .
و تا زمانیکه این روند ادامه دارد ، هیچ کدام از مشکلات نظام حل نمی شود.
برای نجات کشور از این وضعیت فقط یک راهکار داریم؛
استفاده از مدیران جهادی و پاک دست در همه اجزای حاکمیت .
اولین مشخصه مدیران جهادی و پاک دست ؛
ریاضت در زندگی شخصی است .
برای رساندن نظام به وضعیتی که همه این نامحرمان را از درون خود پاکسازی کند ، خیلی کار داریم .
"در نظام اسلامی، این مأموریت، طعمه نیست؛ یک مسؤولیت و یک خدمت و یک وظیفه بر گردن انسان است؛ امیرالمؤمنین این را تعلیم میدهد.
(امام خامنه ای (مد ظله العالی) ۰۵ خرداد ۱۳۹۸)
"اين فرماندارى، براى تو وسيله آب و نان نيست؛ بلکه امانتى است بر گردنت و (بدان) تو ازسوى مافوق خود تحت مراقبت هستى.
هرگز حق ندارى درباره رعيّت، استبداد به خرج دهى و حق ندارى در کارهاى مهم و خطير بدون اطمينان وارد شوى.
در دست تو بخشى از اموال خداوند عزّوجلّ است و تو يکى از خزانه داران او هستى، بايد آن را حفظ کنى تا به دست من برسانى، اميد است من رئيس بدى براى تو نباشم."
والسلام
(از نامه هاى امام علی (عليه السلام) است به اشعث بن قيس، فرماندار آذربايجان)
علیرضا تنهای کیسمی
۲ دی ۱۴۰۴
بسم الله الحکیم
قسمت هشتم
مجموعه پژوهشی تاریخی
و فرهنگی دهستان چهارده
*جایگاه سید ابوالرضا کیسمی*
بررسی تحلیلیِ پیوستهٔ قیامهای علوی طبرستان و دیلمان از قرن سوم تا ششم هجری*
تحلیل تاریخی ـ قیامی ارتباط سید ابوالرضا کیسمی، با نهضت ناصر کبیر (الناصر للحق اطروش) و قیامهای علوی طبرستان تا قرن ششم.
۱. ناصر کبیر اطروش؛ بنیانگذار هویت علوی ـ ناصری در طبرستان
*ابومحمد حسن بن علی بن حسن بن عمر الاشرف*
ملقب به: *الناصر للحق*، *الناصر الکبیر*، *اطروش*
وفات: ۳۰۴ هـ .ق
ناصر کبیر مؤسس *دولت علوی طبرستان*
- مؤسس *مکتب فقهی–سیاسی ناصری*
- پایهگذار سنت «امامتِ مجاهدِ فقیه» در شمال ایران
ویژگیهای مکتب ناصری:
- امامت = *علم + عدالت + قیام بالسّیف*
- تمرکز بر*دعوت علنی* نه امامت خاموش!
- پیوند مستقیم فقه اهلبیت با *حاکمیت سیاسی*
این مکتب، تا قرنها *هویت دینی دیلمان و گیلان* را شکل داد .۱.
# ۲. استمرار مکتب ناصری پس از ناصر کبیر
پس از وفات ناصر اطروش، امامت ، ناصری قطع نشد، بلکه به شکل *قیامهای متوالی علوی* ادامه یافت:
# زنجیرهٔ قیامها:
- ناصر کبیر (قرن ۳)
- حسن بن قاسم داعی صغیر
- ابوالحسین احمد
- امام هادی حُقینی
- … تا قرن پنجم و ششم
-...امام ابوالرضا الحسینی کیسمی .
ویژگی مشترک همه این قیامها:
- خاستگاه:*دیلمان،گیلان، طبرستان*
- رهبران:*سادات حسینی–زینالعابدینی*
- روش:قیام علنی+فقه ناصری
*سید ابوالرضا کیسمی دقیقاً در همین تداوم تاریخی ظاهر میشود.*
۳. نسبت سید ابوالرضا کیسمی با ناصر کبیر (نسب و مکتب)
# ۳.۱. نسبت نسبی
بر اساس متن مؤیَّدِ *التحف شرح الزلف*:
ابوالرضا الکیسمی
← … ←
الامام الناصر للحق الحسن بن علی الاطروش
← ۷
الامام زین العابدین علیه السلام
# پس سید ابوالرضا:
- *حسینی زینالعابدینی*
- *ناصریالنسب*
- وارث مشروع سنت امامت
# ۳.۲. نسبت مکتبی (فقهی–سیاسی)
علامه سید مجدالدین المؤیدی تصریح میکند:
> «کان محییاً لعلوم الناصریة»
> «او احیاگر علوم ناصریان بود»
این جمله بسیار کلیدی است.
# «علوم ناصری» یعنی:
- فقه علوی ناصری
- نظریه امامت علوی
- احکام ولایی قیاممحور
پس سید ابوالرضا:
- *صرفاً امامزاده نیست*
- بلکه *امام بهمعنای علوی ناصری* است.
۴. قیام سید ابوالرضا کیسمی؛ ادامه مستقیم قیام ناصریان..
در التحف شرح الزلف آمده است:
> «دَعٰا بعد امام هادی حُقینی»
> «پس از امام هادی حُقینی دعوت خود را آغاز کرد»
تحلیل:
- امام هادی حُقینی ← رهبر ناصری پیش از سید ابوالرضا
- ابوالرضا ← حلقه بعدی زنجیره امامت ناصری
این یعنی:
قیام سید ابوالرضا *قیام محلی یا منفرد نیست*
بلکه بخشی از *ساختار منظم امامت ناصری* است.
# ۵. قلمرو قیام: از کیسم تا طبرستان
عبارت کلیدی:
> «استولی علی جمیع اقطار دیلمان و جیلان إلی طبرستان»
«بر تمامی نواحی دیلمان و گیلان تا طبرستان چیره شد/فرمانروایی کرد.»
توضیح:
دیلمان و جیلان = دو منطقه مهم در شمال ایران (دیلمان در شرق گیلان، گیلان خود استان شمالی).
إلی طبرستان = تا طبرستان (منطقه تاریخی در جنوب دریای خزر، امروزه بخشی از استانهای مازندران و گلستان).
این عبارت معمولاً در متون تاریخی برای توصیف گسترش قلمرو یک حکمران (مانند آل بویه یا دیگر سلسلههای حکومتی) به کار میرود.
تحلیل جغرافیایی:
- *کیسم*: پایگاه دعوت
- *دیلمان*: نیروی نظامی
- *گیلان*: پایگاه اجتماعی
- *طبرستان*: هدف سیاسی
️ همان الگوی قیام ناصر کبیر:
> قیام از دیلمان → تسلط بر طبرستان
۶. تقابل با خاندان آل جوی؛ استمرار نزاع علوی–حکومتی در قرن ۵–۶:
- آل جوی ← حاکمان محلی وابسته یا ستمگر
- علویان ← مخالفان فقهی–سیاسی
سید ابوالرضا:
- مبارز طولانی با آل جوی
- اجرای احکام الهی با «منابذة علویة»
عبارت *«مُنابَذَه عَلَویّه»* در زبان عربی به معنای *«برخورد یا رویارویی با علویان»* است. این ترکیب اغلب در متون تاریخی و سیاسی به معنای اعلام مخالفت، قطع رابطه یا حتی دشمنی عملی با علویان (فرزندان و پیروان حضرت علی علیهالسلام) به کار میرود.
- *علویّه:* منسوب به «علی علیه السلام»، یعنی کسانی که به خاندان امام علی تعلق دارند (علویان).
«پس از شدت گرفتن منابذه علویه در عصر عباسی، بسیاری از علویان به مناطق دوردست هجرت کردند.»
این دقیقاً همان تعارضی است که:
- ناصر کبیر با سامانیان داشت
- داعیان با آل زیار و آل بویه داشتند.!
ادامه صفحه دوم 👇
از قسمت هشتم صفحه دوم
۸. جمعبندی تحلیلی (نتیجه قطعی)
سید ابوالرضا کیسمی:
- ✔ امام علوی ناصری
- ✔ فقیه اهلبیت
- ✔ مجاهد سیاسی
- ✔ وارث قیام ناصر کبیر
- ✔ حلقه قرن ششمی زنجیره امامت علوی
- ✔ بنیانگذار یک حوزه دعوت در شرق گیلان
بقعه او: یادمان استمرار امامت علوی در طبرستان و گیلان*
# ۹. منابع اصلی
۱. الکنز الجلیل فی أنساب أهل البیت
- تاریخ طبرستان ابن اسفندیار
۲. سید مجدالدین بن محمد المؤیدی
*التحف شرح الزلف*
۳. *أخبار أئمة الزیدیة*
۴. ابن اسفندیار، *تاریخ طبرستان*
۵. الناطق بالحق، رسائل ناصریه
۶. پژوهشهای معاصر در مکتب ناصری و زیدیه دیلم..
مرتضی رئوفی چهاردهی
۱۴۰۴/۱۰/۲
https://eitaa.com/Tarikhdarsebrat
http://raufy50.blogfa.com
بسم الله الحکیم
قسمت نهم
مجموعه پژوهشی تاریخی
و فرهنگی دهستان چهارده
(جایگاه امامزادگان درفرهنگ اسلامی)
امامزادگان در جامعه اسلامی، نقشی گسترده و اثرگذار در زندگی فردی و اجتماعی مردم دارند. آنان افزون بر جایگاه معنوی، پایگاههایی مهم برای پیوند دینی، فرهنگی و هویتی جامعه به شمار میآیند و در طول تاریخ، همواره در شکلدهی به فرهنگ دینی مردم نقشآفرین بودهاند.
در اینجا دو روایت کوتاه و معتبر دربارهی ثواب زیارت فرزندان پیامبر اکرم ﷺ نقل میکنم:
۱. زیارت فرزندان پیامبر، همپای زیارت خود رسول خدا ﷺ
امام صادق علیهالسلام فرمودند:
> «مَنْ زَارَ قَبْرَ وَلَدٍ مِنْ أَوْلَادِ رَسُولِ اللَّهِ ﷺ فَكَأَنَّمَا زَارَ رَسُولَ اللَّهِ ﷺ»
یعنی:
هر کس قبر یکی از فرزندان پیامبر خدا ﷺ را زیارت کند، چنان است که رسول خدا ﷺ را زیارت کرده است.
۲. پاداش بهشت برای زیارتکنندهی اهلبیت پیامبر.
امام رضا علیهالسلام فرمودند:
هر کس مرا یا یکی از فرزندانم را زیارت کند، بر من است که روز قیامت به زیارتش بروم و او را از گناهانش رهایی بخشم.
بر اساس روایات، محبت به خاندان اهلبیت علیهمالسلام، ریشهای فطری در جان انسان دارد.
از همین رو، مردم در طول تاریخ، با فرهنگها و زبانهای مختلف، همواره کوشیدهاند بزرگان دینی خود را گرامی بدارند؛ چه در زمان حیات و چه پس از رحلت آنان، با حفظ آثار، مزارها و یادمانهایشان. زیارت نیز در همین راستا، نشانهای از احترام به فضیلتها، زندهنگهداشتن ارزشها و پیوند قلبی با اولیای الهی است.
امامزاده سید ابوالرضا الحسینی
این امامزاده شریف از جمله امامزادگانی است که دارای بیشترین اسناد،و شجرهنامهها، انتساب معتبر به امام چهارم،امام زینالعابدین علیهالسلام هست که در کل ایران این شجره نامه کم نظیر است!
بقعه شریف حضرت آقا سید ابوالرضا الحسینی در دهستان چهارده واقع شده و از دیرباز مورد توجه مؤمنان و دوستداران اهلبیت علیهمالسلام بوده است.
نسب شریف این امامزاده جلیلالقدر چنین معرفی شده است:
«امام ابوالرضا الکیسمی بن مهدی بن محمد بن خلیفه بن محمد بن الحسن بن جعفر بن الامام الناصر الحق الحسن بن علی الاطروش بن الحسن بن علی بن عمر الاشرف بن الامام زینالعابدین علیهالسلام».
این بزرگوار از سادات علوی، امامزادگانی جلیلالقدر، صاحب کرامات و از پیشوایان دینی عصر خویش بهشمار میآمده و در منابع، وی را شخصیتی برجسته در میان علویان معرفی کردهاند.
قیام و نقش تاریخی امام ابوالرضا کیسمی (قرن ششم هجری) برجسته ترین نام در تاریخ گیلان است.
سید ابوالرضا الحسینی، پس از امام سید هادی حُقینی ـ که از رهبران پیش از ایشان بود ـ به میدان آمده و هرچند مدت امامت و رهبری ایشان کوتاه بود، اما اثری عمیق و ماندگار از خود برجای گذاشت.
در منابع تاریخی آمده است که دعای ایشان مستجاب بود و بر تمام سرزمینهای دیلمان و گیلان تا حدود طبرستان نفوذ و تسلط یافت. او با روحیهای علوی و حسینی، در پی اجرای احکام الهی و مقابله با ظلم و فساد بود.
در آن روزگار، خاندان ستمگر آلِ جوی بر دیلمان حکومت میکردند. امام ابوالرضا علیهالسلام با شجاعت و استقامت، علیه این خاندان قیام کرد و مبارزات او مدتی طولانی ادامه یافت.
درباره شخصیت ایشان مورخین گفتهاند:
- جامع شرایط امامت و شایسته زعامت دینی بود؛
- مردم را به سوی حق دعوت میکرد؛
- احیاگر علوم ناصریه و معارف اهلبیت علیهمالسلام بود؛
- در برابر ستمگران ایستادگی میکرد؛
- و فقیهی آگاه و چیرهدست به شمار میآمد.
سیره عملی سید ابوالرضا ، مصداق روشنی از این روایت شریف کرامات و جلوههای معنوی از ویژگیهای بارز این امامزاده بزرگوار، سختگیری در برابر منکرات و گناهان آشکار و اهتمام جدی به حفظ حدود الهی بود. در نقلهای تاریخی آمده است که اگر با منکری آشکار روبهرو میشد، با قاطعیت برخورد میکرد و گاه دعای او، اثری فوری داشت.
همچنین نقل شده است که ایشان عبادتپیشه و شبزندهدار بود و از آغاز شب تا سپیدهدم، به نماز و نیایش مشغول میشد. این روحیه عبادی، سبب استجابت دعاهای او شده بود. و صاحب کرامات بود.
از پیامبر اکرم فرمودند
برخی از بندگان خدا چنان مقام والایی دارند که اگر به خدا سوگند یاد کنند، خداوند سوگندشان را برآورده میسازد.
مردم اهل زمان خود،سید ابوالرضا ،را از مصادیق این روایت میدانستند و کرامات نقلشده از ایشان، گواهی بر قرب معنوی و اخلاص اوست.
جمعبندی
حضرت سید ابوالرضا الحسینی، امامزادهای عالم،
مجاهد،
فقیه،
عابد،
و صاحب کرامت،
وصاحب تالیفات تفسیری
بود که افزون بر جایگاه نسبی و انتساب به اهلبیت علیهمالسلام، با سیره عملی، قیام دینی و نقش اجتماعی خود، نامی ماندگار در تاریخ گیلان و دیلمان بر جای گذاشت.
مرتضی رئوفی چهاردهی ۱۴۰۴/۱۰/۳
https://eitaa.com/Tarikhdarsebrat
http://raufy50.blogfa.com
بسم الله الحکیم
قسمت دهم
مجموعه پژوهشی تاریخی
و فرهنگی دهستان چهارده
کرامات امامزاده سیدابوالرضا الحسینی علیه السلام.
«حکایت چهل قرآن»
(بخش آخر)
کرامات امامزادگان، بهویژه پس از وفات شان، همواره بخش مهمی از باورهای دینی و حافظه تاریخی جوامع محلی را تشکیل داده است. این کرامات، که غالباً در شرایط سخت و بحرانهای اجتماعی بروز یافتهاند، نشاندهنده پیوند عمیق مردم با قرآن کریم و عترت اهلبیت علیهمالسلام است. گزارشهای شفاهی و مکتوب محلی، راهی برای شناخت این تجربههای معنوی و نقش آنها در تقویت ایمان عمومی فراهم میآورد. نقل چنین حکایاتی، افزون بر جنبه اعتقادی، بازتابدهنده فرهنگ دینی و سبک زیست مؤمنانه مردم هر منطقه است. بررسی و ثبت این کرامات، بخشی از صیانت میراث معنوی امامزادگان در تاریخ محلی بهشمار میآید.
لذا بنده در حدود سال ۱۳۸۰ هجری شمسی، در جریان پژوهشهای میدانی درباره تاریخ منطقه چهارده، توفیق دیدار با مرحوم حاج ملکی گاچرای چهارده ـ رضواناللهعلیه ـ نصیب بنده شد. پس از گفتوگوهای فراوان، ایشان خاطرهای را بیان کردند که بنابر تصریح خودشان، یادگاری شنیده نشده از گذشتههای دور محل بود.
مرحوم حاج ملکی چنین نقل کردند:
«در حدود نود سال پیش، بیماری مهلک وبا در منطقه چهارده و اطراف آن شیوع پیدا کرده بود و جان افراد بسیاری را میگرفت. درمان مؤثری نیز در دسترس نبود و مردم در نهایت اضطراب و درماندگی به سر میبردند. در آن ایام، من حدود ده سال داشتم. به همراه پدرم به بقعه متبرکه آقاسید عبدالرضا ـ علیهالسلام ـ مشرف شدیم.
در آنجا مشاهده کردم که بزرگان محل، چهل نفر از سادات را گرد آورده بودند. شالهای سبز بر گردن آنان آویخته و قرآنهایی بر سرشان نهاده بودند. سپس دستور دادند این چهل سیّد، با همان هیئت و حالت، از بقعه امامزاده سید ابوالرضا ـ علیهالسلام ـ خارج شوند و تمام آبادیهای چهارده و کیسم را طوافگونه دور بگردند و در پایان، به بقعه بازگردند.
پس از انجام این توسل و حرکت جمعی، به برکت قرآن کریم و اهلبیت عصمت و طهارت ـ علیهمالسلام ـ بیماری وبا از چهارده و اطراف آن برطرف شد و مردم از آن بلا نجات یافتند.»
مرحوم حاج ملکی در ادامه افزودند که بزرگان و معتمدان محل، پس از این واقعه، با یکدیگر عهد کردند به شکرانه این کرامت الهی و به احترام قرآن و عترت ـ علیهمالسلام ـ اجازه ندهند صدای موسیقی مبتذل در چهارده و نواحی اطراف بلند شود و حرمت این دیار حفظ گردد.
این واقعه، از جمله کرامات مشهور منتسب به امامزاده سید ابوالرضا کیسمی ـ علیهالسلام ـ است که سینهبهسینه در میان اهالی نقل شده و نشاندهنده جایگاه معنوی آن حضرت در باور و تجربه دینی مردم منطقه است.
در آخرین بخش از پژوهش این امامزاده جلیل قدر ، وظیفه میدانم به روح ملکوتی حضرت سید ابو الرضا
و روح شهید بزرگوار و دریا دل بسیجی محمد صادق صادقی(رضوان الله تعالی علیهم اجمعین) که در جوار این امامزاده آرمیده است، درود بفرستم و التماس دعا خیر از همه زائران و مجاوران دارم.🙏
مرتضی رئوفی چهاردهی ۱۴۰۴/۱۰/۴
https://eitaa.com/Tarikhdarsebrat
منبع: ............
[۱] خاطرات معطر*،مرتضی رئوفی چهاردهی، * خاطرات مرحوم حاج ملکی گاچرای چهارده، ص ۱۶.
هوالحبیب
خودباوری یعنی همین؛
ارزش علمی ، فنی و تکنولوژی بکار رفته در ساخت همین سه ماهواره صد در صد ایرانی که چند روز دیگر به فضا پرتاب می شود ،
بسیار بسیار با ارزش تر، بالاتر و پر افتخار تر از همه ارزش های علمی ، مادی و معنوی موجود در کشورهای حوزه خلیج فارس است.
نباید این حقایق و واقعیات، از چشمان دوستان و دشمنان ما پنهان بماند .
متاسفانه عده ای از مردم ما با دیدن چند تا برج و تعدادی ماشین لوکس در خیابان های این کشورها، عقل و هوش خودشان را از دست داده و از پیشرفت انها افسانه ساخته اند .
در حالیکه حتی اکثر مردمان این کشورها ان قدر علم و توانایی ندارند که بتوانند کاپوت ماشین خودرا بالا بزنند.
دقیقا مثل زمان طاغوت، که حتی افسران عالی رتبه ما حق دست زدن به تانک ها و توپ ها و بالگردها و هواپیماها و.... ساخت انگل یس و آمریکا موجود در ارتش ایران را نداشتند .
علیرضا تنهای کیسمی
۳ دی ۱۴۰۴
https://t.me/alirezatanha_110
https://eitaa.com/alirezatanha110
Instagram.com/tanhaie_ir
هوالحبیب
اقای امید جلو داریان الگوی موفق در پیگیری و پیشگیری از تخلفات قانونی.
اصلی ترین وظایف قوه قضائیه و سازمان بازرسی کل کشور و سازمانهای متعدد دیگری از بدنه حاکمیت عبارتست از ؛
پیگیری و نظارت بر حسن اجرای قوانین و مقررات کشور ، پیشگیری از تخلفات ، مجازات متخلفین و ... .
دقیقا همین کاری که اقای امید جلوداریان، پژوهشگر و ویراستار ارشد سازمان صداوسیما و مدرس زبان و ادبیات فارسی در مراقبت از زبان فارسی انجام میدهد و بعلاوه چیزهای دیگر .
در ابتدای این یاد داشت پیشنهاد میکنم ؛ اقای جلو داریان را بجای رئیس قوه قضائیه و یا بجای رئیس سازمان بازرسی کل کشور منصوب نمایید.
زیر نتیجه عملکرد همین یک نفر در مراقبت از زبان فارسی و به عبارت دیگر در پیگیری و مراقبت از قانون؛ "ممنوعیت بکاربردن کلمات بیگانه" ، بسیار بسیار بالاتر از عملکرد همه قوه قضائیه، همه سازمان بازرسی کل کشور و مجموع وزرا و وکلا و مدیران و... در، "مراقبت و نظارت بر بیت المال" بوده و است .
این برادر عزیزمان در اجرای این مأموریت، با عنایت به اینکه؛ نه تفنگی دارد ، نه زوری دارد ، نه زندان دارد ، نه اختیاراتی دارد ، حتی از داشتن دفتر و میز و صندلی و حقوق نجومی هم جهت انجام این ماموریت خود بی بهره است ، اما در مقام عمل و فقط و فقط و فقط ، با مراقبت و پیگیریهای مستمر و به موقع ، با شفاف سازی و تذکر ، تذکر , تذکر ، بسیاری از وزرا ، وکلا و مدیران و.... را به سمت تمکین از قانون در مراقبت از زبان خودشان و از زبان فارسی هدایت نمود.
و متعاقبا می بینیم ،
بسیاری از مقامات کشور به هنگام سخن گفتن، مراقب زبان خود هستند که از قانون عدم بکارگیری کلمات بیگانه پرهیز نکنند .
اگر فقط ۱۰ درصد کارکنان قوه قضائیه ، سازمان بازرسی کشور، وزرا ، وکلا ، استانداران ، مدیران کل و دیگر مسئولین این نظام، هر کدام یکی از قوانین ذی ربط در حوزه ؛
مراقبت از بیت المال ، عدم انتفاع شخصی کارمندان دولت از سمتی که بر عهده دارند، اینکه این جایگاههای خدمتی ، این اختیارات ، این امضاها ، طعمه ای برای غارت مردم و بیت المال نیست، عدم استفاده از حقوق های نجومی و حتی این فتوای امام راحل که فرمودند ؛ مسئولینی که خودروی شخصی دارند، نباید به هنگام تردد از منزل به محل کار از خودروهای دولتی استفاده کنند و...
را بدست می گرفتند و مانند اقای جلو داریان در انجام وظایف خود جدیت می داشتند و متخلفین را فقط نشان میدادند ،
هرگز وضعیت کشور ما اینگونه نبود و بیت المال مسلمین به چراگاهی مفت و مجانی برای بعضی ها تبدیل نمی شد و عده ای جرائت نمی کردند با پول و ثروت مردم ، اینهمه بد مستی کنند.
اقای جلوداریان، خداقوت.
علیرضا تنهای کیسمی
۵ دی ۱۴۰۴
https://t.me/alirezatanha_110
https://eitaa.com/alirezatanha110
Instagram.com/tanhaie_ir
بسم الله الحکیم
قسمت یازدهم
مجموعه پژوهشی تاریخی
و فرهنگی دهستان چهارده
امیر سلطان سید ناصر الدین کیا
(مزار،دهستان چهارده،قریه کاچا).
بخش اول:
زمینههای تاریخی قیام سادات کیا
تاریخ گیلان با پناهجویی علویان و امامزادگان پیوند خورده است. در دوران حکومتهای اموی و عباسی، بسیاری از سادات و علویان به دلیل ستم و آزار، از سرزمینهای اصلی خود کوچ کردند و به مناطق مختلف ایران، از جمله گیلان، مهاجرت نمودند. حضور نخستین روحانیان و سادات علوی در این منطقه، زمینهساز آشنایی مردم گیلان با اسلام شد.
قدرتگیری شیعیان و حکومت سادات
با گسترش اسلام و تقویت جایگاه شیعیان، فرمانروایی بخشهایی از گیلان به دست سادات حسنی و حسینی افتاد. از سده چهارم تا دهم هجری، این سادات بر مقدرات سیاسی و اجتماعی گیلان، به ویژه نواحی شرقی آن، حکومت کردند.
نسب خاندان آل کیا
خاندان آل کیا از سادات ساکن گیلان بودند که نسب آنان با یازده واسطه به امام سجاد (ع) میرسد. نسب این سلسله بدینگونه است:
عیسی کوفی در کوفه ساکن بود و پس از قیام عباسیان به ابهر مهاجرت کرد. فرزندان او مدتی در ابهر زندگی کردند. سپس ابوزید، مشهور به عقیقی، از ابهر به روستای فشتام در گیلان کوچ کرد. نوادگان او، از جمله سید علی (جد امیر کیا)، از فشتام به روستای ملاط(لنگرود) در گیلان نقل مکان کردند.۱.
شجرهنامه
این شجره نامه برای اولین بار احصا، وانتشار مییابد به این شرح است:
سلطان سید ناصر الدین کیا بن سید حسن بن امیر کیا بن حسن کیا بن سید علی (غزنوی) بن محمد بن ابویزید (فشتام) بن ابومحمد حسین بن احمد اکبر (مشهور به عقیقی کوکبی) بن علی الحسین الاصغر بن امام زینالعابدین علی بن الحسین علیهالسلام. ۲.
گستره قلمرو حکومت آل کیا
سید امیر کیا (درگذشت ۷۶۳ قمری) در ملاط(لنگرود) گیلان زاده شد و مدتی در زادگاهش به تدریس علوم دینی پرداخت. او نخستین فرد از سادات کیایی بود که برای استقلال بیهپیش (شرق گیلان) کوشید و بر ضد امیر ناصروند قیام کرد. حرکت او از ملاط آغاز شد، اما در جنگ با امیر ناصروند شکست خورد و به رستمدار گریخت و یک سال بعد در همان نواحی درگذشت.۳.
پس از او، پسرش سید علی کیا، به همراه برادران(حسن،وهادی) و گروهی از مردم بیهپیش، نزد سید قوامالدین مرعشی (بنیانگذار سلسله مرعشیان مازندران) در آمل رفت. سید علی مدتی در خدمت سید قوامالدین بود و در جنگها همراه سادات مرعشی شرکت میکرد.
پس از سال ۷۶۷ قمری، او با پشتیبانی مرعشیان، کنترل شرق گیلان را به دست گرفت و حکومت آل کیا را در لاهیجان پایهریزی کرد.
قلمرو سادات آل کیا به تدریج دیلمان، لشتنشاء، کوچصفهان و حتی طارم و قزوین را دربرگرفت. جانشینانش تا اوایل دوره صفویه از لاهیجان بر شرق گیلان حکومت کردند.
سید ناصر الدین کیا
پدراو سیدحسن کیا،ازبزرگان و مجاهدان سادات تنکابن بود،و
درابتدای قیام آل کیا، درفتح تنکابن ( قله گرزمانسر) به شهادت رسید .
و فرزندش سیدناصرالدین کیا، ابتدا با سید علی کیا، رهبر کیائیان،(که عموی سید ناصر الدین کیا بود) بیعت کرد. پس از فتح تنکابن،امیر وسردار سپاه،کیائیان شد.
سیدناصرالدین با دختر رهبر آل کیا ،سیدعلی کیا، ازدواج نمود و داماد او گردید.
سیدناصرالدین کیا ، فرمانروایی بود که بیش از بیست سال بر بخشهای شرقی گیلان، از جمله کوچصفهان، لشتنشا، تجن، کیسم و پاشیجای منطقه پاشاکی، این مناطق که امروز از لاهیجان تا رشت را شامل میشود حکومت کرد.
سید ناصر الدین کیا، بعداز مجاهدت زیاد درنهایت ، به فرمانروایی، ایالت کوچصفهان منصوب شد و به سید ناصر کیا کوچصفهانی شهرت یافت.۴.
در یکی از جنگها، او مردانگی بزرگی از خود نشان داد و گروهی از نوکران امیرهنوپاشا (دشمن سادات آل کیا) را با ضرب شمشیر به خاک افکند.
لشکر سید ناصر الدین کیا پیروز و منصور شد و امیر نوپاشای دشمن بهطور کامل منهزم و فرار کرد.
شعر در وصف سید ناصر الدین
جهان مسخر فرمانش شد بحمدالله
چو تیغش ز سر دشمن برآورد دمار
در آن زمانه که برقی وزد ز شمشیرش
نماند از شب ظلمت در او دیگر آثار..
ادامه در بخش دوم....
مرتضی رئوفی چهاردهی ۱۴۰۴/۱۰/۴
https://eitaa.com/Tarikhdarsebrat
http://raufy50.blogfa.com
پاورقی منابع:..........
.۱. تاریخ گیلان و دیلمستان، ظهیرالدین مرعشی ،صفحات ۱۵، ۴۵، و ۷۳،
.۲. مجالس المومنین، قاضی نورالله شوشتری
۳. تاریخ گیلان،
۴. تاریخ طبرستان،
.۵. . ظهیرالدین مرعشی تاریخ گیلان و دیلمستان ،ص۱۵
۶. همان ،ص۴۵.
هر حيوان كه از دور ديدی و ندانستی سگ و گرگ است يا آهو، ببين رو به سمت مرغزار و سبزينه است، يا لاشه و استخوان؟!
آدمی را نيز چون نشناسی، ببين به كدام سوی میرود!
(مجالس سبعه. مولانا)
🌿🌿🌿🌿
این علفها مینهم از بهر چیست
تا پدید آید که حیوان جنس کیست
گرگ از آهو چو زاید کودکی
هست در گرگیش و آهویی شکی
تو گیاه و استخوان پیشش بریز
تا کدامین سو کند او گام تیز
گر به سوی استخوان آید سگست
ور گیا خواهد یقین آهو رگست
قهر و لطفی جفت شد با همدگر
زاد ازین هر دو جهانی خیر و شر
تو گیاه و استخوان را عرضه کن
قوت نفس و قوت جان را عرضه کن
گر غذای نفس جوید ابترست
ور غذای روح خواهد سرورست
گر کند او خدمت تن هست خر
ور رود در بحر جان یابد گهر
(مولوی مثنوی معنوی. دفتر دوم)