چون سرِ زلفِ تو بر عارضِ زیبا دیدم
روزِ نوروز و شبِ قدر به یک جا دیدم
#سعید_همام_الدین ✍
#نوروز_باستان 🌺
#شب_قدر 🖤
سلام و نور ✨
سال جدید مبارک ❤️
ابتدا از کسانی که خواسته یا ناخواسته بهشون آسیب زدم طلب حلالیت میکنم🦋
از خداوند منان سپاسگزارم برای تمام چیزهایی که در زندگی دارم. 🤍🖤
از پارسال دستاوردهایی داشتم که اگه بخوام یکی یکی نام ببرم در دفتر نمیگنجه.
اما به ذکر چند نمونهی مختصر اکتفا میکنم
😍❤️
دستاوردهای مادی:
یک: خرید یک موتورسیکلت عالی(حشمت)🛵
دو: درست کردن دندونای خرابم 🦷
سه: تغییر دکوراسیون خونه 🏡
چهار: تنهایی سفر رفتن 🗺
دستاورهای معنوی
یک: دعوت شدن به بیت رهبری ❤️
دو: آشنایی با علیرضا و هاشم عزیز 🦋
سه: تداوم دوستی های صادقانهی پیشینم 🫂
چهار: خوندن بیش از ده جلد کتاب شعر ✍
پنج: تمایل به تغییر 💪
در نهایت سال گذشته خیلی زیبا بود.❤️😍
از شما رفقای جان که همیشه کنارم بودید سپاسگزارم. 😘
غمش به معجزه تبدیل میشود امشب
گلِ رزی که به من داده بود، لاله شده
#علی_سمرقندی ✍
@alisamarqandi 🦋
🔷دربارهی شعر قسمت چهارم🔷
ز چشمِ بد خدا آن چشمِ میگون را نگه دارد
که در هر گردشی مستِ تماشا میکند ما را
#صائب_تبریزی
🔰 معنی بیت بسیار ساده است:
خدا آن چشمِ شبیه مِی (مست کننده) را از چشمهای حسود نگه دارد که با هر گردشش ما را مست و غرق تماشا میکند.
اما وقتی در کلمات این بیت دقت میکنیم زنجیرهای از ارتباطات پیدا میشود که ما را اسیر میکند.
چشمِ میگون_ گردش_مستِ تماشا شدن
🔷 در سنت ادبی ما چشم معشوقه به خمار بودن و مستی معروف است این بیت خود شاهدی بر این ادعاست.
🔶 زمانی این تصویر زیباتر میشود که ما با عباراتی که در باب مستیست نیز مواجه میشویم. واژه 《گردش》در این بیت از آن دست عبارات است.
جالب است بدانید که در میکدهها افراد دایرهوار گردِ هم مینشستند و ساقی جام شراب را به گردش در میآورده. حالا گردش در این بیت از طرفی با گردشِ مردمک چشم و از طرفی با گردش جام شراب در ارتباط است.
🔷 و در نهایت واژهی _تماشا_ به این ارتباط کمک بیشتری میکند چرا که از فعل 《 مشی_یمشی》به معنای راه رفتن مشتق شدهاست پس واژهی تماشا یعنی دیدن در حال راه رفتن. ما با دیدن گردش جام شراب مست میشویم.
🔶 همچنین تکرار دوبار کلمهی 《 چشم 》 در مصراع اول تداعی کننده جفت بودن چشم است.
#علی_سمرقندی 📝
#دربارهی_شعر 📚
#صائب_تبریزی ✍
@alisamarqandi 🦋
غمگینترین جای مجسمه
لبخندیست
که با چاقو تراشیدهاند
#مهدی_نظارتیزاده ✍
@alisamarqandi 🦋
زمانِ رفتنت از حال میرود ساعت
نشان نمیدهد این عقربه زمانِ مرا
#علی_سمرقندی ✍
@alisamarqandi 🦋
《پرچم》
تکاندی شبی خاک پیراهنت را
رساندی به گلهای شب بو تنت را
گل قالی از شرمِ خود، گونهاش سرخ
که بوسیده یک گوشه از دامنت را
برای نشان دادنِ رنگ خورشید
برآوردی از قلهها گردنت را
به آیینه ات رو مده تا نبیند
خدایی نکرده برهنه تنت را
کمی خنده بر لب بیاور گل تلخ
پراکنده کن عطر آویشنت را
رها می کنی موی خود را که انگار
بر افراشتی پرچم میهنت را
برای کسی بد نمی خواهم اما
الهی ببینم غم دشمنت را
#علی_سمرقندی ✍
@alisamarqandi 🦋
چون عمر رفته را نتوان باز پس گرفت
هر منفعت که میکند انسان خسارت است
#فاضل_نظری ✍
@alisamarqandi 🦋
این بیت جهان بینی منه ❤️
دنیام بودی بعدِ تو دنیا ندارم که
میخواهم از دنیا بنالم، نا ندارم که...
#علی_سمرقندی ✍
@alisamarqandi 🦋
بیرون میا ز خانه به هنگامِ نیمروز
رشک آیدم که سایه به پابوس میرسد
#غالب_دهلوی ✍
@alisamarqandi 🦋
با زاهدان خشک مگو حرفِ حق بلند
منصور را ببین که چه از دار میکشد...!
#صائب_تبریزی ✍
@alisamarqandi 🦋
بختِ ما رختِ مشکیِ بند است
بختِ ما را خدا گره نزده
ما همان سنتِ چمن هستیم
یک نفر هم به ما گره نزده
#علی_سمرقندی ✍
@alisamarqandi 🦋
پ ن: این شعر قدیمیست و باور امروز من خیلی متفاوت است.❤️