eitaa logo
مدرسه کسب و کار ویسی تبار
276 دنبال‌کننده
33 عکس
13 ویدیو
1 فایل
استراتژی‌های رشد، جذب مشتری وفادار و مدیریت بیزنس مسیر گذار به یک بیزینس قدرتمند را از اینجا شروع کنید ‌🚀 اگر به دنبال رشدِ واقعی هستید، اینجا مقصد شماست مشاوره 👈🏻 @Aliveysitabaar @atefehmoltafet کانالمون👈🏻 @veysitabaar
مشاهده در ایتا
دانلود
🥊 فروشنده «ارائه‌دهنده» یا فروشنده «تمام‌کننده»؛ شما کدام هستید؟ 🔻در دنیای فروش، دو دسته آدم وجود دارند: گروهی هستند که تا جایی که می‌توانند با مشتری صحبت می‌کنند اما معامله به جایی نمی‌رسد، و گروهی هستند که با کمترین صحبتِ بی‌مورد، مشتری را به سمت "بله" هدایت می‌کنند. بیایید این تفاوت را کالبدشکافی کنیم: 🔹 ۱. فروشنده «ارائه‌دهنده» (The Presenter) این فرد بیشتر شبیه به یک "کاتالوگ متحرک" عمل می‌کند. وظیفه‌ی او را فقط "توضیح دادن" می‌بیند. تمرکز: روی ویژگی‌های محصول (Features). رفتار: مشتری می‌پرسد، او پاسخ می‌دهد. اگر مشتری بگوید "گران است"، او می‌گوید "بله، اما کیفیت ما بالاست" و تمام! خروجی: او مشتری را با کلی اطلاعاتِ زیاد، اما با "ابهام" رها می‌کند. مشتری از او خداحافظی می‌کند و می‌گوید: «می‌گم، خبرتون می‌کنم!» نتیجه: نرخ تبدیلِ پایین و اتلاف وقت زیاد. 🔹 ۲. فروشنده «تمام‌کننده» (The Closer) این فرد یک "حل‌کننده‌ی مسئله" (Problem Solver) است. او می‌داند که هدف، فقط صحبت کردن نیست، بلکه رسیدن به یک «تصمیم» است. تمرکز: روی ارزش و نتیجه (Value & Outcome). رفتار: او سوالاتِ هوشمندانه می‌پرسد تا نیاز واقعی مشتری را پیدا کند. وقتی مشتری می‌گوید "گران است"، او نمی‌جنگد، بلکه ارزشِ آن قیمت را با دردِ مشتری پیوند می‌زند. خروجی: او مشتری را به سمت «اقدام» هدایت می‌کند. او اجازه نمی‌دهد مکالمه بدون یک قدمِ مشخص (Next Step) تمام شود. نتیجه: نرخ تبدیلِ بالا و جریانِ نقدی (Cash Flow) مستمر. مدرسه ی روبیکامون👇 Rubika.ir/veysitabaar مدرسه ی بله مون👇 https://ble.ir/veysitabaar مدرسه ایتامون👇 https://eitaa.com/aliveysitabar ارتباط با ما👇 @Aliveysitabaar @atefehmoltafet
🔥 در حالی که همه در حال «تعدیل نیرو» هستند، ما باید به بازار «حمله» کنیم! ‌ 🔴 شاید در ظاهر، اوضاع بازار طوری به نظر برسد که تنها راهِ نجات، عقب‌نشینی، کاهش هزینه‌ها و حذف نیروهای اضافی باشد. اما تاریخِ بیزنس نشان داده است که بزرگ‌ترین امپراتوری‌ها، دقیقاً در زمان‌های بحران و در اوجِ رکود، ساخته شده‌اند. ‌ ❓ چرا در زمانِ تعدیلِ نیرو، نباید عقب نشست؟ ‌ وقتی بازار دچار رکود یا بی‌ثباتی می‌شود، اتفاقی می‌افتد که برای بیزنس‌های هوشمند، یک «فرصتِ طلایی» است: ‌ ۱. دسترسی به «نخبگانِ آزاد» در بازار 💎 در زمان‌های عادی، جذبِ بهترین‌ها بسیار سخت و پرهزینه است. اما در زمانِ تعدیلِ نیرو، بهترینِ متخصصانِ بازار، در حال جستجوی فرصت‌های جدید هستند. این یعنی شما می‌توانید با هزینه‌ای منطقی، تیم خود را از "متوسط‌ها" به "نخبگان" ارتقا دهید. ‌ ۲. اشباع شدنِ رقبا و کاهشِ تمرکز آن‌ها 📉 وقتی رقبای شما در حالت «دفاعی» و «بقا» هستند، تمام تمرکزشان روی کاهش هزینه‌هاست. در این لحظه، اگر شما در حالت «تهاجمی» باشید و روی بازاریابی و جذبِ مشتری تمرکز کنید، می‌توانید سهمِ بازار آن‌ها را به سرعت از آن خود کنید. ‌ ۳. تغییرِ رفتارِ مشتری و ایجادِ نیاز 🔄 در زمان‌های تغییر اقتصادی، نیازهای مشتری هم تغییر می‌کند. اگر شما با حضورِ قدرتمند و ارائه شده‌های هوشمندانه در بازار ظاهر شوید، به جای اینکه منتظر مشتری بمانید، خودتان "روندِ جدیدِ نیاز" را تعریف می‌کنید. ‌ ⚠️ اما یک شرطِ حیاتی وجود دارد! ‌ 🔻حمله کردن به معنای بی‌گدار به آب زدن نیست. حمله در زمانِ بحران یعنی: ✅ هوشمندانه استخدام کردن: به جای استخدامِ زیاد، فقط "بهترین‌ها" را جذب کنید. ✅ بهینه‌سازیِ عملیات: با نیروهای جدید، فرآیندهایی را که قبلاً کند بودند، سرعت ببخشید. ✅ تمرکز بر بازاریابیِ هدفمند: بودجه را از بخش‌های غیرضروری بردارید و روی "جذب مشتریِ جدید یا مشتری های از دست رفته" سرمایه‌گذاری کنید. مدرسه ی روبیکامون👇 Rubika.ir/veysitabaar مدرسه ی بله مون👇 https://ble.ir/veysitabaar مدرسه ایتامون👇 https://eitaa.com/aliveysitabar ارتباط با ما👇 @Aliveysitabaar @atefehmoltafet
📌 بزرگ‌ترین اشتباه در دورانِ بحران: استخدامِ «هزینه» به جای «سرمایه»! در پست قبلی گفتیم که در زمانِ بحران و تعدیل نیرو، نباید عقب نشست، بلکه باید با هوشمندی به بازار حمله کرد و نخبگان را جذب کرد. اما یک تله‌ی مرگبار در این مسیر وجود دارد: «استخدامِ کسانی که فقط کار را انجام می‌دهند، به جای کسانی که کار را متحول می‌کنند.» وقتی شما در حالتِ تهاجمی هستید، هر ریالی که بابت حقوق پرداخت می‌کنید، باید مثل یک «سرمایه‌گذاری» باشد که قرار است چندین برابر به شما برگردد. اگر کسی را استخدام کنید که فقط «تکلیفش را انجام می‌دهد»، شما در واقع دارید یک «هزینه» را به لیست بدهی‌های خود اضافه می‌کنید. 🚀 چگونه در دورانِ حمله، «سرمایه‌گذار» انتخاب کنیم نه «هزینه‌ساز»؟ برای اینکه استخدام‌های جدید شما موتورِ محرکه‌ی رشد باشند، هنگامِ مصاحبه و انتخاب، به دنبال این ۳ ویژگی باشید: ۱. ذهنیتِ مالکانه (Ownership Mindset) 🧠 در زمانِ بحران، شما به کارمندانی نیاز ندارید که منتظر دستور باشند. شما به کسانی نیاز دارید که وقتی با مشکلی روبرو می‌شوند، به جای گزارش دادنِ مشکل، با «راه حل» سراغ شما بیایند. کسی که احساس کند این بیزنس، متعلق به خودش است، در سخت‌ترین شرایط، برای رشد آن می‌جنگد. ۲. قابلیتِ انطباق‌پذیری (Adaptability) 🔄 بازارِ بحران، بازارِ تغییراتِ ناگهانی است. اگر فردی را استخدام کنید که فقط با یک روشِ ثابتِ قدیمی کار می‌کند، او به زودی برای بیزنس شما «مانع» خواهد بود. به دنبال کسانی باشید که با تغییرِ استراتژی، سریع خودشان را بازسازی می‌کنند. ۳. تمرکز بر نتیجه (Result-Oriented) 🎯 یک " نیروی هزینه ساز " به شما می‌گوید: «من ۸ ساعت کار کردم». یک "نیروی سرمایه ساز" به شما می‌گوید: «من این فرآیند را اصلاح کردم و باعث شدم هزینه ۳۰٪ کاهش یابد» یا «من این مشتری جدید را با این روش جذب کردم». در دورانِ حمله، فقط به خروجی و نتیجه اهمیت دهید. ‌ 💡 خلاصه استراتژی: در دورانِ رکود، هدف ما «کاهش تعدادِ آدم‌ها» نیست؛ هدف ما «افزایشِ کیفیتِ آدم‌ها» است. ما می‌خواهیم تعدادِ افرادمان را (در صورت نیاز) کم کنیم، اما قدرتِ هر فرد را ۱۰ برابر کنیم. مدرسه ی روبیکامون👇 Rubika.ir/veysitabaar مدرسه ی بله مون👇 https://ble.ir/veysitabaar مدرسه ایتامون👇 https://eitaa.com/aliveysitabar ارتباط با ما👇 @Aliveysitabaar @atefehmoltafet
*🚀 هنرِ نهایی در فروش: چگونه از «مذاکره» به «خرید» برسیم؟* خیلی از فروشندگان در مرحله‌ی معرفی محصول عالی عمل می‌کنند، اما وقتی نوبت به «بستنِ معامله» (Closing) می‌رسد، دچار تردید می‌شوند. تفاوت یک فروشنده‌ی معمولی با یک «فروشنده ی حرفه‌ای»، در استفاده‌ی هوشمندانه از تکنیک‌های روانشناختی است. 🔻 *حالا ۳ تکنیک کلیدی که می‌تواند مسیرِ «مشتریِ مردد» را به «مشتریِ خریدار» تبدیل کند، را بررسی می کنیم:* * ۱. تکنیک فروش فرضی (Assumptive Close) 🤝* این یکی از قدرتمندترین و البته جسورانه‌ترین تکنیک‌هاست. در این روش، شما در صحبت‌های خود، «فرض را بر این می‌گذارید که مشتری تصمیم به خرید گرفته است». شما به جای اینکه بپرسید: "آیا می‌خواهید این محصول را بخرید؟" (که راه را برای "نه" باز می‌کند)، مستقیماً به سراغِ مراحلِ پس از خرید می‌روید. مثال: "بسیار عالی، پس برای اینکه محصول را سریع‌تر تحویل بگیرید، تمایل دارید برای زمانِ ارسال، روز شنبه را انتخاب کنیم یا یکشنبه؟" "خیلی خوب، بفرمایید مدلِ X را برای آدرسِ ارسال، دفترِ مرکزی را در نظر بگیریم یا انبار؟" نکته طلایی: این تکنیک زمانی جواب می‌دهد که شما به محصول خود ایمان دارید و مشتری هم نشانه‌های مثبتی از علاقه نشان داده است. ۲. تکنیک FAB: تبدیل ویژگی به منفعت (Features, Advantages, Benefits) ✨ مشتریان به "ویژگی‌ها" اهمیت نمی‌دهند، آن‌ها به «منفعت» اهمیت می‌دهند. ویژگی (Feature): چیزی که محصول هست (مثال: این دستگاه دارای موتور ۲۰۰۰ وات است). مزیت : چیزی که محصول انجام می‌دهد (مثال: این موتور قدرتِ بسیار بالایی دارد). منفعت (Benefit): چیزی که مشتری به دست می‌آورد (مثال: این یعنی شما کارتان را در نصفِ زمان انجام می‌دهید و وقت بیشتری برای خانواده دارید). *استراتژی: همیشه از ویژگی به سمتِ منفعت حرکت کنید. مشتری می‌پرسد: "این برای من چه سودی دارد؟"* ۳. تکنیک فروش مشاوره‌ای (Consultative Selling) 🔍 در این روش، شما دیگر "فروشنده" نیستید؛ شما یک «حل‌کننده‌ی مسئله» هستید. شما به جای اینکه فقط حرف بزنید، بیشتر سوال می‌پرسید. با درکِ دقیقِ دردها، چالش‌ها و نیازهای واقعیِ مشتری، محصول خود را به عنوان تنها «راه حلِ منطقی» به او معرفی می‌کنید. نتیجه: وقتی مشتری احساس کند شما واقعاً به دنبالِ حلِ مشکل او هستید (نه فقط گرفتنِ پول او)، اعتماد ایجاد می‌شود و فروش، نتیجه‌ی طبیعیِ آن اعتماد خواهد بود. مدرسه ی روبیکامون👇 Rubika.ir/veysitabaar مدرسه ی بله مون👇 https://ble.ir/veysitabaar مدرسه ایتامون👇 https://eitaa.com/aliveysitabar ارتباط با ما👇 @Aliveysitabaar @atefehmoltafet
📌 ۴ نوع مشتری سخت و روش مقابله با هرکدام 🔻همه ما مشتری‌های دشوار داشته‌ایم. نکته این است که هر کدام نوع متفاوتی از «سختی» دارند و یک نسخه واحد برای همه جواب نمی‌دهد. ۱. مشتری «نه‌ی بزرگ» (همه چیز را رد می‌کند) خصوصیات: به هر چیزی می‌گوید نه. قبل از اینکه حرفت را تمام کنی، جواب منفی داده است. انگار از قبل تصمیم گرفته با تو مخالفت کند. مثال : یک صاحب مغازه لوازم یدکی می‌گوید: نه، این باتری را نمی‌خواهم. نه، قیمت‌تان بالا است. نه، گارانتی‌تان به درد نمی‌خورد بدون اینکه حتی به محصول نگاه کند. راهکار : به جای جنگیدن با نه هایش، یک سوال ببند بپرس: آخرین باری که از جنس مشابه خرید کردید، چند ماه دوام آورد؟ اگر جواب داد، شما می‌فهمید نارضایتی او از خرید قبلی است، نه از شما. بعد می‌گویید: این مدل دقیقاً برای همان مشکل طراحی شده. اجازه دهید یکبار امتحان کنید، اگر تا فلان موقع راضی نبودید، برگردانید. ۲. مشتری حرفه‌ایِ مقایسه‌گر (همیشه رقیب را بهتر می‌داند) خصوصیات: مدام می‌گوید فلان جا ارزان‌تر است، فلان برند بهتر است. شما را مدام با دیگران مقایسه می‌کند. مثال : یک مشتری در فروشگاه پوشاک می‌گوید: همین ژاکت را آن طرف خیابان 200 هزار تومان کمتر می‌دهند. راهکار : هرگز وارد بحث مقایسه نشوید. به جایش بگویید: حق با شماست. قیمت ما بالاتر است. اما دو تفاوت دارد: نخ این ژاکت ۱۰۰٪ پنبه است و دوخت آن دستی. اگر این دو برایتان مهم نیست، همان ارزان‌تر را بخرید. اما اگر بعد از یک ماه شستن مدلش به هم ریخت، به خودتان بگویید همان ۲۰۰ هزار تومان ارزشش را داشت؟ این کار مشتری را مجبور می‌کند بین قیمت و کیفیت یکی را انتخاب کند. ۳. مشتری ساکتِ بی‌رمز (نظر نمی‌دهد، فقط نگاه می‌کند و می‌رود) خصوصیات: هیچ سوالی نمی‌پرسد، هیچ اعتراضی نمی‌کند. فقط نگاه می‌کند، دست می‌زند و می‌رود. تو نمی‌فهمی چی فکر می‌کند. مثال : در یک فروشگاه مبلمان، مشتری ۱۰ دقیقه روی مبل می‌نشیند، بلند می‌شود، برچسب قیمت را نگاه می‌کند و بدون هیچ کلمه‌ای بیرون می‌رود. راهکار : به سراغش بروید و نگویید کمکتان کنم؟ (چون جواب نه می‌شنوید). بگویید: ببخشید، شما متخصص مبلمان هستید؟ راستش من بین این دو مدل گیر کردم. نظر شما را به عنوان یک مشتری می‌خواهم. کدام را بخرید؟ با این سوال، او از حالت خریدار دفاعی خارج می‌شود و تبدیل به کارشناسِ مورد مشورت می‌شود. آن وقت دهان باز می‌کند و حرف می‌زند. ۴. مشتری وقت‌گیر حرفه‌ای (سوالات بی‌نهایت می‌پرسد، آخرش می‌گوید بعداً می‌آیم) خصوصیات: نیم ساعت از وقتت را می‌گیرد، همه چیز را می‌پرسد، خوب جواب می‌دهی، آخرش می‌گوید ممنون، بعداً می‌آیم و دیگر برنمی‌گردد. مثال : در یک نمایندگی خودرو، مشتری نیم ساعت درباره مصرف بنزین، گارانتی، قیمت قطعات می‌پرسد. فروشنده با حوصله جواب می‌دهد. آخرش می‌گوید: باشه، فکر می‌کنم. بعداً می‌آیم. راهکار : در میانه صحبت، بعد از جواب دادن به سه سوال، مکث کنید و بگویید: اجازه بدهید یک سوال از شما بپرسم: اگر همه این سوالات جواب داده شود، چند درصد احتمال دارد امروز خرید کنید؟ اگر گفت زیر 50، مستقیماً بپرسید: «مشکل اصلی کجاست که من نمی‌بینم؟» اگر گفت بالای 50، بگویید: «پس بگذارید قدم آخر را برداریم. دقیقاً چه چیزی مانده که همین حالا تصمیم نگیرید؟ این سوالها وقت‌گیرها را لو می‌دهد. مدرسه ی روبیکامون👇 Rubika.ir/veysitabaar مدرسه ی بله مون👇 https://ble.ir/veysitabaar مدرسه ایتامون👇 https://eitaa.com/aliveysitabar ارتباط با ما👇 @Aliveysitabaar @atefehmoltafet
هیچ چیزی هیچ معنایی نداره به جز اون معنایی که خودتون بهش دادید 👌🎯 مدرسه ی روبیکامون👇 Rubika.ir/veysitabaar مدرسه ی بله مون👇 https://ble.ir/veysitabaar مدرسه ایتامون👇 https://eitaa.com/aliveysitabar
حکمرانی بر بازار افزایش فروش تضمینی 🎯
🧠 مذاکره در فروش؛ وقتی کلمات، فراتر از قیمت‌ها عمل می‌کنند! ‌ 🔻 بسیاری از فروشندگان فکر می‌کنند مذاکره یعنی چانه زدن بر سرِ عددها. اما اگر می‌خواهید در سطحِ حرفه‌ای بازی کنید، باید بدانید که مذاکره در واقع «مدیریتِ احساسات و ادراکِ مشتری» است. ‌ 🔴 اگر می‌خواهید از سطحِ یک فروشنده معمولی به سطحِ یک «فروشنده حرفه ای » برسید، این ۳ تکنیکِ روان‌شناختی را در انبار مهمات خود قرار دهید:۱. تکنیکِ «سکوتِ استراتژیک» (The Power of Silence) 🤐 بزرگترین دشمنِ یک مذاکره‌کننده‌ی حرفه‌ای، «بیش از حد حرف زدن» است. خیلی از ما وقتی قیمت را اعلام می‌کنیم یا پیشنهادی می‌دهیم، از شدتِ استرس یا تمایل به برنده شدن، بلافاصله شروع می‌کنیم به توضیح دادن، توجیه کردن یا پایین آوردنِ قیمت. این کار یعنی شما ناخودآگاه به مشتری پیام می‌دهید که: «من از این پیشنهادم مطمئن نیستم!» ‌ روش اجرا: قیمت یا پیشنهادِ نهایی خود را با اعتمادبه‌نفس اعلام کنید و سپس... سکوت کنید. اجازه دهید سکوت، فضایِ سنگینی ایجاد کند. اجازه دهید مشتری با آن عدد یا پیشنهاد روبرو شود و خودش واکنش نشان دهد. هدف: سکوت باعث می‌شود مشتری احساس کند شما به ارزشِ کلام خودتان ایمان دارید. معمولاً در این سکوت، مشتری است که برای شکستنِ آن فضا، شروع به حرف زدن یا حتی پذیرشِ پیشنهاد می‌کند. ‌ ۲. تکنیکِ «تأییدِ محدودیت» (Labeling the Emotion) 🏷️ مشتریانی که در مذاکره سخت‌گیر هستند، معمولاً یک «احساسِ پنهان» دارند (مثل ترس از ضرر کردن، یا احساسِ اینکه مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند). اگر این احساس را نادیده بگیرید، مذاکره به بن‌بست می‌رسد. ‌ روش اجرا: به جای بحثِ منطقی، احساسِ او را «برچسب‌گذاری» کنید. مثلاً اگر مشتری با لحنی تدافعی می‌گوید «قیمت‌های شما خیلی بالاست»، به جای توجیه کردن، بگویید: «به نظر می‌رسد شما نگران هستید که این هزینه، بازگشت سرمایه‌ی مناسبی برایتان نداشته باشد، درست است؟» هدف: وقتی شما احساسِ مشتری را بازگو می‌کنید، او احساس می‌کند «شنیده شده» و «درک شده» است. این کار سدِ دفاعیِ او را می‌شکند و او را از حالتِ «مبارز» به حالتِ «همکار» تغییر می‌دهد. ‌ ۳. تکنیکِ «تغییرِ زاویه دید از هزینه به سرمایه‌گذاری» (Cost vs. Investment) 🔄 ذهنِ انسان به طور طبیعی نسبت به «از دست دادن پول» حساس است (بیشتر از حساسیتش به «به دست آوردن سود»). اگر مشتری فقط به «هزینه» فکر کند، همیشه به دنبال کاهش آن است. ‌ روش اجرا: کلمه‌ی «هزینه»، «قیمت» یا «پرداخت» را در صحبت‌هایتان به حداقل برسانید. به جای آن، از کلمات «سرمایه‌گذاری»، «بازگشتِ ارزش» و «جلوگیری از ضرر» استفاده کنید. مثال: به جای اینکه بگویید «هزینه این سیستم ۵۰ میلیون است»، بگویید: «سرمایه‌گذاریِ ۵۰ میلیونی روی این سیستم، باعث می‌شود شما سالانه از ضررِ ۱۰۰ میلیونیِ ناشی از خرابیِ تجهیزات قدیمی جلوگیری کنید.» هدف: شما با این کار، ذهنِ مشتری را از «رفتِ پول» به سمت «جلوگیری از از دست دادنِ فرصت‌ها» سوق می‌دهید. مدرسه ی روبیکامون👇 Rubika.ir/veysitabaar مدرسه ی بله مون👇 https://ble.ir/veysitabaar مدرسه ایتامون👇 https://eitaa.com/aliveysitabar ارتباط با ما👇 @Aliveysitabaar @atefehmoltafet
فروشت را تضمینی افزایش بده 👌✅
✅ حکمرانی بر بازار 🚀 افزایش فروش تضمینی 🎯
🚨تا وقتی مدیر بهترین متخصص سازمان است، سازمان از خود او بزرگتر نمی شود ❌