eitaa logo
تلخیص الکافی فی المفردات
901 دنبال‌کننده
13 عکس
2 ویدیو
0 فایل
مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شود. ارتباط با ما @Amir205
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄* 📝خلاصه درس نود و نهم ✅نـون مـرکبه « نَعَـم»: 1⃣کیفیت استعمال: فتح نون و عین : « نَعَم» 2⃣ نوع کلمه : حرف جواب است. 3⃣کاربرد: 🔻الف: حرف تصدیق : در صورتی که بعد از جملات خبریه ذکر شود: «قام زیدٌ» : نَعَم و « ما قام زیدٌ »: نَعَم 🔻ب: حرف وعد : در صورتی که بعد از طلب می آید : «هـلاتَفعَل ؟» : نَعم و « إضرِبْ زیداً» : نَعَم 🔻ج: حرف اعلام : بعد از استفهام می آید : « أ إنَّ لَنا لَأجـراً ؟» : نَعَم 📢نکته: «نعم»؛ اگر در ابتدای جمله باشد معنای تأکید دارد مانند:«نَعَمْ إنّکَ جندیٌّ شجاعٌ ». 4⃣استعمال هریک از «نعم» و« بلی » بعد جملات: 🔴الف :اگر بعد از خبر مثبت باشد ،« َنعَم» دلالت بر تصدیق می کند :« قامَ زیدٌ »،« نَعَم» (بله ایستاده است) 🟠ب: اگر بعد از خبر منفی باشد ،« َنعَم» دلالت بر تصدیق نفی می کند :« ما قام زیدٌ» :« نَعَم» (بله ایستاده نیست) 🟢ج: اگر بعد از جمله منفی« بَـلـی» بیاید ؛ دلالت بر تکذیب آن می کند : «ما قام زیدٌ»« بلی»،«زَعَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ لَنْ يُبْعَثُوا ۚ قُلْ بَلَىٰ وَرَبِّي لَتُبْعَثُنَّ» 📢نکته : تکذیب جملات منفی با «لا» نیست زیرا«لا» برای نفی اثبات است نه نفیِ نفی ⬅️بنابراین 🔺الف:تصدیق «قام زیدٌ» : «نَعَم»=« اثبات قیام » 🔺ب: تکذیب آن: «لا »=« نفی قیام » 🔻ج:تصدیق«ما قام زیدٌ» و« لَم یَقم زیدٌ»و «ألَم یَقِم زیدٌ» :« نَعَم »=« نفی قیام » 🔻د: تکذیب آنها :« بَلی»= « اثبات قیام» 🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺 🌾🌾🌾🌾🌾 مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee ارتباط با ما @Amir205 ─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─ ✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨ —•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄* 📝خلاصه درس صدم ✅« حرف هـاء » 🔴الف: مفرده «هُ» 1⃣ ضمیر مفرد مذکر غایب : در حالت نصب و جر : « قالَ لَهُ صاحِبَهٌ وَ هوَ یُجاوِرُهُ » 2⃣حرف غایب : بعد از کلمه« إیّـا »که ضمیر بنابر نظر محققین همان« إیا» است و «هُ»حرف است که دلالت بر غیبت می کند 3⃣ هـاء سکت. بر آخر کلمه واقع می شود برای بیان حرکت یا حرف :« مـاهِیَه»،«هاهُناه» نکته:اصل در این ( هـا ) وقف بر اوست . ولی گاهی متصل می شود . اما باز هم مثل حالت وقف سکون دارد . ( رُبَّمـا وَصَلت بِنیه الوقف ) 🟠ب:«هـا» 1⃣ «اسم فعلِ» امر به معنای «خُذ 🔅وجـوه استعمالی: 🔻الف: مد الف« هاء» 🔻ب:بدون مد الف«ها» 🔻ج: با کاف : «هـاکَ»،«هاکما»،«هاکُم»،«هاکِ»«هاکما»،«هاکُنَّ» 🔻د: بدون کاف «هـاءَ» و صرف همره: «هـاءَ » مفرد مذکر، ««هـاءِ »مفرد مونث »، ««هـاؤُم» جمع مذکر » ،««هـاءُمـا » تثنیه »، ««هـاوُن»جمع مونث مانند:« هـاؤُم اقرَؤُا کِتابِیَه» 2⃣ « ضمیر» مفرد مؤنّث غائب ( در حالت نصب و جر ) : « فَألهَمَهـا فُجـورَهـا و تَقـواهـا » 3⃣« حرف تنبیه »: ♏️محل دخول: 🟡الف : بر اول اسم اشاره غیر مختص به بعید می آید «هؤلاء » «هذا » بخلاف «ثَمَّ» «هنّـا»و «هنالک» 🟢ب: بر ضمیر ی که مبتدا باشد و خبر آن اسم اشاره باشد« هـا اَنتُم اُولاء» ☑️اشکال : هاء تنبیه در آیه شریفه بر «اولاء » داخل شده لکن چون صدریت دارد بر اول می آید . 📣جواب : این اشکال شما در آیه ، « هـا أنتُم هـؤلاء» نیست . 🟣ج: بر نعت أیُّ ندائیه : «یا أیُّهَا الرَّسـول» 📢نکته: دخول« ها» واجب است زیرا تنبیه دهد که این نداء مختص به اسم ذواللام بعدش است . ⚪️د: بر لفظ جلاله «الله »(جلّ جلاله): در قَسَم وقتی حرف قسم حذف شود . 🔲 وجوه استعمال 1⃣ همزه قطع در« الله »و ثبوت الف «هـا» :« هـا ألله» 2⃣ همزه وصل در« الله» و ثبوت الف «هـا» :« هـا الله» 3⃣ همزه قطع در « الله» و حذف الف «ها» :« هَألله» 4⃣ همزه وصل در« الله» و حذف الف «ها»:« هَـالله» 🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺 🌾🌾🌾🌾🌾 مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee ارتباط با ما @Amir205 ─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─ ✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨ —•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄* 📝خلاصه درس صد و یکم ✅« هَـلْ » 🔴الف: نوع کلمه : حرف استفهام است 🟠ب: کاربرد : برای طلب تصدیق ایجابی،یعنی: 🔹اولاً: برای طلب تصور نمی آید و بنا براین : 🔻الف: مثال:«هل زیدٌ قائمٌ أم عمروٌ »در صورتی که «أم» متصله باشد صحیح نیست زیرا «هل»نشانگر آن است که اصل تصدیق حاصل نشده و اینکه « زید» مثلا نیاستاده است و متکلم از ایستادن او سوال می کند ولی «أم» متصله که برای طلب تصور و طلب تعیین است نشانگر تحقق وحصول اصل نسبت است و اینکه یک فردی ایستاده است اما از فرد ایستاده سوال می شود. بنابراین بین «هل»(نمی دانم فردی ایستاده هست یا خیر😔)و «أم»(می دانم کسی ایستاده است اما فرد ایستاده مشکوک است) تنافی است. 📢نکته: مثال:«هل زیدٌ قائمٌ أم عمروٌ »:در صورتی که«أم» منقطعه باشد صحیح است زیرا بین «هل» و«أم»تنافی نیست چون بوسیله «هل زیدٌ قائمٌ» طلب تصدیق نموده وبوسیله «أم» إضراب کرده وطلب تصدیق دیگر است . 🔺ب: مثال«هل زیداً ضربتَ» صحیح نیست زیرا تقدیم «زیداً» بیانگر آن است که اصل نسبت تحقق پیدا کرده است(اینکه ضرب و زدن اتفاق افتاده است) و«هل» بیانگر آن است که نسبت محقق نشده است(سوال از ضرب و زدن می کند) بنا بر این بین تقدیم «زیداً »(معلوم و مشخص است زدن اتفاق افتاده است) و«هل» (سوال از ضرب است که آیا اتفاق افتاده است🤔) تنافی است . 🔸ثانیاً : برجمله منفی داخل نمی شود وبنا بر این مثال «هَلْ لَمْ یَقُمْ زیدٌ »صحیح نیست زیرا مدخول «هل» جمله منفی است . 📢تذکر : فرق بین هَل و أَم منقطعه با أَم متصله و اسماء استفهام و همزه استفهام دارای سه حکم کلی است : 🔅«هَل» و« أَم» منقطعه: فقط برای طلب تصدیق می آیند. 🔅«أَم» متصله و اسماء استفهام : فقط برای طلب تصورمی آیند . 🔅همزه استفهام : مشترک بین تصور و تصدیق است . 🟤ج: فرق های «هَل» و همزه استفهام: 1⃣«هَـل» مختص به طلب تصدیق است: «هل دَفَعَتِ الاَرقاب؟» بخلاف همزه« أزیدٌ عندک أم عمروٌ» 2⃣« هَـل » فقط مختص به جملات مثبت است «هَـل زیـدٌ قـائِمٌ » بخلاف همزه « ألَم نَشرَح» 3⃣ « هَـل» فعل مضارع را مستقبل می کند: «هَـل تُسافِرُ » بخلاف همزه « أَ تَظُنُّـهُ قـائِمـاً » 4⃣«هَـل» بر ادات شرط داخل نمی شود بخلاف همزه :« أفَـإِن مِتَّ فَهُمُ الخالِدون» و« أ إنْ ذُکّرتُم» 5⃣«هَـل» بر«إِنَّ» داخل نمی شود بخلاف همزه :« أإنَّک لَأنتَ یُوسُفُ» 6⃣ « هَـل» بر اسمی که بعدش فعلی باشد در حال اختیار داخل نمی شود بخلاف همزه : « أبَشَراً منّا واحداً نَتَّبِعُهُ» 7⃣« هَـل » بعد از حرف عطف قرار میگیرد نه قبلش :«فَـهَل یُهلَکُ إلّا القَـومُ الفاسقون») بخلاف همزه«أفَلَم یسیروا.....» ،«أوَلَم ینظُروا» 8⃣ « هَـل» بعد از« أَمْ» قرار میگیرد بخلاف همزه : «أَمْ هَـلْ تَستوی الظُّلُمـاتُ وَ النُّـور» 9⃣ می توان بوسیله استفهام به « هَـل» نفی اراده شود بخلاف همزه :« هَـل جَـزاء الإِحسان إِلّا الإحسان» 🔔اشکال : ما در همین کتاب در باب همزه گفتیم که همزه استفهام برای معنای انکار ابطالی است و به نوعی دارای معنای نفی است پس چه فرق است بین« هَـل» و همزه که می گوئید «هَـل» دارای معنای نفی است و همزه اینگونه نیست ؟ 🔈جواب: 🔴اولاً : در باب همزه گفته شد همزه برای انکار است که لازمه انکار ( نفی ) می شود . یعنی به دلالت التزامی دلالت بر نفی می کند نه مطابقی امّا« هَـل» به دلالت مطابقی دلالت بر نفی می کند .بنابراین همزه ابتداءً معنای نفی ندارد و بهمین خاطر مثال :«أقامَ إلّا زیدٌ» صحیح نیست اما مثال: «هل قامَ إلّا زیدٌ» صحیح است.و استثناء از نوع مفرغ است. 🟡ثانیاً انکار سه قسم است: 🔻الف: انکار مُدّعِی : لازمه اش نفی ( انکار ابطالی )= مخصوص«همزه» 🔻ب: انکار فاعل : لازمه اش انجام فعل ( انکار توبیخی ) = مخصوص«همزه» 🔻ج: انکار فعل : دلالت مطابقی اش نفی ( معنای نفی )= مخصوص« هَـل» 🔟«هَـل»در صورتی که همراه فعل باشد گاهی دارای معنای« قَـد» دارد بخلاف همزه ؛و ابن عباس : در آیه «هَل أتی علی الإنسانِ »)«هَـل» را به معنای« قَـد» تفسیر کرده است . 📢نکته: اقوال در این فرق: 1⃣ آقای زمخشری : «هَـل »دائمـاً معنای قَـد دارد و استفهام از همزه ای است که قبل «هَـل» غالباً محذوف است ، استفاده می شود . 2⃣ قوم : عکس آن چیزی را که زمخشری بیان کرده گفته اند ، یعنی «هَـل» معنای« قَـد» ندارد ، اصلاً 3⃣مصنف : قول قوم که عکس زمخشری است صحیح است و جماعتی هم گفته اند تفسیر ابن عباس از «هَـل أَتـی » این بوده که «هَـل »برای استفهام تقریری و مجازی است نه اینکه معنای« قَـد» دارد . 🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺 🌾🌾🌾🌾🌾 مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee ارتباط با ما @Amir205 ─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─ ✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨ —•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄* 📝خلاصه درس صد و دوم ♒️« هَـلّـا» 1⃣ نوع کلمه: حرف تحضیض و تندیم 2⃣ محل دخول: فقط بر فعل داخل می شود. 3⃣ کاربرد: 🟠الف: اگر بر فعل مضارع داخل شود دلالت بر تحریک به انجام فعل و ترک سستی و کوتاهی می کند مانند:«هَلّا یرتدع فلان ٌ عن غَیّه»( چرا فلانی دست از گمراهی بر نمی دارد) یعنی ( بس کن ، دست بردار) 🟡ب: اگر بر فعل ماضی داخل شود دلالت بر توبیخ و تندیم و سرزنش می کند مانند: « هَلّا إجتهدتَ » (چرا تلاش نکردی) 📢نکته: در صورتی که بعد از«هَلّا» اسم مرفوعی ذکر شود آن اسم فاعل فعل محذوف است که با مابعد خود تفسیر می شود مانند:«هَلّا زیدٌ یتعلّم » 🈂« هُـو » 1⃣ اسم : غالباً ضمیر غائب است مانند:« هُوَ اللهُ الذی لا إله إلّا هُو» 2⃣ حرف: در صورتی که ضمیر فصل باشد : « فَـإِنَّ الشاهِـدَ هُـو الحاکمُ» 📢نکته: در صورتی که ضمیر فصل باشد حرف است و محلی از اعراب ندارد. 🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺 🌾🌾🌾🌾🌾 مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee ارتباط با ما @Amir205 ─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─ ✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨ —•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄* 📝خلاصه درس صد و سوم ✅« حرف واو » 💟اقسام واو مفرده 1⃣«حرف عطف »: 🔅معنا :برای مطلق جمع است 🔅کاربرد : 🔴الف: عطف شئ بر مصاحب خود می کند :« فَـأنجیناه وَ أَصحاب السَّفینة»( حضرت نوح علیه السلام و اصحابش همراه هم بودند) 🟠ب: عطف شئ بر سابق خود :« لَقَـد أَرسلنا نـوحاً وَ ابراهیم » ( اول حضرت نوح بوده(سابق)وبعد حضرت ابراهیم(لاحق) ) 🟡ج: عطف شئ بر لاحق خود: « یُوحَی إلیکَ وَ الی الذّین مِن قَبلِکَ »( اول پیامبراسلام ذکر شده (لاحق)و بعدپیامبران دیگر(سابق)) 🔹بنابراین در مثال:« قامَ زیدٌ و عمروٌ» هر سه احتمال وجود دارد. 📢 نکات : 1⃣ آقای ابن مالک گفته است : بودن واو برای « معیّت یا مصاحب» راجح است برای ترتیب «عطف لاحق بر سابق» کثیراست و بالعکس «عطف سابق بر لاحق» قلیل است. 2⃣ جایز است بین متعاطفینِ «واو» تقارب یا تراخی باشد:« إِنّـا رادّوهُ إِلیکَ وَ جاعِلُـوهُ مِنَ المُرسَلین» ( بین برگرداندن حضرت موسی (علیه السلام) به مادرش ومسأله رسالت آن حضرت 40سال طول کشید) . 3⃣ فرقهای بین« واو» عطف با سایر حروف عطف : 1⃣ احتمالات ثلاثه ( عطف الشیء علی مصاحبه و لاحقه و سابقه ) در عطف به« واو» وجود دارد بخلاف سایر . 2⃣ «واو» مقرون به إِمّـا می شود بخلاف سایر : « إِمّـا شاکـراً وَ إِمّـا کَفـوراً » 3⃣ اگر «واو» بر «لا»ی نفی داخل شود به دو شرط : 🟣 کلام قبل منفی باشد 🔵 واو برای معیت نباشد مفید نفی از هر دو فعل است و اینکه فعل درخارج ( در حالت اجتماع بین معطوف و معطوف علیه وافتراق بین آن دو) حاصل نشده است در حالی که اگر «لا»ذکر نمی شد کلام دارای دو احتمال بود 🔸 نفی فعل در حال اجتماع 🔹 نفی فعل در حال افتراق . مانند «ما قام زیدٌ ولا عمروٌ» اگر «لا»ذکر نمی شد کلام دارای دو احتمال بود( نفی قیام در حال اجتماع ( باهم نایستاده اند اما جدا گانه ایستاده اند)-و نفی قیام در حال افتراق .(جدا گانه نایستاده اند اما باهم ممکن است ایستاده باشند) ومانند آیه شریفه:« و ما أموالُکُم ولا أولادکم بالّتی تُـقَرّبُـکُم عندنا زُلفی» که با ذکر «لا» بعد واو دلالت براین می کند که نه«اموال »ونه «اولاد» باهم یا جداگانه مایه تقرّب نیستند 📢نکات: 1⃣ نوع عطف در این گونه موارد عده ای گفته اند از نوع عطف جمله بر جمله است و عاملی بعد از «لا»مقدر است اما مشهور گفته اند از قبیل عطف مفردات است. 2⃣ اگر کلام شرائط فوق را نداشت دخول« واو» ممتنع است یعنی: 🟤الف: اگر کلام مثبت بودمثلاً در مثال «قام زیدٌ وَلا عمروٌ» دخول واو بر « لا » ممتنع است . ⚪️ب: واو برای معیت بود مثلاً در مثال«ما إختصمَ زیدٌ وَ لا عمروٌ» دخول واو بر « لا » ممتنع است . ☑️اشکال : دخول واو بر «لا» در آیه « وَ لَا الضالّین » با این شرط که گفتید کلام قبل منفی باشد سازگاری ندارد . 🔔جواب : کلام قبل از « وَ لَا الضالّین» هم منفی است و نفی آن از« غیر » در « غیر المغضوب » استفاده می شود . 4⃣ واو بر «لکنْ» داخل می شود بخلاف سایر حروف : « وَ لکنْ رَسـول الله » 5⃣ عطف مفرد سببی(دارای رابط) به اجنبی(بدون رابط) در وقت احتیاج به رابط بوسیله واو صحیح است بخلاف سایرحروف عطف مانند:« مَـررتُ بِـرَجُلٍ قـائمٍ زَیـدٌ وَ أخـوه » و « زَیـداً ضَرَبت عمـراً وَ أخـاه » 6⃣ عطف عُقَـد بر نَیِّف ( دهـگان بر یکان ) بوسیله واو صحیح است بخلاف سایر : « أحَـد وَ عِشرون» . 7⃣ عطف چند صفت برای یک موصوف بوسیله واو صحیح است بخلاف سایر : «رَجُلٍ حَـزینٍ عَلی رَبعینَ مَسلـوبٍ و بالٍ » 8⃣ ...خواهد آمد ان شاءالله 🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺 🌾🌾🌾🌾🌾 مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee ارتباط با ما @Amir205 ─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─ ✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨ —•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄* 📝خلاصه درس صد و چهارم ✅ ادامه فرق های «واو» عاطفه با سایر حروف عطف: 8️⃣عطف چند کلمه بر یکدیگر که حقشان اینست که تثنیه یا جمع باشد :« لَیثٌ وَ لیثٌ فی مَحَلِّ ضَنک...» 9️⃣عطف چیزی که عامل بی نیاز از او نیست بوسیله واو جایز است بخلاف سایر : «إختصم زیدٌ و عمروٌ» ( وقتی عامل قبل دال بر مشارکت باشد ) «اشترک زیدٌ و عمرٌو» . 📢 نکات: 1️⃣اینگونه موارد قوی ترین دلیل است بر اینکه «واو»مفید ترتیب نیست زیرا در خصومت و شراکت که ترتیب معنا ندارد و مانند:«جلستُ بین زیدٍ و عمروٍ» 2️⃣در عطف ما لا یَستَغنی عنه ، أم متصله هم با واو مشارکت دارد :« سَـواءٌ عَلیهِم أَ أَنـذَرتَهُـم أَم لَـم تُتذرِهُـم»-«سواءٌ أ قَمتَ أم قَعدتَ» 🔟عطف عام بر خاص بوسیله واو جایز است بخلاف سایر :« لِمَن دَخَلَ بیتی مُـؤمناً وللمؤمنین وَ المؤمنات» 1️⃣1️⃣عطف خاص بر عام جایز است بوسیله واو بخلاف سایر : « وَ إذ أخَـذنـا مِن النبیین میثاقِهِم وَ مِنکَ وَ مِن نـوح» نکته: در این حکم« حتّی» عاطفه با واو مشارکت دارد : «مـاتَ الناسَ حتّی الأنبیـا» 2️⃣1️⃣عطف عامل محذوفی که معمولش باقی مانده بر عامل و معمول مذکور در ماقبل به شرط اینکه بین این دو ( معطوف و معطوف علیه ) قدر مشترک و جامع وجود داشته باشد مانند:« إشتدّ البرد القاسی فی لیلة شاتیة، فأغلقتُ الابواب و النوافذ و أوقدت ناراً للدفء و الملابس الصوفیه»( سرمای سخت در یک شب زمستانی شدید شد، در و پنجره ها را بستم و برای گرما آتش روشن کردم و لباس های پشمی پوشیدم.) که در این مثال عطف«ملابس» بر «ابواب»یا«نار» صحیح نیست بخاط فساد معنا بلکه ملابس معمول فعل محذوف است و عطف جمله بر جمله شده است نه عطف مفرد بر مفرد. مانند:« وَ الـذین تَبـؤوا الدار وَ الإیمانَ مِن قَبلهِم»که عطف «الایمان» بر «الدار»صحیح نیست بلکه «الایمان»معمول فعل محذوف (اعتقدو الایمان) جامع بین« تَبَوؤا» و«ایمان» ←« ایثار» و ازخود گذشتگی مسلمانان صدر اسلام است . 📣نکته: اگر این شرط برای ویژگی 2️⃣1️⃣ذکر نمی شد . مثل« اِشتَرَیتُهُ بِدِرهَمٍ فَصا عَـداً »هم را شامل می شد یعنی این ویژگی برای« فـاء» هم می بود در حالی که اینگونه نیست ( قدر مشترک ندارد ) 3️⃣1️⃣عطف یک شی به هم معنای خودش (عطف الشی علی مرادفه) بوسیله «واو»صحیح است بخلاف سایر حروف عطف:« إنّما اَشکـو بَثِّی وَ حُزنی إلَی الله» 🔅 ابن مالک : این ویژگی برای «أو» هم وجود دارد : « من یَکسب خَطیئَةً أو إثمـاً» 📢تنبیه :گاهی واو عاطفه از این که معنای مطلق جمع داشته باشد خارج شده و به معنای «بـاء» جر استعمال می شود :مانند:«أنتَ أعلمُ ومالُکَ »و « بعتُ الشاء شاة وَ دِرهَمـاً» 🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺 🌾🌾🌾🌾🌾 مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee ارتباط با ما @Amir205 ─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─ ✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨ —•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—