در "کلی درس دارم ولی دارم با عذاب وجدان سریال می بینم، حوصلم سر رفت انقدر تو خونه موندم ولی حال ندارم برم بیرون، دلم برای دوستام تنگ شده ولی تو مود دیدنشون نیستم، آهنگام تکراری شده ولی نمی خوام آهنگای جدید گوش کنم، گشنمه ولی حال ندارم غذا درست کنم، زیاد خوابیدم ولی هنوز خستم، ۱۲۳۴۵ تا عکس گرفتم ولی هیچ کدوم خوب نشده، دلم مسافرت دسته جمعی می خواد ولی حوصلهی بقیه رو ندارم" ترین حالت ممکنم !
یک زمان هایی هست که برای بهتر شدنِ حالت، زمان می خواهی
دلت میخواهد بی هیچ توضیحی گوشه ای بنشینی و بدون دخالت آدم ها باخودت خلوت کنی، دستی به قفسه ی خاک گرفته ی افکارت بکشی، تا شاید بتوانی با خودت کنار بیایی و آرامش را به روزهایت برگردانی.
دقیقا نمی دانی چرا، اما حالت خوب نیست و اگر تمامِ دنیا هم جمع شوند، نمی توانند برایِ تو کاری کنند
که هر کاری کنند تو خوب نمی شوی...
گاهی همه چیز دست به دست هم می دهد تا تو به این نتیجه برسی؛
که یک حرف هایی را نمی توان زد
و یک بغض هایی را نمی توان شکست
گاهی جایی از زندگی قرار می گیری که بعد از آن به تمام آدم های کلافه ای که می خواهند تنها باشند حق می دهی.
همان جایی که خودت هم دقیقا نمی دانی مشکلت با خودت و با دنیا چیست
فقط کمی زمان می خواهی و سکوت، همین...
| @mydarkpart |