شاید یك مـن -
- حقیقتا دستم به نوشتن نمیره این روزا..
+ بیخیال دنیا...
چاقو تو بخور، کُند شد!
ویران شدن، تنها برای خانه اتفاق نمیافتد؛
من فرو ریختنِ یک آدم، آن هم با یک جمله را، خود به چشمِ خویشتن دیده ام!.
آنقدر که
از دست دادن چیزی،
ما را افسرده می کند؛
از داشتن همان چیز
احساس خوشبختی نمی کنیم...
و این ذات آدمیزاد است!
بدترین حالتی که ممکنه برای یه آدم پیش بیاد اینه که همزمان هم احساسی باشه و هم منطقی؛ یعنی قلبش داره مچاله میشه ها، ولی مجبوره منطقی تصمیم بگیره، بعدش باید روزها و ماهها و حتی سالها بشینه به قلبش توضیح بده که اگه اون کارو نمیکردم بیشتر مچاله میشدی!
اما مگه قلب حالیشه؟ وقتی دیگه صلحی نباشه بین عقل و قلبت، انگار لای منگنه ای، چون نه مغزت قلب داره، و نه قلبت مغز.