کاش میشد پولدارا به جای داستان های موفقیت شون،،پول هاشون رو با ما به اشتراک بذارن 🚶🏻♂
کشتمش..
خودم را میگویم
روی بدنش زخم های عمیقی ایجاد شده بود و بنظر میرسید که بیشتر از این نمیتواند زنده بماند، پس باید راحتش میکردم.
چشمهایش در آخرین لحظات بنظر خستهتر از همیشه میآمدند.
چاقو را برداشتم؛ بدنش را تیکه تیکه کردم و داخل یک پلاستیک مشکی گذاشتم و در نهایت آن را دم در گذاشتم تا با زبالههای ساعت نه شب، از اینجا دورش کنم.
خب چنلت برای من یه جور دیگه عزیزه؛
میدونی انگاری بوی پاییز میده..
و منی که 365روز، با تک تک پستات انس گرفتم
و تنها جایی بود که میوتش نکردم تا خیلی سریع پستاشو ببینم
و میدونم بدون شک، بی ریاترین و مود ترین متن ها از آنِ چنلت بود
و مهم تر از همه باعث شد منم به فکر تاسیسِ یه مکان برای تراوشات ذهنم باشم..
امیدوارم این یکسال لحظه های خوب و بدی که اینجا باهامون به اشتراک گذاشتی، چندین و چند ساله بشه؛
یک سالگیت مبارک
«یک عدد خود درگیر»عزیز♡
@Khoddargir