eitaa logo
تلخیص منطق تعلیمی
607 دنبال‌کننده
10 عکس
1 ویدیو
0 فایل
مطالب این کانال براساس درس روزانه المنطق التعلیمی بارگذاری می شود https://eitaa.com/almantiq ارتباط با ما @Amir205
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄* ✅خاتمه در لواحق قیاس 1️⃣قیاس مضمر یا ضمیر (قياس مضمر أو ضمير) ✔️در بیشتر گفتار و نوشتار ما، از قیاس‌ها استفاده می‌کنیم و ممکن است خودمان متوجه آن نباشیم. با این حال، اغلب اوقات ملتزم به ساختار منطقی قیاس کامل نیستیم: ✔️ممکن است یکی از مقدمات یا نتیجه را حذف کنیم (به دلیل وضوح مطلب، هوش مخاطب، یا سهواً). ممکن است نتیجه را قبل از مقدمات ذکر کنیم یا ترتیب طبیعی مقدمات را به هم بزنیم. به همین دلیل، گاهی اوقات دشوار است که کلام خود را به صورت یک قیاس کامل برگردانیم. 📢قیاسی که نتیجه یا یکی از مقدمات آن حذف شده باشد، «قیاس مضمر» نامیده می‌شود. و اگر فقط مقدمه کبری آن حذف شده باشد، به آن «ضمیر» گفته می‌شود. 🔘مثال‌ها برای قیاس مضمر: ۱. حذف کبری (ضمیر): اگر بگویید: «هذا انسان لأنه ناطق.» (این انسان است زیرا ناطق است.) صورت کامل قیاس: هذا ناطق(صغرى) و کل ناطق انسان(کبرى) ... فهذا انسان(نتیجه) در اینجا، کبری حذف شده و نتیجه مقدم شده است. ۲. حذف صغری و تقدیم نتیجه: اگر بگویید: «هذا انسان لأن کل ناطق انسان.» (این انسان است زیرا هر ناطقی انسان است.) در اینجا صغری (هذا ناطق) حذف شده و نتیجه (هذا انسان) مقدم شده است. ۳. اکتفا به مقدمات (حذف نتیجه): اگر بگویید: «هذا ناطق لأن کل ناطق انسان.» (این ناطق است زیرا هر ناطقی انسان است.) در اینجا نتیجه (هذا انسان) ذکر نشده است، زیرا با ذکر دو مقدمه، نتیجه (که همان انسان بودن است) بدیهی تلقی شده و نیازی به ذکر آن نیست. 🟢کسب مقدمات با تحلیل (تحلیل و برهان تحلیلی) در ابتدای کتاب اشاره شد که عقل برای رسیدن به مجهول، پنج دوره را طی می‌کند و سه دوره آخر آن را «فکر» نامیدیم. اکنون زمان آن است که این مراحل را بر کسب معلومات تصدیقی (مانند مقدمات قیاس) منطبق سازیم. در اینجا آن پنج دوره را مرور می‌کنیم: 1️⃣. مواجهه با مشکل (مواجهة المشکل) این دوره برای هر متفکری که قصد کسب مقدمات برای حل امری مجهول را دارد، ضروری است. اگر مشکلی مجهول وجود نداشته باشد که ذهن را به خود مشغول کند و فرد در سرگردانی جهل به آن قرار نگیرد، انگیزه‌ای برای تفکر و یافتن راه حل نخواهد بود. این دوره جزو مقدمات فکر است نه خود فکر. 2️⃣. شناخت نوع مشکل (معرفة نوع المشکل) هدف از شناخت نوع مشکل این است که: از جهت هیئت (ساختار) بفهمیم آیا قضیه حملیه است یا شرطیه (متصله، منفصله، موجبه، سالبه، و غیره). از جهت ماده (محتوا) بفهمیم که به کدام علوم، قواعد یا نظریات مربوط است. این شناخت پیش از شروع تفکر و کسب مقدمات ضروری است؛ در غیر این صورت، فرد در میان انبوهی از اطلاعات متوقف شده و ذهنش درهم پیچیده می‌شود و قادر به انتقال به اطلاعات مرتبط نخواهد بود. این دوره نیز جزو مقدمات فکر است نه خود فکر. 3️⃣. حرکت عقل از مشکل به سوی اطلاعات (حرکة العقل من المشکل إلى المعلومات) این اولین دوره تفکر و حرکات آن است. پس از رفع دو مرحله قبل، ذهن به سمت راه‌حل حرکت می‌کند و به سراغ اطلاعات ذخیره شده بازمی‌گردد تا مصالح لازم برای حل مشکل را از میان آن‌ها شکار کند. این رجوع و جستجو، یک حرکت و انتقال از مجهول به معلوم است و مبدأ تفکر محسوب می‌شود. 4️⃣ حرکت عقل در میان اطلاعات (حرکة العقل بین المعلومات) این دومین دوره تفکر است، مهم‌ترین و دشوارترین حرکت است و متمایزکننده متفکران واقعی است. کسی که بتواند اطلاعات موجود را به خوبی بررسی کند و به بدیهیات بازگردد تا راه حل اصلی را بیابد، به مقام علمی بزرگی دست یافته است. در این مرحله قواعد مضبوطی برای بررسی اطلاعات و کسب مقدمات لازم برای حل مشکل وجود ندارد، اما یک روش کلی وجود دارد که می‌توان به آن تکیه کرد و آن را «تحلیل» نامید. روش تحلیل (برهان تحلیلی) فرض کنیم مشکل ما یک قضیه حملیه باشد و بخواهیم آن را از طریق قیاس استثنایی اقترانی (حملی) حل کنیم: 🔴 الف) تجزیه مطلوب: مطلوب (قضیه حملیه) را به موضوع (حد اصغر) و محمول (حد اکبر) تجزیه می‌کنیم. 🟠 ب) جستجوی صفات: برای حد اصغر و حد اکبر، هر آنچه ممکن است بر آن‌ها حمل شود (جنس، نوع، فصل، خاصه، عرض عام) و هر آنچه ممکن است از آن‌ها سلب شود (قضایا ایجابی و سلبی)، جستجو می‌کنیم. 🔵 ج) ترکیب و تألیف: اطلاعات به دست آمده را بررسی می‌کنیم. آن‌هایی که حد اصغر در آن‌ها نقش موضوع یا محمول دارد را با آن‌هایی که حد اکبر در آن‌ها نقش موضوع یا محمول دارد، بر اساس قالب اشکال قیاس منطبق می‌کنیم. اگر توانستیم دو قضیه را به گونه‌ای تطبیق دهیم که شکل قیاسی با شروط کامل تشکیل شود، موفق شده‌ایم. در غیر این صورت، باید مسیر دیگری را جستجو کنیم. 📢نکته: اگر مطلوب یک قضیه شرطیه باشد، همین روش را دنبال می‌کنیم، مگر آنکه بخواهیم آن شرطیه را به قضایای حملیه لازمه‌اش برگردانیم.
🔺اگر بخواهیم مشکل را از طریق قیاس استثنایی حل کنیم: ⚫️ الف) بررسی لزوم و التزام: تمام ملزومات و لوازم مطلوب (و همچنین ملزومات نقیض مطلوب) را بررسی می‌کنیم. 🟤ب) بررسی تعارض صدق و کذب: تمام آنچه را که در صدق یا کذب با نقیض مطلوب معاند است، بررسی می‌کنیم. 🟣 ج) تألیف قیاس: 🔺از بررسی اول، قضایای متصله می‌سازیم و سپس عین مقدم و نقیض تالی را استثنا می‌کنیم. هر یک که منجر به تشکیل یک قیاس استثنایی اتصالی صحیح شد، ما را به مطلوب می‌رساند. 🔺یا از بررسی دوم، قضایای منفصله حقیقیه (یا مانعة الجمع/خلو) می‌سازیم، و عین یا نقیض جزء دیگر معاند با مطلوب را استثنا می‌کنیم. هر یک که منجر به تشکیل یک قیاس استثنایی انفصالی صحیح شد، ما را به مطلوب می‌رساند. 5️⃣. حرکت عقل از اطلاعات به سوی مجهول (حرکة العقل من المعلومات إلى المجهول) این آخرین مرحله تفکر است. هنگامی که موفق به تألیف یک قیاس منتِج شدیم، ذهن باید حتماً به نتیجه آن حرکت کند، زیرا همان حل مشکل و پاسخ به مجهول است. 🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺 🌾🌾🌾🌾🌾 مطالب این کانال براساس درس روزانه المنطق التعلیمی بارگذاری می شود: https://eitaa.com/almantiq ارتباط با ما @Amir205 ─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨ —•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄* ✅القياسات المركبة (قیاس‌های مرکب) ✔️مقدمه لزوم توقف استدلال‌ها بر مقدمات بدیهی برای جلوگیری از تسلسل بی‌نهایت. تمایز بین قیاس بسیط و قیاس مرکب بر اساس نوع مقدمات. 🔺قیاس بسیط: استدلال مستقیم از دو مقدمه بدیهی. 🔺قیاس مرکب: استدلال از طریق یک زنجیره از قیاس‌ها، که در آن مقدمات ممکن است خود نیازمند اثبات باشند. ✴️تعریف قیاس مرکب 🔅 تعریف دقیق: قیاسی که از ترکیب دو یا چند قیاس به منظور دستیابی به یک مطلوب واحد تشکیل شده است. این ترکیب به صورت یک زنجیره استدلالی است که در آن نتیجه یک قیاس می‌تواند به عنوان مقدمه قیاس بعدی عمل کند. 📢نکته: در عمل، بسیاری از استدلال‌های به ظاهر ساده، در واقع قیاس‌های مرکبی هستند که نتایج میانی آن‌ها به منظور اختصار حذف شده‌اند. ❇️اقسام القياس المركب (انواع قیاس مرکب) قیاس‌های مرکب را می‌توان بر اساس نحوه ارائه نتایج میانی به دو دسته اصلی تقسیم کرد: 1️⃣القياس الموصول (قیاس پیوسته) 🔴ویژگی: در این نوع قیاس، نتایج میانی (نتایجی که از قیاس‌های قبلی حاصل شده‌اند) حذف نمی‌شوند، بلکه به طور صریح به عنوان مقدمه قیاس بعدی ذکر می‌شوند. به عبارت دیگر، هر قیاس در این زنجیره، نتیجه قیاس قبلی را به عنوان یکی از مقدمات خود می‌پذیرد. 🟠 ساختار: قیاس 1: مقدمه 1 + مقدمه 2 --> نتیجه 1 قیاس 2: نتیجه 1 + مقدمه 3 --> نتیجه 2 … قیاس n: نتیجه n-1 + مقدمه n+1 --> مطلوب نهایی 🔅مثال: الف) کل شاعر حساس است. ب) و هر انسان حساس، رنج می‌برد. نتیجه واسطه: پس، هر شاعری رنج می‌برد. الف) هر شاعری رنج می‌برد. ب) و هر کس رنج می‌برد، دارای عاطفه قوی است. مطلوب اصلی: پس، هر شاعری دارای عاطفه قوی است. 🎶توضیح: در مثال فوق، “هر شاعری رنج می‌برد” هم نتیجه قیاس اول است و هم مقدمه قیاس دوم. 2️⃣ القياس المفصول (قیاس گسسته): 🟣ویژگی: در این نوع قیاس، نتایج میانی حذف می‌شوند و تنها مقدمات و مطلوب نهایی ذکر می‌شوند. این نوع قیاس به دلیل اختصار و سهولت در بیان، در علوم و استدلال‌های روزمره رایج‌تر است. 🔵 ساختار (به صورت خلاصه): مقدمه 1 + مقدمه 2 + … + مقدمه n --> مطلوب نهایی (نتایج میانی حذف شده‌اند) ✔️مثال (با استفاده از مثال قبلی): الف) کل شاعر حساس است. ب) و هر انسان حساس، رنج می‌برد. ج) و هر کس رنج می‌برد، دارای عاطفه قوی است. مطلوب اصلی: پس، هر شاعری دارای عاطفه قوی است. 🎶توضیح: در مثال فوق، نتیجه میانی (“هر شاعری رنج می‌برد”) ذکر نشده است، اما به طور ضمنی در زنجیره استدلال وجود دارد. ✳️اقسام خاص قیاس‌های مرکب 1️⃣ قياس الخلف (قیاس خُلف): 🔅 تعریف: قیاسی مرکب است که به منظور اثبات یک گزاره (مطلوب)، نقیض آن گزاره را فرض کرده و با استفاده از آن به یک تناقض می‌رسد. از آنجا که رسیدن به تناقض غیرممکن است، فرض نقیض گزاره اصلی باطل می‌شود و در نتیجه، گزاره اصلی اثبات می‌گردد. روش کار (به صورت گام به گام): 🔅فرض نقیض المطلوب: فرض می‌کنیم نقیض گزاره‌ای که می‌خواهیم اثبات کنیم (مطلوب)، صادق است. 🔅استنتاج لوازم از نقیض المطلوب: از این فرض (نقیض مطلوب)، به همراه سایر گزاره‌های صادق و پذیرفته‌شده، نتایجی را استنتاج می‌کنیم. 🔅رسیدن به تناقض: نشان می‌دهیم که یکی از این نتایج استنتاج‌شده، با یکی از گزاره‌های صادق و پذیرفته‌شده (مقدمات) در تناقض است. این تناقض نشان می‌دهد که فرض اولیه (نقیض المطلوب) نمی‌تواند صادق باشد. ✔️نتیجه‌گیری: از آنجا که نقیض المطلوب نمی‌تواند صادق باشد، خود المطلوب باید صادق باشد. ➰ ترکیب (ساختار): این قیاس معمولاً از دو بخش تشکیل می‌شود: ⚫️الف) بخش اقترانی شرطی: این بخش به منظور نشان دادن این است که اگر نقیض مطلوب صادق باشد، به یک تناقض خواهیم رسید. 🟠ب) بخش استثنایی: این بخش نتیجه می‌گیرد که از آنجا که به تناقض رسیده‌ایم، نقیض مطلوب باید کاذب باشد، و بنابراین خود مطلوب صادق است. 🔺 مثال (فرضی): می‌خواهیم ثابت کنیم: “خدا وجود دارد.” 1- فرض می‌کنیم: “خدا وجود ندارد.” 2- اگر خدا وجود نداشته باشد، پس نظمی در جهان وجود ندارد. (یک فرض) 3- اما ما می‌بینیم که در جهان نظم وجود دارد. (مشاهده) 4- پس فرض “خدا وجود ندارد” باطل است. 5- نتیجه: خدا وجود دارد. 📢 نکات: قياس الخلف یک ابزار قدرتمند در منطق و ریاضیات است. این قیاس معمولاً زمانی استفاده می‌شود که اثبات مستقیم یک گزاره دشوار باشد.
2️⃣قياس المساواة (قیاس مساوات/قیاس برابری): 🔅تعریف: قیاسی است که بر اساس رابطه برابری یا مساوات (یا حتی مشابهت) بین اشیاء یا مفاهیم استوار است. این قیاس از خاصیت تعدی رابطه برابری استفاده می‌کند. شکل کلی: الف = ب ب = ج پس، الف = ج مثال: علی = دوستِ حسن دوستِ حسن = برادرِ حسین پس، علی = برادرِ حسین 🔺شرط صدق: برای اینکه قیاس مساوات معتبر باشد، باید یک اصل کلی وجود داشته باشد که رابطه مساوات را تعریف کند (به عنوان مثال: “اگر دو چیز با چیز سومی برابر باشند، آن دو چیز نیز با هم برابرند”). این اصل معمولاً به صورت ضمنی پذیرفته می‌شود و در قیاس ذکر نمی‌شود. 📢 نکات و چالش‌ها: برخی از منطق‌دانان در مورد اینکه آیا قیاس مساوات واقعاً یک قیاس است یا خیر، اختلاف نظر دارند. چالش اصلی در تحلیل قیاس مساوات این است که حد وسط (واسطه) در آن به طور کامل در شرکت همه اجزاء قیاس استاندارد شرکت نمی‌کند. به عبارت دیگر، حد وسط (“ب” در مثال بالا) به طور کامل با موضوع و محمول یکی نمی‌شود. این موضوع باعث می‌شود که تحلیل آن به شکل قیاس‌های سنتی دشوار باشد. به همین دلیل، برخی آن را یک قیاس مفرد (تک گزاره‌ای) و برخی دیگر آن را یک قیاس مرکب می‌دانند. ☑️نتیجه‌گیری 🔺قیاس‌های مرکب ابزارهایی قدرتمند برای استدلال و اثبات گزاره‌ها هستند. 🔺درک ساختار و انواع قیاس‌های مرکب، به ما کمک می‌کند تا استدلال‌های پیچیده را بهتر تحلیل کنیم و از صحت آن‌ها اطمینان حاصل کنیم. 🔺قیاس‌های مرکب، به ویژه قیاس خلف، نقش مهمی در منطق، ریاضیات و فلسفه ایفا می‌کنند. 🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺 🌾🌾🌾🌾🌾 مطالب این کانال براساس درس روزانه المنطق التعلیمی بارگذاری می شود: https://eitaa.com/almantiq ارتباط با ما @Amir205 ─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨ —•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄* ✅استقراء 🟢فصل اول: تعریف استقراء 🔸۱.۱ مفهوم استقراء ✔️استقراء روشی است که در آن ذهن با بررسی چندین مورد جزئی، به یک حکم کلی دست می‌یابد. مثال: با مشاهده‌ی انواع مختلف حیوانات، می‌بینیم که هر یک فک پایین خود را هنگام جویدن حرکت می‌دهند. از این مشاهده‌ها نتیجه می‌گیریم: “هر حیوانی فک پایین خود را هنگام جویدن حرکت می‌دهد.” 🔹۱.۲ جایگاه استقراء در استدلال ✔️ استقراء پایه‌ی همه‌ی احکام کلی و قواعد عمومی است. هیچ قاعده‌ی کلی‌ای بدون بررسی جزئیات به‌دست نمی‌آید. در استقراء، از خاص به عام می‌رسیم. برخلاف استقراء، در قیاس از عام به خاص استدلال می‌شود. 🟠فصل دوم: اقسام استقراء ✔️استقراء به دو دسته‌ی اصلی تقسیم می‌شود: 🔹۲.۱ استقراء تام ⬅️در این روش همه‌ی جزئیات بررسی می‌شوند. نتیجه‌ای که از استقراء تام گرفته می‌شود یقینی است. این روش شبیه به قیاس مقسّم است. ▪️مثال قیاس مقسّم: هر شکلی یا کروی است یا چندضلعی. هر شکل کروی محدود است. هر شکل چندضلعی محدود است. نتیجه: هر شکلی محدود است. 🔸۲.۲ استقراء ناقص ⬅️در این روش فقط برخی از جزئیات بررسی می‌شوند. نتیجه‌ی استقراء ناقص ظنّی است (یقینی نیست). امکان دارد مواردی وجود داشته باشند که در آن‌ها حکم کلی صادق نباشد. مثال: حکم می‌کنیم “همه‌ی حیوانات فک پایین را حرکت می‌دهند” اما استثنایی مانند تمساح وجود دارد که فک بالایی را حرکت می‌دهد. فصل سوم: یک شبهه و پاسخ آن 🔹۳.۱ طرح شبهه ⬅️بیشتر قیاس‌ها در علوم بر مبنای قواعد کلی هستند. این قواعد کلی با استقراء به‌دست می‌آیند. اما بیشتر پدیده‌ها نامتناهی هستند؛ پس استقراء تام ممکن نیست. اگر استقراء ناقص ظنّی است، پس بیشتر قیاس‌های ما ظنّی خواهند بود و علوم ما یقینی نیستند! مثال‌هایی که نشان می‌دهد به برخی قواعد کلی یقین داریم، بدون استقراء تام: کل از جزء بزرگ‌تر است. دو، نصف چهار است. هر آتشی می‌سوزاند. هر انسانی می‌میرد. ▪️۳.۲ حل شبهه: چهار گونه استقراء 🔺گونه‌ی اول: استقراء مبتنی بر مشاهده‌ی محض تنها بر اساس دیدن برخی جزئیات، حکم کلی داده می‌شود. نتیجه قطعی نیست و قابل نقض است. مثال: مشاهده‌ی حرکت فک پایین در برخی حیوانات. 🔺گونه‌ی دوم: استقراء مبتنی بر تعلیل (کشف علت) پژوهشگر علت ثبوت یک وصف را در جزئیات کشف می‌کند. وقتی علت پیدا شد، حکم کلی قطعی خواهد بود. مثال: کشف علت تأثیر دارو در ایجاد اسهال. 🔺گونه‌ی سوم: استقراء مبتنی بر بدیهه‌ی عقل برخی احکام کلی تنها با تصور موضوع و محمول به‌دست می‌آیند. نیاز به مشاهده‌ی جزئیات نیست. مثال: “کل از جزء بزرگ‌تر است.” 🔺گونه‌ی چهارم: استقراء مبتنی بر مماثلت کامل وقتی جزئیات کاملاً شبیه هم باشند، بررسی یکی برای حکم به همه کافی است. مثال: اگر یک میوه از یک نوع طعم خوبی داشت، همه‌ی میوه‌های آن نوع طعم خوبی دارند. ☑️فصل چهارم: جمع‌بندی 🔺 استقراء ناقص همیشه ظنّی نیست. 🔺اگر استقراء بر تعلیل، بدیهه‌ی عقل، یا مماثلت کامل استوار باشد، نتیجه قطعی است. 🔺استقراء مبتنی بر تعلیل در منطق جدید “روش استنباط” یا “روش پژوهش علمی” نامیده می‌شود. 🔺 این روش نقش مهمی در پیشرفت علوم دارد. ✔️نکته‌ی پایانی: استقراء تنها زمانی ظنّی است که صرفاً بر مشاهده‌ی محض تکیه کند. در غیر این صورت، می‌تواند یقین‌آور باشد. 🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺 🌾🌾🌾🌾🌾 مطالب این کانال براساس درس روزانه المنطق التعلیمی بارگذاری می شود: https://eitaa.com/almantiq ارتباط با ما @Amir205 ─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨ —•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄* ✅تمثیل 🟢فصل اول: تعریف تمثیل 🔹۱.۱ مفهوم تمثیل ✔️ تمثیل سومین نوع از انواع حجت و استدلال است. در این روش، ذهن از حکم یک چیز به حکم چیز دیگر منتقل می‌شود به دلیل وجه مشترک بین آن دو. به عبارت دیگر: اثبات حکم برای یک جزئی، به دلیل ثبوت همان حکم در جزئی مشابه دیگر. 🔸۱.۲ تمثیل در اصطلاح فقهی تمثیل در نزد فقها به قیاس معروف است. اهل سنت: قیاس را یکی از ادله احکام شرعی می‌دانند. امامیه: حجیت قیاس را نمی‌پذیرند و عمل به آن را “تحقیر دین” و “تضییع شریعت” می‌دانند. ▪️۱.۳ مثال کاربردی اگر ثابت شود نبیذ (شراب خرما) در خاصیت مست‌کنندگی شبیه خمر است. و اگر حکم خمر حرام باشد. می‌توان نتیجه گرفت نبیذ هم حرام است (یا حداقل احتمال حرمت دارد) به دلیل اشتراک در جهت اسکار. 🟣فصل دوم: ارکان تمثیل ☑️تمثیل چهار رکن اساسی دارد: *️⃣رکن + شرح + مثال (نبیذ و خمر) 1️⃣ اصل /جزئی اول که حکم آن معلوم است / خمر 2️⃣ فرع / جزئی دوم که می‌خواهیم حکم را برای آن اثبات کنیم / نبیذ 3️⃣ جامع / وجه مشترک و جهت شباهت بین اصل و فرع / اسکار (مست‌کنندگی) 4️⃣حکم / آنچه در اصل ثابت است و می‌خواهیم برای فرع اثبات شود / حرمت ✅ اگر هر چهار رکن موجود باشد، تمثیل منعقد می‌شود. ❌ اگر اصل حکم معلومی نداشته باشد یا جامع مشترک نباشد، تمثیل صورت نمی‌گیرد. 🟤فصل سوم: ارزش علمی تمثیل 🔸۳.۱ ارزش معمول تمثیل: ظن و احتمال ✔️ تمثیل عمدتاً تنها احتمال می‌آورد، نه یقین. 🔺دلیل: تشابه دو چیز در یک یا چند صفت، به معنای تشابه در همه صفات نیست. مثال: اگر دو نفر در چهره یا عادات شبیه باشند و یکی مجرم باشد، نمی‌توان به دیگری نیز حکم مجرمیت داد. قیافه‌شناسی نیز از همین باب است: قیافه‌شناس ممکن است بر اساس شباهت ظاهری، درباره اخلاق فرد حکم کند. اما چنین حکمی قطعی نیست و ممکن است خطا باشد. 🔸۳.۲ تمثیل وقتی مفید یقین است اگر ثابت شود که جامع (وجه مشترک)، علت تامه برای ثبوت حکم در اصل است. در این صورت، با اطمینان می‌گوییم حکم در فرع نیز ثابت است. زیرا معلول هرگز از علت تامه خود تخلف نمی‌کند. ⚠️ مشکل اصلی: اثبات علت تامه بودن جامع کار بسیار دشواری است، حتی در امور طبیعی. ▫️۳.۳ تمثیل در مسائل شرعی در فقه، تنها راه اثبات علت تامه، نص شرعی است. اگر شارع (قانون‌گذار شرع) خود علت حکم را بیان کند، دیگر اختلافی در کاربرد تمثیل نیست. مثال: حدیث از امام علی(ع): “آب چاه وسیع است و چیزی آن را فاسد نمی‌کند… زیرا برای آن مادّه‌ای (منبع جاری) هست.” از این حدیث استفاده می‌شود: هر آبی که منبع جاری دارد (مانند آب حمام، آب لوله‌کشی) وسیع است و نجاست آن را فاسد نمی‌کند. 🔵فصل چهارم: تبدیل تمثیل به قیاس برهانی ✔️وقتی جامع به عنوان علت تامه ثابت شود، تمثیل به قیاس برهانی تبدیل می‌شود: ☑️قالب قیاس: حد اکبر: حکم (مثلاً: “وسعت و عدم فساد با ملاقات نجاست”) حد اصغر: فرع (مثلاً: “آب حمام”) حد وسط: جامع/علت (مثلاً: “داشتن مادّه/منبع جاری”) مثال به صورت قیاس: آب حمام دارای مادّه (منبع جاری) است. هر آبی که دارای مادّه باشد، وسیع است و چیزی آن را فاسد نمی‌کند. ✅ نتیجه: آب حمام وسیع است و چیزی آن را فاسد نمی‌کند. در این حالت، استدلال دیگر “تمثیل” یا “قیاس فقهی مورد اختلاف” نیست، بلکه یک قیاس برهانی یقین‌آور است. خلاصه نکات کلیدی 🔺 تمثیل معمولاً ظن‌آور است. 🔺اگر جامع به عنوان علت تامه ثابت شود، تمثیل یقین‌آور می‌شود. 🔺 در فقه، تنها راه استفاده یقینی از تمثیل، نص شرعی بر علت است. 🔺 تمثیل با علت تامه، در واقع یک قیاس برهانی است. 🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺 🌾🌾🌾🌾🌾 مطالب این کانال براساس درس روزانه المنطق التعلیمی بارگذاری می شود: https://eitaa.com/almantiq ارتباط با ما @Amir205 ─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨ —•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄* ✅با کمال مسرت، دفتر « منطق تعلیمی یک » نیز ورق خورد و به پایان رسید.😍 ✴️در این مسیر، از هم‌نشینی با اندیشه و آموختنِ شیوه‌ی درستِ اندیشیدن بهره بردیم و چراغی دیگر بر مسیر فهم و تدبر افروختیم. ❇️از همراهی شما گرامیان صمیمانه سپاسگزاریم؛ امید که این گفت‌وگوهای علمی، توشه‌ای ماندگار برای ژرف‌نگری و دقتِ بیشتر در مسیر دانش بوده باشد.🤲 ان‌شاءالله در ادامه نیز از مباحث علمی و آموزشی تازه بهره‌مند خواهیم شد. تا دیداری دیگر، در پناه دانایی و روشنایی.🤚 این حقیر را از نکته نظرات خود بهرمند فرمائید تا نواقص موجود در ادامه ی بحث منطق رفع گردد. إن شاءالله ارتباط با ما @Amir205 ─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾─ خادم الطلاب : الفقیر امیر قادری —•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—