eitaa logo
ألنکت الأدبیة والٱصولیة
1.9هزار دنبال‌کننده
105 عکس
39 ویدیو
89 فایل
ادمین @Alhamd_leallah کانال شرح الجامی @sharholjami کانال شرح ریاض السالکین @RiazAlsalekin کانال مختصرالمعانی @MOKHTASAR_ALMANI
مشاهده در ایتا
دانلود
از مشهورترین و مهم‌ترین داستان‌های نحوی در تاریخ ادبیات عرب مسئله زنبوریه» است. این داستان، اوج تقابل دو مکتب بزرگ نحو (بصره و کوفه) را به تصویر می‌کشد. در دوران خلافت هارون الرشید، دو پیشوای بزرگ علم در بغداد حضور داشتند: یکی سیبویه، دانشمند بزرگ ایرانی و امام مکتب بصره و دیگری علی بن حمزه کسایی امام مکتب کوفه و معلم فرزندان خلیفه. یحیی بن خالد برمکی، وزیر بانفوذ هارون الرشید، ترتیب مناظره را میان این دو استاد بزرگ داد تا برتری یکی بر دیگری مشخص شود. مجلس با حضور بزرگان و محققان آراسته شد. کسایی که از جایگاه خود در دربار مطمئن بود، موضوع را مطرح کرد که به «مسئله زنبوریه»معروف شد. او این جمله را به سیبویه عرضه می کند و از او خواست آن را کامل کند: «کُنتُ أَظُنُّ أَنَّ العَقرَبَ أَشَدُّ لَسعَةً مِنَ الزُّنبُور، فَإِذَا هُوَ...». ترجمه: «من گمان می‌کردم که نیش عقرب از زنبور شدیدتر است، اما [دریافتم که] او...» سیبویه با تکیه بر قیاس و اصول منطقی مکتب بصره، جمله را اینگونه کامل کرد: «فَإِذَا هُوَ هِیَ» به این معنا که: «ناگهان [دریافتم که] او (زنبور) همان است (یعنی شدیدتر است).» در این ساختار، «هو» مبتدا و «هی» خبر است و هر دو باید مرفوع باشند. این پاسخ از نظر دستوری کاملاً بی‌نقص و منطقی بود. اما کسایی مخالفت کرد و گفت عرب بادیه‌نشین اینگونه نمی‌گویند. او مدعی شد که پاسخ صحیح این است: فَإِذَا هُوَ ایاها در این ساختار، ضمیر «إِیَّاهَا» مفعول‌به یک فعل محذوف در نظر گرفته شده است‌، گویی معنای جمله چنین است: «ناگهان او را همان یافتم.» این پاسخ از نظر قیاس ضعیف بود، اما ادعای می‌کرد که آن را از زبان عرب‌های اصیل شنیده بود. بحث میان آن دو بالا گرفت. سیبویه بر منطق و قاعده پافشاری می‌کرد و کسایی بر شنیده‌ها و روایات. چون به نتیجه نرسیدند، تصمیم گرفتند از اعراب بادیه‌نشینی که در دربار حضور داشتند، داوری بخواهند. کسایی که از نفوذ خود در دربار آگاه بود، پیش از داوری با اعراب صحبت کرده و آنها را با خود همراه ساخته است. وقتی از بادیه‌نشینان پرسیدند، همگی جانب کسایی را گرفتند و گفتند که حق با اوست. در آن مجلس باشکوه، سیبویه، دانشمند بزرگ و غریبی که تمام عمر خود را صرف زبان عربی کرده بود، در برابر چشم همگان شکست خورد. این شکست برای او که به درستی دانش خود ایمان داشت، بسیار سنگین و خردکننده بود که دیگر در بغداد نماند. با دلی شکسته به زادگاهش در فارس بازگشت و از شدت غم و اندوه، در جوانی بیمار شد و درگذشت.¹ این داستان فقط یک مناظره ساده نیست، بلکه نماد تقابل دو نگرش بنیادین در علم نحو است: مکتب بصره (سیبویه):مبنی برقیاس و منطق. از نظر آن‌ها، زبان یک سیستم قانونمند است و حتی اگر چیزی از عربی شنیده نشده باشد، تا زمانی که با اصول و قواعد منطقی زبان سازگار باشد، تلقی صحیح می‌شود. مکتب کوفه (کسایی):مبنی برسماع از نظر آن‌ها، مرجع اصلی زبان، گفتار عرب‌های بادیه‌نشین است و هر آنچه از آن‌ها شنیده می‌شود، حتی اگر نادر و خلاف قیاس باشد، حجت است. ¹مغنی اللبیب @alnokat
هدایت شده از KHAMENEI.IR
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 ببینید؛ نماهنگ جدید KHAMENEI.IR 📹 مثل فرعون ✏️ رهبر انقلاب: آن بابایی که با نخوت و غرور نشسته آنجا راجع به همه‌ی دنیا قضاوت میکند، او هم بداند که معمولاً‌ مستبدّین و مستکبران عالم، ✏️ از قبیل فرعون و نمرود و رضاخان و محمّدرضا و امثال اینها، وقتی که در اوج غرور بودند سرنگون شدند، 👈 این هم سرنگون خواهد شد. ۱۴۰۴/۱۰/۱۹ 🎨 در همین موضوع پوستر «مثل فرعون» را از اینجا ببینید. 📥 سایت 🖥 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از رادیو معارف
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مبارک است به خلق و خدا نبوت تو خجسـته باد به عالم ظهور دولت تو مبعث رسول مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم تبریک و تهنیت باد🌺♥️ 🚩 @RadioMoharram
نکته‌ای بلاغی از تفسیر کشاف زمخشری در آیه «فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ» اولین آیه ای که به پیامبر اکرم ص نازل شد تا ایان تبلیغ خود را علنی و آشکار سازند آیه ۹۴ سوره حجر است: «فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ» (پس آنچه را بدان مأموری آشکار کن و از مشرکان روی بگردان). زمخشری در تحلیل این آیه، نسبت به فعل «فَاصْدَعْ» گفته است: معنای اصلی و حقیقی ماده «صَدَعَ» در زبان عربی، «شکافتن و جدا کردن» چیزی سخت و جامد است، مانند شکافتن شیشه یا دیوار. از همین ریشه، کلمه «صُداع» به معنای سردرد نیز می‌آید، گویی که سر از شدت درد در حال شکافتن است. دو وجه استعاره برای این جمله: ۱. جهر و اظهار همانند طلوع فجر: زمخشری می‌گوید «فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ» یعنی «اجهر به وأظهره» (آن را آشکار و ظاهر کن). او این معنا را به «الصدیع» که به معنای سپیده دم و فجر است، پیوند می‌زند. همان‌طور که سپیده دم، پرده تاریکی شب را می‌شکافد و نور را آشکار می‌سازد، به پیامبر (ص) نیز امر می‌شود که با ابلاغ آشکار و بی‌پرده وحی، پرده جهل و شرک را بشکافد و نور حقیقت را بر همگان عیان سازد. این استعاره، ابلاغ دین را به یک پدیده طبیعی قدرتمند و روشنگر تشبیه می‌کند که به صورت قاطع، تاریکی را از بین می‌برد. ۲. جداسازی حق از باطل: وجه دوم و عمیق‌تری که زمخشری به آن اشاره می‌کند این است که «فَاصْدَعْ» به معنای «فافرق بین الحق والباطل» است. همان‌گونه که یک شکاف، دو بخش یک جسم صلب را از هم جدا و متمایز می‌کند، دعوت آشکار پیامبر (ص) نیز باید همانند یک خط فاصل، مرز میان ایمان و کفر، و حق و باطل را به طور کامل مشخص و تفکیک نماید.¹ نکته فنی در ایه این است که انتخاب واژه «اصدع» به جای واژه‌هایی مانند «بلّغ» (برسان) یا «اجهر» (آشکار کن)، ابعاد بسیار عمیق‌تری به معنای آیه می‌بخشد. این واژه، تصویری حسی و ملموس از یک عمل قدرتمند و تأثیرگذار ارائه می‌دهد. ابلاغ پیامبر (ص) صرفاً یک بیان لفظی نیست، بلکه عملی است که ساختارهای فکری و اجتماعی شرک‌آمیز را در هم می‌شکند و در دل‌های مخاطبان تأثیری عمیق و شکافنده بر جای می‌گذارد؛ تأثیری که واکنش‌های آنان، اعم از پذیرش یا انکار را به وضوح بر چهره‌هایشان نمایان می‌سازد، همان‌طور که اثر شکاف بر روی شیشه آشکار است. به گفته برخی از مفسرین، فصاحت این تعبیر به حدی بود که نقل شده است یک فرد اعرابی با شنیدن این آیه به سجده افتاد و علت را فصاحت کلام دانست. ¹کشاف،ج۲،ص۵۹۰ @alnokat
ماه شعبان منه از دست قدح، کاین خورشید از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ادبیات عرب مدیون یک شیرازی است. معرفی یک عالم شیرازی در خبرگزاری فارس، کسی که پدر علم نحو در ادبیات عرب شد، تا آنجا که به وی امام النحویین گویند. @alnokat
📌 انتشار کتاب «شرح احوال ادیب نیشابوری»       به‌روایت استاد شیخ محمدکریم پارسا       ویرایش و تدوین: سیدمجتبی جزائری 🔸در کتاب شریف اقیانوس علم و معرفت اشاره شده به اینکه حضرت استاد شیخ محمدکریم پارسا در زمان تحصیل، قبل از آنکه با مرحوم علامه طباطبائی(رض) آشنا بشوند، مدت زمانی حدود سه سال در مشهد مقدس ادبیات زبان عرب را از محضر استاد بی‌نظیر این علم، مرحوم شیخ محمدتقی ادیب نیشابوری ملقب به ادیب ثانی (رض) فرا گرفته‌اند. 🔹 نظر به اینکه حضرت استاد پارسا خاطرات و محفوظات فراوان از آن دوران و در ارتباط با حضرت ادیب دارند، بر آن شدیم که خاطرات استاد پارسا درباره ادیب را جمع‌آوری و در اختیار جامعه فرهنگی و علمی قرار دهیم تا زمینه تجلیل و بزرگداشت نسبت به هر دو بزرگوار فراهم آید. 🔺نتیجه این تلاش‌ها در کتابی به نام «شرح احوال عالم جامع، مرحوم استاد علّامه، آقای شیخ محمدتقی ادیب نیشابوری (ادیب ثانی)» اینک از سوی «نشر اقیانوس علم» به زیور طبع آراسته شده و در دسترس علاقمندان قرار گرفته است. @alnokat
نامه عبدالکریم سروش راجع به ربع پهلوی من بحقیقت مسخره‌تر و مضحکه‌تر و فرومایه‌تر از این شخصیّت نالایق و نادان و این مجسمه خیانت به وطن در عمرم ندیده‌ام. اگر کسی را بتوان «جاهل مرکّب» خواند هم اوست که نمی‌فهمد و نمی‌فهمد که نمی‌فهمد. غرق منجلاب است و می‌پندارد گلاب است. مالیخولیای قدرت او را چنان مست کرده که از تهی‌مغزی و یاوه‌گویی خود خبر ندارد و همینکه مشتی مشتریان مخبط برایش کف می‌زنند و دف می‌زنند، از فرط شوق گریبان چاک می‌کند و از خاک بر افلاک می‌پرد.‌پدربزرگش را استعمارگران آوردند و بردند. پدرش هم که خادم همان مخدومان بود به خلق جفا کرد و از خلق قفا خورد و در غربت با خفت مُرد و این یکی فقط خورده و خوابیده ولی هنوز نمُرده! و اکنون زهی سفاهت و بلاهت که این پیرکودک بی‌فرهنگ می‌خواهد در رکاب سرجوخه‌های اسرائیلی آفاق را درنوردد و پا بر خاک ایران نهد و طاوس علّیین و سلطان مشرق زمین شود.‌والله چنین اوهامی در خواب مستان خراب هم نمی‌گنجد و نمی‌دانم با کدام افسون و افیون وی را چنین مست و مجنون کرده‌اند که تب کرده و کف بر لب آورده و خواب پنبه دانه می‌بیند.‌ مرا با وی سخنی نیست که سخن گفتن با ابلهان، عین ابلهی است. به فریفتگان و خریداران او می‌گویم که: بر تو دل می‌لرزدم ز اندیشه‌ای / با چنین خرسی مرو در بیشه‌ای، این دلم هرگز نلرزید از گزاف / نور حق است این نه دعویّ و نه لاف.به فریفتگان و خریداران او می‌گویم: لااقل رهبری را برگزینید که اهل کام و ناز نباشد و جوانی را در عشرت و بطالت سپری نکرده باشد و طوق بردگی بر گردن و جامهٔ ذلّت بر تن نداشته باشد و شرم و شرافتی و عقل و شجاعتی در او دیده شود. @alnokat
ألنکت الأدبیة والٱصولیة
نامه عبدالکریم سروش راجع به ربع پهلوی من بحقیقت مسخره‌تر و مضحکه‌تر و فرومایه‌تر از این شخصیّت نا
این متن نمونه‌ای از نثر سیاسی هجایی و انقلابی معاصر فارسی است که از ترکیب زبان فاخر ادبیات کلاسیک با گفتمان تهاجمی و اعتراضی مدرن استفاده می‌کند. نویسنده از تمام ظرفیت‌های زبانی( مانند:استعاره(مالیخولیای قدرت)کنایه(طوق بردگی برگردن)جناس(خلق جفا کرد و از خلق قفا خورد)تضاد(خاک و افلاک)تلمیح(اشاره به اصطلاح جاهل مرکب)و...) برای تحقیر و تخریب شخصیت مقابل بهره برده است.