از آن سوی تاریکی
https://eitaa.com/alone_wale/4574 عه مائم دیروز صبح زلزله اومد ساعت ۵:۵۵ دقیقه اونم ۵ ریشتر. (حالا ۵
کجا زلزله اوم_؟
(اگه اومد هم حس نکر_)
هدایت شده از شماره "۱"
اشکالی ندارد اگر مرا دوست نداری، من باز هم از برایت مینوازم. تارهای گیتار را زیر و رو میکنم، فقط و فقط به خیال زیر و رو کردن دستانت.
اشکالی ندارد اگر زیبا نیستی، من نیز نازیبا ام، تو میگویی درد کشیدهای، من تو را دردهایت دوست دارم، دردهایی که مانند یک سد اجازه نمیدهند خنده به چشمانت برسد.
چشمان غمگینت... من آنها را دوست دارم. دوست دارم آنقدر به آنها خیره شوم که در اقیانوسشان، غرق شوم.
پس بلندتر خواهم نواخت عشق من، آنقدر بلند که تو بشنوی.
آیا میشنوی؟ یا نفرتت از خود، گوشهایت را بر عشق من بسته است؟