از آن سوی تاریکی
هورماینی تو دیگه چرااااا
باحاله 🤣🤣🤣
*در حال زنگ زدن به دوستم تا بریم فروشگاه عکس بگیریم*
از آن سوی تاریکی
باحاله 🤣🤣🤣 *در حال زنگ زدن به دوستم تا بریم فروشگاه عکس بگیریم*
وای وای خیلی ایده سمی بود
بعد فروشنده ها چپ چپ نگامون میکردن
بعد خب نمیخواستیم چیزی بخریم بعد مونده بودیم که چطور بدون خرید بیایم بیرون که گوشیم زنگ خورد و مامانم بود
بعد همون لحظه از این آهنگای دینگ دینگ دینگ تو فروشگاه پلی شد
یجوری از آخر فروشگاه تا تو پیاده رو دویدم
فقط خدا میدونه
دیگه تونستیم خرید نکنیم
از آن سوی تاریکی
منکه میدونم الان فکر کردن ما دزدیم، داریم یچیزی میدزدیم
یکم دیگه میموندین به پلیس رنگ میزدــ🗣️🤣
از آن سوی تاریکی
به خداااا
الو سلام اداره پلیس؟
یه چند تا دختر ترسناک اومدن دارن با صابون گلنار عکس میگیرن.
فکر کنم از تیمارستانی جایی فرار کردن
زود بیاین ما داریم وحشت میکنیم🗣️🗣️🗣️