امروز با یکی رفتیم بیرون و کلی راجع به کتاب های که خوندیم فک زدیم خیلی خوب بود حسش 😭😭😭😭😭
هدایت شده از کاغذ های بی امضا
📪پیام جدید
شرمندتم کاریا...
نمی دونم چه بگم...
فقط امیدوارم اوضاع خوب شه...
بهتر از الان...
هدایت شده از کاغذ های بی امضا
📪 پیام جدید
تابلوی شب پرستاره... اثر ونگوگ...1889
تنها در اعماق...
عادت به تنهایی...
دوری از آدما...
عادت بد...
آینده ی بدون امید...
خستم از همچی از انتخابام از بعضی دوستام از مردم از مجازی از مدرسه از هرچیزی کاش میشد یکم از دنیا استفا داد
انگار هرچی تلاش میکنم درجا میزنم
هیچ پیشرفتی ندارم هیچکس حتی خودم
راضی نمیشه اصن
دلم نمیخواهد راجع بهش با کسی حرف بزنم این روزا انقدر گریه کردم خشکی چشم گرفتم